گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

20 - طه

طه از حروف مقطعه و سوره مکی است.
105) این سوره چگونه آغاز می شود؟ 106) بخش اعظم این سوره به داستان کدام پیامبران الهی می پردازد؟ 107) حضرت موسی (علیه السلام) در کدام سفر و چگونه به رسالت برگزیده شد؟ 108) بازگو کردن رنجهای حضرت موسی (علیه السلام) در مسیر رسالت، برای چیست؟ 109) وضع و حال آنان که از قرآن روی برمی تابند در قیامت چگونه است؟
طه از حروف مقطعه (بریده) و رمزی قرآن است که سوره با آن شروع می شود(140).
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است که: طه از اسامی حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و معنی آن یا طالب الحق الهادی الیه است، یعنی: ای طلب کننده حق و هدایتگر به سوی آن(141).
در آیات 1 تا 3 می خوانیم:
(طه، قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتی؛ جز اینکه برای هر که (از خدا و قیامت) می ترسد، تذکری باشد. (کتابی) نازل شده از جانب آنکه زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای هدایت مشرکین رنج ها و دشواری های بسیاری را تحمل می کرد و شب و روز برای راهنمایی و رستگاری آنان می کوشید. اما آنان همچنان به انکار و عناد و دشمنی خویش ادامه می دادند. آن حضرت از ایمان نیاوردن مشرکین و اینکه آنان اهل دوزخ خواهند شد بسیار غمگین و آزرده می شد.
در آغاز این سوره خداوند از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نوعی دلجویی می نماید و از او می خواهد که جان شریف خویش را در راه هدایت مشرکین به رنج بسیار نیندازد و در این راه بیش از توان و طاقت خویش، بر خود تحمیل نکند. قرآن برای اینکه او خود را به زحمت بیندازد نازل نشده، بلکه پیامی است که از سوی خداوند زمین و آسمانها فروفرستاده شده است، تا مردم را به خدا و آیاتش تذکر دهد و نیز هشداری برای پروا پیشگان باشد.
90 آیه از 135 آیه این سوره - یعنی دوم و سوم آن - به داستان حضرت موسی (علیه السلام) می پردازد که رنج های بسیاری را در راه رسالت الهی متحمل شد.
این آیات چهار بخش از زندگی آن حضرت را بیان می کند:
1 - چگونگی برگزیدن حضرت موسی (علیه السلام) به رسالت در کوه طور و روانه کردن او به سوی فرعون.
2 - دعوت فرعون به توحید، با معجزات الهی و اتمام حجت بر او.
3 - بیرون رفتن آن حضرت با بنی اسرائیل از مصر؛ نجات بنی اسرائیل و غرق شدن فرعون و لشگریانش در رود نیل.
4 - گوساله پرستی بنی اسرائیل، عاقبت سامری و گوساله اش و سرانجام قوم بنی اسرائیل.
بخش اول بدینگونه آغاز می شود:
هنگام مراجعت حضرت موسی (علیه السلام) از مدین به سوی مصر در حالی که خانواده اش نیز با او بود نزدیک وادی: طوی(142) در طور سینا، در شبی سرد و تاریک راه را گم کردند. در این حال موسی (علیه السلام) آتشی از دور دید!
با خود اندیشید که شاید در آنجا کسی باشد که بتواند راه را از او بپرسد، و اگر کسی هم نبود لااقل از آن آتش قدری بیاورد تا گرم شوند.
ادامه داستان چنین است:
