امر به معروف و نهی از منکر در اسلام

نویسنده : سید مرتضی حسینی اصفهانی

گزیده ای از خطبه اول نماز جمعه که به امامت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای درباره امر به معروف و نهی از منکر که در مورخه 25 / 9 / 79 ایراد فرمودند:

... بخش دیگر که مختصر عرض می کنم و مربوط به عموم مردم است، آن عبارت است از درجه اول امر به معروف و نهی ا منکر در مسائل اجتماعی، البته در مسائل فردی، تقوا خیلی زیاد مورد توجه امیر المومنین است، اما در زمینه مسائل اجتماعی شاید هیچ خطایی به مردم شدیدتر، غلیظتر، زنده تر و پر هیجان تر از خطاب امر به معروف و نهی از منکر نیست. امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه عمومی است.
البته باید تاسف بخوریم ما از اینکه معنای امر به معروف و نهی از منکر درست تشریح نمی شود. امر به معروف یعنی دیگران را به کارهای نیک امر کردن، نهی از منکر، دیگران را از کارهای بد نهی کردن، امر و نهی فقط زبان، گفتن، البته یک مرحله قبل از زبان هم دارد، که مرحله قلب است، که اگر آن مرحله باشد، امر به معروف زبانی کامل خواهد شد، وقتی که شما دارید کسی را به نیکی امر می کنید، به احسان، به صدقه، به رازداری، به محبت، به همکاری، به کارهای نیک، احسان به فقرا، به تواضع، به حلم، به صبر و این چیزها دعوت می کنید به کمک به نظام اسلامی، اینها امر به معروف هستند وقتی کسی را امر می کنید به این کارها، می گویید: این کارها را بکن، وقتی که دل شما نسبت به این معروف بستگی و شیفتگی داشته باشد، این امر شما امر صادقانه است.
وقتی کسی را منکرات نهی می کنید، منکرات چیست؟ ظلم کردن، تعرض کردن، تجاوز به دیگران کردن، اموال عمومی را حیف و میل کردن، دست درازی به نوامیس مردم کردن، غیبت کردن، دروغ گفتن، نمامی کردن، توطئه کردن، علیه نظام اسلامی کار کردن، با دشمن اسلام همکاری کردن، اینها منکرات است. وقتی شما کسی را نهی می کنید و می گویید: آقا نکن این کار را، وقتی در دل شما نسبت به این کار بغض وجود داشته باشد، این نهی، یک نهی صادقانه است، خود شما هم طبق همین امر و نهی تان عمل می کنید.
اگر خدای نکرده، دل با زبان همراه نباشد آن وقت مشمول این جمله می شویم که: لعن الله الامرین بالمعروف التارکین له مشمول لعنت خدا می شود کسی که امر می کند مردم را به نیکی، اما خود او به آن نیکی عمل نمی کند، مردم را از بدی نهی می کند اما خود او همان بدی را مرتکب می شود. این چیز خطرناکی خواهد شد، اگر معنای امر به معروف و نهی از منکر و حدود آن برای مردم روشن بشود، معلوم خواهد شد یکی از نوترین، شیرین ترین، کارآمدترین و کار سازترین شیوه های تعامل اجتماعی همین امر به معروف و نهی از منکر است، دیگر بعضی ها در نمی آیند بگویند: آقا این فضولی کرده است، این همکاری کرده و نظارت عمومی است، این کمک به شیوع خیر است، این کمک به محدود کردن بدی و شر است، این کمک به این است که در جامعه اسلامی، گناه، گناه بماند، می دانید بدترین خطرها این است که یک روزی در جامعه اسلامی، گناه، گناه بماند. می دانید بدترین خطرها این است که یک روزی در جامعه، گناه به عنوان ثواب معرفی بشود. کار خوب، به عنوان کار بد معرفی بشود، فرهنگها عوض بشود. این خیلی خطر بزرگی است.
وقتی که امر به معروف و نهی از منکر در جامعه رایج شد، این موجب می شود گناه در نظر مردم همیشه گناه بماند و تبدیل به ثواب و کار نیک نشود، بدترین توطئه ها علیه مردم این است که جوری کار کنند و جوری حرف بزنند که کارهای خوب، کارهای که دین به آنها امر کرده و کارهای که رشد و صلاح کشور در آنهاست، اینها در نظر مردم تبدیل شود به کار بد، اما کارهای بد تبدیل شود به کارهای خوب، این خیلی خطر بزرگی است.
اولین فایده امر به معروف و نهی از منکر این است که نیکی و بدی، همچنان نیکی و بدی بماند.
