گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

25 - فرقان

فرقان یعنی جدا کننده حق و باطل. این سوره مکی است.
131) این سوره چرا فرقان نام گرفته است؟ 132) خداوند قرآن را چرا فرقان نامیده است؟ 133) برخی از طعنه ها و اعتراضات ناروای کفار مکه بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که در این سوره ذکر شده، چیست؟ 134) در روز قیامت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره قرآن چگونه از مردم شکایت می کند؟
135) مهجور گذاشتن قرآن چگونه و به چه صورت هایی است؟
136) عباد الرحمن دارای چه ویژگی هایی هستند و سرانجامشان چیست؟
سوره فرقان با این آیه آغاز می شود:
(سر چشمه خیر و برکت بسیار است کسی که فرقان را بر بنده خود نازل فرمود، تا بیم دهنده جهانیان باشد.)
در اینجا از قرآن با نام فرقان یاد شده است. فرقان به معنی فارق و جدا کننده است(161). قرآن کریم از آنرو فرقان نامیده شده که در حقیقت جدا کننده حق از باطل است.
کسی که جانش با نور فرقان روشن است، در جهانی که حق و باطل به هم آمیخته است، و باطل را لباس حق پوشانده، به جای حق معرفی می کنند، می تواند آن دو را از هم تشخیص دهد. پس فریب ظواهر و نیرنگ بازان را نمی خورد و در دام شیطان و شیطان صفتان نمی افتد.
بالاترین خیر برای انسان، تشخیص حقیقت ها از خیالات و راه ها از بیراهه هاست. در پرتو انوار وحی قرآن است که می توان ارزش واقعی هر چیزی را شناخت؛ در این صورت انسان بی جهت شیفته و عاشق هیچ و پوچ نمی شود و سرمایه عمر خویش را در بندگی و اسارت شیطان و هوای نفس نمی بازد.
در این سوره مکی طعنه ها و اعتراضات ناروای کفار به قرآن و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح می شود. مانند آنکه می گفتند:
1 - این قرآن را او از خود بافته و به خدا نسبت داده است و دیگرانی او را در این کار کمک کرده اند.
2 - این آیات همان افسانه های پیشینیان است که برخی، صبح و شام بر وی می خوانند و او آن را حفظ کرده، به عنوان کلام خدا بر مردم می خواند.
3 - این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازار راه می رود! چرا فرشته ای با او نیست تا با هم، مردم را بیم دهند؟ چرا گنجی به او داده نشده و با باغی ندارد که از آن بخورد؟ او مردی سحر شده است!
خداوند به این اتهامات پاسخ داده، آنان را از عواقب این کار پلیدشان آگاه می کند؛ آنان در حالی که به صورت افتاده اند، به سوی جهنم کشیده می شوند(162).
در آیات 22 تا 30 پس از بیان برخی وقایع قیمت، شکوه و شکایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بازگو می کند که:
(... خدایا، همانا قوم من قرآن را مهجور (و متروک) گذاشتند(163).)
مهجور به معنی متروک و رها شده است و مراد از قوم آن حضرت: عرب بلکه امت اوست؛ کسانی از امت که قرآن را رها می کنند(164).
در آن روز رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از کسانی که به قرآن بی اعتنایی کنند، در پیشگاه خداوند شکایت می کند. از آنان که:
- قرآن را تلاوت نمی کنند و در مجالس که از معارف قرآن سخن گفته می شود شرکت نمی کنند و به سخنان آنان که از قرآن می گویند، گوش فرا نمی دهند و نسبت به تعلیم و تعلم قرآن بی توجهند.
- اگر قرآن می خوانند، تنها به صدای خوش و یا به ثواب آن توجه دارند، و از مغز و محتوای قرآن بی بهره اند. در آیات قرآن تدبیر و تفکر نمی کنند.
از سخنان عبرت آموز آن درس نمی گیرند و با هشدارهای صریح آن بیدار نمی شوند. قرآن می خوانند اما دلهایشان غافل است، و تلاوت قرآن هیچ تحولی در فکر و اندیشه آنان ایجاد نمی کند.
- قرآن را به کار نمی بندند. آیات قرآن را که پیوسته انسان را به سوی عمل به آنچه سعادت دنیا و آخرت انسان در آنست، فرا می خواند، به گوش می شنوند اما در رفتار آنان تغییری ایجاد نمی شود.
جای آنست که از خدا بخواهیم: خدایا، ما را از آنان که رسول گرامیت از آنان شکایت می کند، قرار مده.
در آیات 63 تا 77 این سوره صفات عباد الرحمن را بر می شمارد. کسانی که خدا آنان را بندگان خاص خود معرفی کرده است. در اینجا به برخی از آن صفات اشاره می شود:
1- با تواضع و فروتنی راه می روند.
2- با جاهلان به نرمی سخن می گویند(165).
3- شبها در مقابل پروردگارشان به نماز می ایستند و به سجده می افتند.
4- از خدا می خواهند عذاب جهنم را - که عذاب سخت و سنگینی است - از آنها دور کند.
5- در هزینه های زندگی میانه رو هستند. نه اسراف می کنند و نه بخل می ورزند.
6- تنها خدا را می پرستند.
7- جز به حق کسی را نمی کشند.
8- پاکدامنند.
9- در مجلس باطل(166) حضور نمی یابند.
10- وقتی بر کسانی که مشغول به گفتار و کردار لغو و بیهوده اند، می گذرند؛ از آنان روی می گردانند و خود را والاتر از آن می دانند که با آنان همنشین و هم صحبت شوند.
11 - در مقابل آیات پروردگار مانند کران و کوران نیستند، بلکه در آیات خدا می اندیشند و از آن به صورت شایسته بهره می گیرند.
12 - در هنگام دعا از خداوند می خواهند که: همسران و فرزندانمان را مایه چشم روشنی ما قرار ده و ما را پیشوای پرهیزگاران بگردان! و با این دعا ایمان خالصانه همسران و نسل خویش را از خدا طلب می کنند.
اینان به پاس پایداری و شکیبایی شان، به غرفه های زیبای بهشت وارد می شوند و در آن منزلگاه نیکو از نعمت های آن بهره مند و همواره در آن جاودانه اند(167).

