استراتژی انتظار جلد اول و دوم

نویسنده : اسماعیل شفیعی سروستانی

تجدید عهد و ترک عهد

مقدمه

از گذشته های دور و در ادبیات نظامی تعریف ویژه ای از استراتژی عرضه شده است. فن فرماندهی، فن جنگ، علم طراحی نقشه برای جنگ و بالاخره علم و فن به کار گرفتن نیروهای مسلح برای تامین مقابله نظامی.
سابقه موضوع به چیزی حدود 5 قرن قبل از میلاد مسیح، علیه السلام، در چین سون تزو باز می گردد.
در عصر جدید معنی جدید و گسترده تری از استراتژی عرضه شده است، چنانکه، از انحصار ادبیات نظامی خارج شده و پهنه های سیاسی و اقتصادی را هم در بر گرفته است. بعنوان علم ایجاد هماهنگی و همکاری بین طرحهای اقتصادی و سیاسی و نظامی در سطح دولت و یا بین چند دولت و بکار گرفتن کلیه امکانات برای دستیابی به اهدافی خاص.
به عبارت دیگر استراتژی، هنر توزیع و بکار گیری همه عده و عده موجود برای نیل به هدفی کلان است و مسایل گوناگونی را در بر می گیرد. از ساده ترین مسائل امنیتی تا تحقق یک امپراتوری و حکومتی یکپارچه جهانی. به همین دلیل و برای آنکه معنی و مفهوم دیگری متبادر به ذهن خواننده نشود از ترجمه اصطلاح (استراتژی) و ذکر معادل فارسی آن خودداری شده است.
این اثر حاوی طرح کلان و استراتژیک نیست بلکه، سعی در تذکر اهمیت این موضوع در امر هدایت عمومی جامعه ایرانی پس از انقلاب اسلامی دارد با اشاره به موضوع مهم انتظار که با مفهوم خاص شیعی خود از استعداد ویژه ای برای تبدیل شدن به یک استراتژی کلان برخوردار است.
در جلد اول این اثر نگارنده از دریچه باور مهدوی سعی در عرضه تحلیلی کلی از اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران اسلامی (طی دو دهه اخیر دارد تا پس از آن از لابلای این اندیشه (و با توجه به شرایط ویژه تاریخی عصر حاضر) زمینه های گفتگو از استراتژی انتظار را فراهم آورد.
شاید این اثر و سایر مجلدات آینده آن در حصر یک نظریه بماند و شاید هم زمینه های بروز جرقه هایی را در قلب و ذهن بسیاری فراهم آورد. بارقه ای که می تواند ملک وجود و مملکت ما را مستعد پذیرایی از پیک خجسته ایمان و رستگاری سازد.
این اثر را به تمامی، تقدیم امام عصر، علیه السلام، می کنم. شاید پذیرا شود. ان شاء الله.
اسماعیل شفیعی سروستانی

فصل اول: چهار حرکت

طی دهه اخیر درباره علل حوادث و رخدادهای اجتماعی ایران و بویژه آنچه بنوعی مربوط به عملکرد و نحوه حضور جوانان می شود؛ مقالات و تحلیلهای مختلفی عرضه شده است. نکته جالب توجه غلبه تمایلات سیاسی بر تحلیلهای عرضه شده در این باره است و از همین رو تصمیمات متخذه بر آن اساس، موجب بروز حوادث بعدی شده تا آنجا که در این مدت هیچ تصمیم روشنی برای حل بحرانها یا جلوگیری از حوادثی که در آینده می تواند موجب بروز بحران شود؛ اتخاذ نشده است.
جایگزینی تحلیلهای سیاسی به جای مطالعات فرهنگی و برنامه ریزی بسیاری از گردانندگان امور اجرایی کشور موجب بروز برداشتهایی قابل تامل شده تا آنجا که ناخواسته سمت و سوی بسیاری از تصمیم گیریهای سازمانهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی کشور متمایل به خروج از خاستگاه اولیه انقلاب اسلامی، خروج از مدار تعیین شده توسط منابع نظر دینی و بالاخره خروج از مدار مبارزه با استکبار و امپریالیسم شده است. شایان ذکر است که نگارنده هیچیک از این امور و حوادث جاری را سرنوشت ناگزیر و پیامد غیر قابل اجتناب نمی شناسد و بعکس اینهمه را ناشی از مجموعه عواملی می داند که در بحث های آتی به آن خواهیم پرداخت.
آنچه در این مقال سعی در طرح آن دارم تحلیل چهار مرحله از حیات انقلاب اسلامی ایران است. شاید قضاوت درباره آنچه که طی بیست سال اخیر پشت سر نهاده ایم سخت باشد. چه، بسیاری از حوادث و یا تصمیم گیریها سیر کامل خود را طی نکرده و بسیاری از عوامل پنهان و پشت پرده هویدا نشده اند و نتایج بسیاری از اعمال چنانکه شایسته است آشکار نشده است. از همین رو قطعا این تحلیل ناظر بر قضاوت نهایی نیست.
معمولا، اهل سیاست با شتاب بیشتری درباره عملکرد گروه رقیب به قضاوت می پردازد و با ذکر شواهد و دلایل خصم را مخطی و خود را مصیب می شمارند؛ از همین رو اینان همواره منشا ناآرامی و بحرانند و غوغا و بی قراری را در میان جامعه انسانی می پراکنند. بی گمان اینهمه ناشی از بیماری روشنفکری و اصحاب ایدئولوژی است و در عصر غلبه روشنفکری بیش از این نمی توان انتظار داشت.