فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

3.آثار اجتماعی بدحجابی :

پرسش: آثار اجتماعی بدحجابی چیست؟
پاسخ :
الف.زمینه ساز برای نگاه آلوده و سلب آرامش روحی :
حضور زنان به صورت بدحجاب با چهره آرایش کرده و لباسهای کوتاه و نازک و رنگارنگ در جامعه، آتش هوس را درون مردان مخصوصا جوانانی که ازدواج نکرده اند، شعله ور می گرداند.شعله ور شدن آتش هوا و هوس، مردان و جوانانی را که از ایمان قوی و اراده مستحکم برخوردار نیستند به چشم چرانی و نگاه آلوده به گناه وادار می کند.چشم چرانی بیماری روحی خطرناک و خانمان براندازی است که مقدمه ورود در بسیاری از گناهان دیگر است.زیرا در اثر چشم چرانی است که برخی مردان و جوانان لاابالی و هرزه با انواع حیله و فریبها، دوشیزگان کم تجربه و ساده لوح را فریب می دهند و سرمایه عفت و آبروی شان را بر باد می دهند و آنها را به وادی فساد و بدبختی رهسپار می کنند.و مقصر نخستین در پیدایش چنین سرنوشتی خود خانم های بدحجاب هستند، چون آنها با تحریک غریزه جنسی مردان، آنان را در آتش هوس و شهوت فرو می برند و سلب آسایش روحی و روانی از آنان باعث شکل گیری حسرت های جنسی طولانی می گردد و انباشته شدن حسرت های جنسی طولانی باعث شکل گیری چشم چرانی و چشم چرانی نیز باعث پیدایش ارتباطهای نامشروع بعدی می گردد.و به نظر می رسد به همین دلیل در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) چشم چرانی تیری زهرآلود از تیرهای شیطان معرفی شده است :
النظر سهم سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویله(325)؛ نگاه شهوت آلود به نامحرم تیری از تیرهای زهرآلود شیطان است، چه بسا نگاهی که حسرت طولانی را در پی دارد.
اثر تیرهای معمولی پس از مدتی التیام می یابد و درد آن به پایان می رسد و گاه حتی جای زخم ناپدید می شود، اما تیر زهرآگین را چون از بدن بیرون کشند نه جای زخم آن به زودی التیام می یابد و نه اثر زهر به راحتی برطرف می شود و زهر نگاه آلود همان اوهام و فشارهای روانی است که در کوتاه ترین زمان سراسر جسم و روح آدمی را دست خوش طلاطم می کند.
خاطره صحنه مشاهده شده در مغز تداعی و در اعضا ظاهر می شود فرد که می داند دستیابی به آنچه که دیده و نیل به ارضای شهوت برایش به آسانی میسر نیست در اندیشه فرو می رود و اندوه خود را به درون می فرستد و این همان زهر تیری است که از نگاه به قلب و از آنجا به به همه اعضا سرایت می کند.
روابط نامشروع، دیگر آزادی، همجنس گرایی، خودارضایی، تماشای فیلم های ویرانگر اخلاق، همه نمودها و آثار همان نگاه آلوده و حسرت طولانی بر جای مانده از آن است(326).بنابراین، می توان گفت چشم چرانی که خود مقدمه ورود به گناهان جنسی یاد شده است، بدحجابی زنان زمینه ساز پیدایش آن است و این واقعیت با دقت در شأن نزول دو آیه قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم...و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمر هن علی جیوبهن...(327) فهمیده می شود.در مورد شأن نزول این دو آیه از اما محمد باقر (علیه السلام) نقل شده است:
جوانی از انصار در مدینه با خانمی بدحجاب مواجه شد.زنان در آن زمان روسری های خود را پشت گوش می انداختند و حجاب خود را رعایت نمی کردند.جوان نگاه خود را به آن خانم دوخت در حالی که آن زن همچنان به سوی او می آمد هنگامی که زن از مقابل وی رد شد جوان داخل کوچه شد در حالی که همچنان به آن زن نگاه می کرد ناگهان استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود صورت او را برید هنگامی که زن از جلوی چشمش ناپدید شد به خود آمد و خون بر لباس و سینه اش جریان دارد.پیش خود گفت به خدا سوگند نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می روم و او را از این واقعه با خبر می کنم.هنگامی که نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و حضرت او را به آن حالت دید.فرمود: این چه حالتی است؟ جوان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را از قضیه با خبر کرد، آنگاه جبریل (علیه السلام) آیه غص بصر را بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل فرمود(328).
توضیح مختصر روانشناختی حادثه ذکر شده -که منشا پیدایش آن بدحجابی یک زن و نگاه آلود جوان به وی بوده است - این است که نگاه زمانی منشا لذت است که با تمرکز همراه باشد و ذهن را به خدمت بگیرد.
فلسفه چشم چرانی جز این نیست که فرد با تمرکز در هنگام نگاه تخیلاتش را به خدمت می گیرد و در دنیای خیالات به هوسرانی می پردازد.بنابراین، آنچه نگاه را لذت آفرین می کند تخیلاتی است که فرد به وسیله نگاه در درون خود می پروراند، فرد با مشاهده چهره زیبا برای آن که نگاه خود را لذت انگیز کند اوهام لذت آوری در ذهن خود می آفریند و آنها را تقویت می نماید.برای این کار نخست نگاه خویش را تمرکز و استمرار می بخشد تا بتواند به مرحله بعد برسد که حالت تجسم است پس از نگاه متمرکز به چهره زیبا قوه لذت جویی برسد که حالت تجسم است پس از نگاه متمرکز به چهره زیبا قوه لذت جویی آدمی در وجود او بیدار می شود و تصاویر ذهنی آن را بیشتر می کند و نوعی حسرت و عطش ویژه را در جان فرد به حرکت در می آورد.آدمی در این مرحله از درون برای ارضای غریزه تحریک شده به صحنه سازی ذهنی رو می کند و خیلی زود ویژگی های ظاهری فرد مورد نظر را در مغز می پروراند.
تصویر کامل از خصوصیت پیدا و ناپیدای زن به مغز مخابره می شود و مغز همانند یک دستگاه رایانه آن را به هم می پیوندد و تصویر مورد تقاضای فرمان دهنده را برای وی در حافظه و بر رایانه مغزش مجسم می سازد.در این حال فرد بیننده با آنچه می بیند تماس بدنی ندارد، ولی ذهن می تواند در دنیای خیالات با آن چه چشم دیده هر طور که بخواهد رابطه برقرار کند در چنین حالتی ذهن انسان دچار اشتغال ناخواسته می گردد و حواس دچار اختلال می شود.در نگاههای عادی شخص به سرعت می تواند چشم و ذهن را از توجه به یک نقطه به مستی دیگر متمایل سازد، ولی پس از نگاه متمرکز و ایجاد حالت تجسم چون شبکه های مغز به فعالیت ویژه وا داشته شده است انتقال ذهن از حالتی به حالت دیگر به کندی صورت می گیرد برای همین است هرگاه فردی غرق تفکر و خیال یا اندوه باشد، نمی توان ذهن او را به سرعت از آن حالت دور ساخت و به فعالیت تازه واداشت.پس از نگاه متمرکز به زن و اوج گرفتن اوهام غریزی و ایجاد حالت تجسم در ذهن، بیننده احساس می کند بی اختیار به طرف شخص مورد نظر در حال حرکت است و نزدیک شدن است.این احساس در حقیقت نشان تمایل سرکشی است که در اثر نگاه مسموم در فرد پدید آمده است(329).
تحقیقات فیزیکدانان نیز پس از کشف پدیده امواج الکترومانتیک(330) ثابت کرده است از چشم بعضی از موجودات، امواجی فرستاده می شود که سرعت آن بیش از سرعت نور (سی هزار کیلومتر در ثانیه)است این امواج که مانند امواج رادیویی است بر چشم و بقیه اعضا تأثیر می نهد آزمایشها و مشاهدات تجربی نشان داده است که از چشم مار امواجی فرستاده می شود که گنجشک را از حرکت باز می دارد تا آن که مار یکی از آنها را شکار کند چنان که برخی مرتاضان می توانند با امواج چشم جلو حرکت لوکوموتیو را بگیرند(331) مراتب ضعیف و قوی این امواج در نگاه هر انسانی وجود دارد و اگر نگاه با خشم و خیانت و هوس و شهوت درآمیزد مؤثرتر می گردد و باعث اختلال های روان تنی می گردد چون چهره و اندام زنان بدحجاب روح زیبا پسندی و تنوع طلبی افراد را وسوسه کند اگر پس از تحریک زمینه کامیابی و ارضای غرایز فراهم نباشد روان شخص در فشار قرار می گیرد و رفته رفته ظرفیت عصبی او به انتها می رسد.در این هنگام به سرعت هورمون های آزار دهنده سمی در خون ترشح می شود.در زمانی کمتر از 1/0 ثانیه مغز که با شبکه های ارتباطی به سراسر بدن وصل است به کمک غده هیپوفیز و فرمانهای مرکز هیپوتالامس این سم را به همه اعضا روانه می کند(332).بدن برای بیرون راندن این سم به تکاپو می افتد و جنگ داخلی اعصاب آغاز می شود شخص در خود احساس اضطراب و خستگی می نماید تصور می کند چیزی ناشناخته بر روان وی فشار می آورد.علایم این حالت سردرد ضعیف، ازدیاد تنفس و احساس خفقان در اطراف قلب و ناآرامی است.با استمرار این حالت بیماریهای جسمی مانند زخم معده و اثنی عشر فرد را آزار می دهد و به گفته روان کاوان او به بیماری های روان تنی؛ یعنی بیماری هایی که نه کاملا جسمی و نه کاملا روانی است دچار می گردد(333).با توجه به آثار منفی نگاه آلود و چشم چرانی که در بالا به برخی از آنها اشاره شد ارزش و اهمیت غص بصر و فرو نهادن چشم در مواجهه با زنان نامحرم آشکار می گردد.در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
