گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

9 - توبه

توبه یعنی بازگشت به سوی خدا و سوره مدنی است.
47) واقعه مهمی که در سال هشتم هجری اتفاق افتاد چه بود؟
48) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از فتح مکه چه کرد؟ 49) در اواخر سال نهم هجری کدام آیات نازل شد و برای مشرکان چه پیامی داشت؟
50) آیات برائت چگونه و توسط چه کسی به مشرکین ابلاغ شد؟
51) آیات برائت چه تاثیری در مشرکین داشت؟ 52) این سوره چرا سوره توبه نامیده شده و چرا با بسم الله... آغاز نشده است؟
در سال هشتم هجری مکه به دست مسلمانان فتح و خانه خدا از بت ها پاک شد. با اینکه نزدیک ذیحجه، یعنی ایام حج بود اما بنا به دلایلی لازم بود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه که در آن زمان مرکز اسلام بود بازگردند. بنابراین، آن حضرت عمره مفرده به جای آورده و فرمانداری برای مکه تعیین فرمودند و خود به مدینه بازگشتند. حضرت از اینکه مشرکین کعبه را زیارت کنند، جلوگیری نفرمودند و در آن سال مسلمانان و مشرکین با هم زیارت به جای آوردند(64).
اما در موسوم حج آن سال پیشامدی رخ داد که خلاصه اش چنین است:
از آداب مشرکین بود که هر کس از بیرون مکه برای زیارت می آمد اگر با لباسی وارد مکه شده بود دور خانه طواف می کرد، بایستی آن را صدقه می داد. پس آنان برای آنکه لباسهای خود را از دست ندهند، قبل از طواف لباسی قرض و یا کرایه می کردند، و طواف خویش را با آن به جای می آوردند. اما اگر کسی لباس قرضی یا کرایه ای پیدا نمی کرد و تنها یک دست لباس همراه داشت، برای آنکه تنها لباس خود را از دست ندهد ناچار برهنه می شد و عریان به طواف می پرداخت!
در آن سال زنی از مشرکین به زیارت آمده و یک لباس بیشتر همراه نداشت. لباس کرایه ای و قرضی نیز نیافت. اگر با لباس خود طواف می کرد، باید آن را صدقه می داد. پس برهنه به طواف مشغول شد. روشن است که این صحنه بسیار زننده و ناهنجار، و بی احترامی به بیت الله بود(65).
در زمانی که مکه به دست مسلمانان فتح شده و اداره اش با آنان بود، چنین وضعی قابل تحمل نبود. از سوی دیگر بسیاری از طوایف مشرکین که با مسلمانان پیمان بسته بودند(66)، به پیمانهای خویش پای بند نبودند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به اسلام استفاده می کردند و مرتب توطئه می کردند.
اواخر سال نهم پس از هجرت بود. دومین مراسم حج خانه خدا برای مسلمانان پس از آنکه سالیانی از آن محروم بودند، در پیش بود. بیست و دو سال از بعثت می گذشت و مسلمانان با فتح مکه قدرت را در دست داشتند.
دیگر زمان آن رسیده بود که بساط شرک بکلی برچیده شود. در چنین شرایطی آیات صریح برائت و بیزاری از مشرکین و دعوت آنان به توبه از شرک و بت پرستی و نیز تهدید آنها به قتل و کشتار - در صورت پافشاری بر عقاید فاسدشان - بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد.
ترجمه آیات 1 تا 5 که برائت از مشرکین در آن اعلام شده، چنین است:
(این اعلام بیزاری از طرف خداوند و پیامبر اوست از مشرکانی که با آنان پیمان بسته اید. پس (ای مشرکان فقط تا) چهار ماه (دیگر آزادید که) در زمین بگردید و بدانید که شما نمی توانید خدا را به ستوه آورید و این خداست که ذلیل کننده کافران است.
و این اعلامی از سوی خدا و پیامبر اوست به مردم در روز حج اکبر، که (بدانند:) خداوند و پیامبر او از مشرکان بری و بیزارند. پس (ای مشرکان) اگر توبه کنید، برایتان بهتر است و اگر روی بگردانید پس بدانید که شما نمی توانید خدا را به ستوه آورید و (ای پیامبر) کافران را به عذابی دردناک بشارت ده.