مصباح 26: شعراء

26 - شعراء
27 - نمل
28 - قصص
29 - عنکبوت
30 - روم

بیست و ششم شعرا، نمل و قصص - عنکبوت است و بود روم سپس

26 - شعرا

شعرا یعنی شاعران و سوره مکی است.
137) این سوره در چه زمانی نازل شده است و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این سوره در رابطه با خویشاوندانش به چه کاری امر می شود؟ 138) بیان داستان اقوام پیامبران گذشته در این سوره برای چیست؟ 139) قرآن در پاسخ آنان که قرآن را لقای شیاطین می خواندند چه می فرماید و آلت دست واقعی شیطان چه کسانی هستند؟ 140) در این سوره به آنان که قرآن را شعر و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را شاعر می خواندند چه پاسخی می دهد؟
این سوره در اوایل بعثت در مکه نازل شده است. در این سوره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مامور شده است که خویشاوندان خود را از شرک و بت پرستی بیم دهد و به اسلام دعوت کند. در آیات 214 تا 220 امر الهی به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین است:
(و خویشان نزدیک را هشدار ده. و در برابر مومنانی که تو را پیروی می کنند، مهربان و فروتن باش.
و اگر (خویشانت) تو را نافرمانی کردند، بگو: من از آنچه می کنید، بیزارم. و بر (خدای) عزیز مهربان توکل کن. آن (خدایی) که چون به نماز برمی خیزی تو را می بیند، و حرکت تو را در میان سجده کنندگان (می نگرد). او همان شنوای داناست.)
غرض این سوره آرامش بخشیدن و تسلای خاطر رسول خداست. چرا که قومش آن بزرگوار و قرآن نازل شده از سوی پروردگار را تکذیب می کردند و پیوسته آن حضرت را می آزردند.
از اتهاماتی که کفار قریش بر آن بزرگوار وارد می کردند این بود که ایشان را مجنون و شاعر می خواندند؛ و قرآن را شعر و القای شیاطین معرفی می کردند. این سوره به این اتهامات پاسخ می دهد و علاوه بر تسلای آن حضرت، مشرکان را به تکرار عاقبت گذشتگان سرکش و طغیانگر تهدید می کند. به این منظور داستان اقوام پیامبرانی همچون موسی، ابراهیم، نوح، هود، صالح، لوط و شعیب (علیه السلام) را بیان کرده، کیفر آن ستمکاران را که رسولان الهی را تکذیب کردند، بازگو می کند.
این ها همه برای آن است که رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) از اتهام ها و افتراهای قوم خود دلسرد و غمگین نگردد؛ و نیز مشرکان و کفار همه کسانی که این آیات بدینشان می رسد، از شنیدن سرگذشت اقوام گذشته عبرت گیرند(168).
در آیات 210 و 211 در پاسخ افترای مشرکین که قرآن را القای شیاطین می خواندند، می فرماید:
(و آن را شیاطین فرود نیاورده اند، و آنان سزاوار (چنین کاری) نیستند، و توان (این کار را) ندارند.)
در آیه 221 کفاری را که به قرآن تهمت می زنند و افترا می بندند، عامل و آلت دست شیطان معرفی می کند، و می فرماید:
(آیا شما را آگاه کنم که شیاطین بر چه کسی فرود می آیند؟ (آنان) بر هر دروغزن گنهکاران فرود می آیند(169)؟)