ما اغتنم احد بمثل ما اغتنم بغض البصر(334)؛ هیچ کس غنیمتی به چنگ نیاورده است که پرفایده تر باشد از غنیمتی که آدمی از راه فرو نهادن چشم به دست آورده است.
ب.تنزل بهره وری در فعالیت های اجتماعی و زمینه سازی رخدادهای مخاطرهآمیز:
بدحجابی زن در اجتماع از یک سو، نیروی کارآیی مردان را دچار توقف و رکود می سازد و واز سوی دیگر، مانع جدی پرداختن زن به کار و فعالیت های اجتماعی می شود، زنی که در محل کار فکر و ذهنش مشغول به خودآرایی و خودنمایی است تمرکز فکری لازم برای پرداختن جدی به کار نمی یابد و حال آنکه شرط انجام صحیح کار و تلاش جدی و پربار حضور قلب و تمرکز حواس است.زنان بدحجاب، مردانی را که باید با آرامش خاطر سرگرم کار و فعالیت باشند به چشم چرانی وادار می کنند و هوش و هواس آنان را از کار معطوف به امور جنسی می کنند و این عطف توجه مردان به امور جنسی علاوه بر این که باعث ضایع شدن نیروی فعال جامعه می گردد چه بسا باعث حادثه آفرینی و افزایش جرم و جنایت در اجتماع گردد به گونه ای که می توان گفت سرچشمه بسیاری از حوادث مرگبار، درگیری و نزاع های فردی و خانوادگی، قتل ها و جنایات خودنمایی و بدحجابی برخی از زنان است.
ج. گسترش تهمت و سوءظن در جامعه :
یکی از آثار بدحجابی سوءظن افراد و تهمت زدن به دختران و زنان بدحجاب است.افراد بدحجاب در عمل با فرهنگ جامعه اسلامی مخالفت می کنند و با حجاب و پوشش نامناسب وارد جامعه می شوند در حالی که عقل و منطق حکم می کند افراد یک جامعه اسلامی به ارزشهای برخاسته از فرهنگ آن جامعه مثل حجاب، احترام بگذارند و آن را رعایت کنند.در چنین حالتی طبیعی است که افراد بدحجاب مورد سوءظن واقع شوند.و افراد جامعه بگویند چنین شخصی که به راحتی ارزشهای جامعه اسلامی مثل حجاب را زیر پا می گذارد و گناه می کند و از غضب الهی نمی ترسد، چه بسا گناهان دیگری نیز انجام می دهد.
از امام علی (علیه السلام) در روایتی نقل شده است :
من وضع نفسه مواضع التهمة فلایلومن من اساء به الظن(335)؛ کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار داده است پس نباید کسی که سوءظن به او پیدا کرده است را سرزنش کند، بلکه باید خود را مورد سرزنش و نکوهش قرار دهد.
بنابراین، کسی با اهمیت ندادن به حجاب و پوشش خود به طور طبیعی زمینه بروز حرف و حدیث های دیگران را فراهم می کند، نمی تواند مانع پیدایش سوءظن نسبت به خود گردد.

مبحث دوم : آثار اخروی بدحجابی :

پرسش : در متون اسلامی چه آثار اخروی برای بدحجابی ذکر شده است؟
پاسخ :
در بینش اسلامی اعمال انسان علاوه بر آثار دنیوی دارای آثار اخروی نیز می باشد.اعمالی مانند آشکار کردن مو، آرایش ها و زینت ها در نزد نامحرم و جلوه گری با لباس نازک، تنگ و رنگارنگی از جمله مصادیق مختلف بدحجابی هستند که در برخی احادیث مورد آن وعده عذاب های مختلف داده شده است.که می توان آن عذاب ها را آثار اخروی بدحجابی نامید.برخی از این آثار عبارتند از :

1. آتش دوزخ :

پیامبر اکرم 56(صلی الله علیه و آله و سلم) در حدیثی که از ایشان نقل شده است زنانی که زینت خود را برای نامحرمان آشکار سازند سزوار آتش دوزخ دانسته اند.
نهی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) ان تتزین المراة لغیر زوجها فان فعلت کان حقا علی الله ان یحرقها(336)؛ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) نهی کرد از اینکه زن خود را برای غیر شوهرش آرایش نماید اگر چنین کند بر خداوند سزاوار است که او را در آتش بسوزاند.