گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

22 - حج

حج قصد و آهنگ و نام یکی از واجبات مهم است. این سوره مدنی است.
116) این سوره در چه شرایطی نازل شده است؟ 117) مسلمانان چگونه اذن جهاد یافتند؟ 118) اعمال حج چه چیزی را مجسم می کند و یادآور چه چیزی است؟ 119) سرانجام یهودیان، صابئین، مسیحیان و زرتشتیان در قیامت چگونه است؟
این سوره در اوایل هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و قبل از جنگ بدر در مدینه نازل شده است. با توجه به آیات سوره روشن می شود که در هنگام نزول این سوره مومنین جمعیتی بودند که به تازگی شکل گرفته، و با نیرو و امکانات اندکی که داشتند روی پای خود ایستاده بودند. در مقابل، مشرکین شوکت و نیروی فراوانی داشتند.
... مسلمانان مدتها بود که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه می خواستند تا با مشرکین بجنگند. حضرت به ایشان می فرمود: من مامور به جنگ نشده ام و در این باب هیچ دستوری نرسیده است. تا در مکه بودند همه روز عده ای از مسلمانان نزد آن بزرگوار می آمدند در حالی که کتک خورده بودند، یا زخمی شده بودند و یا شکنجه دیده بودند و به آن بزرگوار از وضع خود و ستم هایی که از مشرکین و مستکبرین مکه می دیدند، شکوه و شکایت می کردند. حضرت هم آنان را تسلی داده، امر به صبر و شکیبایی و انتظار گشایش می فرمودند، تا آنکه این آیات (38 تا 41) در مدینه نازل شد و آنان اذن جهاد یافتند:
(قطعا خداوند از کسانی که ایمان آوردند دفاع می کند، زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد. به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده اذن جهاد داده شده است، برای آنکه ستم دیده اند، و البته خدا بر یاری دادن آنان یقینا تواناست. همان کسانی که از خانه و کاشانه شان به ناحق رانده شده اند، (آنها گناهی نداشتند) جز اینکه می گفتند: پروردگار ما الله است...
و یقینا خدا هر کس را که (دین) او را یاری کند، یاری می دهد. همانا خداوند توانای پیروزمند است.
(مومنان) همان کسانی هستند که چون در زمین توانایی شان دهیم، نماز را بر پامی دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ و سرانجام تمام کارها با خداست(146).)
آیه 39 این سوره، اولین آیه ای است که درباره جهاد نازل شده است.
همانگونه که در این آیات ملاحظه می شود، مومنان چنانند که اگر خدا آنان را در زمین، قدرتمند کند، مانند دیگران افساد و ظلم و بی عدالتی نمی کنند و استکبار نمی ورزند؛ بلکه جامعه ای صالح به وجود می آورند که در آن نماز بر پاداشته می شود و زکات پرداخت می گردد و امر به معروف و نهی از منکر در آن جامع رواج دارد.
در این سوره به مزاحمت و جلوگیری کفار مشرک از ورود مومنین به مسجد الحرام اشاره می کند و آنان را به عذابی دردناک تهدید می کند. سپس اشاره ای به تشریع حج خانه خدا برای اولین بار در دوران حضرت ابراهیم (علیه السلام) دارد و ماموریت آن حضرت را به اینکه حج را در میان مردم اعلام بدارد، یادآور می شود. پس از آن پاره ای از احکام کلی حج بیان می شود(147).
لازم به ذکر است که اعمال حج با ارکان و اجزایی که دارد، یک دوره کامل مشی(148) ابراهیم خلیل (علیه السلام) در مراحل توحید و نفی شرک، و اخلاص در عبودیت را مجسم می سازد.
درباره مومنان و کفار(149) در آیه 17 می خوانیم:
(همانا خداوند میان مومنان (در یک سو) و یهودیان و صابئین(150) و نصاری (مسیحیان) و محبوس (زرتشتیان) و مشرکان (از سوی دیگر) داوری خواهد کرد. بی گمان خداوند بر همه چیز گواه است.)
