گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

مصباح 26: شعراء

26 - شعراء
27 - نمل
28 - قصص
29 - عنکبوت
30 - روم

بیست و ششم شعرا، نمل و قصص - عنکبوت است و بود روم سپس

26 - شعرا

شعرا یعنی شاعران و سوره مکی است.
137) این سوره در چه زمانی نازل شده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این سوره در رابطه با خویشاوندانش به چه کاری امر می شود؟ 138) بیان داستان اقوام پیامبران گذشته در این سوره برای چیست؟ 139) قرآن در پاسخ آنان که قرآن را لقای شیاطین می خواندند چه می فرماید و آلت دست واقعی شیطان چه کسانی هستند؟ 140) در این سوره به آنان که قرآن را شعر و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را شاعر می خواندند چه پاسخی می دهد؟
این سوره در اوایل بعثت در مکه نازل شده است. در این سوره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مامور شده است که خویشاوندان خود را از شرک و بت پرستی بیم دهد و به اسلام دعوت کند. در آیات 214 تا 220 امر الهی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین است:
(و خویشان نزدیک را هشدار ده. و در برابر مومنانی که تو را پیروی می کنند، مهربان و فروتن باش.
و اگر (خویشانت) تو را نافرمانی کردند، بگو: من از آنچه می کنید، بیزارم. و بر (خدای) عزیز مهربان توکل کن. آن (خدایی) که چون به نماز برمی خیزی تو را می بیند، و حرکت تو را در میان سجده کنندگان (می نگرد). او همان شنوای داناست.)
غرض این سوره آرامش بخشیدن و تسلای خاطر رسول خداست. چرا که قومش آن بزرگوار و قرآن نازل شده از سوی پروردگار را تکذیب می کردند و پیوسته آن حضرت را می آزردند.
از اتهاماتی که کفار قریش بر آن بزرگوار وارد می کردند این بود که ایشان را مجنون و شاعر می خواندند؛ و قرآن را شعر و القای شیاطین معرفی می کردند. این سوره به این اتهامات پاسخ می دهد و علاوه بر تسلای آن حضرت، مشرکان را به تکرار عاقبت گذشتگان سرکش و طغیانگر تهدید می کند. به این منظور داستان اقوام پیامبرانی همچون موسی، ابراهیم، نوح، هود، صالح، لوط و شعیب (علیه السلام) را بیان کرده، کیفر آن ستمکاران را که رسولان الهی را تکذیب کردند، بازگو می کند.
این ها همه برای آن است که رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) از اتهام ها و افتراهای قوم خود دلسرد و غمگین نگردد؛ و نیز مشرکان و کفار همه کسانی که این آیات بدینشان می رسد، از شنیدن سرگذشت اقوام گذشته عبرت گیرند(168).
در آیات 210 و 211 در پاسخ افترای مشرکین که قرآن را القای شیاطین می خواندند، می فرماید:
(و آن را شیاطین فرود نیاورده اند، و آنان سزاوار (چنین کاری) نیستند، و توان (این کار را) ندارند.)
در آیه 221 کفاری را که به قرآن تهمت می زنند و افترا می بندند، عامل و آلت دست شیطان معرفی می کند، و می فرماید:
(آیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسی فرود می آیند؟ (آنان) بر هر دروغزن گنهکاران فرود می آیند(169)؟)
