گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

28 - قصص

قصص یعنی قصه و سرگذشت و سوره مکی است(180).
146) در این سوره به مومنین چه وعده ای داده می شود؟ 147) بیان داستان حضرت موسی (علیه السلام) در این سوره برای چیست؟ 148) قارون که بود و داستان و سرانجام او چگونه بود؟ 149) قصص به معنی چیست و چرا این سوره به این نام خوانده می شود؟
در آیه پنجم این سوره می خوانیم:
(و ما می خواهیم بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شده اند. منت نهیم و آنان را پیشوایان (مردم) گردانیم، و ایشان را وارثان (زمین) قرار دهیم.)
این سوره وعده زیبایی به مومنین می دهد. آنان قبل از هجرت به مدینه، عده اندکی بودند. مستکبران قریش آنان را در مکه به استضعاف کشیده و دشوارترین شرایط را برایشان ایجاد کرده بودند. خداوند در این سوره وعده می دهد که به زودی آنان را پیشوایان مردم و وارثان زمین می گرداند. آنگاه داستان حضرت موسی (علیه السلام) را به عنوان مثالی برای این سنت الهی بیان می کند و به مومنین بشارت می دهد که به آنان نیز چنین نعمتی عطا و آنان را پس از نجات از دست مستکبران، به عزت خواهد رساند.
حضرت موسی (علیه السلام) در شرایطی به دنیا آمد که فرعون در اوج قدرت بود و بنی اسرائیل را خوار و زیر دست خود کرده بود؛ نوزادان پسر آنان را می کشت و زنانشان را زنده می گذاشت (مرحله استضعاف قوم موسی (علیه السلام). خداوند وی را در دامان فرعون پرورش داد، تا وقتی که به حد رشد رسید. آنگاه او را از شر فرعون نجات داد و از میان فرعونیان به سوی شهر مدین روانه کرد. پس از مدتی به عنوان رسول خویش با معجزاتی آشکار به سویشان فرستاد. در پایان، فرعون و لشکریانش را تا آخرین نفر غرق کرد و قوم موسی (علیه السلام) را از شر آنان نجات داد. (مرحله عزت قوم موسی(181))
قرآن با بیان این داستان به مومنین اشاره می کند که آنان را نیز به قدرت و فرمانروایی خواهد رسانید؛ و رسول گرامی را پس از ترک وطن دوباره با شوکت و قدرت به سرزمین خویش باز خواهد گردانید.
این قانون خداوندی، در عصر حاضر و پس از آن نیز پیوسته جاری است. با توجه به این سنت الهی مستضعفان باید با امید و توکل به خدا به تلاش و مبارزه خویش ادامه دهند و یقین داشته باشند که حکومت مستکبران دوامی ندارد و در معرض زوال و نابودی است(182).
در آیات 76 تا 82 به وضع قارون و سرانجام او اشاره می شود. برگردان آیات چنین است:
قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم کرد؛ و ما به او (ثروت و) گنجینه هایی بخشیده بودیم که (حمل) کلیدهای آن بر گروهی نیرومند سنگین می آمد. در این حال بود که قومش به او گفتند: شادی مکن که خداوند سرخوشان را دوست ندارد. با آنچه خدایت داده است، سرای آخرت را بجوی و بهره ات را از دنیا فراموش مکن، و همچنانکه خداوند بر تو نیکی کرده است تو نیز به دیگران نیکی (و انفاق) کن و در زمین فساد مکن که خداوند فسادگران را دوست نمی دارد.
(قارون) گفت: این (اموال) با علمی که دارم برایم فراهم شده است.
آیا ندانست که خدا نسل هایی را پیش از او نابود کرد که از او نیرومندتر و مال اندوزتر بودند؟ و (در هنگام هلاکت) گنه کاران از گناهانشان پرسش نمی شوند (بلکه عذاب، ناگهان بر آنان فرود می آید.)
