مرام جاودانه

نویسنده : محمد رضا حکیمی

به: خواجه نصیرالدین طوسی -نگاهبان علم و مرزبان حق -

... نصیر الدین طوسی، دانشمند بزرگ شیعی، فیلسوف، متکلم (عالم اعتقادات)، و از بزرگترین ریاضیدانان و منجمان اسلام، و سر آمد محققان در مثلثات... در مراغه رصد خانه ای بزرگ ساخت، و کتابخانه ای دارای 000/400 جلد کتاب گرد آورد؛ و در آن محل، ستاره شناسان و فیلسوفان و ریاضیدانان را جای داد، و اوقافی برای مصارف آن، تهیه و وقف کرد. بدینگونه بود که علم، به دست این مرد ایرانی، در دوره مغول شکوفا گشت، گویی او شعله ای بود پرتوافکن، در آفاق ظلماتی سنگین و گسترده کانه قبس منیر فی ظلمة مدلهمة.
وی در طوس، به سال 597 زاده شد و در بغداد، به سال 672 (در 75 سالگی) درگذشت. (و در حرم کاظمین - ع - به خاک سپرده گشت). او صاحب تألیفاتی است که برخی از آنها به لاتین ترجمه شده، و به سال 1648، و 1652 میلادی (بیش از 350 سال پیش)، در لیدن و لندن به چاپ رسیده است(1).
آنچه درباره نقش خواجه نصیرالدین طوسی، در بقا و نشر علم، در دورانی چنان، خواندید، خلاصه شرح کوتاهی است، به قلم ادیب و تاریخنگاری غیر مسلمان، در اعتراف به عظمت دانشمندی مسلمان و ایرانی و بزرگ، که از نوابغ روزگار، و از نوادر تاریخ بشمار می آید.
آگاهان از تاریخ علم می دانند - و در کتابهای تاریخ علم یاد کرده اند - که در تحولات 500 سال اخیر غرب و تجدید حیات علمی و صنعتی و ادبی اروپا (و سپس امریکا)، تا چه اندازه دانش مسلمین و دانشمندان اسلام مؤثر بوده اند(2)؟! و چه بسیار از دانشها و کتابهای مسلمانان، در علوم مختلف، (بویژه: فیزیک، شیمی، ریاضیات، هندسه، مثلثات، نورشناسی، جغرافیا، پزشکی و داروسازی، حقوق)، به زبانهای غربی ترجمه شده و مورد استفاده قرار گرفته است(3).
مطلعان پژوهش - در این باره ها - گفته اند: ترجمه عبری قانون (ابن سینا در طب)، در 1491 - 1493 میلادی، در ناپل به طبع رسیده است. نیز قانون به لاتینی ترجمه شده، و قسمتهایی از این ترجمه پیش از سال 1500 در میلان، پادوا، ونیز و... منتشر گشته است. و بطور کامل نیز در ونیز (1544، 1582، 1595)، لوون (1658) و... به چاپ رسیده است. متن کتاب قانون، نخستین بار در رم در سال 1593 (410 سال پیش)... به چاپ رسید(4)،و تا چه اندازه در پیریزی و پیشرفت پزشکی علمی غرب تأثیر گذاشت. مدت شش قرن، همه؛ کتابهای طبی، تحت الشعاع کتاب قانون ابن سینا بود(5).