فایده دیگر آن این است که وقتی در جامعه گناه منتشر بشود و مردم با گناه خو بگیرند، آن وقت اگر کسی در راس جامعه هم بخواهد مردم را به خیر و صلاح و معروف و نیکی سوق بدهد، کارش با مشکل مواجه خواهد شد، نمی توان یا به آسانی نمی تواند و با صرف هزینه فراوان مجبور است این کارها را انجام دهد. این وقتی است که فساد در جامعه رایج بشود. یکی از موجبات ناتوانی و ناکامی امیر مومنان، با آن قدرت و عظمت در ادامه این راه که بالاخره به شهادت آن بزرگوار هم منجر شد همین بود که حالا وقت تشریح اینها نیست. نهی از منکر فواید را دارد.
این روایت تکان دهنده ای است که می فرماید: لتامرن بالمعروف و لتنهن عن المنکر او لیسلطن الله علیکم شرارکم فیدعوا خیارکم فلا یستجاب لهم خیلی حرف عجیبی است. می فرماید: باید امر به معروف و نهی از منکر را میان خودتان اقامه کنید، رواج بدهید، پایبند باشید، اگر نکردید خدا اشرار را، بدها را، فاسدها، وابسته ها را، مسلط می کند بر شما یعنی زمام لمور و سیاست کشور به مرور خواهد افتاد دست امثال حجاج بن یوسف، همان کوفه ای که امیر المومنین در راس آن قرار داشت و در ا نجا امر و نهی می کرد و در مسجدش خطبه می خواند، همان کوفه که به خاطر ترک امر به معروف و نهی از منکر به مرور، رسید به آنجا که در همان کوفه حجاج بن یوسف ثقفی آمد در همان مسجد ایستاد و خطبه خواند و در همان مسجد مردم را موعظه کرد به خیال خود.
خوب حجاج که بود؟ حجاج کسی بود که خون یک انسان در نظر او با خون یک گنجشک هیچ تفاوتی نداشت و همان راحتی که یک حیوان و یک حشره را بکشند، حجاج یک انسان را می کشت، اینجور آدمی مسلط می شود، یک بار حجاج دستور داد همه مردم کوفه باید بیایند شهادت بدهند که ما کافر بودیم و توبه می کنیم از کفر خودمان، هر کس نه بگوید گردنش زده می شود. یعنی اینجور ظلمهای عجیب و غریب، استثنایی، غیر قابل توصیف و تشریح دچار مردم خواهد شد این به خاطر همین است. وقتی در جامعه امر به معروف و نهی از منکر نشود، دزدی، خلافکاری، تقلب و خیانت رایج بشود و در فرهنگ جامعه به تدریج تبدیل به این بشود، زمینه برای روی آوردن آدمهای ناباب فراهم خواهد شد.
البته امر به معروف و نهی از منکر حوزه های گوناگون دارد که مهمترین باز حوزه مسئولین است، یعنی باید ما را امر کنید به معروف و نهی از منکرات، مردم باید از مسئولین بخواهند کار خوب را آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا، باید بخواهند از آنها این مهمترین حوزه است البته فقط این حوزه نیست، حوزه های گوناگونی وجود دارد، مسئله امر به معروف و نهی از منکر هم اولا فقط نهی از منکر نیست، امر به معروف هم هست، امر به کارهای نیک، هر کار خوب، برای جوان، درس خواندن، عبادت کردن، اخلاق نیک، همکاری اجتماعی، ورزش صحیح و معقول، آداب و عادات خوب در زندگی برای خود قرار دادن، اینها همه چیزهای خوب است برای یک مرد، برای یک زن و یک خانواده وظایفی هست، وظایف خوب، کارهای بزرگ، هر کس را که شما به نیکی از این کارهای خوب امر بکنید، به او بگویید، از او بخواهید، این امر به معروف است و نهی از منکر هم فقط از گناهان شخصی نیست، تا می گوییم نهی از منکر، فورا در ذهن مجسم می شود یک جوانی یا فرض کنید آدمی در خیابان، رفتارش، لباسش فرضا خوب نبود، یکی باید بیاید و نهی از منکر کند، این نیست که فقط این جزو دهم است.
نهی از منکر در همه زمینه های مهم وجود دارد، فرض بفرمایید در مورد کارهایی که افراد توانا که دستشان می رسد انجام می دهند. همین سوء استفاده از منابع عمومی، رفیق بازی در مسائل عمومی کشور، در باب واردات، در باب شرکتها، استفاده از منابع تولیدی و غیره، رعایت رفاقتها را کردن، از سوی مسئولین، یک وقت دو نفر کاسبند، تاجرند با هم همکاری و رفاقت می کنند، او یک حکم دارد و یک وقت هست که آن کسی که مسئول دولتی است و قدرت و اجازه دست اوست و امضاء امضای اوست، او با یکی رابطه ویژه برقرار می کند، این آن چیزی است که ممنوع است، گناه است و حرام است، نهی از او برای همه واجب است، در خود آن اداره و بخش و بر مافوق و زیر دست او، اگر فهمیدند واجب است نهی کنند تا فضا برای کسی که اهل سوء استفاده است فضای تنگی بشود.
در محیط خانواده در بعضی از خانواده ها، حقوق زنان رعایت نمی شود، در بعضی از خانواده ها حقوق جوانان رعایت نمی شود، در بعضی از خانواده ها حقوق کودکان رعایت نمی شود، به آنها تذکر دادن، از آنها خواستن این بسیار چیز مهمی است بخصوص حق کودکان را تضییع کردن فقی به این هم نیست که انسان با آنها محبت و نعمت مرتبا بذل نکند، نه، سوء تربیت ها، بی اهتمامی ها، نرسیدن ها، کمبود عواطف و از این قبیل چیزها هم ظلم به آنهاست.
در سطح جامعه منکراتی که وجود دارد و می شود از آنها نهی کرد و باید نهی کرد، از جمله اتلاف منابع عمومی و حیاتی، اسراف در آب، اسراف در نان، این همه ضایعات نان داریم، این یک منکر است، یک منکر دینی و اقتصادی و اجتماعی است، نهز از این منکر هم لازم است، هر کس که به هر طریقی که می تواند یک مسئول یک جور می تواند، یک مشتری ناتوان یک یک جور می تواند، یک کارگر ناتوانی یک جور دیگر می تواند، نهی از منکر باید بکنند، این همه نان هدر می رود، من شنیدم طبق برخی آمارهایی که به ما دادند، مقدار ضایعات نان ما برابر است با مقداری گندمی که ما از خارج وارد کشور می کنیم. این جای تاسف نیست؟ اتلاف برق، اتلاف وسائل سوخت، مواد غذایی و از این قبیل چیزها، اینها همه اش منکرات است، نهی از این منکرات لازم است.
امیر المومنین نهی از اینها را یکی از محورهای اصلی توصیه های خود طبق نهج البلاغه قرار داده است، در باب مسئولین آن جور عمل کردن و دستور دادن و قاعده معین کردن، در باب امور مردم همه آنها را در مسائل اجتماعی وادار کردن به حضور و فعالیت و احساس به مسئولیت با همین امر به معروف و نهی از منکر وظیفه بزرگی بر دوش ماست، امیر المومنین جان مبارک خود را بر سر این کار گذاشت همچنان که، عمر 63 ساله خود را هم تقریبا تماما از وقتی که می توانست تلاش بکند، از همان وقتی که اسلام آورد، از اوان کودکی تا آخر عمر، چه دوران مکه، و چه دوران مدینه و چه دوران بعد و چه دوران خلافت، یک آن، این بزرگوار از مجاهدت و تلاش در راه خدا باز نایستاد، اسوه واقعی برای یک انسان، انسان والایی که می خواهد بر فراز پدیده هایی عالم وجود پرواز کند هیچ چیز پایبند او نباشد، او را اسیر نکند، اسوه حقیقی امیر المومنین است و در همین روزهاست که جامعه بشری بشری مبتلا می شود به مصیبت او، لذا وقتی که آن بزرگوار را ضربت زده بودند و در خانه بود.
در آن روایت اصبغ ابن نباته می گوید: وقتی وارد شدم بر امیر المومنین، دیدم حضرت دستمالی بر سرشان پیچیده اند، رنگشان به شدت پریده و زرد شده است و استراحت می کنند، حال حضرت خوب بشود، در عین حال اجازه دادند و گفتند: اگر مردم می خواهند بیایند و سلام کنند به امیر المومنین، چون مردم جمع شده بودند در برابر خانه و نگران بودند، می آمدند یکی یکی سلام می کردند، حضرت در همان حال ناتوانی که اثر زهر در همه بدن آن بزرگوار حتی تا پاهای ایشان اقر زهر آشکار بود، شمشیر مسموم که به آن حضرت وارد کرده بودند، در همان حال ناتوانی خطاب به مردم می گفت: سلونی سلونی؛ از من بپرسید از من بخواهید؛ سلونی قبل آن تفقدونی حتی در این لحظات آخر زندگی از تلاش و مجاهدت باز نمی ماند، البته در دنباله جمله سلونی فرمود:لکن خففوا علی؛ اما کوتاه بپرسید حال امامتان حال خوبی نیست. صلی ا... علیک یا امیر المومنین ، پروردگارا! به محمد و آل محمد تو را سوگند می دهیم ما را از پیروان حقیقی آن بزرگوار قرار بده. پروردگارابه محمد و آل محمد رفتار و کردار ما را مایه وهن اسلام و وهن مسیر امیر المومنین قرار نده، ما را توفیق حرکت در همه زندگی در همین راه عنایت بفرما. ما را در آن راه زنده بدار. در آن راه بمیران. به اسلام و مسلمانان نصرت کامل عنایت کن. پروردگارا! ما را بیامرز. گره های مردم را باز کن، دولت اسلامی و مسئولان کشور اسلامی را به انجام وظایف و خدمتشان موفق بگردان.

