توحید در نهج البلاغه جلد اول

نویسنده : علامه حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری (رحمه الله تعالی علیه) مترجم : سید محمد موسوی جزایری‏

پیش گفتار

حمد و سپاس بی پایان خداوندی را سزد که لباس هستی بر اندام ما بپوشانید، و به انواع نعمت ها متنعم گردانید، و اشرف پیامبران را برای هدایت ما برگزید، و برترین اوصیاء را برای رهبری امت اسلامی تعیین نمود، و با کردار شایسته و گفتار حکیمانه و بلیغ ایشان راه حق را آشکار ساخت، و صبغة الله را زیباترین صبغه قرار داد تا هلاکت و حیات انسان ها با بینه باشد: لیهلک من هلک عن بینة و یحیی من حی عن بینة(1).
و درود و صلوات بی انتهای خدا بر آخرین رسولان، و صفوت آدمیان، و رحمت عالمیان حضرت محمد بن عبد الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و بر اهل بیت طیبین و طاهرین آن بزرگوار (علیه السلام)، خاصه پسر عم و وصی او امیر المومنین و یعسوب الدین علی بن ابی طالب (علیه السلام) که حق و رستگاری بر محور وجود پاکش دائم در گردش است.
باری، گفته ها و نوشته ها درباره کتاب ماندگار نهج البلاغه مولا امیر المومنین (علیه السلام) به اندازه ای فراوان و گسترده است که از حد شمارش و امکان احاطه بر آن ها بیرون است. در طول قرون متمادی، انسان های زیادی فراخور ادراک و استعدادشان در این باره سخن گفته و قلم زده و مطالب ارزشمند و آموزنده ای آورده اند که هر کدام به نوبه خود مفید و منشأ استفاده اند. اما به نظر می رسد که گویی آن همه توصیف و تعریف به سان ستودن مهر درخشان و ماه تابان است که هر چه بیان شود در حریم حسن یار خوار، و در کنار غمزه دلدار بی مقدار می نماید، چرا که واقعیت موصوف فراتر از اوصاف، و محدوده اوصاف فروتر از موصوف است، و جمال بی مثال ماه کنعان بی نیاز از وصف و اصفان.
ولی با آن همه، ناگفته ها و نا نوشته ها در این زمینه بیش از گفته ها و نوشته هاست، بسا اسرار حکمت و رازهای نهفته که با پیشرفت علوم و فنون آشکار گشته و از درون و اثنای این گنجینه بی مانند استفاده و استنباط گردد، زیرا محتویات این کتاب از سرچشمه زلال وحی و ارتباط با مبدأ هستی صادر شده و امیر المومنین (علیه السلام) اولین و برترین مصداق عترت طاهرین است که با قرآن قرین و پیوندشان تا قیام قیامت ناگسستنی است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید:
انا مدینة العلم و علی بابها، فمن اراد المدینة و الحکمة فلیأتها من بابها(2)؛
منم شهر علم و علی درب آن، پس هر که اراده شهر علم و حکمت کند، باید از در آن بیاید.
و خودش هم بارها می فرمود:
ایها الناس، سلونی قبل ان تفقدونی، فلانا بطرق السماء اعلم منی بطرق الأرض(3)؛
ای مردم بپرسید از من پیش از آن که مرا نیابید، که من به راه های آسمان داناتر از راه های زمین هستم.
و نهج البلاغه که مشتمل بر بسیاری از بیانات آن حضرت (علیه السلام) است، دریای بیکرانی از معارف الهی است نهایت و پایانی ندارد.
این کتاب مجموعه اسرارآمیزی است که چه بسیار انسان های متفکر و بزرگ را در برابر عظمتش به خضوع و اقرار به عجز و ناتوانی واداشته است. ابن ابی الحدید معتزلی، دانشمند آشنای با نهج البلاغه در شرح مبسوطی که بر این کتاب نگاشته، بارها به هنگام تفسیر بعضی از فرازهای معجز گونه آن دچار اضطراب شده و اظهار شگفتی و درماندگی می نماید.
او در مقدمه کتابش هم درباره امیر المومنین (علیه السلام) مکرر چنین تعبیر می آورد: ما أقول فی رجل...؛ چه گویم درباره انسانی که چنین و چنان بود.
و ستایش گر امروز نهج البلاغه نیز همان می گوید که ابن ابی الحدید و امثال او در طول قرن ها گفته اند و ستایش گر فردایش هم بدین گونه خواهد بود؛ چرا که کلام و پیام نهج البلاغه عین صواب، محض حکمت و حجت قطعی بر مردم است و بر همه لازم می کند که با دقت در آن بنگرد و آموزه هایش را حد امکان فرا گرفته، سرلوحه برنامه زندگی خود قرار دهند، که سلامت و عزت فرد و جامعه، و سعادت دنیا و آخرت انسان ها در گرو عمل به راهنمایی ها و دستورهای نشئت گرفته از منابع وحی و معادن حکمت است و جهان تشنه ارشادها و رهبری های رهبران الهی است و نهج البلاغه پس از قرآن کریم، بارزترین و شیواترین آن منابع و گل سر سبد آن هاست.
این کتاب بزرگ به خاطر اهمیت و جایگاه منیعش، از ابتدای تألیف تا کنون همواره مورد توجه و عنایت خاص متفکران و صاحب نظران اسلامی و حتی غیر اسلامی بوده و هر کدام موافق فکر و تواناییشان در این میدان گسترده قدم نهاده اند؛ گروهی با نوشتن شرح و عده ای هم کارها و پژوهش های دیگر.
از جمله کسانی که در این عرصه وارد شده، علامه بزرگوار و محقق عالی مقدار آیة الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری (قدس سره) که شرحی جامع به زبان عربی و به صورت موضوعی به نام بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه بر آن نگاشته که در شصت فصل تهیه و تنظیم شده و در چهارده مجلد به چاپ رسیده و در اختیار اهل فضل و مشتاقان معارف ناب نهج البلاغه قرار گرفته است.

