فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

1. آثار فردی بدحجابی چیست؟

پاسخ :
الف.اختلالات روانی :
یکی از آثار و پیامدهای سوء و منفی بدحجابی و ابتذال در پوشش ایجاد اختلالات روانی است.برخی از زنان با سوء استفاده از غریزه خودنمایی برای جلب رضایت دیگران در محیطهای اجتماعی به خودآرایی و جلوه گری اقدام می کنند و در نتیجه فکر و اندیشه خود را خواسته یا ناخواسته در بعد تمایلات و تخیلات پوچ محدود می کنند.بدحجابی و پوشش ناقص زن در جامعه فشارهای روحی جبران ناپذیری بر روان و اعصاب و شخصیت او وارد می سازد و از آنجایی که در این حالت خود را با هجوم نظرهای مختلف مواجه می بیند و از پاسخگویی به همه آنها عاجز است در این صورت یا به سوی بی تفاوتی و بی قیدی کشانده می شود و یا به تخیلات و اعمال نامناسب دست می زند که در هر دو صورت خود و اطرافیانش را از نظر روانی، عقلانی و فرهنگی در معرض سقوط قرار می دهد.
استاد مطهری در این زمینه می نویسد :
روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است.اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد همانطور که بشر اعم از مرد و زن در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تمسک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است.هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام نشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت، و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماری روانی می گردد چرا که در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی است و تحریکات فراوانی سکسی است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجلس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود(319).
ب. افت تحصیلی و آموزشی در مراکز علمی :
یکی دیگر از آثار و پیامدهای سوء بدحجابی، افت تحصیلی و آموزشی در میان دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر است.بدحجابی مشغولیت فکری دختران محصل را بیشتر می کند، چون آنان را به سوی شناخت مدلهای گوناگون، آرایش موی سر و تقلید از مدهای متنوع سوق می دهد و در نتیجه آن وقت زیادی را صرف آرایشها و آراستگی های سر و صورت و لباس می کند.همچنان که مقدار زیادی از وقت آنان نیز به سخن گفتن درباره اینگونه امور و طریقه دسترسی به لوازم آرایش می گذرد و به جای پرداختن به مباحث علمی و درسی خود به بحث درباره نوع آرایش مو، مدل لباس و... می پردازند.
یکی از دانشجویان محجبه درباره تأثیر فرهنگ مدگرایی در زندگی، خاطره ذیل را که مربوط به زمان قبل از با حجاب شدن خودش است، اینگونه نقل کرده است :
یادم می آید آن وقت ها که حجاب نداشتم اگر دو روز پشت سر هم قرار بود به خانه کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم حاضر نمی شدم فردا بپوشم! احساس می کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده لباس دیگران را عاریه بگیرم و بپوشم.این کار واقعا رفاه حال و راحتی را از خانم ها سلب کرده بود(320).
از سوی دیگر پسران دانشجو که دوران بحران جنسی را سپری می کنند ممکن است به اشتیاق دیدن چهره چنان دختری درس و مطالعه را رها کرده پس از دیدار، ساعتها در اندیشه فرو روند و چه زیان بار و خطرناک خواهد بود آنگاه که این دیدارها، مکاتبه ها و دوستی ها کارهای خطرناک خواهد بود آنگاه که این دیدارها، مکاتبه ها و دوستی ها کارهای خطرناک و گناه آلود بعدی را به دنبال بیاورد.
ج.خشونت و آزار جنسی :
یکی از آثار سوء استفاده بدحجابی، آزار و اذیت زنان بدحجاب توسط مردان و جوانان ولگرد و لاابالی است.گویا این قبیل مردان پوشش ناقص و بد برخی دختران و زنان را به منزله چراغ سبزی می دانند که نشان دهنده تمایل زنان بدحجاب به کارهای خلاف و گناه آلود است و همین نکته ذهنی و روانی از نظر آنان مجوز آزار و اذیت زنان بدحجاب می باشد.