پس (قارون) غرق در تجملات و زینت در میان قومش درآمد. کسانی که خواهان زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش ما نیز آنچه به قارون داده شده است، می داشتیم. واقعا او دارای مال و ثروت کلانی است. و کسانی بهره مند از علم (حقیقی) بودند، گفتند: وای بر شما! پاداش الهی برای کسی که ایمان آرد و کار شایسته کند، بهتر است و جز شکیبایان آن را درنیابند.
آنگاه (قارون) را با خانه اش در زمین فروبردیم. (در آن حال) هیچ گروهی نبود که در برابر (عذاب) خدا یاری اش کند؛ و خود نیز قادر به دفاع از خویش نبود؛ و همان کسی که دیروز آرزو می کردند به جای او باشند هنگام صبح می گفتند: ای وای! گویا چنین است خدا روزی را بر هر کدام از بندگانش که بخواهد گشاده می دارد و (بر هر که بخواهد) تنگ می گیرد. اگر خدا بر ما منت ننهاده بود، ما را نیز (به زمین) فرو می برد. ای وای! گویی کافران رستگار نمی شوند.
این سرگذشت، درس عبرتی است برای آنها که مال بسیار دارند و با آن بر دیگران فخر می فروشند، و از یاد خدا و مرگ و قیامت غافلند، و با آنچه دارند به دنبال فسادند. البته خوی سرمایه داران از خدا بی خبر، استکبار و ستم بر دیگران است که چهره شاخص و برجسته آن در عصر حاضر نظام سرمایه داری غرب است و تمام این ویژگیها در آن به روشنی هویداست.
درس دیگر برای کسانی است که در آرزو و حسرت داشتن مال و ثروتی همچون اموال سرمایه داران و ثروتمندان زراندوز هستند.
در ابتدای سوره روشن شد که قصص به معنی قصه و سرگذشت است.
کلمه قصص در آیه 25 در آنجا که حضرت موسی (علیه السلام) داستان و سرگذشت خود را برای حضرت شعیب (علیه السلام) بازگو می کند، به کار رفته است و از اینرو این سوره قصص یعنی سرگذشت نامیده شده است.

29 - عنکبوت

این سوره مکی است.
150) آیا مردم با اظهار ایمان رها می شوند و در بوته آزمایش و امتحان قرار نمی گیرند؟ 151) مومنین راستین چگونه از کسانی که به دروغ اظهار ایمان می کنند شناخته می شود؟ 152) آیا سنت امتحان الهی بر ما نیز جاری است؟ 153) کسانی که غیر خدا را به ولایت می گیرند در این سوره به چه چیزی تشبیه شده اند؟ 154) خانه عنکبوت در مقایسه با خانه های دیگر چگونه است؟ ولایت دیگران در مقایسه با ولایت الهی چگونه است؟ 155) توضیح اینکه: زندگی دنیا جز لهو و لعب نیست. چیست و زندگی حقیقی کدام زندگی است؟
در آیات اول تا سوم این سوره می خوانیم:
(الف، لام، میم. آیا مردم پنداشتند همین که (به زبان) گفتند ایمان آوردیم رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ و به یقین کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفتند معلوم دارد و دروغگویان را نیز معلوم دارد.)
از آیات این سوره و مخصوصا آیات نخست برمی آید که برخی از کسانی که در مکه و قبل از هجرت، ایمان آورده بودند، از ترس فتنه ای که از ناحیه مشرکین تهدیدشان می کرد از ایمان خود برگشته بودند؛ زیرا مشرکین دست از سر مسلمانان برنمی داشتند و مرتب آنان را تهدید می کردند که از ایمان خویش دست بردارند، و ضمانت می دادند که اگر برگردید هر ضرری که دیده باشید ما جبران می کنیم؛ اما اگر برنگردید آنچنان شما را شکنجه می کنیم تا به ناچار دست از دینتان بردارید و به آئین ما بازگردید.