کتاب حاضر

اینک خدا را شاکر و سپاس گذارم که مجلد اول ترجمه فارسی این شرح شامل مقدمه و فصل اول راجع به توحید، چاپ و در اختیار علاقه مندان قرار می گیرد. امید است این خدمت ناچیز مقبول درگاه خدای سبحان و مولی الموالی امیر مؤمنان (علیه السلام) واقع شده و همه ما مشمول الطاف و عنایات پروردگار متعادل و برگزیدگان پاک و مطهر او در هر دو سرا باشیم.
در این اثر سعی شده که مطالب کتاب به فارسی ساده و روان با حفظ امانت ترجمه شده، جز در مواردی که ناچار به استفاده از اصطلاحات خاص خود بوده است، و در همین راستا و به منظور تکمیل فایده، عناوین مطالب از مترجم افزوده گردید.
روش مؤلف بزرگوار در این شرح بدین گونه است که ابتدا متن مورد نظر را از نهج البلاغه نقل و آن گاه سند آن را در حد امکان بررسی می نماید. سپس به شرح تفصیلی واژه ها و جملات متن پرداخته، نخست در صورت اختلاف نسخه های نهج البلاغه، نسخه صحیح و یا تعبیر صحیح را مشخص می کند و نیز به اختلاف و کم و زیادهای مآخذ اشاره می نماید. پس از آن، واژه ها و فرازها را از جهت ادبی مورد بحث و کنکاش قرار می دهد و احیانا به نقل گفته های دیگر شارحان و نقد آن ها می پردازد. آن گاه به مقتضای حال و مقام، از آیات قرآن و احادیث اهل بیت (علیه السلام) و فرازهای تاریخی و نکات آموزنده و مطالب متنوع مناسب استفاده نموده، محتوای کلام امام (علیه السلام) را به نحو شایسته روشن و فایده را تمام و خواننده را از سر چشمه زلال معارف شیرین و مواعظ دل نشین و خطابه های آتشین نهج البلاغه سیراب و از حکمت های گفتار گهر بار آن بزرگوار، کامیاب می گرداند.
وجود چنین مزایا و ویژگی هایی در این شرح، خصوصا موضوعی بودن آن، موجب گشته که آن را در زمره بهترین شرح های نهج البلاغه، که به زبان عربی نگاشته شده، در آورده و از جهاتی کم نظیر و یا بی نظیر گرداند.

قصیده استاد شهیدی در تمجید از بهج الصباغه

مرحوم استاد دکتر سید جعفر شهیدی (قدس سره) درباره این شرح می گوید:
وقتی که مجلد چهاردهم بهج الصباغه به دستم رسید، آن چنان زیر سیطره شخصیت علمی و فعال او (مؤلف کتاب) واقع شدم، که سطری چند به عربی به قلم آوردم - چون تألیفات ایشان به عربی است - و با این که نه شاعرم و نه ادعای شاعری کرده و می کنم، چند بیتی بر ساختم و برای ایشان نوشتم و چون داوران وزارت ارشاد اسلامی یکی از کتاب های ایشان را مستحق جایزه دانستند، آن شعرها را برای مجله نشر دانش فرستادم و در شماره دوم سال چهارم آن چاپ شد:

مع الفخر عش و انشر لوی المجد رافعا - فمثلک أحری أن یعیش ممجدا
شرحت لنا نهج البلاغة وافیا - و أوضحت ما کنا نراه معقدا
و أبدیت فی بهج الصباغة معجزا - فصیرت صعب الأمر فیها ممهدا
بنیت بها صرحا مع الفخر عالیا - سیبقی علی کر الزمان مشیدا
فراعیک عین الله عن کل آفة - و حظلک منه العیش رغدا مؤیدا

با افتخار زندگی کن و پرچم مجد و شرافت را بالا ببر، که همچون تویی سزاوار است این که با مجد و عظمت زندگی کند... . نهج البلاغه را برای ما شرحی جامع نمودی، و آن چه را که در نظر ما پیچیده و مشکل بود، روشن و آشکار ساختی. در کتاب بهج الصباغه کاری معجز آسا به نمایش گذاشتی، و دشواری پژوهش در آن را آسان کردی. با نگاشتن این شرح کاخی بلند از افتخار بنا نهادی که با گذشت زمان هم چنان استوار باقی خواهد ماند. خدا تو را هر گزندی نگهدار باد، و از لطف خویش زندگانی خوش و آسوده نصیب تو گرداند.(4)