مگر آن مشرکانی که با آنان پیمان بسته اید و چیزی از (تعهدات خود نسبت به) شما فروگذار نکرده و کسی را در برابر شما یاری نداده اند، پس پیمان ایشان را تا پایان مدتشان به سر برید که خدا پرهیزگاران را دوست دارد.
پس چون ماه های حرام(67) سپری شد، مشرکان را هر جا که یافتید بکشید و آنان را به اسارت بگیرید و محاصره شان کنید و همه جا در کمینشان بنشینید. پس اگر (از کفر) توبه کردند و نماز بر پاداشتند و زکات دادند، آزادشان گذارید که خداوند آمرزنده و مهربان است.)
در آیه 28 نیز اعلام می شود که مشرکان نجس هستند و پس از امسال دیگر نباید به مسجد الحرام نزدیک شوند.
وقتی آیات برائت نازل شدند - طبق آنچه در روایات شیعه و سنی با عبارات مختلفی آمده است - رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ابوبکر را احضار کرده، این آیات را به او دادند تا به مکه ببرد و در منی در روز عید قربان بر مردم بخواند.
ابوبکر به سوی مکه روانه شود. پس از رفتن او جبرئیل نازل و از سوی خداوند به رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پیام آورد که این آیات را کسی جز تو و یا مردی از خودت (یعنی مردی از اهل بیت خودت) نباید به مردم مکه برساند.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بلافاصله علی (علیه السلام) را خواست. مرکب خود را در اختیار او گذاشت و به او دستور داد تا سوار بر آن مرکب شود و خود را به ابوبکر رسانده و آیات برائت را از وی بگیرد و در مکه بر مردم بخواند. علی (علیه السلام) در میانه راه به ابوبکر رسیده و آیات برائت را از او گرفت. ابوبکر به مدینه بازگشت خدمت حضرت رسول (علیه السلام) رسید و عرض کرد: آیا خداوند بر من غضب کرده است؟
حضرت فرمود: نه، بلکه دستور رسیده که جز مردی از خودت نباید این پیام را به مشرکین ببرد.
حضرت علی (علیه السلام) بعد ظهر روز قربانی که همان روز حج اکبر است به مکه رسید. حضرت در میان مردم برخاست و در حالی که شمشیرش را برهنه کرده بود آیات برائت را بر مردم خواند، و فرمود:
پس از این دیگر کس حق ندارد به صورت عریان به دور خانه خدا طواف کند؛ و هرگز هیچ مشرکی نباید خانه خدا را زیارت کند؛ و هر کس از مشرکین با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عهدی بسته که دارای مدت است، مهلت او تا سرانجام مدت آن عهد است، و اگر دارای مدت نیست فقط چهار ماه(68) مهلت دارد(69).
آیات محکم سوره برائت و این اتمام حجت با کفار و مشرکان، چنان تاثیری داشت که قبل از پایان مهلت مقرر، آنان دسته دسته اسلام آوردند و سرانجام در اواسط سال دهم هجری بت پرستی در شبه جزیره عربستان ریشه کن شد(70).
این سوره در سال نهم هجری یعنی حدود یک سال قبل از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن حضرت نازل شده است و از نظر زمان نزول در زمره آخرین سوره هاست. این سوره از آنرو که در اوائل آن، مشرکین به توبه دعوت شده اند، سوره توبه نامیده شده است.
غیر از آیات آغازین این سوره که در مورد اعلام برائت و بیزاری از مشرکان است، بخششی هم مربوط به جنگ با مشرکان و اهل کتاب، و قسمتی دیگر درباره منافقین است. در آیاتی از آن، مسلمانان را به قتال تحریک می کند و کسانی را که از شرکت در جهاد سرپیچی کرده، با سستی و تنبلی و بهانه جویی از حضور در جبهه جنگ با دشمنان اسلام خودداری می کردند، نکوهش می کند. آیاتی نیز در مورد زکات است.
اما می توان گفت که بیشتر این سوره مربوط به جنگ با کفار و نیز درباره منافقین است.
سوره توبه تنها سوره ای است که با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نمی شود؛ چرا که این کلام، رحمت خدا را یادآور است و اعلام بیزاری و برائت، با ذکر رحمت در کنار هم هماهنگ و مناسب نیست.

