پژوهشی پیرامون تدبر در قرآن

نویسنده : ولی الله نقی پورفر

پیشگفتار

کتاب حاضر، حاصل بحثهایی است که در دانشکده تربیت معلم قرآن تدریس گردید.
این بحثها به ضرورت، به عنوان مقدمه ای بر مباحث تفسیر موضوعی و سوره ای که بر عهده اینجانب قرار داشت در فرصت یک ترم مطرح گردید، سپس بهمت تنی چند از دانش جویان گرانقدر، جمع آوری گشته در اختیار نگارنده قرار گرفت و در طی سه دوره تدریس بر آنها افزوده گشت، سپس طرح مباحث و مطالب آن، بعضا یا کلا، در اختیار بعضی از اساتید بزرگوار قرار گرفت که ضمن راهنمایی های سودمند روند مباحث و محتوای آن را مورد لطف و عنایت خویش قرار دادند.
این مباحث، در ابتدا، جهت معلمان و مربیان قرآن فراهم گشته است، تا که با فراگیری آن، به زبان ساده تر برای دانش آموزان و طالبین فرهنگ قرآن مطرح گردد، از این رو فهم بعضی از مطالب آن، نیازمند آگاهی از اصول فقه، فقه احکام و ادبیات عرب می باشد؛ لیکن بهرحال عمده مطالب آن می تواند مورد استفاده عموم اقشار تحصیل کرده قرار گیرد.
امید است این مجموعه و مجموعه های دیگری که به عنایت الهی در دست اقدام است به سهم خویش، قدم موثری در گسترش فرهنگ قرآن و انس توده های مسلمان با آن، بردارد.
در پایان از دانشجویان محترمی که در تهیه این مجموعه زحمات بی شائبه ای را تقبل فرمودند و از اساتید بزرگواری که هر یک به سهم خویش، در طرح مباحث یا محتوای آن ارشاداتی فرمودند، من جمله، از استاد بزرگوار حضرت آیت الله جوادی آملی و استاد دکتر سید محمد باقر حجتی و دکتر احمد بهشتی کمال تشکر را دارم، و در ضمن از صاحب نظران عزیزی که مطالب این نوشته را مورد عنایت قرار داده، تذکرات خویش را به اینجانب ابلاغ نمایند، پیشاپیش سپاسگزاری می نمایم.
ربنا تقبل منا انک انت السمیع العلیم
ولی الله نقی پور فر
قم 29/7/1371

مقدمه

(1) شان و مقام قرآن

قرآن را بر دیگر سخنان رفعتی است که در وصف نمی گنجد و آنها را قیاس با قرآن نتوان نمود همچنانکه نه مخلوق را با خالق می توان سنجید و نه افعال آنان را با فعل خدا می توان مقایسه کرد:
فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل الله علی خلقه. (بخار، ج 92، ص 19)
ان کلام الباری سبحانه لا یشبه کلام الخلق کما لا یشبه افعاله افعالهم (بحار، ط بیروت، ج 89، ص 107 و ج 90، ص 90)
مگر نه اینکه قرآن تجلی خاص خداوند سبحان می باشد بی آنکه به چشم بصر بتوان مشاهده کرد، و به چشم بصیرت به کنه ذاتش پی برد:
فتجلی لهم سبحانه فی کتابه من غیر آن یکونوا راوه بما اراهم من قدرته.
(نهج البلاغه، خ 147)
تجلی اعظمی که ملموس ترین و مشهودترین شهود و حضور را جلوه گر است:
اللهم انی اسئلک بالتجلی الاعظم فی هذه الیله من الشهر المعظم.
(مفاتیح، دعای شب مبعث)
از این رو، آکه شوق دیدار معشوق بسر می پروراند و در هوای وصالش، شب را به صبح می رساند و از درد هجران و لذت حضور به سجده در آمده، مهر از راز دل بر گرفته، عقده ها را گشوده، در خلوت انس محبوب به نجوا در آمده است و گریان و نالان درمان درد می جوید و سکونت در جوارش را مسئلت می نماید.(1)
و آنکه در بازار پر غوغای زندگی، بهشت برین را بر متاع فانی ترجیح داده، چشم امید به نعمت ابدی دوخته است.
و آنکه از خوف غضب الهی، از لذت حرام، دست شسته، به انتظار عفو و مغفرت الهی نشسته است،(2) همه و همه باید بسوی قرآن شتاب گیرند تا بقدر توان از سفره گسترده الهی بهرمند گشته، مطلوب خویش را بدست آورند:
الا من استاق الی الله فلیستمع کلام الله. (صلی الله علیه و آله و سلم) (کنز العمال، خ 2472)
(بهوش باشید هر که شوق دیدار خدا دارد پس به سخن خدا (قرآن) گوش فرا دهد).
اذا احب احدکم آن یحدث ربه فلیقرء القرآن (صلی الله علیه و آله و سلم) (کنز العمال، خ 2258)
(هرگاه یکی از شما عشق و علاقه داشت که با پروردگارش سخن تازه کند پس قرآن بخواند).
القرآن مادبه الله فتعلموا من مادبته ما استطعتم. بحار، ج 92، ص 19 بدون من (کنز، خ 2356، آن هذا القرآن ...)
(قرآن سفره گسترده الهی است پس به تعلیم از سفره گسترده اش بقدر توان برگیرید).
به پیام ملکوتی قرآن ناطق، علی (علیه السلام)، گوش فرا دهیم که چه زیبا از عظمت قرآن و ضرورت انس و تدبر در آن، سخن می گوید:
و اعلموا آن هذا القرآن هو الناصح الذی لا یغش و الهادی الذی لا یضل و المحدث الذی لا یکذب و ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزیاده او نقصان؛ زیاده فی هدی او نقصان فی عمی.
(آگاه باشید که این قرآن یگانه خیر خواهی است که تقلب و خیانت نمی کند و هدایتگری است که گمراه نمی نماید و سخنگویی است که دروغ نمی گوید، هیچ کس هم نشین با این قرآن نگشت مگر اینکه از کنار قرآن با افزایشی و یا کاهشی برخاست، افزایشی در هدایت و یا کاهشی از کوری و ضلالت).
اعلموا انه لیس علی احد بعد القرآن من فاقه، و لا لا حد قبل القرآن من غنی، فاستشفوا من ادوائکم، و استعینوا به علی لاوائکم فان فیه شفاء من اکبر الداء و هو الکفر و النفاق و الغنی و الضلال.
فاسالوا الله به و توجهوا الیه بحبه، ولاتسالوا به، انه ما توجه العباده الی الله بمثله.
(و آگاه باشید که بر کسی از پس قرآن فقری نخواهد بود و نه برای کسی قبل از قرآن غنایی حاصل است پس بجهت دردهایتان، از قرآن بهبودی طلب نمایید و بواسطه قرآن بر سختیها یاری جویید، چرا که در آن، شفایی است از بزرگترین درها، و آن کفر است و نفاق و تباهی است و ضلالت، پی بواسطه قرآن از خدا درخواست کنید و با عشق به قرآن بسویش روی آورید و با آن از خلقش چیزی نخواهید چرا که بندگان (تاکنون) با چیزی همانند قرآن بسوی خدا روی نیاورده اند).
و اعلموا انه شافع مشفع، و قائل مصدق، و انه من شفع له القرآن یوم القیامه شفع فیه، و من محل به القرآن یوم القیمه صدق علیه، فانه ینادی مناد یوم القیمه: الا کل حارث فی حرثه و عاقبه عمله غیر حرثه القرآن.
و آگاه باشید که او شفاعتگری است مورد قبول و گوینده ای است مورد تصدیق، و بی شک هر که را قرآن در روز قیامت شفاعت کند بی درنگ پذیرفته خواهد شد و از هر که قرآن شکایتی نماید بافاصله تایید خواهد گشت چرا که فریادگری در روز قیامت ندا می کند: بهوش باشید هر کشتکاری در کشته خود و عاقبت عملش گرفتار است مگر کشتکاران قرآن.
فکونوا من حرثته و اتباعه و استدلوه علی ربکم و استنصحوه علی انفسکم و اتهموا علیه آرائکم و استغشوا فیه اهواءکم. (نهج البلاغه، خ 176)
(پس از کشتکاران و پیروان قرآن باشید و از آن بسوی پروردگارتان رهنمایی طلب کنید و از آن بر جانتان خیر خواهی جویید و در برابرش نظراتتان را متهم نمایید و در حوزه قرآن امیالتان را خیانتکار تلقی کنید).
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه ای جامع، حقیقت دنیا و جایگاه قرآن و شان و مقامش را بیان می کند:
ایها الناس فی دار هدنه و انتم ظهر سفر و السیر بکم سریع و قد رایتم اللیل و النهار و الشمس و القمر یبلیان کل جدید و یقربان کل بعید و یاتیان بکل موعود فاعدوا الجهاز لبعد المجاز.
قال: فقام مقداد بن الاسود فقال یا رسول الله، و ما دارالهدنه؟
فقال: دار بلاغ و انقطاع، فاذا التبست علیکم الفتن کقطع الیل المظلم فعلیکم بالقرآن فانه شافع مشفع و ما حل مصدق، و من جعله امامه قاده الی الجنه و من جعله خلقه ساقه الی النار و هو الدلیل یدل علی خیر سبیل و هو کتاب فیه تفصیل و بیان و تحصیل و هو الفصل لیس بالهزل، و له ظهر و بطن فظاهره حکم و باطنه علم، ظاهره انیق و باطنه عمیق، له تخوم و علی تخومه تخوم، لا تحصی عجائبه و لا تبلی غرائبه، فیه مصابیح الهدی و منارالحکمه و دلیل علی المعرفه لمن عرف الصفه فلیجل جال و لیبلغ الصفه نظره، ینج من عطب و یتخلص من نشب فان التفکر حیاه قلب الصیر، کما یمشی المستنیر فی الظلمات بالنور، فعلیکم بحسن التخلص و قله التربص. (اصول کافی، ج 2، ص 599، ح 2)
(ای مردم شما در خانه صلح و آرامش بسر می برید در حالیکه بر پشت مرکب سفر قرار گرفته اید و حرکت دادن شما با سرعت انجام می پذیرد و بی شک شب و روز و خورشید و ماه را دیده اید که هر تازه ای را کهنه و هر دوری را نزدیک و هر موعودی را محقق می گردانند؛ پس وسایل سفر را جهت دوری مسیر گذر مهیا سازید.
پس مقداد بن اسود برخاست و گفت: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خانه صلح و آرامش (دار هدنه) چیست؟
فرمودند: خانه کسب توشه برای رسیدن به مقصد و منقطع شدن از دنیاست.
پس هرگاه فتنه ها همچون پاره ای شب ظلمت پاره های شب ظلمت افزا شما را فراگرفت و به شبهه انداخت پس بر شما باد مصاحبت با قرآن، چرا که آن شفاعتگری مورد پذیرش و شکایت کننده ای مورد تصدیق می باشد؛ و هر که او را در پشت خود قرار دهد او را به سوی آتش به پیش خواهد راند.
و قرآن یگانه راهنماست که بر بهترین راه راهنمایی می کند و او کتابی است که در آن تفصیل و توضیح و برگرداندن به حاصل کلام موجود است.
و او یگانه سخن قاطع و جدی است که با شوخی همراه نیست.
و او را و بطنی است، پس ظاهرش حکم و باطنش علم می باشد، ظاهرش بسیار جذاب و دلربا و باطنش ناپیداست، او را نهایتها و ریشه هایی است و بر نهایتهایش، نهایتهایی است که شگفتیهای آن به شمارش در نمی آید و عجایب نامانوسش کهنه نمی گردد، در آن چراغهای هدایت و منار حکمت قرار دارد، و (قرآن) راهنمایی بر شناخت حقیقت است برای آنکه صفت قرآن را بشناسد پس باید هر محققی دیده اش را به گردش در آورد و نگاه دقیقش را به نهایت صفت قرآن رساند که در نتیجه از هلاکت نجات و از گرفتاری رهایی می یابد، چرا که تفکر در قرآن موجب حیات دل فرد بیناست همانگونه که شخص در تاریکیها با استمداد نور گام بر می دارد. پس بر شما باد التزام به زیبا رها شدن و کمی انتظار کشیدن و معطل شدن).
قرآن را حقیقتی است ماوراء الفاظ آن که در قیامت، در زیباترین صورت، جلوه گر می شود و از نظر زیبایی و عظمت بر همه مسلمین و شهدا و انبیاء و فرشتگان مقرب، پیشی جسته در صف مقدم مقام قرب الهی قرار می گیرد و به شفاعت از اهل قرآن می پردازد(3) و هر مومنی را به اندازه انس و عمل به قرآن به درجه ای از درجات بهشت هدایت می کند.(4)