این سوره در چنین شرایطی در مکه نازل گردید. این سوره در صدد بیان این نکته است که غرض خدا تعالی از ایمان مردم تنها این نیست که به زبان بگویند ایمان آوردیم، بلکه هدف، حقیقت ایمان است. ایمانی که هر چه فتنه ها بیشتر فشار آورد، محکمتر و ریشه دارتر گردد و تندباد فتنه ها و حوادث، آن را متزلزل نکند. پس مردم نباید خیال کنند تنها با گفتن اینکه ایمان آوردیم رها می شوند، و در بوته آزمایش قرار نمی گیرند، بلکه حتما امتحان می شوند تا آنچه در دل دارند ظاهر شود و معلوم گردد که آیا در این سخن خویش راست می گویند یا دروغ.
آری ابتلا و امتحان، سنت همیشگی خداست که در امت های قبل نیز جریان داشت و تغییر دگرگونی در سنت خدا نیست. صدق و کذب انسانها در اظهار ایمان به وسیله امتحان عملی در صحنه زندگی آشکار می شود. در امتحان است که باطن انسانها ظاهر می شود. آنهایی که ایمان واقعی دارند، ایمانشان پابرجاتر و آنها که ایمان ادعایی دارند ادعایشان فاش می گردد.
منظور از اینکه فرمود: تا خداوند راستگویان و دروغگویان را معلوم دارد، این است که نشانه های ایمان واقعی و ایمان حرفی پدیدار و آشکار گردد. صاحبان ایمان واقعی در سختی ها پایداری نشان می دهند و دستورات الهی را - اگر چه دشوار باشد - به صورت کامل انجام می دهند، در پرهیز از گناهان را سخند و در پرتو چنین ایمانی به سعادت می رسند.
از این نکته نباید غافل باشیم که همه ما در معرض امتحان الهی هستیم. باید اموری را که به آن امتحان می شویم تشخیص دهیم و موضعی بر اساس ایمان و تقوا داشته باشیم و کردار ما بر اساس ایمان و خداباوری باشد و با آنچه خدا از ما می خواهد منطبق باشد.
در آیه 41 این سوره در رابطه با کسانی که غیر خدا را به ولایت گرفته و می گیرند، می خوانیم:
مثل کسانی که غیر از خدا اولیا و سرپرستانی اختیار کرده اند، همچون عنکبوت است که خانه ای برای خویش ساخته است و در حقیقت - اگر می دانستند - قطعا سست ترین خانه ها همان خانه عنکبوت نیست.
اولیایی که مشرکین برای خود گرفته اند، از ولایت تنها اسمی دارند و هیچ نفعی به آنها نمی رسانند. نه مرگ به دست آنهاست و نه حیات. نه مالک برانگیختنی هستند و نه معادی.
روی سخن آیه با تمامی کسانی است که حتی در امری از امور خود، کسی یا چیزی غیر از خدا را به ولایت بگیرند و به آن تکیه کنند. آن را مستقل در اثرش بدانند، هر چند آن ولی در ظاهر به صورت بت نباشد.(183)
طبیعی است که انسان برای رسیدن به مقاصد خود به اسبابی چنگ می زند و خداوند این ویژگی را در نهاد هر انسانی به ودیعت گذاشته است.
اینکار به شرط آنکه خداوند منعی برای آن قرار نداده باشد هیچ اشکالی ندارد.
آنچه مردود است استفاده از اسبابی است که خداوند اجازه نداده است، مستقل دانستن آن اسباب از خدا و قرار دادن آنها در عرض خداست، و نیز پشت کردن به خدا و روی آوردن به نیروهای ضد خدایی مانند تکیه بر مستکبران، ستمگران و زر اندوزان.
البته روشن است که ولایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین (علیه السلام)(184) و ولایت فقهای جامع الشرایط به عنوان نواب عام امام زمان (علیه السلام) رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) زمان غیبت(185) در راستای ولایت خدا و در طول آن است و پذیرش ولایت آنان، خود از دستورات الهی است.
