گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

23 - مؤمنون

مؤمنون یعنی ایمان آورندگان و سوره مکی است.
120) در آغاز این سوره درباره مومنان چه می فرماید؟
121) خشوع در نماز به چه معناست؟ 122) کارهای لغو چه کارهایی است؟ 123) کفار در لحظه مرگ چه درخواستی دارند؟
124) چهره های کفار در جهنم چگونه است؟ 125) از نظر کفار زندگی در دنیا برایشان چه مدت بوده است؟
در آغاز سوره خبر از رستگاری مومنان می دهد، و نیز ویژگی های آنان را برمی شمارد. آیات 1 تا 11 چنین می فرماید:
(به راستی مومنان به فلاح (و رستگاری) رسیدند.
همانا که در نمازشان خاشع و فروتنند، آنان که از لغو (و سخن و کار بیهوده) روی گردانند، و آنان که زکات می پردازند، و آنان که پاکدامنند...، و آنان که امانت ها و پیمان خویش را رعایت می کنند، و آنان که بر نمازهایشان مواظبت دارند.
آنان (آری) همان وارثانند؛ کسانی هستند که بهشت را به ارث می برند و در آن جاویدانند.)
در این آیات، از فلاح و رستگاری مومنان سخن می گوید. فلاح به معنی ظفر یافتن و رسیدن به آرزوست. هم آرزوهای دنیا و هم آرزوهای آخرت، آری، مومنان علاوه بر نیک بختی دنیا، در آخرت نیز سعادتمندند.
در آنجا بقایی دارند که فنایی برای آن نیست، غنی هستند و هرگز فقری برایشان نیست و عزتی دارند که با ذلت آمیخته نیست(151).
آیات مذکور، سپس صفات مومنان را بر شمارد:
آنان کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. خشوع به معنی حالت خاصی است که به افرادی که در برابر سلطانی قاهر قرار گرفته اند دست می دهد، به طوری که تحت تاثیر عظمت او قرار گرفته، تمام توجهشان به اوست و از هر چیز دیگر منقطع می شوند.
مومنان در نمازشان نسبت به پروردگار چنین حالتی دارند. همچنانکه عقربه قطب نما که تنها به شمال توجه دارد و هیچ سمت و سویی او را به جانب خود منحرف نمی کند، تمام توجه آنان در نماز به خداست، و عظمت پروردگار کاملا آنان را فرا گرفته است(152).
دومین ویژگی آنان این است که از لغو روگردانند. لغو به کاری گفته می شود که فایده ای نداشته باشد.
از نظر دین لغو کاری است که نه سود برای آخرت داشته باشد، و نه سود دنیایی که مقدمه برای آخرت باشد. بنابراین اگر کاری برای آخرت چه مستقیم و چه غیر مستقیم سودی نداشته باشد لغو است. در روایتی از حضرت امیر المومنین (علیه السلام)، هر سخنی که ذکر و توجه و یاد خدا در آن نباشد، لغو معرفی شده است(153).
این آیات در ادامه به صفات دیگر مومنین اشاره می کند و آنان را وارثان فردوس برین معرفی می کند که در آن جاودانه اند.
در بخش آخر سوره، در آیات 99 تا 115 در رابطه با کفار و مشرکین، که فریفته دنیا هستند و از مرگ و معاد غافلند و مومنان را به ریشخند می گیرند، می خوانیم:
(آنان این روش را ادامه می دهند) تا آنگاه که مرگ یکی از ایشان فرا رسد، (پس با استغاثه) می گوید: پروردگار! (و به ملائکه ای که جانش را می گیرند، التماس می کند:) مرا بازگردانید! تا به جای آنچه فروگذار کرده ام، عملی صالح به جای آورم.
هرگز! (او به دنیا بازنمی گردد.) این سخن (بی اثر و بی فایده ای است که) او می گوید؛ و برزخ به دنبال آنان است تا روزی که برانگیخته شوند.
آنگاه که در صور دمیده شود، در آن روز پیوند و خویشی در میانشان برقرار نماند و از هم پرسی و جو نکنند.
پس کسانی که کفه اعمال (خیر) شان سنگین باشد، آنان رستگارند، و کسانی که کفه اعمال (خیر) شان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر خویشتن زیان زده و همیشه در جهنمند. چهره هایشان را آتش می سوزاند، و (همانند سر گوسفند که بر آتش گرفته باشند) لب هایشان سوخته و دندانهایشان نمایان می گردد.
