گلستان سوره ها(آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 1

محمد حسین جعفری‏

3 - آل عمران

آل عمران یعنی خاندان عمران(11) و سوره مدنی است.
13) این سوره در چه شرایطی نازل شده است و مقصود آن چیست؟
14) مقصود از اینکه: به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید چیست؟ 15) آیا همه انسانها در برابر اعتقادات باطل و رفتار یکدیگر مسئولند؟ 16) چرا امت اسلام بهترین امت هستند؟ 17) آیا پس از بعثت پیامبر اسلام. سایر ادیان و آیین ها. از انسانها پذیرفته است؟ 18) آیا یهودیان و مسیحیان نیز کافرند؟ 19) عمران کیست و آل عمران چه کسانی هستند؟ 20) خلاصه دعوت حضرت عیسی (علیه السلام) چه بود؟
مقصود این سوره دعوت مومنین به اتحاد و یکپارچگی است تا خود را برای مقابله با دشمنان یعنی یهود و نصاری و مشرکین آماده سازند و در این راه پایداری و استقامت به خرج دهند.
این سوره در زمانی نازل گردید که دشمنان اسلام در خاموش کردن نور خدا همگی با هم متحد شده و با دست و زبان و همه امکانات خود به مقابله با اسلام و جامعه نو پای مسلمانان در مدینه برخاسته بودند. از یک طرف یهود و نصاری در داخل جمعیت مسلمانان فتنه و آشوب می کردند تا وحدت و یکپارچگی آنان را بر هم زنند و از سوی دیگر، مشرکین با نیروهای اسلام در جنگ بودند و امنیت را از جامعه اسلام سلب می کردند.
در آن ایام اسلام در حال گسترش بود و آوازه اش همه جا را پر کرده بود، و مردم دنیا چه یهودی و چه مسیحی و چه مشرک، همه بر علیه اسلام قیام کرده بودند. مسلمانان نیز در حال آماده باش برای دفاع بودند. بنابراین تمام قوای خود را برای این کار بسیج کرده بودند(12).
در آیات 103 تا 105 مومنین را به وحدت و همدلی فراخوانده و از تفرقه و جدایی باز می دارد و به بر پاداشتن امر به معروف و نهی از منکر فرمان می دهد. برگردان آن آیات چنین است:
(و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، پس میان دلهای شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید؛ و در کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید.
اینگونه خدا نشانه هایش را بر شما روشن می کند، باشد که شما راه یابید.
و باید از میان شما گروهی، (مردم را) به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته امر کنند و از زشتی باز دارند و آنان همان رستگارانند.
و چون کسانی نباشید که پس از آنکه دلایل آشکار برایشان آمد، متفرق شدند و یا هم اختلاف پیدا کردند و برای آنان عذابی سهمگین است.)
منظور از چنگ زدن به ریسمان الهی، توجه به آیات الهی و پیروی از کتاب خدا و رسول اوست. با تامل در این آیات در می یابیم که الفت بین مومنان نعمتی است از جانب خداوند مهربان. این نعمت بسیار ارزشمند است و باید آن را باس داشت. در سایه این وحدت و الفت است که دشمنان از تلاش های خویش بهره ای نمی گیرند و جامعه اسلامی در سلامت و امنیت، آرمانهای خویش را دنبال می کند.
خداوند به مسلمان کج اندیشی که در اثر اختلاف و تفرقه، در صفوف یکپارچه مسلمین شکاف ایجاد کنند، وعده عذابی عظیم داده است. این آیات خطاب به تمامی مسلمانان در همه زمانهاست.
تسلط دشمنان بر آنان، از پیامدهای شوم این عمل و کردار نارواست.
در آیه 104 که ذکر شد، فریضه ارزشمند و والای به معروف و نهی از منکر بر مسلمانان واجب می شود و همه را در برابر اعتقادات باطل و نیز اعمال ناروای همه انسانها مسئول قرار می دهد.
در آیه 110 امت اسلام را بدین جهت که به خدا ایمان دارند و فریضه امر به معروف و نهی از منکر را ادا می کنند، بهترین امت معرفی می کند.
