گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

10 - یونس

حضرت یونس از پیامبران الهی و سوره مکی است.
53) مشرکین در مورد قرآن چه درخواستی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داشتند؟
54) قرآن کسانی را که آن را دروغی ساخته و بافته می پندارند به چه کاری دعوت می کند؟ 55) داستان قوم حضرت یونس (علیه السلام) چه بود؟
56) قرآن چرا به داستان این قوم اشاره می کند؟ 57) آیا حالت و لحظه ای وجود دارد که خدا از ما غافل باشد و ما از خدا پنهان باشیم؟
این سوره در مکه و در شرایطی نازل شده است که مشرکین، وحی را انکار می کردند و قرآن را سحر و جادو می خواندند. مانند آنچه در آیه 15 آمده است که:
(و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، آنانکه به دیدار ما امید ندارند می گویند: قرآن دیگری جز این بیاور، یا آن را عوض کن. بگو: من چنین اختیاری (و توانی) ندارم که آن را پیش خود عوض کنم. جز آنچه را به من وحی می شود پیروی نمی کنم. اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ می ترسم.
در تفاسیر آمده است که برخی از سران قریش به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: قرآنی برای ما بیاور که از عبادت و پرستش لات و عزی و منات و هبل مانع نباشد و از این بت ها عیب و ایراد نگیرد؛ و نیز با تمسخر گفتند: ای محمد قرآنی جز این بیاور که مطابق طریقه رفتار ما باشد(71).
آنان خواستار قرآنی بودند که عبادت بت ها را آزاد بگذارد و از توحید و یکتاپرستی سخن به میان نیاورد؛ و نیز از رستاخیز قیامت و... حرفی نزنند و آنان را در انجام گناهان و فحشاء و منکرات آزاد بگذارد و بتوانند هر چه دلشان می خواهد انجام دهند؛ یا اینکه اقلا آن حضرت آیاتی را که مخالف اعتقاد و رفتار آن است تغییر دهد. گویا قرآن مانند یک کتاب قصر یا شعر است که بتوان آن را به دلخواه تغییر داد تا خوشایند آنان باشد.
در آیه مذکور (آیه 15) به این درخواست آنان چنین پاسخ می دهد:
بگو من چنین حقی ندارم و اگر در این امر خدا را نافرمانی کنم، هراس آن دارم که به عذاب روزی سخت - که همان روز قیامت است - گرفتار شوم.
سخن از حقانیت قرآن در چند جای این سوره تکرار می شود. از جمله در آغاز سوره، آن را آیات کتابی که سراسر حکمت است و از سوی خدای حکیم نازل شده معرفی می کند. همچنین در آیه 38 بیان می کند که اگر آن را دروغی ساخته و بافته می دانید، پس سوره ای همانند آن بیاورید و هر که را جز خدا می توانید به مدد فرا خوانید.
این کلام یکی از معجزات قرآن است، چرا که دشمنان اسلام و قرآن با آنکه از هیچ کوششی در مقابله و ضدیت و مبارزه با قرآن و اسلام کوتاهی نکرده اند، تا به حال از آوردن سوره ای همانند قرآن عاجز بوده اند؛ و البته برای ابد نیز عاجز و ناتوان از انجام آن خواهند بود.