تهمت دیگری که مشرکین به رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می زدند این بود که آن حضرت را شاعر و قرآن را شعر و سروده های وی معرفی می کردند. قرآن این اتهام را رد می کند و در پاسخ آنان در آیات 224 تا 227 می فرماید:
(و شاعران را گمراهان پیروی می کنند، آیا نمی بینی که آنان در هر وادی سرگردانند؟ و آنان چیزهایی می گویند که انجام نمی دهند؟ مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده و خدا را بسیار یاد کنند...)
آری شاعران اینچنند. و آنگونه که قرآن آنها را توصیف می کند در هر وادی سرگردانند و خیالشان هر لحظه آنها را به سویی می برد. آنان غرق در اوهام خویشند و از واقعیات زندگی و حقایق هستی غافلند. و بدانچه می گویند در عمل پای بند نیستند.
در حالی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را به سوی حقایق هستی و آنچه حق است، دعوت می کند و به آنچه در قرآن به او وحی می شود کاملا پای بند است.
علامه طباطبایی رحمه الله علیه در تفسیر این آیات، اساس شعر و شاعری را به صورتی روشن، بیان فرموده اند. خلاصه نظر ایشان چنین است:
اساس شعر(170) بر خیال و نشان دادن غیر حق و غیر واقع، به صورت حق و واقع است. کسی که به شعر و شاعری می پردازد، از حق منحرف و با خیال و تصویرهای موهوم سرخوش است.
قرآن می فرماید: از شعرا تنها کسانی خوششان می آید که گمراه بوده و مبل به باطل داشته باشند. آنان(171) در سخن گفتن افسار گسیخته و بی بند و بارند؛ و حد و مرزی را در گفتارشان نمی شناسند(172). چه بسا باطل و امر ناپسندی را آنگونه مدح می کنند که حق و امر پسندیده را باید ستود؛ و برعکس زیبا و پسندیده ای را آنچنان مذمت کنند که یک امر قبیح و زشت باید مذمت شود. و مردم را به سوی باطل دعوت نموده، از حق برمی گردانند.
خلاصه استدلالی که در این آیات سه گانه آمده این است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شاعر نیست؛ چون اساس شعر بر گمراهی و خلاف رشد است. لیکن افرادی که این رسول را پیروی می کنند، با هدف رشد و رسیدن به واقع و به دنبال حقند؛ چرا که دعوت او و قرآنی که به او وحی می شود، دعوتی است به سوی حق و رشد و نه باطل و گمراهی.
البته برخی از شعرا طبق گفته قرآن از این قاعده کلی مستثنی هستند.
آنها شاعران مومنی هستند که اعمال صالح انجام می دهند و به خدا توجه بسیار دارند، و خدا را پیوسته و بسیار یاد می کنند. همین توجه بسیار به خدا آنان را به سوی حق که مایه رضایت اوست می برد و آنان را از باطل که خدا برای بندگانش نمی پسندد برمی گرداند. در نتیجه، این شاعران مومن به گمراهی هایی که شعرا بدان مبتلایند، دچار نمی شوند(173).
در روایاتی از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، اشعار حکمت آمیز و نیز اشعاری که در آن حق یاری می شود از آن قاعده کلی استثنا شده اند. در این روایات زبان شاعران مومن، شمشیر و وسیله جهاد در مقابل کفار و مشرکین معرفی گردیده است و شاعران حق گو همانند مجاهدانی که در راه خدا بدنهایشان با تیر خون آلود شده، به حساب آمده اند(174).