روشن است که این شرافت برای آنان به دلیل عمل به این واجب الهی است.
در آیه 85 در باره تمام کسانی که دین غیر از اسلام برگزیده اند می خوانیم:
(و هر که جز اسلام دینی (دیگر) جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود و او در آخرت از زیانکاران است.)
یعنی پیروان تمامی ادیان پس از آمدن پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) در ضلالت و گمراهی و در خسران و زیانند. این خسران شامل پیروان تمام آیین ها و مذاهب قدیم و جدید می شود.
در آیه 91 درباره کفار چنین می فرماید:
(در حقیقت کسانی که کافر شده و در حال کفر مرده اند، اگر چه زمین را پر از طلا کنند و آن را (برای نجات خود) فدیه(13) دهند، هرگز از هیچ یک از آنان پذیرفته نگردد؛ آنان را عذابی دردناک خواهد بود، و یاورانی نخواهند داشت).
این سرانجام کفار است که به آتش جهنم گرفتارند و هیچ راه نجاتی برای آنان نیست. اگر تمام زمین را پر از طلا کنند و برای نجات خود از عذاب سهمگین الهی بپردازند از آنان پذیرفته نمی گردد و هیچ کس قادر بر یاری آنان نیست.
لازم به توضیح است که یهودیان و مسیحیان طبق آیه 98، از آنرو که به آیات الهی کفر ورزیده اند، توبیخ می شوند. از این آیه روشن می شود که آنان نیز کافرند و به عذابی که ذکر شد دچار خواهند بود.
در این سوره داستان حضرت عیسی (علیه السلام) را به صورت درست و به دور از خرافاتی که اهل بدان چسبانده اند بیان می کند و در مقابل مسیحیان که او را پسر خدا می خوانند، آن حضرت را مخلوق خدا معرفی می کند و آفرینش وی را همانند آفرینش آدم می شمارد(14) و روشن می کند که خود آن حضرت، خدا را پروردگار خویش و پروردگار آنانکه به سویشان فرستاده شده بود می خواند؛ و مردم را به پرستش او دعوت می کرد(15).
عمران پدر حضرت مریم است. آل عمران یعنی خاندان عمران.
در روایات می خوانیم که خداوند به عمران که از پیامبران الهی بود وحی نمود: به تو فرزندی خواهم بخشید که دارای برکت بسیار است. کوران مادر زاد را شفا می دهد. به اذن خدا، مردگان را زنده می کنند و او را پیامبری برای بنی اسرائیل قرار می دهم.
عمران این خبر را با همسرش حنه در میان گذاشت زنی است که بعدا حضرت مریم از او به دنیا آمد.
حنه وقتی به مریم حامله شد، پنداشت فرزندش همان پیامبری است که وعده داده شده است؛ اما در واقع آن پیامبر، نوه او بود نه فرزندی که با خود داشت. عمران در همان ایام، قبل از تولد فرزندش از دنیا رفت(16).
ادامه داستان این خاندان در آیات 35 تا 60 این سوره آمده است که خلاصه آن چنین است:
زن عمران فرزندی را که در شکم داشت نذر خدا کرد تا آزاد شده باشد. این اسم برای فرزندانی به کار می رفت که آزاد از خدمت به پدر و مادر و کارهای دنیایی بودند. آنها در عبادتگاه به پرستش خدا و خدمت به کسانی که در آنجا مشغول به عبادت بودند می پرداختند.
این مادر با خدا راز و نیاز می کرد که: خدایا، این فرزند را از من بپذیر که یقینا تو شنوا و دانایی.
وقتی فرزند به دنیا آمد مادر بر خلاف آنچه انتظار داشت و با تعجب و حسرت، فرزند را دختر یافت. او را مریم نام نهاد و از شر شیطان به درگاه پروردگار پناهش داد. خداوند او را به نیکویی پذیرفت و او را نیکو رشد داد و حضرت زکریای پیامبر را سرپرست او قرار داد. هر زمان که آن حضرت بر مریم وارد می شد، در نزد او رزقی می یافت(17). وقتی با تعجب سوال می کرد: ای مریم، این از کجاست؟ پاسخ می داد: از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد روزی بی شمار می دهد.
فرشتگان برای او خبر آوردند که: ای مریم، خداوند تو را برگزیده و پاک ساخته و بر زبان جهان برتری داده است. و نیز به وی بشارت دادند: ای مریم، خداوند تو را به کلمه ای از سوی خود، که نامش مسیح، عیسی بن مریم، است مژده می دهد در حالی که در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان درگاه خداست، و در گهواره و در بزرگی با مردم سخن می گوید و از صالحان و شایستگان است.
حضرت عیسی (علیه السلام) بدون اینکه دارای پدری باشد و بدون اینکه مردی با حضرت مریم ازدواج کند به دنیا آمد! این ولادت یک معجزه الهی بود و خداوند هر چه بخواهد می آفریند و بر هر کاری تواناست.
حضرت عیسی (علیه السلام) از پیامبران بزرگ الهی و دارای معجزات بسیاری بود.
از گل شکل پرنده ای می ساخت؛ آنگاه در آن می دمید؛ پس به اذن خدا پرنده ای جاندار می شد. کور مادر زاد و پیس(18) را شفا می داد؛ و مردگان را زنده می کرد. آنان را از آنچه می خوردند و در خانه های خویش ذخیره می کردند، خیر می داد. و اینها همه آیات و نشانه هایی از سوی خدا برای آنان بود(19).
خلاصه دعوت عیسی (علیه السلام) آن پیامبر بزرگ الهی این بود که می فرمود:
(در حقیقت، خداوند پروردگار من و پروردگار شماست؛ پس او را بپرستید (که) این است صراط مستقیم(20).)

4 - نساء

نساء یعنی زنان و سوره مدنی است.
21) چرا این سوره نسا نام گرفته است؟ 22) وضع زنان در زمان جاهلیت چگونه بود؟ 23) آیا مومنان مجاهد با کسانی که در میدان جهاد حضور نمی یابند یکسانند؟ 24) آیا جامعه اسلامی بدون رهبری صالح می توان به حیات خویش ادامه دهد و بقا داشته باشد؟
25) اولی الامر چه کسانی هستند و در برابر آنها چه تکلیفی داریم؟
26) چگونه راه تسلط کفار بر مومنان بسته می شود؟
این سوره چون احکام ازدواج با زنان و حقوق آنان، در آن آمده است، سوره زنان نامیده شده است.
در زمان جاهلیت، زنان از تمامی حقوق خویش محروم بودند:
نه مالک اجرت کار خویش بودند، نه ارثی از پدر و مادر و برادر به آنها می رسید و نه دارای حق اراده و تصمیم بودند. زنان به رسم جاهلیت، خود را آرایش می کردند و با زیور و آلات و لباس های رنگارنگ، خود را در مقابل نگاه مردان بیگانه قرار می دادند. مردان نیز با آنان ازدواج می کردند، اما ازدواجی بدون هیچ حد و مرز و بدون هیچ قید و بند(21). زنان به چنین کارهایی افتخار می کردند و هر کسی را که دوست می داشتند، به سوی خود دعوت می کردند.
در نتیجه روابط نامشروع و و نیز ازدواج های نامشروع از قبیل ازدواج با زنان شوهردار(22) بین آنان شایع شده بود.
وقتی مردی از دنیا می رفت، همسرش به ارث برده می شد. زنان و فرزندان خردسال چه بسر و چه دختر از ارث محروم بودند. اگر میت، کسی جز بچه های صغیر نداشت خویشاوندان نیرومند به اصطلاح ولی یتیم می شدند تا اموال او را غارت کنند.
اگر یتیم دختر بود با او ازدواج می کردند تا اموالش را ببلعند. بعد از آن که همه اموالش را می خورند، او را طلاق داده و رهایش می کردند.
در آن حال نه مالی داشت تا غذای اندکی برای خود فراهم کند و نه کسی رغبت ازدواج با او داشت.
دختران زنده به گور می شدند. وحشتناکترین خبر برای یک مرد آن بود که به او بگویند همسرت دختر آورده است(23).
در چنین شرایطی اسلام برای احقاق حقوق پایمال شده زنان و یتیمان و اصلاح فرهنگ زشت و ظالمانه جاهلیت، احکام و قوانین روشنی آورد.
شخصیت زن احیا و برای سلامت بنیاد خانواده قوانین محکمی بیان نمود.
در این سوره بسیاری از این احکام مانند: احکام زنان، زنان محرم و نامحرم، احکام ازدواج با زنان، احکام یتیمان، قوانین مربوط به ارث و احکام خانواده بیان شده است.
این سوره در مدینه نازل شده است. در زمانی که جامعه اسلامی و حکومت اسلامی در حال شکل گیری بود و نیاز به قوانینی برای این جامعه نمونه و نو پا داشت.
قوانینی که آداب و رسوم ظالمانه جاهلیت را از میان بردارد و عدالت الهی را در جامعه برقرار کند. این سوره در چنین شرایطی نازل شده است و در بردارنده احکام گوناگونی در این زمینه است.
از سوی دیگر، جامعه مدینه در آن روزگار با دشمنان گوناگونی همچون مشرکین، اهل کتاب و منافقین روبرو بود. بنابراین در این سوره، خداوند متعال پیوسته نسبت به این دشمنان، اعم از دشمنان خارجی و دشمنان داخلی هشدار می دهد. مسلمانان را با تحریک و تشویق به جهاد، در مقابل آنان بسیج می کند و مقام والای مجاهدان را به آنان یادآور می شود. مومنان مجاهد و در حال قیام را بر قاعدین و نشستگان که در میدان جنگ حاضر نمی شوند، برتری می دهد.
مطلب بسیار مهم دیگر در این سوره ولایت و رهبری در جامعه اسلامی است، که بدون آن چنین جامعه ای هرگز قوام پیدا نمی کند و هیچ ضمانتی برای اجرای احکام الهی و بقای این اجتماع وجود ندارد. بدون رهبری، نیروها متفرق و پراکنده و دشمنان به سادگی می توانند مسلمانان را از پای درآورند و جامعه اسلامی را نابود کنند.
در آیه 59 در مورد امر مهم ولایت و رهبری به مسلمانان می فرماید:
ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید، و پیامبر و اولیای امر را که از خود شما هستند اطاعت کنید...
آری مسلمانان باید خدا را اطاعت کنند و در راستای اطاعت خدا، پیامبر او را اطاعت کنند؛ و از آنجا که جامعه اسلامی بدون رهبری صالح و شایسته و الهی نمی تواند بقا داشته باشد، از حکمت الهی به دور است که مسلمانان را پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ، بدون ولی و سرپرست رها کند؛ چرا که در این صورت تمام زحمات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بی ثمر و بی نتیجه خواهد بود. بنابراین همان طور که در آیه آمده است باید پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اولیای امری را که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) معرفی کرده است اطاعت کرد. پیروی آنان بر همگان واجب و لازم است.
در روایتی از جابر بن عبدالله انصاری آمده است که:
وقتی خدای عزوجل این آیه را بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)نازل کرد، من به ایشان عرض کردم: یا رسول الله، خدا و رسولش را شناختیم، اولی الامر چه کسانی هستند که خدای تعالی اطاعت آنان را دوشادوش اطاعت تو قرار داده است؟
حضرت فرمود: ای جابر آنان جانشینان منند، و امامان مسلمین بعد از من هستند. اولشان علی بن ابی طالب، سپس حسن، بعد از او حسین، پس از او علی بن الحسین و سپس محمد بن علی است - که در تورات، معروف به باقر است و تو به زودی او را درک خواهی کرد؛ چون او را دیدار کردی، سلام مرا به او برسان - بعد از او جعفر بن محمد صادق، پس از او موسی بن جعفر، سپس علی بن موسی، بعد از وی محمد بن علی، سپس علی بن محمد و آنگاه حسن بن علی، و در آخر، همنام من محمد است، که هم نامش نام من است، و هم کینه اش کینه من. او حجت خدا بر روی زمین و بقیه الله و یادگار الهی در بین بندگان خداست. او پسر حسن بن علی است، و همان کسی است که خدای تعالی نام خودش را به دست او در سراسر جهان یعنی همه بلاد مشرق و مغرب می گستراند. اوست که از شیعیان و اولیایش غیبت می کند؛ غیبتی از آنان از اعتقاد به او برمی گردند و تنها کسی بر اعتقاد به امامت او استوار می ماند که خدای تعالی دلش را برای ایمان آزموده باشد.
جابر می گوید: عرض کردم یا رسول الله آیا در حال غیبتش سودی به حال شیعیانش خواهد داشت؟
فرمود: آری، به آن خدایی که مرا به نبوت مبعوث فرمود، شیعیانش به نور او روشن می شوند، و در غیبتش از ولایت او بهره می گیرند، همان طور که مردم از خورشید بهره مند می شوند، هر چند که در پس ابرها باشد! ای جابر این از اسرار نهفته خداست. از اسراری که در خزانه علم خدا پنهان است. تو نیز آن را از غیر اهلش پنهان، و جز نزد اهلش فاش مساز(24).
در بخشی از آیه 141 در رابطه با عدم تسلط کفار بر مومنان می فرماید:
(... و خداوند هرگز بر کافران، راه (تسلطی) بر مومنان قرار نداده است.)
یعنی هرگز خداوند کفار را مافوق مومنین و مسلط بر آنان قرار نمی دهد. از این دو نتیجه مهم به دست می آید:
1 - مسلمانان باید در امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و... موضعی اتخاذ کنند که کفار نتوانند هیچگونه تسلطی بر آنان پیدا کنند. باید با تدابیر مناسب از تسلط آنان بر مسلمانان و منابع و ثروت های آنان جلوگیری کرده و با توطئه ها و شیطنت ها و تهاجمات گوناگون اقتصادی و فرهنگی و نظامی آنان مقابله نمود. اسلام این کار را بر مسلمانان واجب کرده است.
با هشیاری کامل باید در مقابل دشمنان اسلام که تلاش می کنند در صف واحد مسلمانان شکاف ایجاد کنند و آنان را دچار تفرقه کنند و سپس ضربه های کاری خود را در موقعیتی مناسب وارد کنند ایستادگی کرد، و مانع آن شد که اتحاد در جامعه اسلامی از میان برود. با تفرقه و تشتت مسلمانان، راه تسلط کفار بر آنان همواره خواهد شد. شرع مقدس اسلام با دعوت به اتحاد و همدلی، زمینه نفوذ و تسلط کفار را از میان بر می دارد و به هیچ وجه اجازه تفرقه در میان نیروهای اسلام را نمی دهد.
2 - اگر مسلمانان به تکالیف خود در تمام زمینه های عبادی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، دفاعی و... عمل کنند، این سنت الهی است که هرگز کفار نمی توانند بر آنان مسلط شوند.
اگر در عصر حاضر مشاهده می کنیم که کفار بر برخی کشورهای اسلامی مسلط شده اند و مستقیم یا غیر مستقیم بر آنان حاکمیت دارند، به دلیل کوتاهی های مسلمانان در وظایف و تکالیفی است که شرع مقدس اسلام در ابعاد مختلف بر آنان واجب کرده است(25).
نیروهای تیراندازی که در جنگ احد مواضع خود را بر خلاف وظیفه ای که بر عهده آنان بود - برای به دست آوردن غنایم جنگی - ترک کردند، مثال روشنی از این نوع کوتاهی ها که پیامد آن، شکست نهایی در آن جنگ بود(26).

5 - مائده

مائده یعنی طبق یا سفره غذا و سوره مدنی است.
27) این سوره در چه زمانی نازل شده است؟ 28) داستان نزول مائده چیست؟ 29) مسیحیان چگونه مشرک شدند؟
30) آیا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها برای مسلمانان حجت است یا بر تمامی مردم دنیا؟ 31) روزی که خداوند دین خود را تمام کرد، چه روزی بود؟
32) چه کسانی در قرآن حزب الله معرفی شده اند؟
در حدیثی آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در خطبه حجه الوداع فرمودند: سوره مائده آخرین سوره ای است که بر من نازل شده است.
حلالش را حلال دارید و حرامش را حرام(27). از برخی روایات برمی آید که این سوره دو یا سه ماه قبل از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است(28).
بخشش اعظم این سوره به بیان پاره ای از احکام اسلام می پردازد.
مسائلی چون: وفای به عهد، عدالت اجتماعی، احکام حدود و قصاص، شهادت به عدل، تحریم قتل نفس، غذاهای حلال و حرام و برخی احکام وضو و تیمم.
بخش قابل توجهی از سوره نیز به بیان عقاید باطل و ناروا و شرک آلود اهل کتاب یعنی یهود و نصاری می پردازد و حجت را بر آنان تمام می کند و آنان را در مورد عقاید فاسدشان هشدار و بیم می دهد. در ضمن به رفتار ناروای آنان با پیامبرانشان یعنی حضرت موسی (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز اشاره می کند.
مطلب بسیار مهمی که در این سوره آمده است امر ولایت و امامت است. با آیاتی که در این زمینه آمده است، رهبری جامعه اسلامی پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کاملا روشن می گردد.
در آیات 112 تا 115 داستان درخواست اصحاب مسیح (علیه السلام) برای نزول مائده آسمانی ذکر می شود:
(و (یاد کن) هنگامی را که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم، آیا پروردگارت می تواند از آسمان، خوانی برای ما فرود آورد؟
(عیسی) گفت: اگر ایمان دارید، از خدا پروارید.
گفتند: می خواهیم از آن بخوریم و دلهای ما آرامش یابد و بدانیم که به ما راست گفته ای و از شاهدان بر آن باشیم.
عیسی بن مریم گفت: بارالها، پروردگارا، از آسمان خوانی بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه ای از جانب تو. و ما را روزی ده که تو بهترین روزی دهندگانی.
خدا فرمود: من آن را بر شما فرو خواهم فرستاد، و (لی) هر کس از شما پس از آن انکار ورزد (و از ایمان به خدا و پیامبرش روی بگرداند،)، وی را (چنان) عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را (آنچنان) عذاب نکرده باشم.)
در این داستان، یاران حضرت عیسی (علیه السلام) با اینکه معجزات بسیاری از آن حضرت دیده بودند، درخواست معجزه ای بی مورد کردند. حضرت مسیح (علیه السلام) خود معجزه ای بزرگ بود؛ چرا که خداوند او را بدون پدر آفریده بود و در گهواره با مردم سخن می گفت. کوران مادر زاد و بیماران را شفا می داد و به اذن خدا مردگان را زنده می کرد.. همچنین دارای معجزات دیگری بود که همه آنان از آن اطلاع داشتند.
اما باز هم تقاضای معجزه ای دیگر کردند، آن هم با عباراتی دور از ادب در برابر خدا و پیامبر خدا. آنها گفتند: آیا پروردگار تو می تواند طبق غذایی بر ما از آسمان فرود آورد؟ گویی خدا را قادر مطلق نمی دانستند و در توانایی خدا بر انجام چنین کاری شک و تردید داشتند!
به جهت ناروا بودن این درخواست و زشتی بیان آنان، حضرت فرمود: اگر ایمان دارید از خدا بترسید. اما آنان بر خواسته خویش اصرار ورزیدند و گفتند: می خواهیم از آن بخوریم و دلهایمان آرامش یابد و بدانیم به ما حضرت با عبارات خویش - که ادب عبودیت و بندگی در آن کاملا هویداست - از خدا درخواست کرد. خداوند پیامبرش را در خواهشی که کرده بود نا امید نساخت و دعای بنده صالح خود عیسی بن مریم را اجابت فرمود؛ اما شرط کرد که هر کس نسبت به این معجزه کفر ورزد، وی را به عذابی بی مانند - که هیچ کس به چنان عذابی گرفتار نشده است - دچار خواهد کرد(29).
نصاری(30) بعد از دیدن همه این معجزات باز هم به خدا شرک آوردند و پس از عیسی (علیه السلام)، او و مادرش مریم را همچون دو خدا پرستیدند.
خداوند در آیات 116 تا 118 صحنه قیامت و گواهی و شهادت عیسی بن مریم (علیه السلام) در پیشگاه خدا را بیان می دارد و می فرماید:
(و (یاد کن) هنگامی را که خدا فرمود: ای عیسی بن مریم، آیا تو به مردم گفتی: من و مادرم را همچون دو خدا به جای خداوند بپرستید؟
گفت: منزهی تو، مرا نسزد که (درباره خویشتن) چیزی را که حق من نیست بگویم. اگر آن را گفته بودم قطعا آن را می دانستی.
آنچه در نفس من است تو می دانی؛ و آنچه در ذات توست من نمی دانم، چرا که تو خود، دانای رازهای نهانی.
جز آنچه مردان بدان فرمان دادی (چیزی) به آنان نگفتم؛ (گفته ام) که: خدا، پروردگار من و پروردگار خود را عبادت کنید، و تا وقتی در میانشان بودم بر آنان گواه بودم؛
پس چون روح مرا گرفتی، تو خود بر آنان نگهبان بودی؛ و تو بر هر چیزی گواهی. اگر عذابشان کنی آنان بندگان تو هستند و اگر برایشان ببخشایی، تو خود توانا و حکیمی.)
در آیه 19 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را بشارت دهنده و بیم دهنده برای اهل کتاب معرفی می کند و بیان می دارد که با ظهور آن حضرت، حجت بر یهودیان و مسیحیان تمام است. آری، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) تنها بر مسلمانان حجت نیست بلکه پیامبر و حجت بر تمامی مردم از جمله اهل کتاب است. برگردان این آیه چنین است:
(ای اهل کتاب، پیامبر ما به سوی شما آمده که در دوران فترت(31) رسولان (حقایق را) برای شما بیان می کند تا مبادا (روز قیامت) بگویید: برای ما بشارتگر و هشدار دهنده ای نیامد.
پس قطعا برای شما بشارتگر و هشدار دهنده ای آمده است؛ و خدا بر هر چیزی تواناست.)
آیه 55 این سوره، امر ولایت و امامت را روشن می کند و می فرماید:
(ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند. همان کسانی که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.)
احادیث شیعه و سنی گویای آن است که: تنها کسی که در حال رکوع انگشتر خود را به سائل داده، حضرت علی (علیه السلام) بوده است و بس(32).
در آیه بعد آیه 56 ادامه می دهد:
(و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که ایمان آورده اند ولی خود بداند (پیروز است، چرا که) حزب الله همان پیروزمندانند.)
در این آیه همانگونه که ملاحظه می شود پیروان ولایت امیرمومنان علی (علیه السلام) حزب الله معرفی می شوند.
در بخشی از آیه سوم نیز می فرماید:
(... امروز کسانی که کافر شده اند، از (کار شکنی در) دین شما نومید گردیده اند.
پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و و نعمت خود را برای شما تمام گردانیدم، و اسلام را برای شما (به عنوان) آیینی (والا) برگزیدم...)
این آیه اشاره به واقعه غدیر خم دارد که حضرت علی (علیه السلام) از سوی خدا به امامت و جانشینی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)معرفی شد و با این ابلاغ، دین و نعمت الهی بر مسلمانان کامل گردید. در آن روز، کفار و دشمنان اسلام در میان امواج یاس فرورفتند؛ زیرا منتظر آن بودند که اوضاع با رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به حال سابق برگردد و اسلام تدریجا بر چیده شود.
اما پس از این ابلاغ، تمام آرزوهایشان بر باد رفت و از نابودی اسلام کاملا مایوس شدند.
حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) :
اگر زندگانی سعادتمندان را خواستید و مرگ شهیدان را و نجات روز حسرت را و سایه، در روز داغ (قیامت) را و هدایت، در روز گمراهی را پس قرآن بیاموزید که آن کلام خداوند رحمان است و دژی در برابر شیطان و سنگینی کفه میزان.
بحار الانوار، جلد 92 - صفحه 19