10 - یونس

حضرت یونس از پیامبران الهی و سوره مکی است.
53) مشرکین در مورد قرآن چه درخواستی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داشتند؟
54) قرآن کسانی را که آن را دروغی ساخته و بافته می پندارند به چه کاری دعوت می کند؟ 55) داستان قوم حضرت یونس (علیه السلام) چه بود؟
56) قرآن چرا به داستان این قوم اشاره می کند؟ 57) آیا حالت و لحظه ای وجود دارد که خدا از ما غافل باشد و ما از خدا پنهان باشیم؟
این سوره در مکه و در شرایطی نازل شده است که مشرکین، وحی را انکار می کردند و قرآن را سحر و جادو می خواندند. مانند آنچه در آیه 15 آمده است که:
(و چون آیات روشن ما بر آنان خوانده شود، آنانکه به دیدار ما امید ندارند می گویند: قرآن دیگری جز این بیاور، یا آن را عوض کن. بگو: من چنین اختیاری (و توانی) ندارم که آن را پیش خود عوض کنم. جز آنچه را به من وحی می شود پیروی نمی کنم. اگر پروردگارم را نافرمانی کنم از عذاب روزی بزرگ می ترسم.
در تفاسیر آمده است که برخی از سران قریش به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: قرآنی برای ما بیاور که از عبادت و پرستش لات و عزی و منات و هبل مانع نباشد و از این بت ها عیب و ایراد نگیرد؛ و نیز با تمسخر گفتند: ای محمد قرآنی جز این بیاور که مطابق طریقه رفتار ما باشد(71).
آنان خواستار قرآنی بودند که عبادت بت ها را آزاد بگذارد و از توحید و یکتاپرستی سخن به میان نیاورد؛ و نیز از رستاخیز قیامت و... حرفی نزنند و آنان را در انجام گناهان و فحشاء و منکرات آزاد بگذارد و بتوانند هر چه دلشان می خواهد انجام دهند؛ یا اینکه اقلا آن حضرت آیاتی را که مخالف اعتقاد و رفتار آن است تغییر دهد. گویا قرآن مانند یک کتاب قصر یا شعر است که بتوان آن را به دلخواه تغییر داد تا خوشایند آنان باشد.
در آیه مذکور (آیه 15) به این درخواست آنان چنین پاسخ می دهد:
بگو من چنین حقی ندارم و اگر در این امر خدا را نافرمانی کنم، هراس آن دارم که به عذاب روزی سخت - که همان روز قیامت است - گرفتار شوم.
سخن از حقانیت قرآن در چند جای این سوره تکرار می شود. از جمله در آغاز سوره، آن را آیات کتابی که سراسر حکمت است و از سوی خدای حکیم نازل شده معرفی می کند. همچنین در آیه 38 بیان می کند که اگر آن را دروغی ساخته و بافته می دانید، پس سوره ای همانند آن بیاورید و هر که را جز خدا می توانید به مدد فرا خوانید.
این کلام یکی از معجزات قرآن است، چرا که دشمنان اسلام و قرآن با آنکه از هیچ کوششی در مقابله و ضدیت و مبارزه با قرآن و اسلام کوتاهی نکرده اند، تا به حال از آوردن سوره ای همانند قرآن عاجز بوده اند؛ و البته برای ابد نیز عاجز و ناتوان از انجام آن خواهند بود.
در این سوره با اشاره به سرانجام گذشته که فرصت ها را برای توبه و بازگشت به سوی خدا از دست دادند و داستان قوم حضرت یونس - که آخرین فرصت را برای توبه و بازگشت به سوی خدا غنیمت شمردند و از بلایی که به سوی آنان می آمد نجات یافتند - کفار را به ایمان و توحید و بازگشت به سوی خدا فرا می خواند. حضرت یونس (علیه السلام) یکی از پیامبران الهی بود که خداوند وی را به سوی قومش که جمعیتی بیش از یکصد هزار نفر بودند فرستاد یونس پیامبر آنان را به سوی خدا فراخواند، اما جز رد و تکذیب جوابی به او ندادند. سرانجام مقدمات اندکی که باقی بود، همگی به خدا ایمان آوردند و توبه کردند. پس خداوند ایمان و توبه آنان را پذیرفت و عذابی را که در دنیا خوارشان می ساخت از ایشان برداشت و تا مدتی که اجل طبیعی آنان بود از زندگی برخوردشان فرمود(72).
