گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

30 - روم

روم نام امپراطوری بزرگی در گذشته و سوره مکی است.
156) غرض کلی این سوره بیان کدام وعده الهی است؟ 157) در آغاز این سوره از چه چیزی خبر می دهد؟ چه نکاتی در این خبر وجود دارد؟
158) انسانهایی که از یاد آخرت غافلند چگونه اند؟ 159) مظاهر روشن این انسانها در عصر حاضر چه کسانی هستند؟
این سوره در مکه و در شرایط فشار کفار بر مسلمانان نازل شده است.
غرض کلی آن بیان وعده قطعی خدا به یاری دین و مومنین است. در این زمینه در آیه 47 می خوانیم:
(و در حقیقت، پیش از تو نیز رسولانی را به سوی قومشان فرستادیم، پس دلایل آشکار برایشان آوردند و از کسانی که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم و یاری مومنان حقی است که بر عهده ماست.)
این آیه بشارتی است بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مومنان در هر عصر و زمان و هشداری است برای کفاری که در مقابل مومنین صف آرایی می کنند. در این آیه خداوند تعهد کرده و وعده داده است که در دنیا و آخرت مومنین را یاری کند.
یکی از مددها و کمک های الهی دین است که از مجرمین و کسانی که در مقابل انبیا ایستادند و با مومنین مقابله کردند، انتقام بگیرد. این سنت الهی در عصر حاضر و تا زمانها و عصرهای آینده و تا پایان این دنیا همچنان برقرار و جاری خواهد بود.
در پایان سوره و در آخرین آیه باز هم بر فرا رسیدن این وعده؛ یعنی یاری مومنین، تاکید می کند و می فرماید:
(پایداری کن که وعده خدا حق است، و کسانی که یقین ندارند، تو را در کارت سست نسازند.)
اما در مورد آغاز سوره و نامگذاری آن:
آغاز سوره خبری غیبی مربوط به سالهای بعد داده است. خبر این است که: لشگریان روم که از ارتش ایرانیان شکست خورده اند طی چند سال آینده بر امپراطوری ایران پیروز خواهند شد.
روم و ایران در آن زمان دو امپراطوری بزرگ و دو ابرقدرت بودند. در ایام نزول این سوره، جنگی بین روم و ایران در سرزمینی میان شام و حجاز (سوریه و عربستان فعلی) درگرفت که ابر قدرت روم در این جنگ از ایران شکست خورد. قرآن خبر می دهد که رومیان ظرف چند سال آینده پیروز خواهند شد و بر امپراطوری ایران غلبه خواهد کرد.
در این وعده غیبی چند نکته مورد توجه است:
1 - خبر از جندگی در آینده و پیروزی رومیان. این پیشگویی که محقق شد یکی از دلایل اعجاز قرآن است.
2 - با این پیشگویی بر اعتبار وحی و قرآن در میان مردم اعم از مسلمانان و غیر مسلمان افزوده شد.
3 - با تحقق این امر، ایمان و باور مسلمانان به سایر وعده های قرآن بیشتر گردید. مانند وعده ای که در آیه 47 این سوره به مومنین داده شده که:
یاری مومنین بر عهده خداست و خداوند قطعا و یقینا آنان را کمک خواهد کرد. با ایمان به چنین وعده ای روحیه مسلمانانی که با کفر در ستیز بودند تقویت می گردید.
4 - وقتی مسلمانان این وعده ها را مشاهده کردند، یقین می کنند که وعده قرآن در مورد قیامت و زنده شدن دوباره برای حساب نیز حق است(186).
در آیه هفتم و هشتم درباره انسانهای غافل چنین می فرماید:
(آن انسانها نادان، تنها) ظاهری از زندگی دنیا را می شناسند و آنان از آخرت غافلند. آیا خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست، جز به حق و سرآمدی معین نیافریده است، و بی گمان بسیاری از مردم دیدار پروردگارشان را منکرند.)
در این دنیا دانش مردم، اغلب منحصر در علوم مادی است. آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می شناسند، آن هم مقدار بسیار اندک، و از آخرت غافلند. تمام تلاش آنان برای زندگی دنیاست و از حقایقی چون مبدا و معاد و ارزش ها غافلند. روز شب می دوند تا به متاعی دنیایی برسند، ولی ارزش آنچه را که از دست می دهند نمی دانند. زندگی بسیاری از انسانها لبریز از حرص به دنیا، دروغ، ریا، حسد کینه، فساد و... است. آنان پیوسته گرفتار تنش های مختلفی هستند و از آرامش واقعی و سعادت دنیا بی بهره اند.
مظاهر روشن این انسانها را در عصر حاضر در جوامع بی ایمان غرب می توان دید. آنان هر چند بهره هایی از علوم مادی دارند، اما بنا به اقرار افراد صاحب نظر در همان جوامع، در زندگی روزمره خویش دچار درماندگی و نکبتند. بنیاد خانواده ها بسیار سست است و از محبت و عاطفه و همدردی در میان افراد خانواده خبری نیست. آمار فساد و جنایات در میانشان به صورتی وحشتناک در حال افزایش است. در بسیاری از خیابان ها و جاده ها امنیت وجود ندارد و اوضاع بگونه ای است که ناچارند در برخی از شهرها رفت و آمد سنین خاصی را در طول شب ممنوع اعلام کنند! قاچاق انسانها و فروش آنها برای بهره کشی های ناسالم و غیر مشروع از تجارت های رایج و پرسود در آن جوامع است(187).
اینان نمونه بارز و روشن کسانی هستند که از آخرت و ملاقات پروردگارشان غافلند(188).
حضرت علی (علیه السلام):
به راستی در قرآن شفای بزرگترین بیماری هاست:
مرض کفر و نفاق،
و انحراف و گمراهی.
نهج البلاغه - خطبه 176

