گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

18 - کهف

94) اصحاب کهف در میان چگونه مردمی می زیستند؟ 95) اصحاب کهف چرا به غار پناهنده شدند؟ 96) در آن مدتی که اصحاب کهف در خواب بودند برای مردم آن دیار چه پیش آمد؟ 97) خداوند چرا مردم را به حال آنان آگاه ساخت؟ 98) در این سوره خداوند دنیا را به چه چیزی تشبیه می کند؟
داستان اصحاب کهف در آیات 9 تا 27 این سوره آمده است.
سرگذشت آنان چنین است(134).
اصحاب کهف جوانمردی بودند که در جامعه ای مشرک و در میان مردمی بت پرستی زندگی می کردند. در آن زمان دین توحید مخفیانه در آن جامعه راه پیدا کرد. این جوانمردان به آن ایمان آوردند. مردم قوم به آنها سخت اعتراض کردند و بر آن شدند تا اینجا مشکلات، سختی ها و شکنجه، آنان را از خداپرستی باز داشته، وادار به پرستش بت ها کنند. هر کس به دین توحید باقی می ماند، به بدترین صورت کشته می شد.
جوانان این داستان با آگاهی و بصیرت به خدا ایمان آورده بودند.
خداوند هم آنها را از معرفت و حکمت بهره مند ساخت و هدایتشان را بیشتر کرد و ایمان را در دلهایشان استوار گردانید. در نتیجه جز خدا، از هیچ چیزی پاک نداشتند. آنها فکر کردند که اگر در شهر بمانند، باید مانند دیگران باشند، و یک کلمه از حق بر زبان نیاورند، و از اینکه مذهب شرک باطل است چیزی نگویند. این قهرمانان تصمیم گرفتند که بر دین توحید بمانند و هرگز به شرک و بت پرستی آلوده نشوند. بنابراین از مردم کناره گیری کرده به غاری پناهنده شدند، بدان امید که خداوند رحمتش را شامل حالشان کرده و راه نجاتی برایشان فراهم کند.
خداوند خواسته قلبی و دعایشان را مستجاب کرد. 309 سال خواب را بر آنان مسلط کرد، در حالی که سگشان نیز همراهشان بود. وضعیت غار و تابش آفتاب به درون آن طوری بود که آنها کاملا از حرارت خورشید در آسایش بودند. هر کس آنها را می دید، خیال می کرد بیدارند، در حالی که خواب بودند. خداوند آنان را به پهلوی راست و چپ می گردانید، سگ آنها دو دست خود را باز کرده بر در غار گذاشته بود. اگر کسی آنها را می دید، از هیبت و عظمت آنان می ترسید و فرار می کرد.
وقتی از آن خواب طولانی بیدار شدند، یکی از آنها از مدت خوابشان سوال کرد. پاسخ دادند: یک روز یا پاره ای از روز خواب بودیم. برخی هم گفتند: خداوند به مدت آن آگاه تر است. در آن حال بسیار احساس گرسنگی می کردند. به همین خاطر تصمیم گرفتند یک نفر را با مقداری پول برای تهیه غذا به شهر بفرستند. اما به او سفارش کردند که در این کار با زیرکی عمل کند، تا مبدا کسی بفهمد آنها کجا هستند، چرا که اگر بت پرستان بفهمند، یا سنگسارشان می کنند و یا به زور وادارشان می کنند تا به آیین بت پرستی بازگردند و در آن صورت هرگز رستگار نخواهند شد.
اما اراده الهی بر این بود که مردم به حال آنان آگاه شوند؛ زیرا مردمی که اصحاب کهف از آنان گریخته بودند، در طول این مدت منقرض شده بودند. خداوند آنان و سلطنت و آیینشان را از بین برده بود و قوم دیگری را به جای آنان آورده بود که در میان آنها اهل توحید قدرت و حکومت داشتند. ولی همین مردم نیز در امر معاد با یکدیگر اختلاف نظر داشتند. خداوند با بیدار کردن جوانان و قهرمانان کهف پس از 309 سال خواست آیه و معجزه ای به آنان نشان دهد، تا رستاخیز انسان ها را در روز قیامت بعید نپندارند.
ادامه ماجرا چنین بود که آن جوانمرد برای تهیه غذا وارد شهر شد. ولی با تعجب مشاهده کرد که وضع شهر به کلی عوض شده است! هرگز شهر را به آن شکل ندیده بود. مردم و اوضاع و احوال، غیر آن بود که دیروز دیده بود! هر لحظه بر حیترش افزوده می شد. جلوی دکانی رفت تا غذایی بخرد. پولی را که همراه داشت به فروشنده دادت بی خبر از آنکه آن پول، پول رایج آن زمان نبود و مربوط به سیصد سال قبل بود. این کار موجب مشاجره و در نتیجه افشای آن راز بر مردم شد. راز جوانمردی که سه قرن پیش در آنجا می زیستند؛ در جامعه ای مشرک و ستمگر. برای حفظ ایمان خویش، از مردم کنار گرفتند و به غاری پناه بردند. پس خداوند آنها را روزگاری طولانی به خواب برد و سپس بیدارشان کرد و آنها هم اکنون در غار منتظر رفیقشان هستند تا برایشان غذا ببرد!
خبر به سرعت در شهر پیچید. مردم زیادی جمع شدند و با آن جوانمرد به سوی غار آمدند، تا آنچه را که او گفته بود با چشم ببینند. سرانجام، این معجزه الهی برایشان آشکار و دانستند که امر معاد نیز بدینگونه است و همانا خداوند بر هر کاری قادر است.
در آیه 21 این سوره، از داستان اصحاب کهف و سرگذشت آنان چنین نتیجه گیری می کند:
(و بدینسان دیگران را بر حالشان آگاه ساختیم تا بدانند که وعده الهی راست و درست است و در قیامت تردیدی نیست...)
در آیه چهارم خداوند به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) امر می کند تا آنان را که قائلند خدا دارای فرزند است، بیم دهد.
یکی از منکرات بسیار بزرگ این اعتقاد باطل است که عده ای از جمله مسیحیان بدان معتقدند. بر مسلمانان واجب است که به عنوان فریضه نهی از منکر صاحبان چنین اعتقادی را از این منکر عظیم نهی کنند.
در آیات 45 و 46 برای زندگی دنیا مثالی می زند و می فرماید:
(و برای آنان زندگی دنیا را مثل بزن که مانند آبی است که آن را از آسمان فرو فرستادیم. سپس به وسیله آن، گیاهان زمین (سبز و خرم گردیده و از شدت سر سبزی) در هم پیچیده و (پس از مدتی) خشک و خرد گردید که بادها پراکنده اش کردند؛ و خداوند بر هر کاری تواناست.
اموال و فرزندان، زیور زندگی دنیایند و اعمال نیک ماندگار(135) از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و امید بخش تر است.)
آری هنگامی که به گلستان سبز و خرم سربزنی می بینی که بسیار زیبا و با طراوت است و انسان را به سوی خود جلب می کند! چمن های سبز و گل های رنگارنگ و غنچه های زیبا منظره دلپذیری را پدید آورده اند! اما در فصل پاییز همان گل ها و گیاهان که دل را می ربود، خشک و تبدیل به خس و خاشاک شده اند و باد پاییزی آن خاشاک خرد شده را به این سو و آن سو پراکنده می کند و دیگر از آن زیبایی ها خبری نیست.
زندگی دنیا نیز اینچنین است. تجملات همه از بین می روند.
هر آنچه در دنیا برای انسان فریبا و دلرباست همه رفتنی است. زیبایی های دنیا و هر آنچه در دنیاست همه فانی است. اموال و فرزندان نیز زینت زندگی دنیا هستند. باید به آنچه باقی و ماندگار است دل بست. البته اگر کسی تلاش کند که فرزندان و نسلی الهی بار آورد، این کار، خود خیری ماندگار و شایسته و از باقیات الصالحات است.
آیه 74 این سوره، درست وسط قرآن است. یعنی با اتمام آن، جزء پانزدهم قرآن تمام می شود و نیمه نخست قرآن پایان می یابد. آیه 75 این سوره ابتدای جزء شانزدهم و همچنین ابتدای نیمه دوم قرآن است.

19 - مریم

مریم یعنی زن عبادت کننده. این سوره مکی است.
99) مریم به چه معناست؟ 100) خداوند چگونه حضرت عیسی (علیه السلام) را به حضرت مریم علیها السلام عطا فرمود؟ 101) مردم وقتی نوزاد مریم را دیدند چه گفتند و نوزاد به آنان چه گفت؟ 102) آیا حضرت عیسی (علیه السلام) خود را بنده خدا معرفی کرد یا پسر خدا؟ 103) خداوند در چه حالی حضرت یحیی (علیه السلام) را به پدر و مادرش عطا فرمود؟ 104) رفتار حضرت یحیی (علیه السلام) و سرانجام او چه بود؟
مریم نام مادر حضرت عیسی (علیه السلام) است. عمران، پدر حضرت مریم پیش از تولد او از دنیا رفت. در چنین شرایطی، زن عمران پیش از آنکه فرزندش به دنیا بیاید، او را نذر خدا کرد. از این رو پس از ولادت، او را مریم یعنی زن عبادت کننده نام نهاد.
در آیات 16 تا 33، داستان ولادت حضرت عیسی (علیه السلام) بدین صورت آمده است:
(و در کتاب آسمانی از مریم یاد کن، آنگاه که از کسان خویش در مکانی شرقی کناره گرفت و خود را از آنان پنهان داشت.
آنگاه روح خویش (جبرییل) را به سوی او فرستادیم، که به صورت انسانی عادی در نظر او مجسم گردید. مریم گفت: اگر پرهیزگاری، من از تو به خدای رحمان پناه می برم. گفت: من فرستاده پروردگارت هستم تا به پسری پاکیزه ببخشم.
گفت: چگونه مرا پسری باشد! هیچ بشری به من دست نزده است و من بدکار نبوده ام! (جبرئیل) گفت: امر خدا چنین است. پروردگارت فرموده است که آن، بر من آسان است و (اراده کرده ام) تا او را نشانه ای برای مردم و رحمتی از جانب خویش قرار دهم و این امری قطعی است.
پس (مریم) به او (عیسی) باردار و با او در مکان دور افتاده ای پناه گرفت، تا اینکه درد زایمان او را به سوی تنه درخت خرمایی کشانید. گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم و یکسره فراموش شده بودم.
پس، از فرودست او (عیسی علیه السلام)(136) ندا داد که: غمگین مباش، پروردگارت در فرودست تو جویباری روان کرده است، و تنه درخت خرما را به سوی خود تکان ده تا بر خرمای تازه فرو ریزد. پس بخور و بیاشام و دیده روشن دار. آنگاه اگر کسی را دیدی اشاره کن: من برای خدای رحمان روزه (سکوت) نذر کرده ام، پس امروز اصلا با کسی سخن نخواهم گفت.
سپس (مریم) در حالی که او را (نوزادش را) در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد؛ گفتند: ای مریم به راستی کار دهشتناکی مرتکب شده ای! ای خواهر هارون، نه پدرت نابکار بود و نه مادرت بدکار!
مریم هیچ نگفت و فقط به او (نوزاد) اشاره کرد. گفتند: چگونه با کودکی که در گهواره است سخن بگوییم؟ (نوزاد به سخن در آمده) گفت: من بنده خداوندم که به من کتاب آسمانی داده و مرا پیغمبر قرار داده است و هر جا که باشم مرا با برکت گردانده، و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش فرموده است و نسبت به مادرم نیکوکار کرده و مرا زورگوی سخت دل نگرانند است، و درود باد بر من در روزی که زاده شدم و روزی که درگذرم و روزی که زنده برانگیخته شوم.
سپس آیات قرآن در ادامه با عبارت زیر، داشتن فرزند را برای خداوند رد می کند و می فرماید:
(این است (ماجرای) عیسی پسر مریم، (همان) گفتار درستی که در آن شک می کنند.
خدا را نسزد که فرزندی برگیرد. منزه است او؛ چون کاری را اراده کند، همین قدر به آن می گوید: موجود شود، پس بی درنگ موجود می شود.
و در حقیقت خداست که پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید این است راه راست(137).)
در این سوره همچنین به داستان حضرت زکریا (علیه السلام) و فرزندش حضرت یحیی (علیه السلام) اشاره شده است(138).