البته بسیاری از دختران و زنان بدحجاب از اذیت و آزار مردان لاابالی که مزاحم آنان می شوند متنفر هستند و اینگونه جوانان و مردان هرزه را مانع آزادی و فعالیتهای اجتماعی خویش می دانند، اما این گونه دختران باید توجه داشته باشند که در حقیقت با بدحجابی خود زمینه انجام چنین اذیت را و آزارهایی را فراهم نموده اند، زیرا هر چه حجاب و پوشش بانوان بهتر و بیشتر باشد، معمولا و غالبا مردان و جوانان لاابالی کمتر جرأت اذیت و آزار آنان را به خود می دهند.
قرآن مجید در آیه جلباب - که بحث مفصل درباره آن در فصل دوم گذشت - به شکلهای بسیار زیبایی به این به این واقعیت تصریح کرده است که هر چه حجاب و پوشش بانوان بیشتر و بهتر باشد و بانوان از حجاب حداکثری مثل چادر مشکی استفاده کنند این امر باعث می گردد که به تقوا و عفت شناخته شوند و در نتیجه مورد اذیت و آزار قرار نگیرند.
یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفرا رحیم(321).
امروز در غرب آزارهای جنسی و مسئله خشونت علیه زنان بیداد می کند.در سال های اخیر بحث ناامنی اجتماعی زنان در کشور خودمان نیز مسئله روز مطبوعات است.بدون تردید بدحجابی و افزایش نمودهای جنسی زنان در سطح جامعه در افزایش خشونت مردان و آزارهای جنسی آنان تأثیر مهمی دارد.چون مرد هرزه ای که در محل کار یا خیابان، زنی را با جذابیتهای جنسی می بیند و در پی آن، تحریک جنسی پیدا می کند و سپس مشکل های رفتاری رخ می دهد(322).
د.زمینه ساز رذایل اخلاقی و سقوط ارزش زن :
بدحجابی منشا برخی از رذایل اخلاقی و در نتیجه باعث سقوط زن از مقام و منزلت الهی و انسانی خویش می گردد، زیرا ابتذال در پوشش و بدحجابی، ابتذال در اخلاق را به دنبال دارد.
چه بسا افرادی که به خاطر ابتذال در حجاب و پوشش دچار بیماریهای روحی و روانی مثل، کبر و غرور و عجب و ریا و... می گردند و چه بسیار کسانی هستند که به خاطر مدپرستی که منشا هواپرستی دارد در دام انواع مفاسد گرفتار می شوند.بنابراین بدحجابی مقدمه بی بندوباری و زمینه لذتهای شهوانی نامشروع است اگر دختری حجاب ناقص و غیر اسلامی داشته باشد توجه مردان به او جنبه شهوانی پیدا می کند و در نتیجه ارزشهای حقیقی او فرامش می گردد به همین دلیل تا زمانی که جاذبه به ظاهری دارد مورد توجه است و هنگامی که این جاذبه از بین برود، احساس غربت، پوچی و پشیمانی می کند.بدحجابی ارزشهای راستین دختران را تحت تاثیر ظاهرهای جنسی شان قرار می دهد و آنان را فدای هرزگی ها و هوسرانی های شیادان می سازد.بدحجابی ارزش زن را از بین می برد و او را تا حد یک کالا پست و ذلیل می کند زنی که تن و اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد و آنچه را که جنسیت او مربوط می شود را به کوچه و بازار می برد در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگیخویش جای خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش.در واقع او به این ترتیب اعلام می کند که برای او اصل است زن بودن اوست نه انسان بودن و نه اندیشه و لیاقت و کارآیی او.چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود تاست او به مغازه داری شبیه است که دائما در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است و این اندیشه تزیین خود، به او مجال آرزوهای بزرگتر را نمی دهد(323).
افزون بر این زنان بدحجاب و فاقد شخصیت انسانی که به نمودهای ظاهری و تجمل و خودآرایی می پردازند و به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات جالب تر و کفش و لباس شیک تر می روند معمولا از آن قشر زنانی هستند که از سرمایه های معنوی و فضایل اخلاقی تهی و محروم هستند و واضح است که تهی بودن از فضایل اخلاقی زمینه ساز پیدایش رذایل اخلاقی است و پیدایش رذایل اخلاقی منشا سقوط ارزش های الهی در انسان می شود.

