ازدواج موقت در اسلام

نویسنده : سید مرتضی عسکری

بسم الله الرحمن الرحیم

فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضة و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة ان الله کان علیما حکیما
و زنانی را که به عقد خود در آوردید، پاداش و مهریه واجب آنها را بپردازید، و اگر بعد از مهریه واجب، بر چیزی توافق کردید، بر شما باکی نیست که خداوند علیم و حکیم است.
نساء / 24

از متن کتاب و سنت اربرگیریم - عز و شرف گذشته از سر گیریم

وحدت بر محور کتاب و سنت

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی محمد و آله الطاهرین و السلام علی اصحابه البررة المیامین.
ما مسلمانان یکپارچه، از درون و از راه مسائل اختلافی با خود به نزاع برخاستیم و دشمنان اسلام از برون و از راهی که ندانستیم، وحدتمان را به تفرقه و شوکتمان را به ضعف کشاندند تا از دفاع ناتوانمان کردند و بر ما چیرگی یافتند؛ در حالی که خداوند سبحان فرموده است:
أطیعوا الله و روسله و لاتنارعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم
خدا و پیامبرش را اطاعت کنید و با یکدیگر نزاع نکنید که ناتوان شوید و قدرت شوکت شما برود!
انفال / 46
پس، شایسته آن است که امروز و هر روز، به کتاب و سنت بازگردیم و وحدت کلمه خود را بر محور کتاب و سنت باز یابیم که خدا متعال می فرماید:
فان تنازعتم فی شی ء فردوه الی الله و الرسول
و اگر در چیزی نزاع کردید (حکم) آن را به خدا و رسول باز گردانید.
نساء / 59
ما، در این سلسله از بحث ها به کتاب و سنت مراجعه کرده و ابزار روشنگری را همان در مسائل مورد اختلاف را از کتاب و سنت می گیریم تا - به اذن خدای متعال - وسیله وحدت کلمه و یکپارچگی دوباره مان گردد.
امیدوارم دانشمندان و اندیشمندان اسلامی نیز، در این میدان با ما همراهی نموده و دیدگاههای خود را برای ما ارسال دارند.
سید مرتضی عسکری

ازدواج موقت در اسلام

از عمر بن خطاب متواتر خبر داده اند که او گفته است:
متعان کانتا علی عهد رسول الله و أنا انهی عنهما و اعاقب علیهما: متعة الحج و متعة النساء
در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دو گونه متعه ( بهره بردن حلال) جاری بود که من اکنون آنها را ممنوع کرده و بر انجام آنها کیفر می دهم: متعه حج و متعه نساء.(1)
بحث متعه حج را قبلا در کتاب معالم المدرستین آورده و چگونگی اجتهاد خلیفه عمر در نهی از آن را بیان داشته ایم.
در این بحث متعه نساء و علت منع آن از سوی عمر را بررسی کرده و چگونگی اجتهاد خلیفه در آن را، بیان می داریم.