در جهنم از آنان سوال می شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما آنها را دروغ می پنداشتید! گویند: پروردگارا شقاوت بر ما چیره شد و ما مردمی گمراه بودیم. پروردگارا! ما را از اینجا بیرون بر، پس اگر دوباره (به کارهای گذشته) برگشتیم، در آن صورت ستمگر خواهیم بود.
خداوند گوید: در آن گم شوید و با من سخن مگویید. چرا که گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا، ایمان آورده ایم، ما را بیامرز و بر ما رحمت آور، و تو بهترین مهربانانی. آنگاه شما ایشان را به مسخره می گرفتید، تا (اینکه این کارهایتان و تمسخر مومنین) یاد مرا از خاطر شما برد، و شما به آنان می خندیدید.
امروز به پاس صبر و شکیبایی شان، آنان را پاداش می دهم. آری، آنان همان فائزان (و رستگاران) هستند.
(سپس خطاب به گمراهان) می فرماید: چند سال در زمین ماندید؟ می گویند:
یک روز یا پاره ای از یک روز ماندیم. از شمارگران (خود) بپرس. می فرماید:
جز اندکی نماندید، ای کاش می دانستید.
آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده ایم و شما به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟)

24 - نور

نور یعنی روشنایی و سوره مدنی است.
126) منظور از اینکه: خداوند نور آسمانها و زمین است، چیست؟
127) برخی احکامی که در این سوره آمده، چیست؟ 128) درباره اشاعه فحشاء در این سوره چه مطلبی آمده است؟ 129) در آیات آیات سوره درباره نگاه مردان و زنان به نامحرمان و آشکار کردن زینت زنان چه می فرماید؟ 130) در این سوره در مورد ازدواج و ترس از فقر و تنگدستی (در رابطه با ازدواج) چه می فرماید و خداوند چه وعده ای می دهد؟
کلمه نور در آیه 35 این سوره - آیه نور - 5 مرتبه آمده است. ابتدای آیه چنین است:
(خداوند نور آسمانها و زمین است...)
منظور از این عبارت چیست؟ آیا منظور آن است که خداوند پاره ای از نور است؟ آیا مراد آن است که خداوند پرتوی از نور و حسی و فیزیکی است؟
اگر به کودکی گفته شود: خداوند نور است، ممکن است چنین تصور در ذهن ساده او بیاید. اما بسیار روشن است که منظور این نیست.
برای اینکه معنی آیه روشن شود، لازم است در ابتدا در مورد نور قدری توضیح داده شود(154):
معنی اولیه نور همان نور حسی است که اجسام را برای ما روشن می کند، اما نور خود روشن آشکار است و چیز دیگری آن را ظاهر نمی کند. پس: نور هم خود روشن است و هم روشن کننده چیزهای دیگر. در مقابلش تاریکی و ظلمت است. انسان در محیط تاریک و جایی که نور نیست، نمی تواند اجسام را مشاهده کند.
اما لفظ نور در هر چیزی که روشن و روشن کننده باشد نیز به کار رفته است، مانند: علم، ایمان و معرفت.
در حدیث آمده است که: علم نوری است که خدا در دل هر کس که بخواهد، می افکند. آری، علم نور و روشنی است. در پرتو علم، جهان برای انسان روشن می گردد.
نور ایمان نیز حقیقتی است که ویژگی آن، روشن کردن است. ایمان در وجود انسان، نوعی آگاهی و روشنگری ایجاد می کند؛ هدف و مقصد را به وی نشان می دهد و او را به سر منزل سعادت راهنمایی می کند.
بنابراین خدا نور آسمانها و زمین است یعنی: خدا هم خود آشکار و روشن است و هم باعث پیدایی آسمانها و زمین، و روشن کننده تمامی هستی است. اوست که در تاریکی عدم و نیستی، پرتوی از نور آفرینش و هستی در آسمانها و زمین و هر آنچه در آنهاست، تابانده و لباس وجود بر قامت آنها پوشانده است، تا قابل درک و مشاهده شده اند. بدون هستی بخش، هیچ چیزی وجودی ندارد تا دیده شود. بس به درستی که خدای سبحان نوری است که آسمانها و زمین از او ظهور یافته اند(155).
در این سوره مدنی برخی از احکام دین بیان شده است، مانند: حرمت نگاه مردان به زنان نامحرم و نگاه زنان به مردان نامحرم(156)، حد کسی که اتهام ناروای بی عفتی بر کسی وارد کند(157) و نیز حد صد ضربه تازیانه بر آنان که بی عفتی کنند. اجرای این حد، در سوره مورد تاکید است و از مسلمانان می خواهد که اگر به خداوند و روز آخرت ایمان دارند، در اجرای حدود الهی درباره آنان دچار ترحم نشوند، و ضروری است گروهی از مومنان در هنگام اجرای حد بر آن گنهکاران(158)، حاضر و ناظر باشند(159).
در آیات 11 تا 16 این سوره به بهتانی که منافقان و برخی از مسلمانان ساده لوح بر یکی از محارم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (ظاهرا کنیزشان) وارد کرده بودند، و نیز بدون تحقیق آن را دهان به دهان نقل و پخش می کردند، اشاره می کند.
سپس مسلمانان را توبیخ می کند که چرا وقتی آن را شنیدید، نگفتید که این دروغ و تهمتی آشکار است! و چرا نگفتید که بر ما روا نیست درباره آن سخن بگوییم و این بهتانی عظیم است!
در آیه 19 می خوانیم:
(بی گمان آنان که دوست دارند در میان مومنان اشاعه فحشا کنند، برای آنان در دنیا و آخرت، عذابی پر درد خواهد بود...)
در آیه 30 و 31 این سوره مردان و زنان را به خودداری از نگاه به نامحرمان دعوت می کند و به زنان دستور می دهد که زینت خود را بر غیر محارم آشکار نکنند آنگاه به طور مفصل محارم را بر می شمارد.
پس از آن در آیه 32 رهنمود می دهد که پسران و دختران مجرد را به ازدواج یکدیگر درآورید. مسلمانان نباید در این زمینه از فقر و تنگدستی بترسند چرا که اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل و رحمت خویش آنان را بی نیاز می کند و خداوند گشایشگر و بر احوال بندگان خویش آگاه است(160).

25 - فرقان

فرقان یعنی جدا کننده حق و باطل. این سوره مکی است.
131) این سوره چرا فرقان نام گرفته است؟ 132) خداوند قرآن را چرا فرقان نامیده است؟ 133) برخی از طعنه ها و اعتراضات ناروای کفار مکه بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که در این سوره ذکر شده، چیست؟ 134) در روز قیامت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره قرآن چگونه از مردم شکایت می کند؟
135) مهجور گذاشتن قرآن چگونه و به چه صورت هایی است؟
136) عباد الرحمن دارای چه ویژگی هایی هستند و سرانجامشان چیست؟
سوره فرقان با این آیه آغاز می شود:
(سر چشمه خیر و برکت بسیار است کسی که فرقان را بر بنده خود نازل فرمود، تا بیم دهنده جهانیان باشد.)
در اینجا از قرآن با نام فرقان یاد شده است. فرقان به معنی فارق و جدا کننده است(161). قرآن کریم از آنرو فرقان نامیده شده که در حقیقت جدا کننده حق از باطل است.
کسی که جانش با نور فرقان روشن است، در جهانی که حق و باطل به هم آمیخته است، و باطل را لباس حق پوشانده، به جای حق معرفی می کنند، می تواند آن دو را از هم تشخیص دهد. پس فریب ظواهر و نیرنگ بازان را نمی خورد و در دام شیطان و شیطان صفتان نمی افتد.
بالاترین خیر برای انسان، تشخیص حقیقت ها از خیالات و راه ها از بیراهه هاست. در پرتو انوار وحی قرآن است که می توان ارزش واقعی هر چیزی را شناخت؛ در این صورت انسان بی جهت شیفته و عاشق هیچ و پوچ نمی شود و سرمایه عمر خویش را در بندگی و اسارت شیطان و هوای نفس نمی بازد.
در این سوره مکی طعنه ها و اعتراضات ناروای کفار به قرآن و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مطرح می شود. مانند آنکه می گفتند:
1 - این قرآن را او از خود بافته و به خدا نسبت داده است و دیگرانی او را در این کار کمک کرده اند.
2 - این آیات همان افسانه های پیشینیان است که برخی، صبح و شام بر وی می خوانند و او آن را حفظ کرده، به عنوان کلام خدا بر مردم می خواند.
3 - این چه پیامبری است که غذا می خورد و در بازار راه می رود! چرا فرشته ای با او نیست تا با هم، مردم را بیم دهند؟ چرا گنجی به او داده نشده و با باغی ندارد که از آن بخورد؟ او مردی سحر شده است!
خداوند به این اتهامات پاسخ داده، آنان را از عواقب این کار پلیدشان آگاه می کند؛ آنان در حالی که به صورت افتاده اند، به سوی جهنم کشیده می شوند(162).
در آیات 22 تا 30 پس از بیان برخی وقایع قیمت، شکوه و شکایت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بازگو می کند که:
(... خدایا، همانا قوم من قرآن را مهجور (و متروک) گذاشتند(163).)
مهجور به معنی متروک و رها شده است و مراد از قوم آن حضرت: عرب بلکه امت اوست؛ کسانی از امت که قرآن را رها می کنند(164).
در آن روز رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از کسانی که به قرآن بی اعتنایی کنند، در پیشگاه خداوند شکایت می کند. از آنان که:
- قرآن را تلاوت نمی کنند و در مجالس که از معارف قرآن سخن گفته می شود شرکت نمی کنند و به سخنان آنان که از قرآن می گویند، گوش فرا نمی دهند و نسبت به تعلیم و تعلم قرآن بی توجهند.
- اگر قرآن می خوانند، تنها به صدای خوش و یا به ثواب آن توجه دارند، و از مغز و محتوای قرآن بی بهره اند. در آیات قرآن تدبیر و تفکر نمی کنند.
از سخنان عبرت آموز آن درس نمی گیرند و با هشدارهای صریح آن بیدار نمی شوند. قرآن می خوانند اما دلهایشان غافل است، و تلاوت قرآن هیچ تحولی در فکر و اندیشه آنان ایجاد نمی کند.
- قرآن را به کار نمی بندند. آیات قرآن را که پیوسته انسان را به سوی عمل به آنچه سعادت دنیا و آخرت انسان در آنست، فرا می خواند، به گوش می شنوند اما در رفتار آنان تغییری ایجاد نمی شود.
جای آنست که از خدا بخواهیم: خدایا، ما را از آنان که رسول گرامیت از آنان شکایت می کند، قرار مده.
در آیات 63 تا 77 این سوره صفات عباد الرحمن را بر می شمارد. کسانی که خدا آنان را بندگان خاص خود معرفی کرده است. در اینجا به برخی از آن صفات اشاره می شود:
1- با تواضع و فروتنی راه می روند.
2- با جاهلان به نرمی سخن می گویند(165).
3- شبها در مقابل پروردگارشان به نماز می ایستند و به سجده می افتند.
4- از خدا می خواهند عذاب جهنم را - که عذاب سخت و سنگینی است - از آنها دور کند.
5- در هزینه های زندگی میانه رو هستند. نه اسراف می کنند و نه بخل می ورزند.
6- تنها خدا را می پرستند.
7- جز به حق کسی را نمی کشند.
8- پاکدامنند.
9- در مجلس باطل(166) حضور نمی یابند.
10- وقتی بر کسانی که مشغول به گفتار و کردار لغو و بیهوده اند، می گذرند؛ از آنان روی می گردانند و خود را والاتر از آن می دانند که با آنان همنشین و هم صحبت شوند.
11 - در مقابل آیات پروردگار مانند کران و کوران نیستند، بلکه در آیات خدا می اندیشند و از آن به صورت شایسته بهره می گیرند.
12 - در هنگام دعا از خداوند می خواهند که: همسران و فرزندانمان را مایه چشم روشنی ما قرار ده و ما را پیشوای پرهیزگاران بگردان! و با این دعا ایمان خالصانه همسران و نسل خویش را از خدا طلب می کنند.
اینان به پاس پایداری و شکیبایی شان، به غرفه های زیبای بهشت وارد می شوند و در آن منزلگاه نیکو از نعمت های آن بهره مند و همواره در آن جاودانه اند(167).