حضرت یحیی (علیه السلام) نیز بطور معجزه آسا به دنیا آمد، زیرا پدرش پیری فرتوت و مادرش زنی نازا بود و هر دو از فرزندار شدن مایوس بودند. در چنین حالی خدای تعالی یحیی را به ایشان کرامت نمود و به یحیی (علیه السلام) از همان کودکی حکمت عطا فرمود، او نیز از کودکی خدا را عبادت می کرد. حضرت یحیی (علیه السلام) معاصر حضرت عیسی (علیه السلام) بود و نبوت او را تصدیق کرد. یحیی (علیه السلام) در میان قوم خود مردی بزرگ و شریف بود به طوری که دلها همه به او مایل می شد و به سویش جذب می گردید. مردم پیرامونش می شدند، و او آنان را موعظه می کرد، به توبه از گناهان دعوت، و به تقوا توصیه و سفارش می کرد تا روزی که به دست پادشاه ظالم آن عصر به شهادت رسید(139).
این سوره علاوه بر پیامبرانی که نامشان برده شد، از سرگذشت حضرت ابراهیم و حضرت موسی (علیه السلام) سخن به میان می آورد و به برخی دیگر از انبیای الهی اشاره می کند. سپس در آیه 58 در مقام نتیجه گیری می فرماید:
(آنان کسانی بودند که خداوند بر ایشان نعمت ارزانی داشت... هرگاه آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شد، گریان به سجده می افتادند.)

20 - طه

طه از حروف مقطعه و سوره مکی است.
105) این سوره چگونه آغاز می شود؟ 106) بخش اعظم این سوره به داستان کدام پیامبران الهی می پردازد؟ 107) حضرت موسی (علیه السلام) در کدام سفر و چگونه به رسالت برگزیده شد؟ 108) بازگو کردن رنجهای حضرت موسی (علیه السلام) در مسیر رسالت، برای چیست؟ 109) وضع و حال آنان که از قرآن روی برمی تابند در قیامت چگونه است؟
طه از حروف مقطعه (بریده) و رمزی قرآن است که سوره با آن شروع می شود(140).
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است که: طه از اسامی حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است و معنی آن یا طالب الحق الهادی الیه است، یعنی: ای طلب کننده حق و هدایتگر به سوی آن(141).
در آیات 1 تا 3 می خوانیم:
(طه، قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتی؛ جز اینکه برای هر که (از خدا و قیامت) می ترسد، تذکری باشد. (کتابی) نازل شده از جانب آنکه زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای هدایت مشرکین رنج ها و دشواری های بسیاری را تحمل می کرد و شب و روز برای راهنمایی و رستگاری آنان می کوشید. اما آنان همچنان به انکار و عناد و دشمنی خویش ادامه می دادند. آن حضرت از ایمان نیاوردن مشرکین و اینکه آنان اهل دوزخ خواهند شد بسیار غمگین و آزرده می شد.
در آغاز این سوره خداوند از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نوعی دلجویی می نماید و از او می خواهد که جان شریف خویش را در راه هدایت مشرکین به رنج بسیار نیندازد و در این راه بیش از توان و طاقت خویش، بر خود تحمیل نکند. قرآن برای اینکه او خود را به زحمت بیندازد نازل نشده، بلکه پیامی است که از سوی خداوند زمین و آسمانها فروفرستاده شده است، تا مردم را به خدا و آیاتش تذکر دهد و نیز هشداری برای پروا پیشگان باشد.
90 آیه از 135 آیه این سوره - یعنی دوم و سوم آن - به داستان حضرت موسی (علیه السلام) می پردازد که رنج های بسیاری را در راه رسالت الهی متحمل شد.
این آیات چهار بخش از زندگی آن حضرت را بیان می کند:
1 - چگونگی برگزیدن حضرت موسی (علیه السلام) به رسالت در کوه طور و روانه کردن او به سوی فرعون.
2 - دعوت فرعون به توحید، با معجزات الهی و اتمام حجت بر او.
3 - بیرون رفتن آن حضرت با بنی اسرائیل از مصر؛ نجات بنی اسرائیل و غرق شدن فرعون و لشگریانش در رود نیل.
4 - گوساله پرستی بنی اسرائیل، عاقبت سامری و گوساله اش و سرانجام قوم بنی اسرائیل.
بخش اول بدینگونه آغاز می شود:
هنگام مراجعت حضرت موسی (علیه السلام) از مدین به سوی مصر در حالی که خانواده اش نیز با او بود نزدیک وادی: طوی(142) در طور سینا، در شبی سرد و تاریک راه را گم کردند. در این حال موسی (علیه السلام) آتشی از دور دید!
با خود اندیشید که شاید در آنجا کسی باشد که بتواند راه را از او بپرسد، و اگر کسی هم نبود لااقل از آن آتش قدری بیاورد تا گرم شوند.
ادامه داستان چنین است:
(پس چون بدان (آتش) رسید، ندا داده شد که: ای موسی، این منم پروردگار تو!
پای پوش خویش بیرون آور که تو در وادی مقدس طوی هستی و من تو را برگزیده ام. پس بدانچه وحی می شود گوش فراده. همانا من خداوندم که جز من خدایی نیست. پس مرا پرستش کن و به یاد من نماز بر پادار. در حقیقت، قیامت روی آور است (و قطعا فرا می رسد.) می خواهم آن را پوشیده دارم تا هر کسی به (موجب) آنچه می کوشد، جزا یابد. پس هرگز نباید کسی که به آن ایمان ندارد و از هوی و هوس خویش پیروی کرده است تو را از (یاد) آن باز دارد که هلاک خواهی شد(143).
بدینسان رسالت آن حضرت آغاز می گردد، و با دریافت معجزه اژدها شدن عصایش و سپید و درخشان شدن دستش هنگامی که دست مبارکش را به پهلو می گرفت(144)، به سوی فرعون روانه می شد تا او را به توحید دعوت کند.
خداوند در این سوره بازگو کردن رنج ها و دشواری های بسیاری که حضرت موسی (علیه السلام) در مسیر رسالت خویش از سوی فرعون و فرعونیان و قوم خویش متحمل شد، و نیز کمک ها و امدادهای الهی در تمامی آن مراحل، دشواری های رسالت را بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)تا حدی آسان می کند.
در آیات 99 تا 102 درباره قرآن و کسانی که از قرآن اعراض می کنند و روی برمی گردانند، می خوانیم:
(... و به راستی از سوی خویش به تو ذکری (یعنی کتابی که همان قرآن است) داده ایم. هر کس از آن روی برتابد، روز قیامت بار بسیار سنگینی بر دوش خواهید کشید. جاودانه (زیر) آن (بار سنگین و غیر قابل تحمل) می ماند، و چه بد باری در روز قیامت خواهند داشت. همان روزی که در صور دمیده شود و در آن روز مجرمان را کبود چشم (یعنی کور) برمی انگیزیم.)
آری هر که از قرآن روی برگرداند و بدان توجه و اعتنا نکند، در روز قیامت بار سنگینی از عقوبت و عذاب بر پشت اوست که از زیر آن بار، خلاصی ندارد.
اعراض و روی گرداندن از قرآن به دو صورت است:
1 - در مرحله فکر و اعتقاد، بدین معنی که بدان ایمان نمی آورند. همانند مشرکین و پیروان آیین ها و ادیان مختلف.
2 - نادیده گرفتن دستورات قرآن در مقام عام و زندگی، مانند کسانی که به احکام مربوط به حجاب در قرآن بی اعتنایی می کنند، یا نماز را که قرآن بدان فرمان داده، ترک می کنند و نیز بی اعتنایی به سایر اوامر الهی در قرآن مانند:
پرداخت خمس و زکات، امر به معروف و نهی از منکر، پرهیز از لهو و لغو ولایت و محبت اهل بیت عصمت و طهارت و...
آری کسانی که در این دنیا چشمان خود را بر قرآن و فرامین الهی در قرآن می بندند، در قیامت کور در صحنه قیامت حاضر می شوند، در حالی که بار سنگین گناهان و عذاب را بر دوش می کشند.
برای اینکه گرفتار این عذاب الهی نباشیم باید در مقام عمل، در امور فردی و اجتماعی به دستورات قرآن پای بند باشیم. در غیر این صورت از کسانی خواهیم بود که به قرآن کرده اند.
خدایا، ما را از غفلت ها بیدار، و توفیق عمل به قرآن را بر ما عطا فرما.
امیر المومنین علی (علیه السلام):
خدا را! خدا را!
درباره قرآن،
مبادا دیگران با عمل به آن.
بر شما پیشی گیرند.
نهج البلاغه - خطبه 147.