تهمت دیگری که مشرکین به رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می زدند این بود که آن حضرت را شاعر و قرآن را شعر و سروده های وی معرفی می کردند. قرآن این اتهام را رد می کند و در پاسخ آنان در آیات 224 تا 227 می فرماید:
(و شاعران را گمراهان پیروی می کنند، آیا نمی بینی که آنان در هر وادی سرگردانند؟ و آنان چیزهایی می گویند که انجام نمی دهند؟ مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده و خدا را بسیار یاد کنند...)
آری شاعران اینچنند. و آنگونه که قرآن آنها را توصیف می کند در هر وادی سرگردانند و خیالشان هر لحظه آنها را به سویی می برد. آنان غرق در اوهام خویشند و از واقعیات زندگی و حقایق هستی غافلند. و بدانچه می گویند در عمل پای بند نیستند.
در حالی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را به سوی حقایق هستی و آنچه حق است، دعوت می کند و به آنچه در قرآن به او وحی می شود کاملا پای بند است.
علامه طباطبایی رحمه الله علیه در تفسیر این آیات، اساس شعر و شاعری را به صورتی روشن، بیان فرموده اند. خلاصه نظر ایشان چنین است:
اساس شعر(170) بر خیال و نشان دادن غیر حق و غیر واقع، به صورت حق و واقع است. کسی که به شعر و شاعری می پردازد، از حق منحرف و با خیال و تصویرهای موهوم سرخوش است.
قرآن می فرماید: از شعرا تنها کسانی خوششان می آید که گمراه بوده و مبل به باطل داشته باشند. آنان(171) در سخن گفتن افسار گسیخته و بی بند و بارند؛ و حد و مرزی را در گفتارشان نمی شناسند(172). چه بسا باطل و امر ناپسندی را آنگونه مدح می کنند که حق و امر پسندیده را باید ستود؛ و برعکس زیبا و پسندیده ای را آنچنان مذمت کنند که یک امر قبیح و زشت باید مذمت شود. و مردم را به سوی باطل دعوت نموده، از حق برمی گردانند.
خلاصه استدلالی که در این آیات سه گانه آمده این است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شاعر نیست؛ چون اساس شعر بر گمراهی و خلاف رشد است. لیکن افرادی که این رسول را پیروی می کنند، با هدف رشد و رسیدن به واقع و به دنبال حقند؛ چرا که دعوت او و قرآنی که به او وحی می شود، دعوتی است به سوی حق و رشد و نه باطل و گمراهی.
البته برخی از شعرا طبق گفته قرآن از این قاعده کلی مستثنی هستند.
آنها شاعران مومنی هستند که اعمال صالح انجام می دهند و به خدا توجه بسیار دارند، و خدا را پیوسته و بسیار یاد می کنند. همین توجه بسیار به خدا آنان را به سوی حق که مایه رضایت اوست می برد و آنان را از باطل که خدا برای بندگانش نمی پسندد برمی گرداند. در نتیجه، این شاعران مومن به گمراهی هایی که شعرا بدان مبتلایند، دچار نمی شوند(173).
در روایاتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، اشعار حکمت آمیز و نیز اشعاری که در آن حق یاری می شود از آن قاعده کلی استثنا شده اند. در این روایات زبان شاعران مومن، شمشیر و وسیله جهاد در مقابل کفار و مشرکین معرفی گردیده است و شاعران حق گو همانند مجاهدانی که در راه خدا بدنهایشان با تیر خون آلود شده، به حساب آمده اند(174).

27 - نمل

نسل یعنی مورچه و سوره مکی است.
142) این سوره در آغاز، قرآن را چگونه معرفی می کند؟ 143) چرا این سوره نمل نامیده شده است؟ 144) داستان حضرت سلیمان (علیه السلام) چه بوده و خداوند نعمتهایی را به آن حضرت عطا فرموده بود؟
145) در تورات تحریف شده درباره حضرت سلیمان (علیه السلام) چه مطالبی آمده است؟ نظر قرآن در این رابطه چیست؟
آیات دوم و سوم این سوره به معرفی قرآن می پردازد و می فرماید:
(طا، سین. آن (کلام والا) آیات قرآنی و کتابی روشن و روشنگر است؛ که (مایه) هدایت و بشارت برای مومنان است. همانا که نماز برپامی دارند و زکات می دهند و به آخرت یقین دارند.)
در این آیات، خداوند به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)می فرماید: کلام ارزشمندی که بر تو وحی می شود، آیات کتابی است روشنگر حق از باطل است.
مقاصد خود را واضح بیان می کند و ابهام و پیچیدگی در آن نیست و برای بشر قابل فهم است. عقاید صحیح، رفتار شایسته انسان در مقابل خداوند، اخلاق و رفتار نیکوی انسانها در برابر یکدیگر، سرگذشت اقوام گذشته، سرانجام انسانها در آخرت و... را به روشنی بیان می کند.
آری قرآن با بیانات روشنگر خود راهنما و هدایتگر انسانهاست. و آنان را به سوی حق و رشد هدایت می کند. کسانی که خود را از آن محروم می دارند بدیهی است که از قرآن سودی نمی برند، اما مومنان با بهره گیری از هدایت های آن در دنیا و آخرت به سعادت و نیکبختی دست می یابند.
همچنین قرآن بشارتی برای مومنان است، چرا که بیان نعمت هایی که در بهشت جاویدان الهی برای آنان فراهم گردیده، آنها را دلشاد می دارد؛ همان مومنانی که آثار ایمان در اعمال و کردارشان هویداست و به آخرت یقین دارند.
در آیه ششم نیز بیان می کند که قرآن از جانب خدایی است که سرچشمه حکمت است و بر تمامی امور داناست.
در این سوره بخش هایی از زندگی و سرگذشت پیامبران بزرگ الهی:
حضرت موسی، حضرت داوود، حضرت سلیمان، حضرت صالح و حضرت لوط (علیه السلام) ذکر شده است.
داستان حضرت سلیمان (علیه السلام) در آیات 15 تا 44 می آید. ابتدای داستان چنین است:
(و به راستی به داوود و سلیمان(175) دانشی عطا کردیم، و آن دو گفتند: ستایش خدایی را که ما را بر بسیاری از بندگان برتری داده است.
و سلیمان از داوود میراث یافت و گفت: ای مردم، ما زبان پرندگان را تعلیم یافته ایم، و از هر چیزی(176) به ما داده شده است. راستی که این همان امتیاز آشکار است.
و برای سلیمان سپاهیانش از جن و انس و پرندگان جمع شدند و با نظم و ترتیب به هم پیوسته. (لشگریان سلیمان به راه افتادند) تا آنگاه که به وادی مورچگان رسیدند. مورچه ای (به زبان خویش) گفت: ای مورچگان به خانه هایتان داخل شوید. مبادا سلیمان و سپاهیانش ندیده و ندانسته شما را پایمال کنند.
(سلیمان) از گفتار او دهان به خنده گشود و گفت: پروردگارا در دلم افکن تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته ای سپاس بگذارم، و به کار شایسته ای که آن را می پسندی بپردازم، و مرا به رحمت خویش در میان بندگان شایسته ات داخل کن(177).
در این داستان حضرت سلیمان (علیه السلام) با فهمیدن کلام آن مورچه از شدت سرور تبسمی می کند، که خداوند رحمان تا چه حد به او نعمت ارزانی داشته است: نبوت، دانش فهم کلام پرندگان و. بنابراین از خداوند درخواست می کند که توفیق شکر این نعمت ها را به او عطا کند، و او را به کارهایی که مایه رضای خداوند است موفق بدارد. آنگاه در سپاس و تشکر خویش، شکر نعمت هایی که پدر و مادرش از آن بهره مند بوده اند را نیز اضافه می کند. در پایان از خدا می خواهد که او را در زمره بندگان صالح خویش داخل کند.
این سوره چون به جریان موری اشاره دارد که بر سر راه لشکریان حضرت سلیمان (علیه السلام) بود، به نام نمل یعنی مورچه نامیده شده است.
متاسفانه در تورات تحریف شده(178) به ساحت حضرت سلیمان (علیه السلام) بی ادبی شده و به دروغ نوشته اند که وی در آخر عمرش منحرف شد و از خداپرستی دست برداشته به بت پرستی گرایید. او به بت هایی که بعضی از زنانش داشتند و آنها را می پرستید سجده می کرد! همچنین توهین بزرگی به حضرت داوود، پدر بزرگوار حضرت سلیمان (علیه السلام) کرده، نسبت بی عفتی به آن حضرت می دهد، و حضرت می دهد، و حضرت سلیمان (علیه السلام) را مولود نامشروع می خواند.
اما قرآن ساحت مقدس آن دو پیامبر بزرگوار و تمام انبیا را منزه و پاک از آلودگی می داند و بر عصمتشان تاکید می کند و در خصوص حضرت سلیمان (علیه السلام)، برای رد اتهام تورات تحریف شده، تصریح می کند که:
سلیمان کافر نشد(179).