پیش گفتار:

حمد و سپاس بی پایان تنها خدای را سزد، که رحمت واسعه اش صفحه گیتی را فرا گرفته و هیچ چیزی بدون تعلق به او بقاء و تداوم بلکه وجود ندارد، او همه چیز را پس ا خلقت، راهنمایی کرد و چنانچه راهنمایی اش نبود، وجود هر چیزی بی ثمر و بی فایده می گشت، که با حکمت والا در نظام حکیمانه او سازگار نخواهد بود، چون هر چیزی در راه تکاملش چنانچه از حرکت بایستد، لغو و بیهوده می گردد و در طومار بنامه خدای حکیم، لغو یافت نمی شود، بدین مناسبت، نظام هدایت و راهنمایی او به قدرتی وسیع و رسالت که از یک سو هدایتش در هر مقطعی از زمان به وسیله امر به معروف و نهی از منکر به بهترین صورت، همراه با گفتار و عمل، انجام می شود (هدایت مقطعی زمانی) و از سوی دیگر چنین هدایتی را به طور دائم از مقطعی از تاریخ به مقطع دیگر و از نسلی به نسل دیگر و از قرونی به قرون دیگر انتقال می دهد، (هدایت مستدام تاریخی).
اجرای هدایت از آن دو سو را به صورت یک برنامه مکانیزم و تئوری به طور نامنظم با عدم برنامه مطرح نکرد بلکه هدایت در آن دو سو را در برنامه ای ارگانیزم در قالب اجرا و عمل به صورت برنامه ای منظم و ضوابطی مشخص، به دست مجریانی مخصوص و با مسئولیت انسان مطرح کرد، برنامه ای عاطفی فرهنگی، تربیتی فرهنگی، اخلاقی فرهنگی، تجربی فرهنگی، علمی فرهنگی، یعنی ارائه فرهنگ از عالمان، مربیان، علاقه مندان، تجربه دیدگان، دلسوزان به فرهنگ به وسیله آمرین به معروف و ناهیان از منکر که گفتارشان با اعضا و جوارح در قالب عمل هماهنگ بوده و خود را از هر گونه شری بری هستند.
اسلام که راهنمائیش به وسیله نمونه های عامل و تجسم عینی دین، مانند امامان (علیهم السلام) است، تنها با گفت و شنود، مردم را به دین دعوت نکرد، بلکه مهمترینن دلیل در مقابل مخالفین را، خو انسان قرار داده، زیرا همین انسان که اسوه علمی بر به کارگیری دین در دنیا و عالی ترین حجت از ناحیه خدا از هر گونه شری بری هستند.
اسلام در ارائه فرهنگ نه تنها عامل به قانون می افزاید، بلکه عاشق به قانون می آفرینند. تنها هشدار نمی دهد، بلکه هوشیار می سازد، فقط عقل ها را بیدار نمی کند، تعقل و اندیشه را به طور جاودان زنده می کند، در مقطعی بیداری نمی دهد، بلکه بینایی و بینش وسیع و دایم می بخشد، با گوش سخن نمی گوید، بلکه با جان مکالمه می کند. چرا که هدایت را به صورت تئوری، فرضیه، ارائه قانون با گفتار صادقانه برای گوش های شنوا مطرح نکرد، بلکه هدایت را از تجسم های علمی از الگوهای نمونه در قالب احساسات و عواطف، پاسداران تعهد و التزام عملی به کار گرفت تا هدایت در مرتبه ای بالاتر به طور گسترده و عمیق در جانها و نفس ها به وسیله آمرین به معروف و ناهیان از منکر تاثیر گذارد.
به همین خاطر دین همیشه همراه با مجری و راهنما بوده، همانطور که فرمود:انما انت منذر ولکل قوم هاد(1)؛ همانا تو ترساننده ای و برای هر قومی هدایت کننده ای هست.
زیا هدف دین آن نیست که تنها برنامه ارائه دهد؛ بلکه مقصود حماسه آفرنی و تربیت جانهاست، به همین جهت اولیاء خدا در طول تاریخ بعد از آنکه تجسم علیم دین بوده خود آمر به معروف و ناهی از منکر و جاذب دوست و دافع دشمن بوده اند، چنین کیفیت در ارائه فرهنگ تاثیری را به دنبال دارد که با هیچ قلمی نمی شود آن را بیان کرد زیرا در هر مقطعی از زمان امر به معروف و نهی از منکر جانهایی را ساخته و پرداخته که جاودان شده و مروز زمان و گذر ایام آنها را کهنه نکرده است.
((امر به معروف و نهی ار منکر)) و نهی در واژه ای است که دارای علو و رفعت است. زیرا در روابط اجتماعی کهی فردی دارای رتبه پائین تر از فرد برتر درخواست می کند که به عنوان دعا و خواهش مطرح است و کهی فرد مساوی با فرد دیگر از او درخواست می کند که به عنوان تمنا و آرزوست و کهی فرد برتر از فرد پایین تر درخواست می کند، این در ((امر به معروف و نهی ار منکر)) یا نهی است. علاوه بر این عالی ترین برنامه ارائه فرهنگ به قرون آیندگان است یعنی هم ارائه فرهنگ در قالب عمل و هم انتقال فرهنگ در لباس عمل زیرا این مکتب، مکتب عمل است. نه مکتب حرف و تئوری، مکتب علمی چون مدارش عمل است و تا عامل دارد تعطیل نمی شود، مگر عامل نباشد یعنی هیچ مسلمانی یافت نشود که عامل به آن باشد، که در این صورت، دیگر محیطی جهت زندگی برای احدی باقی نخواهد ماند، زیرا عنایات خداوند همانند رزق و روزی و نفس و حیات اگر به دست مردم می رسد به خاطر وجود مومنین و بندگان اوست و اگر بنده ای نباشد دیگر رحمت و نعمتی نازل نمی شود، همانطور که اگر وجود با برکت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نبود نعمتی به سوی بشریت سرازیر نمی شد.
بنابراین تا جهان هست، اسلام هست چون عامل دارد، و هر زمانی مردم، مجموعه آنرا ترک کردند و هیچ توجه به معروف و بیزاری از منکر از خودشان نشان ندادند همه نابود خواهند شد. دلیل آنرا در امت ها و گروههایی که دین و اولیای خدا را ترک کردند و طعم عذاب را چشیده اند و قرآن کریم از آنان یاد شده باید یافت.
آری اگر نظامی از جهان هست برای توجه و شناخت معروف و حد و مرز آن و بی زاری از منکر و اعراض از آن خواهد بود چنانچه این شناخت در میان نباشد تکامل برای انسان مفهوم ندارد و اگر چنین معرفتی دنبال نظام خلقت نباشد نظام تکوین و تدوین بی هدف گردیده و عدم هدف با نظام جهان سازگار نیست، چرا که فرمود:افحسبتم انما خلقتکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون(2)؛ آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده ایم، و به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟!.
ویژگی این کتاب در مواردی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
یکی اینکه: این مقاله با تحقیق کامل از آیات مربوطه از تفاسیر مختلف و اخبار وارده از منابع روایی صورت گرفته است.
دیگر اینکه: سعی شده است این بحث، به طور جامع و کامل باشد و چیزی از قلم نیفتد.
دیگر اینکه: اگر چه برخی از مباحث مطرح شده، به طور مستقیم از امر به معروف و نهی از منکر شمرده نمی شود ولی به خاطر تناسب و ارتباط ذکر شده، چنانچه برخی از محقیقن در کتب روایی و منابع این مباحث را در ضمن بحث امر به معروف و نهی از منکر ذکر کرده اند.
البته مباحث دیگری را نیز مطرح کرده اند که به خاطر عدم اطاله مطرح نکردیم، انتظار می رود دوستداران کتب اسلامی آنرا مورد مطالعه قرار داده و حقیر را از یادآوری عیوب آن و دعای خیر فراموش نفرمایند، امید است حضرت بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنرا بپذیرند.
قم المقدسه سید مرتضی حسینی اصفهانی بهمن 1378

فصل اول: امر به معروف و نهی ار منکر در قرآن کریم: