گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

مصباح 16: نحل

16 - نحل
17 - اسراء
18 - کهف
19 - مریم
20 - طه

نحل زنبور عسل، اسرا که سیر احمد است - بعد از آن کهف است و مریم بیستمین طاهاستی

16 - نحل

نحل یعنی زنبور عسل، بخشی از سوره مکی و بخشی دیگر مدنی است(119).
83) برخی عجایبی که در زنبور عسل وجود دارد چیست؟
84) آیا می توان گفت که آفرینش این موجود هدف و طرح و برنامه و به صورت تصادفی بوده است؟ 85) چرا این سوره را نعم نیز گفته اند؟
86) آیا عمل صالح از انسانهای بی ایمان. پذیرفته و دارای اثر است؟
87) اعمال صالح انسانهای مومن دارای چه آثاری است؟
در این سوره در مورد زنبور عسل و الهام الهی به آن، در آیات 68 و 69 می فرماید:
(و پروردگار تو به زنبور عسل الهام کرد که از کوهها و درختان و کندوهایی که (انسانها) می سازند، برای خود خانه هایی بساز، سپس از همه میوه ها بخورد و راه های پروردگارت را فرمانبردارانه بپوی. (آنگاه) از درونشان شهدی رنگارنگ بیرون می تراود، که در آن شفای مردمان است. به راستی در آن برای اندیشمندان نشانی (روشن از خدا) است.)
در زندگی زنبور عسل عجایب گوناگونی دیده می شود، از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: خانه سازی منظمشان که به صورت کاری دقیق بین آنان برقرار است. زنبورانی که برای شناسایی محل گلها سفر می کنند، پس از شناسایی باز می گردند و با حرکات و چرخش های خاصی، جهت و فاصله محل گلها را به بقیه زنبورها نشان می دهند. دستگاه و کارخانه مخصوصی برای ساخت عسل در بدن آنان وجود دارد. عسل و شهد ساخته شده دارای خواص دارویی بسیاری است که در رابطه با خواص دارویی عسل کتابهای متعددی نوشته شده است.
آیا در خلقت موجودی با این ویژگی ها هدفی در کار نبوده است؟ آیا این حشره مفید با این همه پیچیدگی ها که داراست، می تواند مولود پدیده های تصادفی باشد؟ آیا تفکر در آن، انسان را به خداوندی که طرح و نقشه دقیق و ظریفی را در آفرینش آن به کار برده و به قدرت آفرینش خود آن را خلق کرده و چگونگی کارش را به او الهام کرده است رهنمون نمی گردد؟
آری، در زندگی زنبور عسل برای مردمی که تفکر می کنند، نشان بسیار روشنی از قدرت و رحمت الهی است.
نام دیگر این سوره یعم است؛ یعنی نعمت ها. چرا که در این سوره به نعمت های زمینی و آسمانی بسیاری شده است. از جمله آنهاست:
خلقت چهارپایان و رام شدن آنها به دست انسان، باران، درختان، زراعت، زیتون، نخل، انگور و اقسام میوه ها، شب و روز، خورشید و ماه و ستارگان، نعمت های رنگارنگ موجود در زمین، نعمت های دریایی مانند گوشت ماهی های آن، جواهرات دریایی، کشتی هایی که از بسیاری از نیازمندیهای انسان با آن برآورده می شود(120)
پس از ذکر این نعمت ها در آیه 18 می فرماید:
(اگر (بخواهید) نعمتهای خدا را شماره کنید، آنها را (به جهت بسیاری و کثرت) نمی توانید بشمارید...)
در آیه 97 انسانها را به سوی ایمان و عمل صالح ترغیب می کند و می فرماید:
(هر کس از مرد و زن، عمل صالح انجام دهد و در حالی که مومن باشد، قطعا او را با حیاتی طیبه(121) زندگی می بخشیم و...)
وعده زیبایی که خداوند متعال در این آیه به مردان و زنان که عمل صالح بجا می آورند، داده است؛ یک قاعده و قانونی کلی است که مرد و زن در آن یکسانند؛ تنها یک شرط وجود دارد و آن اینکه هر کس عمل صالح انجام می دهد باید مومن نیز باشد. آنکه مومن نیست عملش باطل و بیهوده و بی ثمر است(122).
این آیه به روشنی بیان می کند که خدای تعالی به مومنی که عمل صالح انجام می دهد حیاتی می بخشد، غیر از آن حیات و زندگی ظاهری که همگان دارند. این نحوه از حیات به گونه ای است که صاحب آن از نوری الهی در میان مردم بهره مند است و دارای آثاری حقیقی و واقعی است.
او دارای علم و ادراکی است که دیگران ندارند و بهره مند از علم و بصیرت و نصرت الهی است. آن که به حیات طیبه زنده است دارای هیچ ترس و اندوهی نیست. چنین کسی حق و باطل را به خوبی می شناسد و از صمیم قلب از امور باطل و فانی با تمام جلوه ها و فریبایی هایش روی گردان است.
او به عزت خداوندی عزیز است. وقتی عزت و قدرت او از خداست، دیگر شیطان با تمامی وسوسه هایش و نفس اماره با هوی و هوس هایش و دنیا با همه فریبندگی اش نمی تواند او را ذلیل و خوار کند، زیرا با چشم بصیرت و وسعت نظری که او یافته است، پوچی و بطلان دنیا و فنای آن را به روشنی می بیند(123).
مومنان صالح دلهایشان با خداست. جز او را نمی خواهند و جز قرب و نزدیکی او را نمی جویند، و جز دوری و خشم او نمی هراسند. تنها خدای مهربان است که در زندگی امور آنان را تدبیر می کند(124). آنها در مسیر زندگی جز نیکی و زیبایی نمی بینند. از دریچه دید آنان هر چه از خدا آفریده نیک و زیباست، و جز کارهایی که رنگ نافرمانی او را داد هیچ چیزی زشت نیست. چنین کسی در درون خود، لذت و سروری را درک می کند که نمی توان آن را وصف کرد(125).