مصباح 31: لقمان

31 - لقمان
32 - سجده
33 - احزاب
34 - سبا
35 - فاطر

کرده لقمان سجده بر خاک درش - جمله احزاب خوار حیدرش
قصه قوم سبا را بازخوان - و آنچه از فاطر بیامد بر سرش

31 - لقمان

لقمان نام یکی از حکیمان بزرگ الهی و سوره مکی است.
160) حضرت لقمان که بود و خداوند به او چه چیزی عطا کرده بود؟
161) سفارشات لقمان به فرزندش که در این سوره آمده، چیست؟
162) آنچه خداوند به لقمان عطا کرده بود به خاطر چه بود؟ 163) در دورانی که این سوره نازل شد مشرکین با بازگو کردن قصه های دروغین و عوام پسند و جذاب چه هدفی را دنبال می کردند؟ 164) مهاجمان فرهنگی در عصر حاضر با ترویج انواع لهو به دنبال چه هدفی هستند؟
مشرکین صدر اسلام در این زمینه چگونه عمل می کردند؟
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است که لقمان پیامبر نبود اما بنده ای بود که بسیار فکر می کرد. خدا را دوست داشت. خداوند نیز او را دوست می داشت و به او دانش و حکمت الهی عطا فرموده بود(189).
در آیه 12 می خوانیم:
(به راستی لقمان را حکمت دادیم که: خدا را سپاس بگذار و هر که سپاس بگذارد تنها برای خود سپاس می گزارد، و هر کس کفران کند، در حقیقت خداوند، بی نیاز ستوده است.)
در آیه 13 و نیز آیات 16 تا 19 سفارش های بسیار مهمی لقمان به فرزندش بیان می شود. در آیه 16 می خوانیم:
(ای پسر عزیزم، اگر (عمل تو) هموزن دانه خردلی و در (دل) تخته سنگی، یا در آسمانها، یا در زمین باشد، خدا آن را می آورد، که خدا پس دقیق و آگاه(190) است.)
این کلام از جمله سفارشات لقمان به پسرش می باشد که مربوط به معاد و حساب اعمال است. یعنی: فرزندم! اگر کاری که انجام داده ای، چه خیر و چه شر از نظر مقدار آنقدر کوچک باشد که به اندازه دانه خردلی باشد، و همان عمل خرد و کوچک در دل صخره ای، و یا در هر مکانی از آسمان و زمین باشد، خدا آن را برای حساب حاضر خواهد کرد، تا مطابق آن جزا دهد.
چون خدا لطیف است و هیچ چیزی مانع دیدن او نیست و چیزی در اوج آسمان و در درون زمین و اعماق دریا و در دل کوه از علم او پنهان نیست و علم او به هر آنچه پنهان و آشکار است احاطه دارد.
او خبیری است که از تمام موجوداتی که آفریده و از تمامی کارهای آنان باخبر است.
در آیات بعد و در ادامه سخنان لقمان حکیم به فرزندش چنین می آید:
(ای پسر عزیزم، نماز را برپادار و (دیگران را) به کار پسندیده وادار و از کار ناپسند بازدار، و بر آسیبی که به تو رسیده است شکیبا باش که این (حاکی) از عزم (و اراده) تو در کارهاست. و از مردم (به نخوت) رخ برمتاب و در زمین خرامان راه مرو که خدا خود پسند لاف زن را دوست نمی دارد. و در رفتار خود میانه رو باش و صدایت را آهسته ساز که بدترین آوازها بانگ خران است(191).)
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) در مورد لقمان چنین آمده است:
به خدا سوگند حکمت را به لقمان به خاطر حسب و دودمان و مال و فرزندان و یا درشتی جسم و زیبایی رخسارش ندادند... او مردی بود که در اجرای امر خدا استقامت و نیرومندی به خرج می داد و از هر آنچه خدا راضی نبود دوری می کرد. مردی ساکت بود. نظری عمیق و فکری بلند داشت.
همواره می خواست تا از عبرتها بهره ببرد. چون چیزی از منافع دنیا عایدش می شد، شادمانی نمی کرد، و اگر متاعی دنیایی را از دست می داد اظهار اندوه نمی کرد. لقمان هرگز از دو نفر که نزاع و درگیری داشتند نمی گذشت، مگر آنکه بین آن دو را اصلاح می کرد تا آنکه دوستدار یکدیگر می شدند.
با عمالمان دین و حکیمان بسیار نشست و برخاست می کرد. او طریقه غلبه بر هوای نفس را از حکیمان می پرسید و یاد می گرفت. همواره با نفس خویش در جنگ بود و از شیطان دوری می جست. قلب خود را با فکر و نفس خویش را با عبرت مداوا می کرد. به این جهات بود که خدای متعال نیز حکمت و عصمت به او عطا فرمود(192).
این سوره در شرایطی نازل شده است که برخی از مشرکین مردم را با داستانهای بیهوده و افسانه ها، از راه خدا و شنیدن قرآن، بازمی داشتند. آنها با بازگو کردن قصه های دروغین و عوام پسند مردم را به سوی خود جلب می کردند تا آنها به سخنان و داستانهای عبرت آموز قرآن دل نسپارند.
آنها می خواستند مردم را از خدا و دین خدا غافل کنند. قرآن را به ریشخند می گرفتند. آنگاه که قرآن بر آنان خوانده می شد با تکبر و بی اعتنایی به آیات الهی چنانکه گویی کرند و نمی شنوند، بدان پشت می کردند.
در آیه ششم و هفتم به معرفی کسانی می پردازد که مردم را با لهو الحدیث یعنی سخنان بیهوده، از راه خدا گمراه می کنند و به آنان وعده عذابی خوار کننده می دهد.
این آیات همه کسانی را که با ترویج انواع لهو تلاش می کنند قرآن و دین و توجه به خدا را در میان انسانها و بخصوص جوامع مسلمانان کمرنگ کنند، شامل می شود. مهاجمان فرهنگی در این عصر از مصادیق بارز آنند.
نصایح لقمان در مقابل لهو الحدیث، در این سوره آمده است که بسیار قابل توجه و تامل است(193).