سرانجام این دو گروه در قیامت، در آیات 19 تا 23 چنین بیان می شود:
(این دو (گروه) دشمنان یکدیگرند که درباره پروردگارشان با هم ستیزه می کنند.
و کسانی که کفر می ورزیدند، جامه هایی از آتش برایشان بریده شده است (و) از بالای سرشان (بر آنها) آب جوش ریخته می شود. آنچه در شکم آنهاست و پوستهایشان بدان گداخته می شود و گرزهایی آهنین برای آنها مهیاست. هرگاه بخواهند از شدت اندوه از آن (جهنم) بیرون روند، به آن بازگردانده شوند (که همان) عذاب آتش را بچشید!
بی گمان خداوند کسانی را که ایمان می آورده اند و کارهای شایسته کرده اند، به باغهایی که از زیر (درختان) آن نهرها روان است، در می آورد. در آنجا به دستبندهایی از طلا و مروارید، آراسته؛ و لباسشان در آنجا از حریر (ابریشم و پرنیان) است.

23 - مؤمنون

مؤمنون یعنی ایمان آورندگان و سوره مکی است.
120) در آغاز این سوره درباره مومنان چه می فرماید؟
121) خشوع در نماز به چه معناست؟ 122) کارهای لغو چه کارهایی است؟ 123) کفار در لحظه مرگ چه درخواستی دارند؟
124) چهره های کفار در جهنم چگونه است؟ 125) از نظر کفار زندگی در دنیا برایشان چه مدت بوده است؟
در آغاز سوره خبر از رستگاری مومنان می دهد، و نیز ویژگی های آنان را برمی شمارد. آیات 1 تا 11 چنین می فرماید:
(به راستی مومنان به فلاح (و رستگاری) رسیدند.
همانا که در نمازشان خاشع و فروتنند، آنان که از لغو (و سخن و کار بیهوده) روی گردانند، و آنان که زکات می پردازند، و آنان که پاکدامنند...، و آنان که امانت ها و پیمان خویش را رعایت می کنند، و آنان که بر نمازهایشان مواظبت دارند.
آنان (آری) همان وارثانند؛ کسانی هستند که بهشت را به ارث می برند و در آن جاویدانند.)
در این آیات، از فلاح و رستگاری مومنان سخن می گوید. فلاح به معنی ظفر یافتن و رسیدن به آرزوست. هم آرزوهای دنیا و هم آرزوهای آخرت، آری، مومنان علاوه بر نیک بختی دنیا، در آخرت نیز سعادتمندند.
در آنجا بقایی دارند که فنایی برای آن نیست، غنی هستند و هرگز فقری برایشان نیست و عزتی دارند که با ذلت آمیخته نیست(151).
آیات مذکور، سپس صفات مومنان را بر شمارد:
آنان کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. خشوع به معنی حالت خاصی است که به افرادی که در برابر سلطانی قاهر قرار گرفته اند دست می دهد، به طوری که تحت تاثیر عظمت او قرار گرفته، تمام توجهشان به اوست و از هر چیز دیگر منقطع می شوند.
مومنان در نمازشان نسبت به پروردگار چنین حالتی دارند. همچنانکه عقربه قطب نما که تنها به شمال توجه دارد و هیچ سمت و سویی او را به جانب خود منحرف نمی کند، تمام توجه آنان در نماز به خداست، و عظمت پروردگار کاملا آنان را فرا گرفته است(152).
دومین ویژگی آنان این است که از لغو روگردانند. لغو به کاری گفته می شود که فایده ای نداشته باشد.
از نظر دین لغو کاری است که نه سود برای آخرت داشته باشد، و نه سود دنیایی که مقدمه برای آخرت باشد. بنابراین اگر کاری برای آخرت چه مستقیم و چه غیر مستقیم سودی نداشته باشد لغو است. در روایتی از حضرت امیر المومنین (علیه السلام)، هر سخنی که ذکر و توجه و یاد خدا در آن نباشد، لغو معرفی شده است(153).
این آیات در ادامه به صفات دیگر مومنین اشاره می کند و آنان را وارثان فردوس برین معرفی می کند که در آن جاودانه اند.
در بخش آخر سوره، در آیات 99 تا 115 در رابطه با کفار و مشرکین، که فریفته دنیا هستند و از مرگ و معاد غافلند و مومنان را به ریشخند می گیرند، می خوانیم:
(آنان این روش را ادامه می دهند) تا آنگاه که مرگ یکی از ایشان فرا رسد، (پس با استغاثه) می گوید: پروردگار! (و به ملائکه ای که جانش را می گیرند، التماس می کند:) مرا بازگردانید! تا به جای آنچه فروگذار کرده ام، عملی صالح به جای آورم.
هرگز! (او به دنیا بازنمی گردد.) این سخن (بی اثر و بی فایده ای است که) او می گوید؛ و برزخ به دنبال آنان است تا روزی که برانگیخته شوند.
آنگاه که در صور دمیده شود، در آن روز پیوند و خویشی در میانشان برقرار نماند و از هم پرسی و جو نکنند.
پس کسانی که کفه اعمال (خیر) شان سنگین باشد، آنان رستگارند، و کسانی که کفه اعمال (خیر) شان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر خویشتن زیان زده و همیشه در جهنمند. چهره هایشان را آتش می سوزاند، و (همانند سر گوسفند که بر آتش گرفته باشند) لب هایشان سوخته و دندانهایشان نمایان می گردد.
در جهنم از آنان سوال می شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما آنها را دروغ می پنداشتید! گویند: پروردگارا شقاوت بر ما چیره شد و ما مردمی گمراه بودیم. پروردگارا! ما را از اینجا بیرون بر، پس اگر دوباره (به کارهای گذشته) برگشتیم، در آن صورت ستمگر خواهیم بود.
خداوند گوید: در آن گم شوید و با من سخن مگویید. چرا که گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا، ایمان آورده ایم، ما را بیامرز و بر ما رحمت آور، و تو بهترین مهربانانی. آنگاه شما ایشان را به مسخره می گرفتید، تا (اینکه این کارهایتان و تمسخر مومنین) یاد مرا از خاطر شما برد، و شما به آنان می خندیدید.
امروز به پاس صبر و شکیبایی شان، آنان را پاداش می دهم. آری، آنان همان فائزان (و رستگاران) هستند.
(سپس خطاب به گمراهان) می فرماید: چند سال در زمین ماندید؟ می گویند:
یک روز یا پاره ای از یک روز ماندیم. از شمارگران (خود) بپرس. می فرماید:
جز اندکی نماندید، ای کاش می دانستید.
آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده ایم و شما به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟)

24 - نور

نور یعنی روشنایی و سوره مدنی است.
126) منظور از اینکه: خداوند نور آسمانها و زمین است، چیست؟
127) برخی احکامی که در این سوره آمده، چیست؟ 128) درباره اشاعه فحشاء در این سوره چه مطلبی آمده است؟ 129) در آیات آیات سوره درباره نگاه مردان و زنان به نامحرمان و آشکار کردن زینت زنان چه می فرماید؟ 130) در این سوره در مورد ازدواج و ترس از فقر و تنگدستی (در رابطه با ازدواج) چه می فرماید و خداوند چه وعده ای می دهد؟
کلمه نور در آیه 35 این سوره - آیه نور - 5 مرتبه آمده است. ابتدای آیه چنین است:
(خداوند نور آسمانها و زمین است...)
منظور از این عبارت چیست؟ آیا منظور آن است که خداوند پاره ای از نور است؟ آیا مراد آن است که خداوند پرتوی از نور و حسی و فیزیکی است؟
اگر به کودکی گفته شود: خداوند نور است، ممکن است چنین تصور در ذهن ساده او بیاید. اما بسیار روشن است که منظور این نیست.
برای اینکه معنی آیه روشن شود، لازم است در ابتدا در مورد نور قدری توضیح داده شود(154):
معنی اولیه نور همان نور حسی است که اجسام را برای ما روشن می کند، اما نور خود روشن آشکار است و چیز دیگری آن را ظاهر نمی کند. پس: نور هم خود روشن است و هم روشن کننده چیزهای دیگر. در مقابلش تاریکی و ظلمت است. انسان در محیط تاریک و جایی که نور نیست، نمی تواند اجسام را مشاهده کند.
اما لفظ نور در هر چیزی که روشن و روشن کننده باشد نیز به کار رفته است، مانند: علم، ایمان و معرفت.
در حدیث آمده است که: علم نوری است که خدا در دل هر کس که بخواهد، می افکند. آری، علم نور و روشنی است. در پرتو علم، جهان برای انسان روشن می گردد.
نور ایمان نیز حقیقتی است که ویژگی آن، روشن کردن است. ایمان در وجود انسان، نوعی آگاهی و روشنگری ایجاد می کند؛ هدف و مقصد را به وی نشان می دهد و او را به سر منزل سعادت راهنمایی می کند.
بنابراین خدا نور آسمانها و زمین است یعنی: خدا هم خود آشکار و روشن است و هم باعث پیدایی آسمانها و زمین، و روشن کننده تمامی هستی است. اوست که در تاریکی عدم و نیستی، پرتوی از نور آفرینش و هستی در آسمانها و زمین و هر آنچه در آنهاست، تابانده و لباس وجود بر قامت آنها پوشانده است، تا قابل درک و مشاهده شده اند. بدون هستی بخش، هیچ چیزی وجودی ندارد تا دیده شود. بس به درستی که خدای سبحان نوری است که آسمانها و زمین از او ظهور یافته اند(155).
در این سوره مدنی برخی از احکام دین بیان شده است، مانند: حرمت نگاه مردان به زنان نامحرم و نگاه زنان به مردان نامحرم(156)، حد کسی که اتهام ناروای بی عفتی بر کسی وارد کند(157) و نیز حد صد ضربه تازیانه بر آنان که بی عفتی کنند. اجرای این حد، در سوره مورد تاکید است و از مسلمانان می خواهد که اگر به خداوند و روز آخرت ایمان دارند، در اجرای حدود الهی درباره آنان دچار ترحم نشوند، و ضروری است گروهی از مومنان در هنگام اجرای حد بر آن گنهکاران(158)، حاضر و ناظر باشند(159).
در آیات 11 تا 16 این سوره به بهتانی که منافقان و برخی از مسلمانان ساده لوح بر یکی از محارم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) (ظاهرا کنیزشان) وارد کرده بودند، و نیز بدون تحقیق آن را دهان به دهان نقل و پخش می کردند، اشاره می کند.
سپس مسلمانان را توبیخ می کند که چرا وقتی آن را شنیدید، نگفتید که این دروغ و تهمتی آشکار است! و چرا نگفتید که بر ما روا نیست درباره آن سخن بگوییم و این بهتانی عظیم است!
در آیه 19 می خوانیم:
(بی گمان آنان که دوست دارند در میان مومنان اشاعه فحشا کنند، برای آنان در دنیا و آخرت، عذابی پر درد خواهد بود...)
در آیه 30 و 31 این سوره مردان و زنان را به خودداری از نگاه به نامحرمان دعوت می کند و به زنان دستور می دهد که زینت خود را بر غیر محارم آشکار نکنند آنگاه به طور مفصل محارم را بر می شمارد.
پس از آن در آیه 32 رهنمود می دهد که پسران و دختران مجرد را به ازدواج یکدیگر درآورید. مسلمانان نباید در این زمینه از فقر و تنگدستی بترسند چرا که اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل و رحمت خویش آنان را بی نیاز می کند و خداوند گشایشگر و بر احوال بندگان خویش آگاه است(160).