در این سوره با اشاره به سرانجام گذشته که فرصت ها را برای توبه و بازگشت به سوی خدا از دست دادند و داستان قوم حضرت یونس - که آخرین فرصت را برای توبه و بازگشت به سوی خدا غنیمت شمردند و از بلایی که به سوی آنان می آمد نجات یافتند - کفار را به ایمان و توحید و بازگشت به سوی خدا فرا می خواند. حضرت یونس (علیه السلام) یکی از پیامبران الهی بود که خداوند وی را به سوی قومش که جمعیتی بیش از یکصد هزار نفر بودند فرستاد یونس پیامبر آنان را به سوی خدا فراخواند، اما جز رد و تکذیب جوابی به او ندادند. سرانجام مقدمات اندکی که باقی بود، همگی به خدا ایمان آوردند و توبه کردند. پس خداوند ایمان و توبه آنان را پذیرفت و عذابی را که در دنیا خوارشان می ساخت از ایشان برداشت و تا مدتی که اجل طبیعی آنان بود از زندگی برخوردشان فرمود(72).
در آیه 98 می خوانیم:
(چرا هیچ شهری نبود که (اهل آن) ایمان و ایمانش به حالش سود بخشد؟
مگر قوم یونس که وقتی (در آخرین فرصت) ایمان آوردند، عذاب ذلت در زندگی دنیا را از آنان برطرف کردیم، و تا چندی آنان را برخوردار ساختیم.)
این آیه در مقام بیان این مطلب است که اقوام گذشته که دعوت پیامبران خویش را نادیده گرفتند و از ایمان به خدا روگردان شدند، همگی به عذاب ذلت و خواری در دنیا گرفتار شدند. در این آیه آنان همگی توبیخ می شوند که چرا ایمان نیاوردند، تا ایمان آنان به حالشان سود بخشد؟
با این بیان در واقع کفار و مشرکین را توبیخ می کند که چرا رفتارشان مانند اقوام گذشته است؟ چرا ایمان نمی آورند و از سرگذشت پیشینیان عبرت نمی گیرند؟
تنها قومی که عذاب از آنان برداشته شود، قوم یونس بود که در آخرین فرصت باقی مانده در حالی که عذاب آنان بسیار نزدیک بود توبه کردند و به درگاه خدا ناله و زاری کردند و خدای مهربان توبه آنان را پذیرفت.
اشاره به داستان قوم یونس در این آیه برای آن است که عبرت و درسی باشد برای مردم در تمام زمانها و مکانها که تا فرصت باقی است دعوت حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را لبیک گویند، و به خدای واحد و رسول او و قرآن که کلام پروردگار است، ایمان آورده و از کردار گذشته خود توبه کنند، چرا که معلوم نیست وقت و فرصت زیادی برای آنان باقی باشد.
در آیه خطاب به پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
(و در هیچ حالی نباشی و از سوی او (- خدا -) هیچ (آیه ای) از قرآن نخوانی و (شما) هیچ کاری نکنید، مگر اینکه ما گواه باشیم آنگاه که بدان مشغول می شوید، و بر پروردگارت به مقدار ذره ای در زمین و آسمان پوشیده نیست، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه در کتابی روشن (ثبت و ضبط) است.)
در این آیات خداوند به رسول خویش می فرماید که در تمام لحظه ها و بر تمام کارهای آن حضرت شاهد و ناظر است، مخصوصا در آن هنگام که قرآن می خواند. چه آنگاه که قرآن را برای خود و در تنهایی می خواند و چه آن هنگام که برای ابلاغ و انذار، آن را برای دیگران تلاوت می کند.
سپس بیان می دارد که این شاهد و ناظر بودن بر کارها فقط در مورد آن حضرت نیست؛ بلکه همه انسانها را مخاطب قرار می دهد و می فرماید: هیچ کاری از شما بر ما پنهان نیست و در هر کاری که در آن فرو می روید و سرگرم آن هستید، در محضر ما هستید و ما و فرشتگان نگارنده اعمال، شاهد و گواه بر شماییم.
آری تمامی موجودات در همه لحظه ها در نزد خدا حاضرند. هیچ سخنی و کاری از ما، حتی به اندازه ذره و کمتر از آن، بر خدا پوشیده نیست. تمام کارهای ما برای خدا فاش و آشکار است، و تمامی کردار ما ثبت و ضبط می گردد، و سرانجام باید پاسخگوی ذره ذره اعمال خویش باشیم.