17 - اسراء

اسراء یعنی سیر شبانه و سوره مکی است.
88) در این سوره به کدام سیر اشاره می شود؟ 89) در جریان این سیر، در بیت المقدس چه پیش آمد؟ 90) در سفر معراج چه چیزهایی رخ داد؟
91) حادثه ای که در شب معراج در هنگام مراجعت به مکه برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش آمد چه بود؟ 92) قریش چگونه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در مورد گفته هایش آزمودند؟ 93) معنی اقوم که قرآن به سوی آن هدایت می کند چیست؟
در آغاز این سوره به سیر شبانه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه تا مسجد الاقصی که مقدمه معراج آن حضرت بود اشاره شده است. در این سفر مقدس و آسمانی حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) تا نزدیکترین مرحله به پیشگاه قرب الهی - که برای هیچ کس دیگر ممکن نیست - بالا رفتند. این عروج و پرواز به عالم بالا به نام معراج در تاریخ اسلام معروف شده است.
در آیه نخست به این سیر شبانه اشاره می کند و می فرماید:
(منزه است (آن خدایی) که بنده اش را شبانگاهی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی - که پیرامون آن را برکت داده ایم - سیر داد تا از آیات خود نمونه هایی به او نشان دهیم. اوست که شنوا و بیناست.)
در روایتی از امام صادق (علیه السلام) جریان شب معراج بطور مفصل بیان شده است(126) بخش هایی از آن به صورت خلاصه چنین است:
جبرییل و میکاییل و اسرافیل، براق(127) را برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند.
حضرت سوار بر براق شدند. آن مرکب پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را تا طور سینا و سپس تا بیت المقدس با خود برد؛ در حالی که جبرییل امین نیز در کنارشان بود(128).
... رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آنجا با ابراهیم (علیه السلام) و موسی (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) و عده ای از انبیا (علیه السلام) ملاقات کردند. آنان همگی برای خاطر آن حضرت اجتماع کرده و مهیای نماز بودند. سپس جبرییل تا آسمانهای بالا عروج کردند در حالیکه ملائکه گروه گروه به ملاقات آن حضرت می آمدند. در آسمان اول حضرت آدم (علیه السلام) و ملک الموت را دیدند و صحنه های بسیاری را شاهد بودند. در آسمان های بعدی حضرت یحیی (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) را دیدند. سپس با حضرت یوسف (علیه السلام) و هارون و موسی (علیه السلام) دیدار کردند.
بالاخره در آسمان هفتم حضرت ابراهیم (علیه السلام) را در کنار بیت المعور(129) ملاقات نمودند. در آنجا حضرت با جبرییل وارد بیت المعمور شدند و دو رکعت نماز خواندند. پس از آن دو نهر دیدند یکی به نام کوثر دیگری به نام رحمت. از نهر کوثر آب نوشیدند و در نهر رحمت خود را شستشو کردند تا آنکه وارد بهشت شدند. در آنجا خانه های خود و اهل بیت خویش را مشاهده فرمودند، و خاک بهشت را معطر یافتند.
سپس درختی بزرگ دیدند که در بهشت هیچ خانه ای نبود مگر اینکه شاخه ای از آن درخت بدانجا سرکشیده بود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از جبرییل پرسیدند این درخت چیست؟ جبرئیل گفت: این درخت طوبی است، که خداوند آن را به بندگان صالح خود وعده داده است و فرموده:
طوبی و سرانجام نیکو برای آنان است(130).
سپس به درختی سدره المنتهی رسیدند، که هر برگ آن، امتی را در زیر سایه خود جای می داد.
