گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

21 - انبیا

انبیا یعنی پیامبران و سوره مکی است.
110) محور مطالبی که در این سوره می آید چیست؟ 111) سنت الهی در رابطه با انبیاء چگونه است؟ 112) چکیده آنچه خداوند بر پیامبران وحی فرموده چیست؟ 113) در این سوره خداوند درباره آنان که برای خدا فرزندی قائلند چه می فرماید؟ 114) سنت خداوند در رابطه با حق و باطل چیست؟ 115) اراده و خواست خداوند بر آن است که زمین را چه کسانی به ارث ببرند؟
محور این سوره گفتگو پیرامون نبوت است.
در آیات 48 تا 91 این سوره به 17 تن از انبیا - یعنی بیش از دو سوم پیامبرانی که در قرآن از آنان نام برده شده است - اشاره می شود. بدین جهت این سوره انبیا نام گرفته است.
آنچه در اشاره به سرگذشت پیامبران الهی در آیات این سوره مورد نظر بوده این است که خداوند آنان را به سوی انسان ها فرستاده و با حکمت و شریعت تاییدشان فرموده، و از شر ستمکاران نجاتشان داده است. این یاری و تایید آنان امری تصادفی نیست بلکه بر اساس سنتی الهی است که همواره در هستی جاری است.
این بشارتی است بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و همه مسلمانانی که تازه به اسلام گرویده و زیر انواع و آزارها و شکنجه ها از سوی مشرکین بودند؛ و نیز هشدار و بیمی است برای مشرکین و کفاری که آن حضرت و نبوتش را به ریشخند می گرفتند و انواع اتهامات ناروا را بر حضرتش وارد می کردند. مانند آنکه او را ساحر می خواندند و وحی الهی را خوابهای پریشان و دروغ های بافته شده معرفی می کردند و یا آن حضرت را شاعر می خواندند.
با توجه به سرگذشت انبیای گذشته و اقوام آنان، مشرکین باید درس عبرت گیرند و عقیده و کردارشان را اصلاح کنند، و نیز بدانند که اگر رفتار خود را تغییر ندهند، سرانجامی همچون گذشتگان در انتظارشان است.
چکیده وحی الهی بر پیامبران چه بود؟ در این مورد در آیه 25 می خوانیم:
(و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به او وحی فرستادیم که: خدایی جز من نیست، و فقط مرا بپرستید.
در آیه بعد ادعای کفاری را که معتقدند خدای تعالی فرزندی گرفته است، رد می کند و ساخت الهی را از داشتن فرزند منزه می دارد.
پس هر کس خیال کند خداوند فرزندی دارد. پندارش فاسد است. در این فساد عقیده یکسانند آنانکه مانند مشرکین زمان جاهلیت خیال کنند که ملائکه فرزند خدایند، یا مثال مسیحیان بگویند: مسیح پسر خداست و یا مانند یهودیان بگویند: عزیز پسر خداست.
ناگفته نماند که خداوند یهود و نصاری را در رابطه با این عقیده و سخن باطلشان نفرین می کند و می فرماید: خداوند آنان را بکشد که چگونه حق را وارونه جلوه می دهند(145).
بر سلمانان به عنوان فریضه امر به معروف و نهی از منکر واجب است که در حد توان و امکان فردی و جمعی، کفار و پیروان سایر ادیان را که به شرک آلوده اند، به توحید و یکتاپرستی دعوت کنند. آنان را از بالاترین منکر، که کفر و شرک است نهی کنند، و به سمت والاترین معروف یعنی ایمان و توحید و شهادت به لا اله الا الله دعوت کنند.
کسانی که به این امر همت گمارند، در تلاش مقدس خویش پای بر جای انبیای الهی نهاده اند.
در آیه 18 سنت و قانون دیگر الهی را بیان می کند و می فرماید:
(ما حق را بر باطل فرو می کوبیم، پس آن را درهم می شکند و به ناگاه آن (باطل) نابود و از میان می رود...)
آری این یک سنت الهی است که حق و باطل همواره در پیکار و ستیزند تا باطل از پا درآید و حق پیروز شود. همانگونه که در آیه ملاحظه می شود، محو و نابودی باطل ناگهانی است، به گونه ای که به فکر کسی نمی رسد. و قابل پیش بینی نیست.
در اینجا دو مورد از نابودی باطل در عصر حاضر را برای نمونه ذکر می کنیم:
1 - نابودی سریع و غیر منتظره حکومت تا دندان مسلح طاغوت 2500 ساله در ایران که از حمایت و پشتیبانی همه جانبه استکبار غرب و آمریکای جنایتکار برخوردار بود و پیروزی ملت مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی رحمه الله علیه.
2 - نابودی ابرقدرت شرق (شوروی سابق) که دهها سال با ترویج افکار الحادی مارکسیستی، و مبارزه با تفکر مذهبی، تلاش می کرد تا دین را نفی و طرد کند؛ و در تبلیغاتش دین را افیون جامعه معرفی می کرد. اما سرانجام آن ابر قدرت نیز بناگاه متلاشی شد و به تعبیر حضرت امام خمینی رحمه الله علیه نام و نشان کمونیزم و قدرت موهوم آن به موزه ها و تاریخ پیوست.
سایر قدرت های باطل نیز در همین مسیر قرار دارند. استکبار غرب و صهیونیستهای پلید نیز از این سنت و قانون الهی مستثنی نیستند، و دیر یا زود از صفحه هستی محو و نابود خواهد شد.
در آیه 105 در همین باره آمده است:
(به راستی در زبور پس از ذکر نوشته ایم که: زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.

22 - حج

حج قصد و آهنگ و نام یکی از واجبات مهم است. این سوره مدنی است.
116) این سوره در چه شرایطی نازل شده است؟ 117) مسلمانان چگونه اذن جهاد یافتند؟ 118) اعمال حج چه چیزی را مجسم می کند و یادآور چه چیزی است؟ 119) سرانجام یهودیان، صابئین، مسیحیان و زرتشتیان در قیامت چگونه است؟
این سوره در اوایل هجرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و قبل از جنگ بدر در مدینه نازل شده است. با توجه به آیات سوره روشن می شود که در هنگام نزول این سوره مومنین جمعیتی بودند که به تازگی شکل گرفته، و با نیرو و امکانات اندکی که داشتند روی پای خود ایستاده بودند. در مقابل، مشرکین شوکت و نیروی فراوانی داشتند.
... مسلمانان مدتها بود که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) اجازه می خواستند تا با مشرکین بجنگند. حضرت به ایشان می فرمود: من مامور به جنگ نشده ام و در این باب هیچ دستوری نرسیده است. تا در مکه بودند همه روز عده ای از مسلمانان نزد آن بزرگوار می آمدند در حالی که کتک خورده بودند، یا زخمی شده بودند و یا شکنجه دیده بودند و به آن بزرگوار از وضع خود و ستم هایی که از مشرکین و مستکبرین مکه می دیدند، شکوه و شکایت می کردند. حضرت هم آنان را تسلی داده، امر به صبر و شکیبایی و انتظار گشایش می فرمودند، تا آنکه این آیات (38 تا 41) در مدینه نازل شد و آنان اذن جهاد یافتند:
(قطعا خداوند از کسانی که ایمان آوردند دفاع می کند، زیرا خدا هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد. به کسانی که جنگ بر آنان تحمیل شده اذن جهاد داده شده است، برای آنکه ستم دیده اند، و البته خدا بر یاری دادن آنان یقینا تواناست. همان کسانی که از خانه و کاشانه شان به ناحق رانده شده اند، (آنها گناهی نداشتند) جز اینکه می گفتند: پروردگار ما الله است...
و یقینا خدا هر کس را که (دین) او را یاری کند، یاری می دهد. همانا خداوند توانای پیروزمند است.
(مومنان) همان کسانی هستند که چون در زمین توانایی شان دهیم، نماز را بر پامی دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند؛ و سرانجام تمام کارها با خداست(146).)
آیه 39 این سوره، اولین آیه ای است که درباره جهاد نازل شده است.
همانگونه که در این آیات ملاحظه می شود، مومنان چنانند که اگر خدا آنان را در زمین، قدرتمند کند، مانند دیگران افساد و ظلم و بی عدالتی نمی کنند و استکبار نمی ورزند؛ بلکه جامعه ای صالح به وجود می آورند که در آن نماز بر پاداشته می شود و زکات پرداخت می گردد و امر به معروف و نهی از منکر در آن جامع رواج دارد.
در این سوره به مزاحمت و جلوگیری کفار مشرک از ورود مومنین به مسجد الحرام اشاره می کند و آنان را به عذابی دردناک تهدید می کند. سپس اشاره ای به تشریع حج خانه خدا برای اولین بار در دوران حضرت ابراهیم (علیه السلام) دارد و ماموریت آن حضرت را به اینکه حج را در میان مردم اعلام بدارد، یادآور می شود. پس از آن پاره ای از احکام کلی حج بیان می شود(147).
لازم به ذکر است که اعمال حج با ارکان و اجزایی که دارد، یک دوره کامل مشی(148) ابراهیم خلیل (علیه السلام) در مراحل توحید و نفی شرک، و اخلاص در عبودیت را مجسم می سازد.
درباره مومنان و کفار(149) در آیه 17 می خوانیم:
(همانا خداوند میان مومنان (در یک سو) و یهودیان و صابئین(150) و نصاری (مسیحیان) و محبوس (زرتشتیان) و مشرکان (از سوی دیگر) داوری خواهد کرد. بی گمان خداوند بر همه چیز گواه است.)
سرانجام این دو گروه در قیامت، در آیات 19 تا 23 چنین بیان می شود:
(این دو (گروه) دشمنان یکدیگرند که درباره پروردگارشان با هم ستیزه می کنند.
و کسانی که کفر می ورزیدند، جامه هایی از آتش برایشان بریده شده است (و) از بالای سرشان (بر آنها) آب جوش ریخته می شود. آنچه در شکم آنهاست و پوستهایشان بدان گداخته می شود و گرزهایی آهنین برای آنها مهیاست. هرگاه بخواهند از شدت اندوه از آن (جهنم) بیرون روند، به آن بازگردانده شوند (که همان) عذاب آتش را بچشید!
بی گمان خداوند کسانی را که ایمان می آورده اند و کارهای شایسته کرده اند، به باغهایی که از زیر (درختان) آن نهرها روان است، در می آورد. در آنجا به دستبندهایی از طلا و مروارید، آراسته؛ و لباسشان در آنجا از حریر (ابریشم و پرنیان) است.

23 - مؤمنون

مؤمنون یعنی ایمان آورندگان و سوره مکی است.
120) در آغاز این سوره درباره مومنان چه می فرماید؟
121) خشوع در نماز به چه معناست؟ 122) کارهای لغو چه کارهایی است؟ 123) کفار در لحظه مرگ چه درخواستی دارند؟
124) چهره های کفار در جهنم چگونه است؟ 125) از نظر کفار زندگی در دنیا برایشان چه مدت بوده است؟
در آغاز سوره خبر از رستگاری مومنان می دهد، و نیز ویژگی های آنان را برمی شمارد. آیات 1 تا 11 چنین می فرماید:
(به راستی مومنان به فلاح (و رستگاری) رسیدند.
همانا که در نمازشان خاشع و فروتنند، آنان که از لغو (و سخن و کار بیهوده) روی گردانند، و آنان که زکات می پردازند، و آنان که پاکدامنند...، و آنان که امانت ها و پیمان خویش را رعایت می کنند، و آنان که بر نمازهایشان مواظبت دارند.
آنان (آری) همان وارثانند؛ کسانی هستند که بهشت را به ارث می برند و در آن جاویدانند.)
در این آیات، از فلاح و رستگاری مومنان سخن می گوید. فلاح به معنی ظفر یافتن و رسیدن به آرزوست. هم آرزوهای دنیا و هم آرزوهای آخرت، آری، مومنان علاوه بر نیک بختی دنیا، در آخرت نیز سعادتمندند.
در آنجا بقایی دارند که فنایی برای آن نیست، غنی هستند و هرگز فقری برایشان نیست و عزتی دارند که با ذلت آمیخته نیست(151).
آیات مذکور، سپس صفات مومنان را بر شمارد:
آنان کسانی هستند که در نمازشان خاشعند. خشوع به معنی حالت خاصی است که به افرادی که در برابر سلطانی قاهر قرار گرفته اند دست می دهد، به طوری که تحت تاثیر عظمت او قرار گرفته، تمام توجهشان به اوست و از هر چیز دیگر منقطع می شوند.
مومنان در نمازشان نسبت به پروردگار چنین حالتی دارند. همچنانکه عقربه قطب نما که تنها به شمال توجه دارد و هیچ سمت و سویی او را به جانب خود منحرف نمی کند، تمام توجه آنان در نماز به خداست، و عظمت پروردگار کاملا آنان را فرا گرفته است(152).
دومین ویژگی آنان این است که از لغو روگردانند. لغو به کاری گفته می شود که فایده ای نداشته باشد.
از نظر دین لغو کاری است که نه سود برای آخرت داشته باشد، و نه سود دنیایی که مقدمه برای آخرت باشد. بنابراین اگر کاری برای آخرت چه مستقیم و چه غیر مستقیم سودی نداشته باشد لغو است. در روایتی از حضرت امیر المومنین (علیه السلام)، هر سخنی که ذکر و توجه و یاد خدا در آن نباشد، لغو معرفی شده است(153).
این آیات در ادامه به صفات دیگر مومنین اشاره می کند و آنان را وارثان فردوس برین معرفی می کند که در آن جاودانه اند.
در بخش آخر سوره، در آیات 99 تا 115 در رابطه با کفار و مشرکین، که فریفته دنیا هستند و از مرگ و معاد غافلند و مومنان را به ریشخند می گیرند، می خوانیم:
(آنان این روش را ادامه می دهند) تا آنگاه که مرگ یکی از ایشان فرا رسد، (پس با استغاثه) می گوید: پروردگار! (و به ملائکه ای که جانش را می گیرند، التماس می کند:) مرا بازگردانید! تا به جای آنچه فروگذار کرده ام، عملی صالح به جای آورم.
هرگز! (او به دنیا بازنمی گردد.) این سخن (بی اثر و بی فایده ای است که) او می گوید؛ و برزخ به دنبال آنان است تا روزی که برانگیخته شوند.
آنگاه که در صور دمیده شود، در آن روز پیوند و خویشی در میانشان برقرار نماند و از هم پرسی و جو نکنند.
پس کسانی که کفه اعمال (خیر) شان سنگین باشد، آنان رستگارند، و کسانی که کفه اعمال (خیر) شان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر خویشتن زیان زده و همیشه در جهنمند. چهره هایشان را آتش می سوزاند، و (همانند سر گوسفند که بر آتش گرفته باشند) لب هایشان سوخته و دندانهایشان نمایان می گردد.
در جهنم از آنان سوال می شود:) آیا آیات من بر شما خوانده نمی شد و شما آنها را دروغ می پنداشتید! گویند: پروردگارا شقاوت بر ما چیره شد و ما مردمی گمراه بودیم. پروردگارا! ما را از اینجا بیرون بر، پس اگر دوباره (به کارهای گذشته) برگشتیم، در آن صورت ستمگر خواهیم بود.
خداوند گوید: در آن گم شوید و با من سخن مگویید. چرا که گروهی از بندگان من بودند که می گفتند: پروردگارا، ایمان آورده ایم، ما را بیامرز و بر ما رحمت آور، و تو بهترین مهربانانی. آنگاه شما ایشان را به مسخره می گرفتید، تا (اینکه این کارهایتان و تمسخر مومنین) یاد مرا از خاطر شما برد، و شما به آنان می خندیدید.
امروز به پاس صبر و شکیبایی شان، آنان را پاداش می دهم. آری، آنان همان فائزان (و رستگاران) هستند.
(سپس خطاب به گمراهان) می فرماید: چند سال در زمین ماندید؟ می گویند:
یک روز یا پاره ای از یک روز ماندیم. از شمارگران (خود) بپرس. می فرماید:
جز اندکی نماندید، ای کاش می دانستید.
آیا پنداشتید که شما را بیهوده آفریده ایم و شما به سوی ما بازگردانده نمی شوید؟)