مصباح اا: هود

11 - هود
12 - یوسف
13 - رعد
14 - ابراهیم
15 - حجر

هود و یوسف طاعت حق را کند - رعد و ابراهیم تسبیحش کنند
پانزده حجر است نام سرزمین - صالح آنجا، اشترش را پی کنند

11 - هود

حضرت هود از رسولان الهی و سوره مکی است.
58) مشرکین در برابر دعوت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) چه می کردند و چه می گفتند؟
59) قسمت اعظم این سوره به بیان چه داستانی می پردازد و هدف از بیان آنها چیست؟ 60) آیا بین اعمال ما با حوادث عالم روابطی وجود دارد؟
چگونه رابطی؟
این سوره از سوره هایی است که در مکه نازل شده است. همانگونه که در متن آیات آمده است، نزول این سوره در شرایطی بوده است که مشرکین با عناد و لجاجت در مقابل دعوت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)اتهامات گوناگونی بر حضرتش وارد می کردند: سخنان او را سحر آشکار می خواندند، و بر آن حضرت ایراد می گرفتند که اگر واقعا پیامبر است، چرا گنجی بر او فرستاده نشده است؟ و چرا با او فرشته ای همراه نیست؟ آنان قرآن را بافته های دروغین می خواندند و با این سخنان حضرت را در فشار روحی قرار می دادند(73).
خداوند در مقام دلجویی از پیامبر خویش و دعوت او به صبر و شکیبایی، داستان اقوام: نوح، هود، صالح، لوط، شعیب و موسی (علیه السلام) و عاقبت این اقوام را که در نتیجه انکار رسولان خدا به عذاب الهی دچار شدند، بیان می کند و در آیه 120 هدف از بیان سرگذشت آنان را، استوار کردن قلب مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز تذکر و موعظه برای مومنان عنوان می کند.
تقریبا دو سوم این سوره(74) به بیان ماجرای انبیای الهی که نامشان ذکر شد و اقوام آنان اختصاص دارد.
آنچه در داستان تمامی آنان مشترک است، این است که پیامبران مردم را به توحید و یکتاپرستی و دین خدا دعوت می کردند، اما بسیاری از مردم به دعوت آنان ایمان نیاورده، هشدار آنان را نادیده می گرفتند و با آنان از در عناد و لجاجت می آمدند و به تمسخر و آزارشان می پرداختند. در پایان، خداوند کفار و ستمگران را با عذاب های گوناگون به هلاکت رسانده، و انبیا و پیروان مومن آنان را به لطف و رحمت خویش نجات می بخشید.
این سنت الهی در تمامی عصرها و نسل ها همواره برقرار است؛
کفار و مشرکین در هر زمان باید از عاقبت شوم کردار خویش برحذر باشند. مومنان نیز باید بدانند که این سختی ها و شکنجه ها در طول تاریخ بر حق جویان و خداپرستان وارد آمده، لیکن عاقبت از آن اهل ایمان و اهل تقواست.
آیه 112 رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و کسانی را که با او به خدا روی آورده اند، به پایداری و صبر و شکیبایی فرا می خواند.
در آیه 52 حضرت هود (علیه السلام) به قوم خویش که در اثر شرک و کردار و ناروا و ناشایست، به خشکسالی و در نتیجه گرانی و قحطی دچار شده بودند(75)، چنین می فرماید:
(... و ای قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید (تا) از آسمان بر شما بارش فراوان بفرستد و نیرویی شما بیفزاید، و تبهکارانه روی برمگردانید.)
در این آیه حضرت هود (علیه السلام) قوم خویش را به استغفار و توبه به درگاه الهی دعوت می کند، و به آنان وعده می دهد که: اگر از درگاه خدا طلب مغفرت کنند و به سوی خدا بازگردند، خداوند پی در پی بارانهای مفید بر آنان فرو می فرستد و آنان را از آن وضع دشوار نجات می دهد و نیروی بدنی آنان را می افزاید و نیروی ایمان را نیز بر آن اضافه می کند.