2.آثار خانوادگی بدحجابی چیست؟

پاسخ :
الف.بی علاقگی به ازدواج:
در جامعه که بی بندوباری در پوشش و مسائل جنسی رواج دارد، بسیاری از لذت های جنسی که عامل گرایش به ازدواج است به راحتی در دسترس افراد قرار می گیرد.و روشن است که این امر میزان علاقه و گرایش افراد مخصوصا جوانان به ازدواج را کاهش و بلکه از بین می برد.چون بی حجابی و بدحجابی برخی از لذتهای جسمی، سمعی، بصری و احیانا لمسی را که باید در آنها خانه زناشویی به دست می آید، آسان و رایگان و همه جایی می سازد و در نتیجه اهمیت ازدواج و شوق زناشویی کاهش می یابد.استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه فرموده اند :
ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می دانستند، ولی امروز کامجویی های جنسی در غیر کادر ازدواج در حد اعلا فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق ها وجود ندارد(324).
ب.افزایش مقدار طلاق:
بدون تردید غریزه جنسی یکی از علل مهم انجام ازدواج و تشکیل خانواده است، اما پس از ازدواج هر چه زمان می گذرد نقش غریزه جنسی در حفظ و بقای خانواده کمتر می شود و به جای آن نقش تفاهم و وفاداری در بقای خانواده بیشتر می شود.یکی از آثار سوء بدحجابی این است که آفت بقای زندگی خانوادگی است.چون بی بندوباری در حجاب و پوشش موجب تحریک غریزه جنسی و تحریک غریزه جنسی چه بسا باعث روابط جنسی نامشروع گردد و طبیعی است که چنین روابطی بنیاد خانواده را سست و بقا و حفظ آن را با مشکل دچار می کند.و حال آنکه نه تنها اسلام، بلکه آیین های اجتماعی دیگر نیز تأکید دارند که خانواده باید محفوظ بماند.
زن و مرد باید دل بسته و وفاداری به یکدیگر باشد تا آشیانه دل پذیری برای فرزندان خود بنا کنند و با تربیت صحیح آنها در شکل گیری نسل جدید جامعه نقش موثری ایفا نمایند.زنان بدحجاب وقتی تمام همت خود را صرف خودنمایی در خارج از منزل می کنند این از یک سوی، باعث می گردد تا ذوق و شوقی برای آراستگی در برابر همسر را نداشته باشد و از سوی دیگر، بدحجابی زنان زمینه را برای دلبستگی مرد به همسرش نامساعد می کند.و همه می دانند که نامساعد شدن علاقه همسران به یکدیگر یکی از عوامل مهم وقوع طلاق است.

3.آثار اجتماعی بدحجابی :

پرسش: آثار اجتماعی بدحجابی چیست؟
پاسخ :
الف.زمینه ساز برای نگاه آلوده و سلب آرامش روحی :
حضور زنان به صورت بدحجاب با چهره آرایش کرده و لباسهای کوتاه و نازک و رنگارنگ در جامعه، آتش هوس را درون مردان مخصوصا جوانانی که ازدواج نکرده اند، شعله ور می گرداند.شعله ور شدن آتش هوا و هوس، مردان و جوانانی را که از ایمان قوی و اراده مستحکم برخوردار نیستند به چشم چرانی و نگاه آلوده به گناه وادار می کند.چشم چرانی بیماری روحی خطرناک و خانمان براندازی است که مقدمه ورود در بسیاری از گناهان دیگر است.زیرا در اثر چشم چرانی است که برخی مردان و جوانان لاابالی و هرزه با انواع حیله و فریبها، دوشیزگان کم تجربه و ساده لوح را فریب می دهند و سرمایه عفت و آبروی شان را بر باد می دهند و آنها را به وادی فساد و بدبختی رهسپار می کنند.و مقصر نخستین در پیدایش چنین سرنوشتی خود خانم های بدحجاب هستند، چون آنها با تحریک غریزه جنسی مردان، آنان را در آتش هوس و شهوت فرو می برند و سلب آسایش روحی و روانی از آنان باعث شکل گیری حسرت های جنسی طولانی می گردد و انباشته شدن حسرت های جنسی طولانی باعث شکل گیری چشم چرانی و چشم چرانی نیز باعث پیدایش ارتباطهای نامشروع بعدی می گردد.و به نظر می رسد به همین دلیل در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) چشم چرانی تیری زهرآلود از تیرهای شیطان معرفی شده است :
النظر سهم سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویله(325)؛ نگاه شهوت آلود به نامحرم تیری از تیرهای زهرآلود شیطان است، چه بسا نگاهی که حسرت طولانی را در پی دارد.