(پس چون بدان (آتش) رسید، ندا داده شد که: ای موسی، این منم پروردگار تو!
پای پوش خویش بیرون آور که تو در وادی مقدس طوی هستی و من تو را برگزیده ام. پس بدانچه وحی می شود گوش فراده. همانا من خداوندم که جز من خدایی نیست. پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز بر پادار. در حقیقت، قیامت روی آور است (و قطعا فرا می رسد.) می خواهم آن را پوشیده دارم تا هر کسی به (موجب) آنچه می کوشد، جزا یابد. پس هرگز نباید کسی که به آن ایمان ندارد و از هوی و هوس خویش پیروی کرده است تو را از (یاد) آن باز دارد که هلاک خواهی شد(143).
بدینسان رسالت آن حضرت آغاز می گردد، و با دریافت معجزه اژدها شدن عصایش و سپید و درخشان شدن دستش هنگامی که دست مبارکش را به پهلو می گرفت(144)، به سوی فرعون روانه می شد تا او را به توحید دعوت کند.
خداوند در این سوره بازگو کردن رنج ها و دشواری های بسیاری که حضرت موسی (علیه السلام) در مسیر رسالت خویش از سوی فرعون و فرعونیان و قوم خویش متحمل شد، و نیز کمک ها و امدادهای الهی در تمامی آن مراحل، دشواری های رسالت را بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)تا حدی آسان می کند.
در آیات 99 تا 102 درباره قرآن و کسانی که از قرآن اعراض می کنند و روی برمی گردانند، می خوانیم:
(... و به راستی از سوی خویش به تو ذکری (یعنی کتابی که همان قرآن است) داده ایم. هر کس از آن روی برتابد، روز قیامت بار بسیار سنگینی بر دوش خواهید کشید. جاودانه (زیر) آن (بار سنگین و غیر قابل تحمل) می ماند، و چه بد باری در روز قیامت خواهند داشت. همان روزی که در صور دمیده شود و در آن روز مجرمان را کبود چشم (یعنی کور) برمی انگیزیم.)
آری هر که از قرآن روی برگرداند و بدان توجه و اعتنا نکند، در روز قیامت بار سنگینی از عقوبت و عذاب بر پشت اوست که از زیر آن بار، خلاصی ندارد.
اعراض و روی گرداندن از قرآن به دو صورت است:
1 - در مرحله فکر و اعتقاد، بدین معنی که بدان ایمان نمی آورند. همانند مشرکین و پیروان آیین ها و ادیان مختلف.
2 - نادیده گرفتن دستورات قرآن در مقام عام و زندگی، مانند کسانی که به احکام مربوط به حجاب در قرآن بی اعتنایی می کنند، یا نماز را که قرآن بدان فرمان داده، ترک می کنند و نیز بی اعتنایی به سایر اوامر الهی در قرآن مانند:
پرداخت خمس و زکات، امر به معروف و نهی از منکر، پرهیز از لهو و لغو ولایت و محبت اهل بیت عصمت و طهارت و...
آری کسانی که در این دنیا چشمان خود را بر قرآن و فرامین الهی در قرآن می بندند، در قیامت کور در صحنه قیامت حاضر می شوند، در حالی که بار سنگین گناهان و عذاب را بر دوش می کشند.
برای اینکه گرفتار این عذاب الهی نباشیم باید در مقام عمل، در امور فردی و اجتماعی به دستورات قرآن پای بند باشیم. در غیر این صورت از کسانی خواهیم بود که به قرآن کرده اند.
خدایا، ما را از غفلت ها بیدار، و توفیق عمل به قرآن را بر ما عطا فرما.
امیر المومنین علی (علیه السلام):
خدا را! خدا را!
درباره قرآن،
مبادا دیگران با عمل به آن.
بر شما پیشی گیرند.
نهج البلاغه - خطبه 147.

مصباح 21: انبیاد

21 - انبیاء
22 - حج
23 - مومنون
24 - نور
25 - فرقان

انبیا و حج گزاران رو به سوی او کنند - مومنون با نور فرقان طی راه او کنند

21 - انبیا

انبیا یعنی پیامبران و سوره مکی است.
110) محور مطالبی که در این سوره می آید چیست؟ 111) سنت الهی در رابطه با انبیاء چگونه است؟ 112) چکیده آنچه خداوند بر پیامبران وحی فرموده چیست؟ 113) در این سوره خداوند درباره آنان که برای خدا فرزندی قائلند چه می فرماید؟ 114) سنت خداوند در رابطه با حق و باطل چیست؟ 115) اراده و خواست خداوند بر آن است که زمین را چه کسانی به ارث ببرند؟
محور این سوره گفتگو پیرامون نبوت است.
در آیات 48 تا 91 این سوره به 17 تن از انبیا - یعنی بیش از دو سوم پیامبرانی که در قرآن از آنان نام برده شده است - اشاره می شود. بدین جهت این سوره انبیا نام گرفته است.
آنچه در اشاره به سرگذشت پیامبران الهی در آیات این سوره مورد نظر بوده این است که خداوند آنان را به سوی انسان ها فرستاده و با حکمت و شریعت تاییدشان فرموده، و از شر ستمکاران نجاتشان داده است. این یاری و تایید آنان امری تصادفی نیست بلکه بر اساس سنتی الهی است که همواره در هستی جاری است.
این بشارتی است بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و همه مسلمانانی که تازه به اسلام گرویده و زیر انواع و آزارها و شکنجه ها از سوی مشرکین بودند؛ و نیز هشدار و بیمی است برای مشرکین و کفاری که آن حضرت و نبوتش را به ریشخند می گرفتند و انواع اتهامات ناروا را بر حضرتش وارد می کردند. مانند آنکه او را ساحر می خواندند و وحی الهی را خوابهای پریشان و دروغ های بافته شده معرفی می کردند و یا آن حضرت را شاعر می خواندند.
با توجه به سرگذشت انبیای گذشته و اقوام آنان، مشرکین باید درس عبرت گیرند و عقیده و کردارشان را اصلاح کنند، و نیز بدانند که اگر رفتار خود را تغییر ندهند، سرانجامی همچون گذشتگان در انتظارشان است.
چکیده وحی الهی بر پیامبران چه بود؟ در این مورد در آیه 25 می خوانیم:
(و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه به او وحی فرستادیم که: خدایی جز من نیست، و فقط مرا بپرستید.
در آیه بعد ادعای کفاری را که معتقدند خدای تعالی فرزندی گرفته است، رد می کند و ساخت الهی را از داشتن فرزند منزه می دارد.
پس هر کس خیال کند خداوند فرزندی دارد. پندارش فاسد است. در این فساد عقیده یکسانند آنانکه مانند مشرکین زمان جاهلیت خیال کنند که ملائکه فرزند خدایند، یا مثال مسیحیان بگویند: مسیح پسر خداست و یا مانند یهودیان بگویند: عزیز پسر خداست.
ناگفته نماند که خداوند یهود و نصاری را در رابطه با این عقیده و سخن باطلشان نفرین می کند و می فرماید: خداوند آنان را بکشد که چگونه حق را وارونه جلوه می دهند(145).
بر سلمانان به عنوان فریضه امر به معروف و نهی از منکر واجب است که در حد توان و امکان فردی و جمعی، کفار و پیروان سایر ادیان را که به شرک آلوده اند، به توحید و یکتاپرستی دعوت کنند. آنان را از بالاترین منکر، که کفر و شرک است نهی کنند، و به سمت والاترین معروف یعنی ایمان و توحید و شهادت به لا اله الا الله دعوت کنند.
کسانی که به این امر همت گمارند، در تلاش مقدس خویش پای بر جای انبیای الهی نهاده اند.
در آیه 18 سنت و قانون دیگر الهی را بیان می کند و می فرماید:
(ما حق را بر باطل فرو می کوبیم، پس آن را درهم می شکند و به ناگاه آن (باطل) نابود و از میان می رود...)
آری این یک سنت الهی است که حق و باطل همواره در پیکار و ستیزند تا باطل از پا درآید و حق پیروز شود. همانگونه که در آیه ملاحظه می شود، محو و نابودی باطل ناگهانی است، به گونه ای که به فکر کسی نمی رسد. و قابل پیش بینی نیست.
در اینجا دو مورد از نابودی باطل در عصر حاضر را برای نمونه ذکر می کنیم:
1 - نابودی سریع و غیر منتظره حکومت تا دندان مسلح طاغوت 2500 ساله در ایران که از حمایت و پشتیبانی همه جانبه استکبار غرب و آمریکای جنایتکار برخوردار بود و پیروزی ملت مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی رحمه الله علیه.
2 - نابودی ابرقدرت شرق (شوروی سابق) که دهها سال با ترویج افکار الحادی مارکسیستی، و مبارزه با تفکر مذهبی، تلاش می کرد تا دین را نفی و طرد کند؛ و در تبلیغاتش دین را افیون جامعه معرفی می کرد. اما سرانجام آن ابر قدرت نیز بناگاه متلاشی شد و به تعبیر حضرت امام خمینی رحمه الله علیه نام و نشان کمونیزم و قدرت موهوم آن به موزه ها و تاریخ پیوست.
سایر قدرت های باطل نیز در همین مسیر قرار دارند. استکبار غرب و صهیونیستهای پلید نیز از این سنت و قانون الهی مستثنی نیستند، و دیر یا زود از صفحه هستی محو و نابود خواهد شد.
در آیه 105 در همین باره آمده است:
(به راستی در زبور پس از ذکر نوشته ایم که: زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد.