گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

5 - مائده

مائده یعنی طبق یا سفره غذا و سوره مدنی است.
27) این سوره در چه زمانی نازل شده است؟ 28) داستان نزول مائده چیست؟ 29) مسیحیان چگونه مشرک شدند؟
30) آیا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها برای مسلمانان حجت است یا بر تمامی مردم دنیا؟ 31) روزی که خداوند دین خود را تمام کرد، چه روزی بود؟
32) چه کسانی در قرآن حزب الله معرفی شده اند؟
در حدیثی آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه حجه الوداع فرمودند: سوره مائده آخرین سوره ای است که بر من نازل شده است.
حلالش را حلال دارید و حرامش را حرام(27). از برخی روایات برمی آید که این سوره دو یا سه ماه قبل از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است(28).
بخشش اعظم این سوره به بیان پاره ای از احکام اسلام می پردازد.
مسائلی چون: وفای به عهد، عدالت اجتماعی، احکام حدود و قصاص، شهادت به عدل، تحریم قتل نفس، غذاهای حلال و حرام و برخی احکام وضو و تیمم.
بخش قابل توجهی از سوره نیز به بیان عقاید باطل و ناروا و شرک آلود اهل کتاب یعنی یهود و نصاری می پردازد و حجت را بر آنان تمام می کند و آنان را در مورد عقاید فاسدشان هشدار و بیم می دهد. در ضمن به رفتار ناروای آنان با پیامبرانشان یعنی حضرت موسی (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز اشاره می کند.
مطلب بسیار مهمی که در این سوره آمده است امر ولایت و امامت است. با آیاتی که در این زمینه آمده است، رهبری جامعه اسلامی پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کاملا روشن می گردد.
در آیات 112 تا 115 داستان درخواست اصحاب مسیح (علیه السلام) برای نزول مائده آسمانی ذکر می شود:
(و (یاد کن) هنگامی را که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم، آیا پروردگارت می تواند از آسمان، خوانی برای ما فرود آورد؟
(عیسی) گفت: اگر ایمان دارید، از خدا پروارید.
گفتند: می خواهیم از آن بخوریم و دلهای ما آرامش یابد و بدانیم که به ما راست گفته ای و از شاهدان بر آن باشیم.
عیسی بن مریم گفت: بارالها، پروردگارا، از آسمان خوانی بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از جانب تو. و ما را روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی.
خدا فرمود: من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد، و (لی) هر کس از شما پس از آن انکار ورزد (و از ایمان به خدا و پیامبرش روی بگرداند،)، وی را (چنان) عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را (آنچنان) عذاب نکرده باشم.)
در این داستان، یاران حضرت عیسی (علیه السلام) با اینکه معجزات بسیاری از آن حضرت دیده بودند، درخواست معجزه ای بی مورد کردند. حضرت مسیح (علیه السلام) خود معجزه ای بزرگ بود؛ چرا که خداوند او را بدون پدر آفریده بود و در گهواره با مردم سخن می گفت. کوران مادر زاد و بیماران را شفا می داد و به اذن خدا مردگان را زنده می کرد.. همچنین دارای معجزات دیگری بود که همه آنان از آن اطلاع داشتند.
اما باز هم تقاضای معجزه ای دیگر کردند، آن هم با عباراتی دور از ادب در برابر خدا و پیامبر خدا. آنها گفتند: آیا پروردگار تو می تواند طبق غذایی بر ما از آسمان فرود آورد؟ گویی خدا را قادر مطلق نمی دانستند و در توانایی خدا بر انجام چنین کاری شک و تردید داشتند!
به جهت ناروا بودن این درخواست و زشتی بیان آنان، حضرت فرمود: اگر ایمان دارید از خدا بترسید. اما آنان بر خواسته خویش اصرار ورزیدند و گفتند: می خواهیم از آن بخوریم و دلهایمان آرامش یابد و بدانیم به ما حضرت با عبارات خویش - که ادب عبودیت و بندگی در آن کاملا هویداست - از خدا درخواست کرد. خداوند پیامبرش را در خواهشی که کرده بود نا امید نساخت و دعای بنده صالح خود عیسی بن مریم را اجابت فرمود؛ اما شرط کرد که هر کس نسبت به این معجزه کفر ورزد، وی را به عذابی بی مانند - که هیچ کس به چنان عذابی گرفتار نشده است - دچار خواهد کرد(29).
نصاری(30) بعد از دیدن همه این معجزات باز هم به خدا شرک آوردند و پس از عیسی (علیه السلام)، او و مادرش مریم را همچون دو خدا پرستیدند.
خداوند در آیات 116 تا 118 صحنه قیامت و گواهی و شهادت عیسی بن مریم (علیه السلام) در پیشگاه خدا را بیان می دارد و می فرماید:
(و (یاد کن) هنگامی را که خدا فرمود: ای عیسی بن مریم، آیا تو به مردم گفتی: من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید؟
گفت: منزهی تو، مرا نسزد که (درباره خویشتن) چیزی را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعا آن را می دانستی.
آنچه در نفس من است تو می دانی؛ و آنچه در ذات توست من نمی دانم، چرا که تو خود، دانای رازهای نهانی.
جز آنچه مردان بدان فرمان دادی (چیزی) به آنان نگفتم؛ (گفته ام) که: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید، و تا وقتی در میانشان بودم بر آنان گواه بودم؛
پس چون روح مرا گرفتی، تو خود بر آنان نگهبان بودی؛ و تو بر هر چیزی گواهی. اگر عذابشان کنی آنان بندگان تو هستند و اگر برایشان ببخشایی، تو خود توانا و حکیمی.)
در آیه 19 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بشارت دهنده و بیم دهنده برای اهل کتاب معرفی می کند و بیان می دارد که با ظهور آن حضرت، حجت بر یهودیان و مسیحیان تمام است. آری، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها بر مسلمانان حجت نیست بلکه پیامبر و حجت بر تمامی مردم از جمله اهل کتاب است. برگردان این آیه چنین است:
(ای اهل کتاب، پیامبر ما به سوی شما آمده که در دوران فترت(31) رسولان (حقایق را) برای شما بیان می کند تا مبادا (روز قیامت) بگویید: برای ما بشارتگر و هشدار دهنده ای نیامد.
پس قطعا برای شما بشارتگر و هشدار دهنده ای آمده است؛ و خدا بر هر چیزی تواناست.)
آیه 55 این سوره، امر ولایت و امامت را روشن می کند و می فرماید:
(ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند. همان کسانی که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.)
احادیث شیعه و سنی گویای آن است که: تنها کسی که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داده، حضرت علی (علیه السلام) بوده است و بس(32).
در آیه بعد آیه 56 ادامه می دهد:
(و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده اند ولی خود بداند (پیروز است، چرا که) حزب الله همان پیروزمندانند.)
در این آیه همانگونه که ملاحظه می شود پیروان ولایت امیرمومنان علی (علیه السلام) حزب الله معرفی می شوند.
در بخشی از آیه سوم نیز می فرماید:
(... امروز کسانی که کافر شده اند، از (کار شکنی در) دین شما نومید گردیده اند.
پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و و نعمت خود را برای شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما (به عنوان) آیینی (والا) برگزیدم...)
این آیه اشاره به واقعه غدیر خم دارد که حضرت علی (علیه السلام) از سوی خدا به امامت و جانشینی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)معرفی شد و با این ابلاغ، دین و نعمت الهی بر مسلمانان کامل گردید. در آن روز، کفار و دشمنان اسلام در میان امواج یاس فرورفتند؛ زیرا منتظر آن بودند که اوضاع با رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به حال سابق برگردد و اسلام تدریجا بر چیده شود.
اما پس از این ابلاغ، تمام آرزوهایشان بر باد رفت و از نابودی اسلام کاملا مایوس شدند.
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) :
اگر زندگانی سعادتمندان را خواستید و مرگ شهیدان را و نجات روز حسرت را و سایه، در روز داغ (قیامت) را و هدایت، در روز گمراهی را پس قرآن بیاموزید که آن کلام خداوند رحمان است و دژی در برابر شیطان و سنگینی کفه میزان.
بحار الانوار، جلد 92 - صفحه 19

مصباح 6: انعام

6 - انعام
7 - اعراف
8 - انفال
9 - توبه
10 - یونس

ششم بود انعام یعنی چارپایان - اعراف باشد هفتمین سوره به قرآن
انفال از بهر خداوند رسول است - توبه یونس در دل ماهی قبول است

6 - انعام

انعام یعنی چهارپایان و دام ها. این سوره مکی است.
33) چرا این سوره انعام نام گرفته است؟ 34) شریکانی که گروه های مختلف مشرکین برای خدا گرفته اند کدامند؟ 35) آیا اهل کتاب یعنی مسیحیان و یهودیان پیامبر اسلام را قبل از ظهور می شناختند؟ از کجا؟ 36) آیا رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) جهانی و برای مردم همه عصرهاست، یا محدود به زمان و مکانی خاص است؟
این سوره در مکه نازل شده است. در شرایطی که کفار و مشرکین در انکار حق و قرآن و رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سر سختی می کردند و از آن حضرت می خواستند که بر آنان کتابی از آسمان فرود آورد که خود، آن را بخوانند(33). آنان با عناد و لجاجت، قرآن را که به صورت تدریجی بر حضرتش وحی می شد و آن حضرت برایشان می خواند، به عنوان وحی نمی پذیرفتند، و بهانه جویی می کردند.
گاه می گفتند: چرا فرشته ای نازل نمی شود. منظورشان یا فرشته عذاب بود و یا فرشته همراه؛ و مرادشان این بود که اگر ادعای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) درست است چرا که عذابی را که وعده می دهد بر آنان فرود نمی آید و از فرشته عذاب خبری نیست، و یا اینکه اگر این دعوت راست است، چرا خدا فرشته ای برای این کار نفرستاده است تا کار رسالت را انجام دهد و یا همراه فرستاده اش باشد تا شاهد راستگویی او باشد. آیات هفتم و هشتم گویای این عناد و بهانه جویی هاست(34).
در آیات 33 و 34 خداوند رسول خویش را تسلی می دهد و به وعده حتمی نصرت و یاری، او را بشارت می دهد و می فرماید:
(به یقین می دانیم که آنچه (آن ستمکاران) می گویند تو را سخت غمگین می کند.
در واقع آنان تو را تکذیب نمی کنند، بلکه آن ستمکاران آیات خدا را انکار می کنند(35).
و پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند، ولی بر تکذیب ها و آزارها شکیبایی کردند تا یاری ما به آنان رسید؛ و برای کلمات خدا هیچ تغییر دهنده ای نیست و مسلما اخبار پیامبران به تو رسیده است.)
منظور از کلمات خدا در آیه اخیر، سنت های الهی است که همیشه در هستی جاری است و تغییر و دگرگونی در آن نیست. از جمله سنت های الهی، یاری رسولان است که نمونه های آن در سراسر قرآن موجود است.
در بخش دیگری از سوره، به بیان اعتقادات خرافی مشرکین در زمان جاهلیت پرداخته شده است. آنان ضمن اینکه خدای عالم را قبول داشتند به خدایان باطل یعنی بت ها نیز معتقد بودند. با پندار جاهلی خود برای خدا از کشت ها و دامهایی که آفریده است سهمی می گذاشتند و می گفتند: این برای الله است و این هم برای بت ها(36). می گفتند: آنچه که سهم بت هاست، به خدا نمی رسد، اما آنچه برای خداست به بت ها می رسد. بدین ترتیب نه تنها به خدا شرکت می آورند، بلکه مقام و منزلت خدا را پایین تر از بت ها حساب می کردند. این کار توهینی بزرگ به خدا، و عملی بسیار زشت بود. بت ها آنچنان محبوب دل آنها بود که حتی فرزندان خویش را در پای بت ها قربانی می کردند. بدیهی است که بت های سنگی و چوبی و...، از چهارپایان و دامهایی که به آنها اختصاص می دادند سودی نمی بردند. مشرکین استفاده از این اموال را جز برای افرادی معین حرام می دانستند. آن افراد فقط خدمتکاران مرد بتکده بودند.
آنچه از آن چهارپایان به دنیا می آمد، اگر زنده بود، بر مردان حلال و بر زنان حرام می دانستند و اگر مرده بود، هم مردان از آن می خوردند و هم زنان(37). آنان به اینگونه خرافات پای بند بودند و بافته های باطل خویش را به خدا نسبت می دادند(38).
در آیه 142 و چند آیه بعد، ضمن ابطال عقاید فاسد بت پرستان، ملاک حلال و حرام بودن گوشت گوسفند، بز، شتر و گاو را فقط ذبح شرعی آن اعلام می دارد. به همین مناسبت این سوره انعام یعنی چهارپایان نامیده شده است.
مشرکین به گروهای مختلفی تقسیم می شوند. برخی از آنان شیاطین را شریک خدا می شمارند(39). برخی دیگر پیامبران و فرشتگان یا غیر آنان را پسران و دختران خدا می پندارند، مانند مسیحیان، برهماییان، بوداییان و بت پرستان عرب(40) و بت پرستان قدیم و جدید.
آیات 200 تا 104 به این عقاید باطل مشرکین اشاره می کند. سپس این پندار آنان را نادانی و جهالت معرفی می کند و ساحت خدای متعال را مقدس و برتر از داشتن شریک می شمارد(41).
ترجمه آیات مذکور چنین است:
(و برای خدا شریکانی از جن قرار دادند، با اینکه خدا آنها را خلق کرده است؛ و برای او از روی نادانی و جهالت، پسران و دخترانی تراشیدند(42). او پاک و برتر است از آنچه وصف می کنند.
پدید آورنده آسمانها و زمین است. چگونه او را فرزندی باشد، در حالی که که برای او همسری نبوده، و هر چیزی را آفریده و اوست که بر همه چیز داناست. اینست خدایی که پروردگار شماست هیچ معبودی جز او نیست، آفرینده هر چیزی است، پس او را بپرستید، و او بر هر چیزی نگهبان است.
چشمها او را در نمی یابند و اوست که دیدگان را در می یابد و او لطیف آگاه است.
(به آنان اعلام کن:) به راستی رهنمودهایی از جانب پروردگارتان برای شما آمده است، پس هر که به دیده بصیرت بنگرد به سو خود او، و هر که کور بود (و از سر بصیرت ننگریست) به زبان خود اوست، و من نگهدارنده شما (از عذاب) نیستم.)
آری، چشمها او را در نمی یابند اما او دیدگان را در می یابد. و او لطیف(43) خبیر و آگاه است.
خداوند چشمها را می بیند و حرکت های چشم ها را بر صحنه های روا و ناروا در می یابد. آگاه به درون ماست و هر آنچه در فکر و اندیشه و دل ما می گذرد، برای خداوند فاش و آشکار است(44).
بنابراین از او غافل نباشیم. اگر ما او را نمی بینیم، او در تمامی لحظه ها و تمامی مکانها و تمامی حالات بر ما بیناست و لحظه ای از ما جدا نیست.
در آیه 20 می فرماید: اهل کتاب یعنی یهودیان و مسیحیان با نشانه هایی که در کتابهای آسمانی خود از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)داشته اند، وی را همانند فرزندان خویش به خوبی می شناسند، و همانگونه که در شناخت فرزند خویش دچار خطا و اشتباه نمی شوند، رسول گرامی را به همان روشنی و دقت می شناسند، اما بر خویشتن ستم می کنند و به آن پیام آور الهی، ایمان نمی آورند(45).
این روشنگری ها در مورد عکس العمل یهود و نصاری(46) در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ، پس از بیان رسالت عمومی آن حضرت در آیه 19 می باشد.
در بخشی از آیه 19 در ارتباط با عمودیت و جهانی بودن رسالت پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) و جاوید بودن دین و آیین محمدی می خوانیم:
(... و این قرآن به من وحی شده تا به وسیله آن، شما و هر کس را که (این پیام) به او برسد، هشدار دهم...)
این آیه به روشنی بیان می کند که رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) عمومی و جهانی است و از نظر دعوت به اسلام هیچ فرقی بین کسانی که قرآن را از خود آن حضرت می شنوند و آنانکه به واسطه می شنوند نیست؛ و نیز فرقی بین عرب و غیر عرب، و سفید پوست و زرد پوست و سرخ پوست نیست و قرآن تا قیام قیامت حجت خدا بر تمامی انسانهاست(47).
در روایتی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است که: قرآن) را از جانب من (به دیگران) برسانید، حتی اگر یک آیه باشد(48). بدین ترتیب جهت همه ما در رساندن پیام قرآن و معارف آن به مردم جهان، مسئولیم و باید تمامی توان خویش را در ابلاغ آن به کار گیریم.
آری گسترش و اشاعه قرآن و تفسیر و معارف والای آن و نیز فرهنگ قرآنی در میان مسلمانان و نیز اشاعه پیام قرآن در میان غیر مسلمانان وظیفه هر مسلمانی است که از قرآن بهره مند است. این تلاش مقدس ادامه رسالت پیامبران الهی و به ویژه پیامبر گرامی اسلام است.