اثر تیرهای معمولی پس از مدتی التیام می یابد و درد آن به پایان می رسد و گاه حتی جای زخم ناپدید می شود، اما تیر زهرآگین را چون از بدن بیرون کشند نه جای زخم آن به زودی التیام می یابد و نه اثر زهر به راحتی برطرف می شود و زهر نگاه آلود همان اوهام و فشارهای روانی است که در کوتاه ترین زمان سراسر جسم و روح آدمی را دست خوش طلاطم می کند.
خاطره صحنه مشاهده شده در مغز تداعی و در اعضا ظاهر می شود فرد که می داند دستیابی به آنچه که دیده و نیل به ارضای شهوت برایش به آسانی میسر نیست در اندیشه فرو می رود و اندوه خود را به درون می فرستد و این همان زهر تیری است که از نگاه به قلب و از آنجا به به همه اعضا سرایت می کند.
روابط نامشروع، دیگر آزادی، همجنس گرایی، خودارضایی، تماشای فیلم های ویرانگر اخلاق، همه نمودها و آثار همان نگاه آلوده و حسرت طولانی بر جای مانده از آن است(326).بنابراین، می توان گفت چشم چرانی که خود مقدمه ورود به گناهان جنسی یاد شده است، بدحجابی زنان زمینه ساز پیدایش آن است و این واقعیت با دقت در شأن نزول دو آیه قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم...و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمر هن علی جیوبهن...(327) فهمیده می شود.در مورد شأن نزول این دو آیه از اما محمد باقر (علیه السلام) نقل شده است:
جوانی از انصار در مدینه با خانمی بدحجاب مواجه شد.زنان در آن زمان روسری های خود را پشت گوش می انداختند و حجاب خود را رعایت نمی کردند.جوان نگاه خود را به آن خانم دوخت در حالی که آن زن همچنان به سوی او می آمد هنگامی که زن از مقابل وی رد شد جوان داخل کوچه شد در حالی که همچنان به آن زن نگاه می کرد ناگهان استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود صورت او را برید هنگامی که زن از جلوی چشمش ناپدید شد به خود آمد و خون بر لباس و سینه اش جریان دارد.پیش خود گفت به خدا سوگند نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) می روم و او را از این واقعه با خبر می کنم.هنگامی که نزد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و حضرت او را به آن حالت دید.فرمود: این چه حالتی است؟ جوان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را از قضیه با خبر کرد، آنگاه جبریل (علیه السلام) آیه غص بصر را بر پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نازل فرمود(328).
توضیح مختصر روانشناختی حادثه ذکر شده -که منشا پیدایش آن بدحجابی یک زن و نگاه آلود جوان به وی بوده است - این است که نگاه زمانی منشا لذت است که با تمرکز همراه باشد و ذهن را به خدمت بگیرد.
فلسفه چشم چرانی جز این نیست که فرد با تمرکز در هنگام نگاه تخیلاتش را به خدمت می گیرد و در دنیای خیالات به هوسرانی می پردازد.بنابراین، آنچه نگاه را لذت آفرین می کند تخیلاتی است که فرد به وسیله نگاه در درون خود می پروراند، فرد با مشاهده چهره زیبا برای آن که نگاه خود را لذت انگیز کند اوهام لذت آوری در ذهن خود می آفریند و آنها را تقویت می نماید.برای این کار نخست نگاه خویش را تمرکز و استمرار می بخشد تا بتواند به مرحله بعد برسد که حالت تجسم است پس از نگاه متمرکز به چهره زیبا قوه لذت جویی برسد که حالت تجسم است پس از نگاه متمرکز به چهره زیبا قوه لذت جویی آدمی در وجود او بیدار می شود و تصاویر ذهنی آن را بیشتر می کند و نوعی حسرت و عطش ویژه را در جان فرد به حرکت در می آورد.آدمی در این مرحله از درون برای ارضای غریزه تحریک شده به صحنه سازی ذهنی رو می کند و خیلی زود ویژگی های ظاهری فرد مورد نظر را در مغز می پروراند.
تصویر کامل از خصوصیت پیدا و ناپیدای زن به مغز مخابره می شود و مغز همانند یک دستگاه رایانه آن را به هم می پیوندد و تصویر مورد تقاضای فرمان دهنده را برای وی در حافظه و بر رایانه مغزش مجسم می سازد.در این حال فرد بیننده با آنچه می بیند تماس بدنی ندارد، ولی ذهن می تواند در دنیای خیالات با آن چه چشم دیده هر طور که بخواهد رابطه برقرار کند در چنین حالتی ذهن انسان دچار اشتغال ناخواسته می گردد و حواس دچار اختلال می شود.در نگاههای عادی شخص به سرعت می تواند چشم و ذهن را از توجه به یک نقطه به مستی دیگر متمایل سازد، ولی پس از نگاه متمرکز و ایجاد حالت تجسم چون شبکه های مغز به فعالیت ویژه وا داشته شده است انتقال ذهن از حالتی به حالت دیگر به کندی صورت می گیرد برای همین است هرگاه فردی غرق تفکر و خیال یا اندوه باشد، نمی توان ذهن او را به سرعت از آن حالت دور ساخت و به فعالیت تازه واداشت.پس از نگاه متمرکز به زن و اوج گرفتن اوهام غریزی و ایجاد حالت تجسم در ذهن، بیننده احساس می کند بی اختیار به طرف شخص مورد نظر در حال حرکت است و نزدیک شدن است.این احساس در حقیقت نشان تمایل سرکشی است که در اثر نگاه مسموم در فرد پدید آمده است(329).
تحقیقات فیزیکدانان نیز پس از کشف پدیده امواج الکترومانتیک(330) ثابت کرده است از چشم بعضی از موجودات، امواجی فرستاده می شود که سرعت آن بیش از سرعت نور (سی هزار کیلومتر در ثانیه)است این امواج که مانند امواج رادیویی است بر چشم و بقیه اعضا تأثیر می نهد آزمایشها و مشاهدات تجربی نشان داده است که از چشم مار امواجی فرستاده می شود که گنجشک را از حرکت باز می دارد تا آن که مار یکی از آنها را شکار کند چنان که برخی مرتاضان می توانند با امواج چشم جلو حرکت لوکوموتیو را بگیرند(331) مراتب ضعیف و قوی این امواج در نگاه هر انسانی وجود دارد و اگر نگاه با خشم و خیانت و هوس و شهوت درآمیزد مؤثرتر می گردد و باعث اختلال های روان تنی می گردد چون چهره و اندام زنان بدحجاب روح زیبا پسندی و تنوع طلبی افراد را وسوسه کند اگر پس از تحریک زمینه کامیابی و ارضای غرایز فراهم نباشد روان شخص در فشار قرار می گیرد و رفته رفته ظرفیت عصبی او به انتها می رسد.در این هنگام به سرعت هورمون های آزار دهنده سمی در خون ترشح می شود.