ابوعلی حسن بن هیثم (ابن هیثم - لاتینی: آلهازان، alhazen - م: 430 ق)، از بزرگترین محققان در علم نورشناسی؛ در بصره متولد شد (354 ق). محققان تاریخ علوم، طرز فکر او را مانند دکارت (م: 1650) می دانند... معروفترین اثر وی کتابی است در علم مناظر، که ترجمه لاتینی آن تاثیر کلی در پیشرفت علوم در اروپا داشته است(6).
حتی در اخلاق و تربیت و حکمت سیاسی و علمی، سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بوسیله هامرپورگشتال ترجمه شد، و در وین، به سال 1835 انتشار یافت. پیشتر از آن سخنان امام علی (علیه السلام)، بوسیله کشیش ادوارد پوکاک، به انگلیسی ترجمه شده بود، و در آکسفورد، در سال 1661 (342 سال پیش)، به چاپ رسید. چنانکه ادیب و فیلسوف اخلاقی و مصلح اجتماعی معروف روسی، تولستوی (م: 1910) - نویسنده جنگ و صلح - نیز سخنان حکمت آمیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را - در قرن نوزدهم - به روسی ترجمه کرده؛ و ترجمه عربی این اثر، به نام حکم النبی محمد، بوسیله استاد سلیم قبعین منتشر شد(7).
باری، یکی از چهره های برجسته علم - از جمله علوم پایه - همین دانشی مرد بزرگ، و ستیغ افراشته علم و فضیلت و تمدن و فرهنگ و دین، خواجه نصیرالدین طوسی است، که در زندگی 75 ساله خود، بزرگترین خدمتها را به علم و تمدن بشری عرضه کرد.
بدینسان، تمدن امروز غرب و غربیان، در آنچه ساخته اند و به آن پرداخته اند، و آنچه دارند و به پشتوانه آن، استکبار می ورزند - تا اندازه ای بسیار - مرهون و مدیون کوششهای علمی و اندیشه های سترگ دانشمندان اسلامی - از جمله، خواجه نصیرالدین طوسی - هستند. و این غرب مدیون اسلام، و ترجمه های فراوانی که از کتابهای مختلف و علوم متعدد دانشوران مسلمان کرد و توانست راه اختراعها و اکتشافها را بپیماید، و به کیهان شناسی جدید دست یابد، اکنون اینگونه با مسلمانان رفتار می کند، و در مقابل آنچه گرفت، و به جای حقشناسی در برابر اسلام و مسلمین، جز غارت کشورهای اسلامی، و ایجاد تزلزل در سنتها و اعتقادت ملتهای مسلمان، و ایجاد انحرافات در فهم قرآن، و تکرار حمله های صلیبی به سرزمینهای اسلام و موشک باران صغیر و کبیر و مسجد و معبد مردم بی دفاع مسلمان، کشتار آنان، و سرقت منابع آنان، و تجزیه کشورهای آنان، و کمک به دشمن درنده خوی مسلمین، در قضیه فلسطین کاری نکرد و نمی کند.
و آیا اینان انسانند و متمدن؟! و آیا مقامات کلیسا چگونه این اشخاص را به نام مسیحی می پذیرند؟! اگر خود به این جنایات دور از بشریت، راضی نیستند؟!
اسلام علی المهدی...
الذی یمیلأ الأرض قطاً و عدلاً...
درود بر مهدی
زنده کننده قرآن
و نجات دهنده انسان.