پس از آن فرشته ای الهی اذان گفت و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن شب نبوده است؛ در آن حالتی که حضرت برای امت خویش دعا می فرمودند.
در آن شب حضرت به منتهای درجه، که برای احدی ممکن نیست، به مقام قرب الهی نزدیک شدند.
در روایت دیگری از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم:
... حضرت در هنگام مراجعت از معراج در سرزمین حجاز به کاروانی از قریش قریش برخوردند. دیدند که در ظرفی مقداری آب موجود است پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) (به اذن الهی) از آن آب نوشیدند و مابقی آن را بر زمین ریختند(131) کاروانیان در جستجوی شتری بودند که آن را گم کرده بودند (از اینرو متوجه حضور آن حضرت نشدند.)
چون صبح شد، حضرت به قریش فرمودند خدای تعالی دیشب مرا به بیت المقدس برد و آثار انبیا و منزل های ایشان را نشانم داد، و من در مراجعت در فلان محل به کاروانی از قریش برخوردم که شتری گم کرده بودند و از آب ایشان بیاشامیدم و مابقی آن را بر زمین ریختم.
ابوجهل گفت: ای قریش! الان فرصت خوبی است، بپرسید:
مسجد الاقصی چند ستون داشت؟ و چند قندیل در آن آویزان بود؟ بپرسیدند:
ای محمد! در این جمع کسانی هستند که بیت المقدس را دیده اند. اینک تو بیت المقدس را برای ما توصیف کن، تا ببینیم که راست می گویی یا نه.
بگو ببینم چند ستون داشت؟ و قندیل ها و محراب هایش چگونه بود؟
سپس در مورد ستون ها و قندیل ها و محراب های آن سوال هایی کردند.
آن جناب هر چه ایشان می پرسیدند پاسخ می فرمود. بعد از آن که از جزییات بیت المقدس فارغ شدند، گفتند: باید صبر کنیم تا کاروان برسد.
از کاروانیان نیز جریان را بپرسیم. حضرت فرمودند: باید صبر کنیم تا کاروان برسد.
از کاروانیان نیز جریان را بپرسیم. حضرت فرمودند: شاهد صدق گرفتار من این است که کاروانیان قریش، (فردا صبح) هنگام طلوع آفتاب وارد می شوند، در حالی که شتری خاکستری رنگ پیشاپیش آنان است.
فردای آن روز قریش آمدند و به شکاف دره (محل ورود کاروان) چشم دوختند و می گفتند: الان آفتاب سر می زند. درست در لحظه طلوع آفتاب کاروان نمودار شد، در حالی که شتری خاکستری رنگ پیشاپیش آن بود.
از آنجا رسول الله در مورد آن کاروان فرموده بود سوال کردند.
کاروانیان گفتند: آری چنین بود. در فلان محل شتری از ما گم شد، و آبی داشتیم که هنگام صبح دیدیم آن آب بر زمین ریخته شده است.
(هر چند که ماجرای سفر آسمانی آن حضرت و اینگونه خبر دادن از غیب، معجزه و دلایل روشن بر صدق گفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود.) اما این جریان نیز جز بر طغیان قریش نیفزود(132).
در آیه 9 این سوره در مورد قرآن می خوانیم:
(قطعا این قرآن به سوی آنچه اقوم (و متعادل تر) است هدایت می کند.)
اقوم به معنی راست تر، درست تر و نزدیکتر است. قرآن از نظر اداره بشر و تامین مصلحت انسان، بهتر از هر آیین دیگر است.
آری، قرآن به سوی آنچه متعادل تر است هدایت می کند، به سوی آنچه مصالح انسانها را بهتر از هر آیین دیگر تامین می کند، هم مصالح دنیا و هم مصالح آخرت را.
آیین ها و روش های دیگر، اگر چه ممکن است، در برخی امور جزیی به حال انسان مفید باشند، اما در امور بسیار دیگری ضررهای جبران ناپذیری به انسان وارد می کنند، و خیرهای بسیاری را از انسان سلب می کنند. در میان همه سنت ها تنها اسلام است که می تواند تمامی مصلحت های زندگی فردی و اجتماعی در دنیا و نیز مصالح آخرت را به نیکوترین وجه تامین کند(133).