این سخن به ما می فهماند که ارتباط کاملی بین اعمال ما با حوادث عالم برقرار است. حوادثی که مستقیما به زندگی ما مربوط است. اعمال صالح و شایسته موجب می شود که خیرات عالم زیاد شود و برکات نازل گردد، و کردار زشت و ناشایست موجب می گردد بلاها و گرفتاری های پیاپی بر سر انسانها فروآید و مصیبت ها و بدبختی ها و هلاکت گریبان آنان را بگیرد.
این نکته از آیات دیگر قرآن نیز استفاده می شود. از جمله در آیه 96 سوره اعراف خداوند می فرماید(76): اگر مردم شهرها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، قطعا برکاتی از آسمان و زمین بر آنان می گشودیم(77)...
این سوره با توجه به اینکه سرگذشت حضرت هود (علیه السلام) و قومش در آن ذکر گردیده، سوره هود نام گرفته است. آیات 50 تا 60 به بیان داستان آنان می پردازد.
خلاصه سرگذشت این قوم با استفاده از این سوره و سوره های دیگر قرآن بدینگونه است:
قوم عاد در سرزمین احقاف (منطقه ای بین عماد و یمن) زندگی می کردند. مردمی بودند بلند قامت و درشت هیکل و بسیار قوی و نیرومند.
دارای شهرهای آباد، زمین های حاصلخیز و پوشیده از باغها و نخلستانها و زراعت. در عصر خود مقامی ممتاز در بین سایر اقوام و ملل داشتند. پیشرفت و تمدن آنان بگونه ای بود که خداوند خانه های آنان را عمارت های ستون داری که مانندش در هیچ شهری ساخته نشده بود معرفی می کند(78).
این قوم پیوسته از نعمت های خدا بهره مند بودند، تا اینکه وضع خود را تغییر دادند. بت پرستی و حب دنیا در بین آنها ریشه دوانید. در هر موردی برای خود بتی می ساختند(79) ساختمانهای عالی و قصرهایی می ساختند که گویا برای همیشه در آن اقامت خواهند داشت و به آن بناهای با شکوه به یکدیگر فخر می فروختند. آنها طاغیان مستکبر خود را اطاعت می کردند.
خدای متعال به خاطر همین انحرافاتشان حضرت هود (علیه السلام) را مبعوث کرد تا آنان را به سوی حق دعوت کند و از آنها بخواهد که پرستش بت ها را ترک کنند و فقط خدای متعال را بپرستید و نیز در بین خود به عدل و رحمت رفتار کنند.
آن حضرت در پند و اندرز آنان نهایت تلاش را کرد. خیر خواهی خود را نسبت به همه آنان نشان داد و هیچ عذری برایشان باقی نگذاشت. با این حال با انکار و لجاجت آنان روبرو شد و و جز عده کمی ایمان نیاوردند. دنیا پرتان و ستمگران قوم عاد به حضرت هود (علیه السلام) نسبت به سفاهت و دیوانگی می دادند و با لجاجت و تمسخر اصرار می کردند تا عذابی را که بدان تهدیدشان می کرد، بیاورد.
خداوند نیز عذاب را به صورت بادی سهمگین بر آنان فرستاد. قوم عاد در آغاز با نشانه هایی که از آن دیدند، خیال کردند ابری است که برای بارش به سویشان می آید. ولی در اشتباه بودند. این همان عذابی بود که در آمدنش شتاب می کردند. به امر الهی بادی خشک و سویشان وزیدن گرفت، که در سر راه خود هیچ چیزی بر جای نمی گذاشت و همه چیز را خرد و نابود می کرد. طوفانی با صدای مهیب و وحشتناک، به مدت هفت شب و هشت روز، پیاپی بر آنان می وزید. طوفانی که مردم بر بلند بالای آن قوم را مانند نخل های کنده شده از جای بر می کند و سرنگونشان می ساخت.
سرانجام عذاب همه چیز را نابود ساخت؛ آنچنانکه افراد این قوم هر کدام مدهوش در گوشه ای افتاده بودند و کمترین اثری از ساختمانهای آنان باقی نماند و آن قوم همگی تا آخرین نفر هلاک شدند.
حضرت هود (علیه السلام) و کسانی که ایمان آورده بودند، به رحمت الهی نجات یافتند(80).
آری کسانی که در مقابل دعوت خداوند و رسولانش لجاجت و عناد می ورزند، اینچنین مورد غضب الهی قرار می گیرند و ابراز مادی نیز هیچ کمکی به آنان نمی تواند بکند.