رسالت شناسان

تا انسان، رسالت مرزبانی را نشناسد، انسان را نشناخته است! و تا انسان را نشناسد، به ادای رسالت و مرزبانی نمی تواند پرداخت... و انسان بی رسالت، به هنگام سرشماری، یک تن به شمار می آید، همین و بس.
والایی ارج انسان، در مرزبانی است.و مرزبانی با شناخت درست مرزها و نگهبانی آنها تحقق می یابد؛ و این، یعنی رسالت. اگر انسان، در زمین، خلیفه خدا خوانده شده است - و هیچ مکتب و مذهبی این مقام بسیار عظیم را به انسان نداده است جز اسلام - راز آن در همین ادای رسالت است، که پیامبران الهی در صف مقدم آن جای داشته اند، و سپس اوصیاء صدیقین، و پس از آنان، الا مثل فالأمثل، یعنی هر کس با آنان بیشتر سنخیت داشته باشد (سنخیت رسالتی) و به دردهای انسانی نیکوتر پی برده باشد، و به کمک کردن به انسان، ایمان آورده، و آن را خروشانتر ادا کرده باشد.
پس، این مرزبانان حماسه جاویدند، که عزیزترین و گرانبهاترین و جاودانه ترین سرمایه انسان را حراست می کنند. اگر مرزبانان نباشند ارزشها یتیمند. و اگر ارزشهای مقدس یتیم شدند، انسانیت، شلوغستانی جانورسار است و نه بیشتر...
و مرزبانان و ارزش محوران غریبند، حتی در وطن. و از اینجا بود که پیامبر بزرگ فرمود: خوشا به حال غریبان طوبی للغرباء(8). و مرزبان، وارد دنیای شمار خرد می شود نه شمار دو چشم، و ارجی از هزاران بیش می یابد. و انسان مرزبان دارای سه چیز است که اهمیتی بسزا دارد:
1- شناخت حقیقت،
2- اتکا به خداوند،
3- اعتماد به نفس.
اگر این سه امر نباشد، نه می توان مرزبانی را شناخت، و نه می توان به مرزبانی (ادای رسالت) پرداخت.
باید بدانی - و از روی تحقیق بدانی - که چه داری، تا به مرزبانی و نگهداری آن برخیزی، و هم ارزش این مرزبانی را برای بشریت فهمیده باشی؛
باید به خدا توکل کنی تا مدد شوی، و بتوانی کاری کنی.
باید به نفس خویش و رسالت خود ایمان و اعتماد داشته باشی، تا رسالت را به پایان بری آمن الرسول بما انزل الیه...(9).
مرزبانان باید از توحید سرشار باشند، تا مشعل گران مرزبانی رابر سر دست گیرند. انسان در ذات خود و از خود، چیزی ندارد یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله...(10). روی نیاز همه به درگاه اوست، و تا این نیاز با همه وجود درک نشود رفع نمی شود. آنانی که گمان می کنند می خواهند انسان را - بی خدا - بی نیاز کنند، همه ذاتشان نیاز است، و همه لحظه هاشان عینیت نیاز، اما پی نمی برند. و به فرموده قرآن کریم: و لکن لایشعرون.
دانستن ناقص چند اصطلاح از این علم و آن علم - آنهم بصورتی توأم با صدها مجهول و هزاران تغییر - چنان مغز خرد و چشم بسته و دل غافل کسانی را پر کرده است، که از طاووس علیین مثنوی نیز بسی فراتر رفته اند...
آری، با شناخت ناچیزی خود و عظمت مرزبانی، لیاقت مرزبانی بهم می رسد، و انسان در مرزبانی اوج می گیرد، و به اوج رسالت انسانی -الهی خویش ارتقا می یابد، و خود - بتنهایی - امتی می شود ان ابراهیم کان امة...(11).
سربازی که با همه وجود، در دل شبهای دراز و مخوف، در دورترین نقطه بیابانهای وهمناک و خاموش، پاس سرزمینهای وطن خویش و ملت خویش می دهد، می توان گفت، همه ملت است، و همه ملت اوست. او در آنجا یک سرباز و یک تن نیست، یک موجودیت است، موجودیت ملت، موجودیت آب و خاک، موجودیت دین و ناموس... کودکی که شب در گاهواره آرام خوابیده است، دانشجویی که درس حاضر می کند، پزشکی که به جراحی مشغول است، محققی - چه حوزه ای، چه دانشگاهی - که با آرامش خاطر به پژوهش سرگرم است، و... تا نوامیسی که در سراسر خاک وطن حفظ می شوند، همه - از جمله - در سایه مجاهدت آن سرباز جای دارند. پس او یک تن نیست، او همه ملت است که در وجود او خلاصه شده اند. او آرش کمانگیر است، که تیر وی از بلند دماوند تا رسیدن به درخت گردویی در مرو پر می کشد، و مرز ایران زمین تا این اندازه می گسترد.
در حدیثی معروف، که اهل سنت و شیعه نقل کرده اند، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: حسین منی و أنا من حسین حسین یعنی من و من یعنی حسین (علیه السلام)(12)؛ چون آن لا اله الا الله که از کوه حرا بلند شد، پس از آنهمه مبارزات بازار مکه، و قریش جاهلی، و دربار بیزانس، و یهود مدینه، با گسترش آن، سرانجام، در ظهر عاشورا، نهادینه شد؛ و عدالت قرآنی، در خطبه اصلی عاشورا بر بشریت عرضه گشت، و در همانروز، با پاکترین و الهی ترین خونهای سربازان همه ارزشها در تاریخ، امضا شد.
و ما امیدواریم، در حد خاک پای مرزبان حماسه جاوید، و نگاهبانان حق ابدی، و عدالت آفاقی و انفسی، پذیرفته باشیم.آنچه می نویسیم و تقدیم جامعه و تاریخ می کنیم به این منظور است: اعلاء حق، و فریاد عدل؛ توحید و عدالت جامع.
در این کتاب نیز چند مقاله می خوانید(13)، که هر کدام فریادی است در دل تاریکی و تاریخ، بویژه در این روزگاران که نام حق و عدل نخریدند... و چه صدماتی به اسلام وارد آمد، بویژه در نظر ناآگاهان از اسلام، از جوانان و غیر جوانان.
درود بر مرزبانان، که در اوج مرزبانی از هیچ کس نهراسیدند، و نمی هراسند؛ و هیچ چیز نخواستند، و نمی خواهند؛ و آهنگ خاوران کردند، و به سیاهیها و سردیها، نه گفتند، و نه خواهند...
و السلام علی دعاة الحق و العدل
قم - خرداد 1382

با جاری صلابت اعصار