در آیه 98 می خوانیم:
(چرا هیچ شهری نبود که (اهل آن) ایمان و ایمانش به حالش سود بخشد؟
مگر قوم یونس که وقتی (در آخرین فرصت) ایمان آوردند، عذاب ذلت در زندگی دنیا را از آنان برطرف کردیم، و تا چندی آنان را برخوردار ساختیم.)
این آیه در مقام بیان این مطلب است که اقوام گذشته که دعوت پیامبران خویش را نادیده گرفتند و از ایمان به خدا روگردان شدند، همگی به عذاب ذلت و خواری در دنیا گرفتار شدند. در این آیه آنان همگی توبیخ می شوند که چرا ایمان نیاوردند، تا ایمان آنان به حالشان سود بخشد؟
با این بیان در واقع کفار و مشرکین را توبیخ می کند که چرا رفتارشان مانند اقوام گذشته است؟ چرا ایمان نمی آورند و از سرگذشت پیشینیان عبرت نمی گیرند؟
تنها قومی که عذاب از آنان برداشته شود، قوم یونس بود که در آخرین فرصت باقی مانده در حالی که عذاب آنان بسیار نزدیک بود توبه کردند و به درگاه خدا ناله و زاری کردند و خدای مهربان توبه آنان را پذیرفت.
اشاره به داستان قوم یونس در این آیه برای آن است که عبرت و درسی باشد برای مردم در تمام زمانها و مکانها که تا فرصت باقی است دعوت حضرت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را لبیک گویند، و به خدای واحد و رسول او و قرآن که کلام پروردگار است، ایمان آورده و از کردار گذشته خود توبه کنند، چرا که معلوم نیست وقت و فرصت زیادی برای آنان باقی باشد.
در آیه خطاب به پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
(و در هیچ حالی نباشی و از سوی او (- خدا -) هیچ (آیه ای) از قرآن نخوانی و (شما) هیچ کاری نکنید، مگر اینکه ما گواه باشیم آنگاه که بدان مشغول می شوید، و بر پروردگارت به مقدار ذره ای در زمین و آسمان پوشیده نیست، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر اینکه در کتابی روشن (ثبت و ضبط) است.)
در این آیات خداوند به رسول خویش می فرماید که در تمام لحظه ها و بر تمام کارهای آن حضرت شاهد و ناظر است، مخصوصا در آن هنگام که قرآن می خواند. چه آنگاه که قرآن را برای خود و در تنهایی می خواند و چه آن هنگام که برای ابلاغ و انذار، آن را برای دیگران تلاوت می کند.
سپس بیان می دارد که این شاهد و ناظر بودن بر کارها فقط در مورد آن حضرت نیست؛ بلکه همه انسانها را مخاطب قرار می دهد و می فرماید: هیچ کاری از شما بر ما پنهان نیست و در هر کاری که در آن فرو می روید و سرگرم آن هستید، در محضر ما هستید و ما و فرشتگان نگارنده اعمال، شاهد و گواه بر شماییم.
آری تمامی موجودات در همه لحظه ها در نزد خدا حاضرند. هیچ سخنی و کاری از ما، حتی به اندازه ذره و کمتر از آن، بر خدا پوشیده نیست. تمام کارهای ما برای خدا فاش و آشکار است، و تمامی کردار ما ثبت و ضبط می گردد، و سرانجام باید پاسخگوی ذره ذره اعمال خویش باشیم.

مصباح اا: هود

11 - هود
12 - یوسف
13 - رعد
14 - ابراهیم
15 - حجر

هود و یوسف طاعت حق را کند - رعد و ابراهیم تسبیحش کنند
پانزده حجر است نام سرزمین - صالح آنجا، اشترش را پی کنند