در زمانی کمتر از 1/0 ثانیه مغز که با شبکه های ارتباطی به سراسر بدن وصل است به کمک غده هیپوفیز و فرمانهای مرکز هیپوتالامس این سم را به همه اعضا روانه می کند(332).بدن برای بیرون راندن این سم به تکاپو می افتد و جنگ داخلی اعصاب آغاز می شود شخص در خود احساس اضطراب و خستگی می نماید تصور می کند چیزی ناشناخته بر روان وی فشار می آورد.علایم این حالت سردرد ضعیف، ازدیاد تنفس و احساس خفقان در اطراف قلب و ناآرامی است.با استمرار این حالت بیماریهای جسمی مانند زخم معده و اثنی عشر فرد را آزار می دهد و به گفته روان کاوان او به بیماری های روان تنی؛ یعنی بیماری هایی که نه کاملا جسمی و نه کاملا روانی است دچار می گردد(333).با توجه به آثار منفی نگاه آلود و چشم چرانی که در بالا به برخی از آنها اشاره شد ارزش و اهمیت غص بصر و فرو نهادن چشم در مواجهه با زنان نامحرم آشکار می گردد.در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
ما اغتنم احد بمثل ما اغتنم بغض البصر(334)؛ هیچ کس غنیمتی به چنگ نیاورده است که پرفایده تر باشد از غنیمتی که آدمی از راه فرو نهادن چشم به دست آورده است.
ب.تنزل بهره وری در فعالیت های اجتماعی و زمینه سازی رخدادهای مخاطرهآمیز:
بدحجابی زن در اجتماع از یک سو، نیروی کارآیی مردان را دچار توقف و رکود می سازد و واز سوی دیگر، مانع جدی پرداختن زن به کار و فعالیت های اجتماعی می شود، زنی که در محل کار فکر و ذهنش مشغول به خودآرایی و خودنمایی است تمرکز فکری لازم برای پرداختن جدی به کار نمی یابد و حال آنکه شرط انجام صحیح کار و تلاش جدی و پربار حضور قلب و تمرکز حواس است.زنان بدحجاب، مردانی را که باید با آرامش خاطر سرگرم کار و فعالیت باشند به چشم چرانی وادار می کنند و هوش و هواس آنان را از کار معطوف به امور جنسی می کنند و این عطف توجه مردان به امور جنسی علاوه بر این که باعث ضایع شدن نیروی فعال جامعه می گردد چه بسا باعث حادثه آفرینی و افزایش جرم و جنایت در اجتماع گردد به گونه ای که می توان گفت سرچشمه بسیاری از حوادث مرگبار، درگیری و نزاع های فردی و خانوادگی، قتل ها و جنایات خودنمایی و بدحجابی برخی از زنان است.
ج. گسترش تهمت و سوءظن در جامعه :
یکی از آثار بدحجابی سوءظن افراد و تهمت زدن به دختران و زنان بدحجاب است.افراد بدحجاب در عمل با فرهنگ جامعه اسلامی مخالفت می کنند و با حجاب و پوشش نامناسب وارد جامعه می شوند در حالی که عقل و منطق حکم می کند افراد یک جامعه اسلامی به ارزشهای برخاسته از فرهنگ آن جامعه مثل حجاب، احترام بگذارند و آن را رعایت کنند.در چنین حالتی طبیعی است که افراد بدحجاب مورد سوءظن واقع شوند.و افراد جامعه بگویند چنین شخصی که به راحتی ارزشهای جامعه اسلامی مثل حجاب را زیر پا می گذارد و گناه می کند و از غضب الهی نمی ترسد، چه بسا گناهان دیگری نیز انجام می دهد.
از امام علی (علیه السلام) در روایتی نقل شده است :
من وضع نفسه مواضع التهمة فلایلومن من اساء به الظن(335)؛ کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار داده است پس نباید کسی که سوءظن به او پیدا کرده است را سرزنش کند، بلکه باید خود را مورد سرزنش و نکوهش قرار دهد.
بنابراین، کسی با اهمیت ندادن به حجاب و پوشش خود به طور طبیعی زمینه بروز حرف و حدیث های دیگران را فراهم می کند، نمی تواند مانع پیدایش سوءظن نسبت به خود گردد.