فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

مبحث اول : آثار دنیوی بدحجابی :

1. آثار فردی بدحجابی چیست؟

پاسخ :
الف.اختلالات روانی :
یکی از آثار و پیامدهای سوء و منفی بدحجابی و ابتذال در پوشش ایجاد اختلالات روانی است.برخی از زنان با سوء استفاده از غریزه خودنمایی برای جلب رضایت دیگران در محیطهای اجتماعی به خودآرایی و جلوه گری اقدام می کنند و در نتیجه فکر و اندیشه خود را خواسته یا ناخواسته در بعد تمایلات و تخیلات پوچ محدود می کنند.بدحجابی و پوشش ناقص زن در جامعه فشارهای روحی جبران ناپذیری بر روان و اعصاب و شخصیت او وارد می سازد و از آنجایی که در این حالت خود را با هجوم نظرهای مختلف مواجه می بیند و از پاسخگویی به همه آنها عاجز است در این صورت یا به سوی بی تفاوتی و بی قیدی کشانده می شود و یا به تخیلات و اعمال نامناسب دست می زند که در هر دو صورت خود و اطرافیانش را از نظر روانی، عقلانی و فرهنگی در معرض سقوط قرار می دهد.
استاد مطهری در این زمینه می نویسد :
روح بشر فوق العاده تحریک پذیر است.اشتباه است که گمان کنیم تحریک پذیری روح محدود به حد خاصی است و از آن پس آرام می گیرد همانطور که بشر اعم از مرد و زن در ناحیه ثروت و مقام از تصاحب ثروت و از تمسک جاه و مقام سیر نمی شود و اشباع نمی گردد، در ناحیه جنسی نیز چنین است.هیچ مردی از تصاحب زیبا رویان و هیچ زنی از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلی از هوس سیر نمی شود و از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام نشدنی است و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت، و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحی و بیماری روانی می گردد چرا که در دنیای غرب این همه بیماری روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی است و تحریکات فراوانی سکسی است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجلس رسمی و غیر رسمی و حتی خیابانها و کوچه ها انجام می شود(319).
ب. افت تحصیلی و آموزشی در مراکز علمی :
یکی دیگر از آثار و پیامدهای سوء بدحجابی، افت تحصیلی و آموزشی در میان دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر است.بدحجابی مشغولیت فکری دختران محصل را بیشتر می کند، چون آنان را به سوی شناخت مدلهای گوناگون، آرایش موی سر و تقلید از مدهای متنوع سوق می دهد و در نتیجه آن وقت زیادی را صرف آرایشها و آراستگی های سر و صورت و لباس می کند.همچنان که مقدار زیادی از وقت آنان نیز به سخن گفتن درباره اینگونه امور و طریقه دسترسی به لوازم آرایش می گذرد و به جای پرداختن به مباحث علمی و درسی خود به بحث درباره نوع آرایش مو، مدل لباس و... می پردازند.
یکی از دانشجویان محجبه درباره تأثیر فرهنگ مدگرایی در زندگی، خاطره ذیل را که مربوط به زمان قبل از با حجاب شدن خودش است، اینگونه نقل کرده است :
یادم می آید آن وقت ها که حجاب نداشتم اگر دو روز پشت سر هم قرار بود به خانه کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم حاضر نمی شدم فردا بپوشم! احساس می کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده لباس دیگران را عاریه بگیرم و بپوشم.این کار واقعا رفاه حال و راحتی را از خانم ها سلب کرده بود(320).
از سوی دیگر پسران دانشجو که دوران بحران جنسی را سپری می کنند ممکن است به اشتیاق دیدن چهره چنان دختری درس و مطالعه را رها کرده پس از دیدار، ساعتها در اندیشه فرو روند و چه زیان بار و خطرناک خواهد بود آنگاه که این دیدارها، مکاتبه ها و دوستی ها کارهای خطرناک خواهد بود آنگاه که این دیدارها، مکاتبه ها و دوستی ها کارهای خطرناک و گناه آلود بعدی را به دنبال بیاورد.
ج.خشونت و آزار جنسی :
یکی از آثار سوء استفاده بدحجابی، آزار و اذیت زنان بدحجاب توسط مردان و جوانان ولگرد و لاابالی است.گویا این قبیل مردان پوشش ناقص و بد برخی دختران و زنان را به منزله چراغ سبزی می دانند که نشان دهنده تمایل زنان بدحجاب به کارهای خلاف و گناه آلود است و همین نکته ذهنی و روانی از نظر آنان مجوز آزار و اذیت زنان بدحجاب می باشد.
البته بسیاری از دختران و زنان بدحجاب از اذیت و آزار مردان لاابالی که مزاحم آنان می شوند متنفر هستند و اینگونه جوانان و مردان هرزه را مانع آزادی و فعالیتهای اجتماعی خویش می دانند، اما این گونه دختران باید توجه داشته باشند که در حقیقت با بدحجابی خود زمینه انجام چنین اذیت را و آزارهایی را فراهم نموده اند، زیرا هر چه حجاب و پوشش بانوان بهتر و بیشتر باشد، معمولا و غالبا مردان و جوانان لاابالی کمتر جرأت اذیت و آزار آنان را به خود می دهند.
قرآن مجید در آیه جلباب - که بحث مفصل درباره آن در فصل دوم گذشت - به شکلهای بسیار زیبایی به این به این واقعیت تصریح کرده است که هر چه حجاب و پوشش بانوان بیشتر و بهتر باشد و بانوان از حجاب حداکثری مثل چادر مشکی استفاده کنند این امر باعث می گردد که به تقوا و عفت شناخته شوند و در نتیجه مورد اذیت و آزار قرار نگیرند.
یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفرا رحیم(321).
امروز در غرب آزارهای جنسی و مسئله خشونت علیه زنان بیداد می کند.در سال های اخیر بحث ناامنی اجتماعی زنان در کشور خودمان نیز مسئله روز مطبوعات است.بدون تردید بدحجابی و افزایش نمودهای جنسی زنان در سطح جامعه در افزایش خشونت مردان و آزارهای جنسی آنان تأثیر مهمی دارد.چون مرد هرزه ای که در محل کار یا خیابان، زنی را با جذابیتهای جنسی می بیند و در پی آن، تحریک جنسی پیدا می کند و سپس مشکل های رفتاری رخ می دهد(322).
د.زمینه ساز رذایل اخلاقی و سقوط ارزش زن :
بدحجابی منشا برخی از رذایل اخلاقی و در نتیجه باعث سقوط زن از مقام و منزلت الهی و انسانی خویش می گردد، زیرا ابتذال در پوشش و بدحجابی، ابتذال در اخلاق را به دنبال دارد.
چه بسا افرادی که به خاطر ابتذال در حجاب و پوشش دچار بیماریهای روحی و روانی مثل، کبر و غرور و عجب و ریا و... می گردند و چه بسیار کسانی هستند که به خاطر مدپرستی که منشا هواپرستی دارد در دام انواع مفاسد گرفتار می شوند.بنابراین بدحجابی مقدمه بی بندوباری و زمینه لذتهای شهوانی نامشروع است اگر دختری حجاب ناقص و غیر اسلامی داشته باشد توجه مردان به او جنبه شهوانی پیدا می کند و در نتیجه ارزشهای حقیقی او فرامش می گردد به همین دلیل تا زمانی که جاذبه به ظاهری دارد مورد توجه است و هنگامی که این جاذبه از بین برود، احساس غربت، پوچی و پشیمانی می کند.بدحجابی ارزشهای راستین دختران را تحت تاثیر ظاهرهای جنسی شان قرار می دهد و آنان را فدای هرزگی ها و هوسرانی های شیادان می سازد.بدحجابی ارزش زن را از بین می برد و او را تا حد یک کالا پست و ذلیل می کند زنی که تن و اندام خود را در معرض دید همگان می گذارد و آنچه را که جنسیت او مربوط می شود را به کوچه و بازار می برد در حقیقت می خواهد با تکیه بر زنانگیخویش جای خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش.در واقع او به این ترتیب اعلام می کند که برای او اصل است زن بودن اوست نه انسان بودن و نه اندیشه و لیاقت و کارآیی او.چنین زنی قبل از هر چیز اسیر خود تاست او به مغازه داری شبیه است که دائما در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است و این اندیشه تزیین خود، به او مجال آرزوهای بزرگتر را نمی دهد(323).
افزون بر این زنان بدحجاب و فاقد شخصیت انسانی که به نمودهای ظاهری و تجمل و خودآرایی می پردازند و به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات جالب تر و کفش و لباس شیک تر می روند معمولا از آن قشر زنانی هستند که از سرمایه های معنوی و فضایل اخلاقی تهی و محروم هستند و واضح است که تهی بودن از فضایل اخلاقی زمینه ساز پیدایش رذایل اخلاقی است و پیدایش رذایل اخلاقی منشا سقوط ارزش های الهی در انسان می شود.

2.آثار خانوادگی بدحجابی چیست؟

پاسخ :
الف.بی علاقگی به ازدواج:
در جامعه که بی بندوباری در پوشش و مسائل جنسی رواج دارد، بسیاری از لذت های جنسی که عامل گرایش به ازدواج است به راحتی در دسترس افراد قرار می گیرد.و روشن است که این امر میزان علاقه و گرایش افراد مخصوصا جوانان به ازدواج را کاهش و بلکه از بین می برد.چون بی حجابی و بدحجابی برخی از لذتهای جسمی، سمعی، بصری و احیانا لمسی را که باید در آنها خانه زناشویی به دست می آید، آسان و رایگان و همه جایی می سازد و در نتیجه اهمیت ازدواج و شوق زناشویی کاهش می یابد.استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه فرموده اند :
ازدواج در قدیم پس از یک دوران انتظار و آرزومندی انجام می گرفت و به همین دلیل زوجین یکدیگر را عامل نیک بختی و سعادت خود می دانستند، ولی امروز کامجویی های جنسی در غیر کادر ازدواج در حد اعلا فراهم است و دلیلی برای آن اشتیاق ها وجود ندارد(324).
ب.افزایش مقدار طلاق:
بدون تردید غریزه جنسی یکی از علل مهم انجام ازدواج و تشکیل خانواده است، اما پس از ازدواج هر چه زمان می گذرد نقش غریزه جنسی در حفظ و بقای خانواده کمتر می شود و به جای آن نقش تفاهم و وفاداری در بقای خانواده بیشتر می شود.یکی از آثار سوء بدحجابی این است که آفت بقای زندگی خانوادگی است.چون بی بندوباری در حجاب و پوشش موجب تحریک غریزه جنسی و تحریک غریزه جنسی چه بسا باعث روابط جنسی نامشروع گردد و طبیعی است که چنین روابطی بنیاد خانواده را سست و بقا و حفظ آن را با مشکل دچار می کند.و حال آنکه نه تنها اسلام، بلکه آیین های اجتماعی دیگر نیز تأکید دارند که خانواده باید محفوظ بماند.
زن و مرد باید دل بسته و وفاداری به یکدیگر باشد تا آشیانه دل پذیری برای فرزندان خود بنا کنند و با تربیت صحیح آنها در شکل گیری نسل جدید جامعه نقش موثری ایفا نمایند.زنان بدحجاب وقتی تمام همت خود را صرف خودنمایی در خارج از منزل می کنند این از یک سوی، باعث می گردد تا ذوق و شوقی برای آراستگی در برابر همسر را نداشته باشد و از سوی دیگر، بدحجابی زنان زمینه را برای دلبستگی مرد به همسرش نامساعد می کند.و همه می دانند که نامساعد شدن علاقه همسران به یکدیگر یکی از عوامل مهم وقوع طلاق است.