در این سوره، در آیه 64 مطلب بسیار مهمی در بیان حقیقت زندگی دنیا با این عبارت آمده است:
(و این زندگی دنیا جز لهو لعب (بازیچه و سرگرمی) چیز دیگری نیست، و زندگی حقیقی همانا (در) سرای آخرت است؛ اگر می دانستند.)
لهو به معنای هر چیز و هر کار بیهوده ای است که انسان را از کار مهم و مفیدش باز دارد و به خود مشغول سازد. بنابراین یکی از مصادیق لهو، زندگی مادی دنیاست؛ زیرا دنیای زودگذر آدمی را با زوق و برق و آرایش، و فریبایی و دلربایی، از زندگی باقی آخرت و کسب سعادت جاوید بازمی دارد و به خود مشغول و سرگرم می کند.
لعب به معنای کار یا کارهای منظمی است که برای هدفی خیالی انجام می گیرد. مانند بازی کودکان. زندگی دنیا همانگونه که لهو است، لعب نیز هست. درست مانند بازی بچه هایی که دور هم جمع می شوند و با شور و هیجان، ساعتی بازی می کنند و سپس پراکنده می شوند.
آری آنچه مردم دنیا بر سر آن می ستیزند و مانند حیوانات به جان هم می افتند جز امور خیالی و سرابی بیش نیست. دلخوشی به جمع اموال و انباشتن آن، جنگ بر سر قدرت و ریاست، دستیابی به جلوه های دنیا و تفاخر به آن و... اوهامی بیش نیست و جای آن فقط در وهم و خیال انسانهاست.
اما حیات آخرت که انسان، با ایمان و عمل صالح بدان نایل می شود و با کمالات واقعی در آن زندگی می کند چنین نیست؛ بلکه حقیقت محض است.
زندگی آخرت بقایی است که فنا در آن نیست. لذتی است که با رنج آلوده نیست. سعادتی است که شقاوت و تیره روزی در آن نیست.

30 - روم

روم نام امپراطوری بزرگی در گذشته و سوره مکی است.
156) غرض کلی این سوره بیان کدام وعده الهی است؟ 157) در آغاز این سوره از چه چیزی خبر می دهد؟ چه نکاتی در این خبر وجود دارد؟
158) انسانهایی که از یاد آخرت غافلند چگونه اند؟ 159) مظاهر روشن این انسانها در عصر حاضر چه کسانی هستند؟
این سوره در مکه و در شرایط فشار کفار بر مسلمانان نازل شده است.
غرض کلی آن بیان وعده قطعی خدا به یاری دین و مومنین است. در این زمینه در آیه 47 می خوانیم:
(و در حقیقت، پیش از تو نیز رسولانی را به سوی قومشان فرستادیم، پس دلایل آشکار برایشان آوردند و از کسانی که مرتکب جرم شدند انتقام گرفتیم و یاری مومنان حقی است که بر عهده ماست.)
این آیه بشارتی است بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مومنان در هر عصر و زمان و هشداری است برای کفاری که در مقابل مومنین صف آرایی می کنند. در این آیه خداوند تعهد کرده و وعده داده است که در دنیا و آخرت مومنین را یاری کند.
یکی از مددها و کمک های الهی دین است که از مجرمین و کسانی که در مقابل انبیا ایستادند و با مومنین مقابله کردند، انتقام بگیرد. این سنت الهی در عصر حاضر و تا زمانها و عصرهای آینده و تا پایان این دنیا همچنان برقرار و جاری خواهد بود.
در پایان سوره و در آخرین آیه باز هم بر فرا رسیدن این وعده؛ یعنی یاری مومنین، تاکید می کند و می فرماید:
(پایداری کن که وعده خدا حق است، و کسانی که یقین ندارند، تو را در کارت سست نسازند.)
اما در مورد آغاز سوره و نامگذاری آن:
آغاز سوره خبری غیبی مربوط به سالهای بعد داده است. خبر این است که: لشگریان روم که از ارتش ایرانیان شکست خورده اند طی چند سال آینده بر امپراطوری ایران پیروز خواهند شد.
روم و ایران در آن زمان دو امپراطوری بزرگ و دو ابرقدرت بودند. در ایام نزول این سوره، جنگی بین روم و ایران در سرزمینی میان شام و حجاز (سوریه و عربستان فعلی) درگرفت که ابر قدرت روم در این جنگ از ایران شکست خورد. قرآن خبر می دهد که رومیان ظرف چند سال آینده پیروز خواهند شد و بر امپراطوری ایران غلبه خواهد کرد.
در این وعده غیبی چند نکته مورد توجه است:
1 - خبر از جندگی در آینده و پیروزی رومیان. این پیشگویی که محقق شد یکی از دلایل اعجاز قرآن است.
2 - با این پیشگویی بر اعتبار وحی و قرآن در میان مردم اعم از مسلمانان و غیر مسلمان افزوده شد.
3 - با تحقق این امر، ایمان و باور مسلمانان به سایر وعده های قرآن بیشتر گردید. مانند وعده ای که در آیه 47 این سوره به مومنین داده شده که:
یاری مومنین بر عهده خداست و خداوند قطعا و یقینا آنان را کمک خواهد کرد. با ایمان به چنین وعده ای روحیه مسلمانانی که با کفر در ستیز بودند تقویت می گردید.
4 - وقتی مسلمانان این وعده ها را مشاهده کردند، یقین می کنند که وعده قرآن در مورد قیامت و زنده شدن دوباره برای حساب نیز حق است(186).
در آیه هفتم و هشتم درباره انسانهای غافل چنین می فرماید:
(آن انسانها نادان، تنها) ظاهری از زندگی دنیا را می شناسند و آنان از آخرت غافلند. آیا خود نیندیشیدند که خداوند، آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست، جز به حق و سرآمدی معین نیافریده است، و بی گمان بسیاری از مردم دیدار پروردگارشان را منکرند.)
در این دنیا دانش مردم، اغلب منحصر در علوم مادی است. آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می شناسند، آن هم مقدار بسیار اندک، و از آخرت غافلند. تمام تلاش آنان برای زندگی دنیاست و از حقایقی چون مبدا و معاد و ارزش ها غافلند. روز شب می دوند تا به متاعی دنیایی برسند، ولی ارزش آنچه را که از دست می دهند نمی دانند. زندگی بسیاری از انسانها لبریز از حرص به دنیا، دروغ، ریا، حسد کینه، فساد و... است. آنان پیوسته گرفتار تنش های مختلفی هستند و از آرامش واقعی و سعادت دنیا بی بهره اند.
مظاهر روشن این انسانها را در عصر حاضر در جوامع بی ایمان غرب می توان دید. آنان هر چند بهره هایی از علوم مادی دارند، اما بنا به اقرار افراد صاحب نظر در همان جوامع، در زندگی روزمره خویش دچار درماندگی و نکبتند. بنیاد خانواده ها بسیار سست است و از محبت و عاطفه و همدردی در میان افراد خانواده خبری نیست. آمار فساد و جنایات در میانشان به صورتی وحشتناک در حال افزایش است. در بسیاری از خیابان ها و جاده ها امنیت وجود ندارد و اوضاع بگونه ای است که ناچارند در برخی از شهرها رفت و آمد سنین خاصی را در طول شب ممنوع اعلام کنند! قاچاق انسانها و فروش آنها برای بهره کشی های ناسالم و غیر مشروع از تجارت های رایج و پرسود در آن جوامع است(187).
اینان نمونه بارز و روشن کسانی هستند که از آخرت و ملاقات پروردگارشان غافلند(188).
حضرت علی (علیه السلام):
به راستی در قرآن شفای بزرگترین بیماری هاست:
مرض کفر و نفاق،
و انحراف و گمراهی.
نهج البلاغه - خطبه 176