فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

2.مدرسه و دانشگاه عامل حجاب و بدحجابی :

پرسش : چگونه مدرسه و دانشگاه می تواند عامل گسترش حجاب یا بدحجابی باشند؟
پاسخ :
پس از محیط خانه و خانواده، مدرسه و دانشگاه و معلم و استاد نیز تأثیر و نقش بسیار مهمی در تربیت و پرورش فرزندان جامعه دارند.در تحصیل و شکل گیری عادات و تمایلات و درونی شدن ارزشها چه بسا نقش مدرسه و معلم و دانشگاه و استاد از برخی جهات مؤثرتر و مهمتر از خانواده باشد، چون اگر فرزندان معلم و استاد محبوب و محترمی داشته باشند به جای تقلید از رفتار پدر و مادر از رفتار آنان تقلید می کنند.چه بسا خانواده هایی که فرزندان خود را بر اساس موازین اخلاقی و اسلامی تربیت کرده باشند، ولی پس از وارد شدن آنها به محیط مدرسه و دانشگاه دچار انحراف و آلودگی بدحجابی شوند.بنده در نشستهای متعددی که با برخی مسئولان فرهنگی دانشگاهها و حتی با خود دانشجویان داشته ام، همه آنها به این نکته اشاره کرده اند که معمولا بسیاری از دختران در ابتدای ورود به دانشگاه از حجاب و پوشش خوبی برخوردار هستند، ولی به مرور زمان به آفت بدحجابی مبتلا می شوند.گرچه بررسی دقیق و تفصیلی این مسئله نیازمند تشکیل هسته های مختلف علمی با حضور روانشناسان و جامعه شناسان و افراد آشنا به محیط فرهنگی دانشگاه دارد، ولی آنچه اجمالا تردیدی در آن وجود ندارد فعالیت سازمان یافته برای منحرف کردن جوانان از طریق گسترش مفاسد اخلاقی در بین آنان است.یک دهه قبل مجله اکونومیست طرح مقابله با بنیاد گرایی اسلامی با محوریت اصلاحات سیاسی، اقتصادی و برداشتن حریم های اخلاقی، به ویژه در روابط دختر و پسر، را مطرح کرد.در سالیان اخیر نیز ترویج ابتذال به یکی از دغدغه های بنیادی بین المللی و گروههای داخلی تبدیل شده است.به عقب راندن چارچوبهای رسمی حجاب، ضرورت حریم شکنی حتی در مواردی چون هم جنس گرایی و روابط نامشروع، ایجاد شبهه در مورد آموزه های دینی در میان جوانان به ویژه دانشجویان از جمله کارهایی است که تشکیل های غیر مذهبی بدان پرداخته اند (276).
روشن است که این همه تلاشهای فرهنگی تخریبی بر ضد حجاب بر اساس این پیش فرض است که اگر ذهن و فکر افراد تغییر کند به دنبال آن لباس آنها تغییر خواهد کرد.
یکی از نویسندگان در زمینه تأثیر یعوض شدن فکر در عوض شدن لباس و پوشش می گوید: همچنین دختر خانمی که پز می دهد که با آخرین ارزشهای مدرن زن امروزی آرایش کرده، عقده حقارت پیدا می کند در برابر چی؟ در برابر رفیقش که به آن پوشش ایدئولوژیک فکری، آگاهانه و اعتقادی برگشته.چون احساس می کند که این در مرحله دیپلم و لیسانس و نیمه روشنفکری و ادای فرنگی درآوردن مانده و بازیچه ای است که دیگران ساخته اند و آن رفیقش کسی است که خودش همه چیز را انتخاب می کند.بنابراین شما طرز فکر افراد را عوض کنید آنها خودشان پوشش خود را انتخاب خواهند کرد (277).چون افکار و اندیشه های جوانان به عنوان حجاب و پوششهای درونی و باطنی تغییر پیدا کند، یقینا حجاب و پوششهای بیرونی و ظاهری آنان نیز تغییر پیدا خواهد کرد، چرا که به قول ضرب المثل معروف از کوزه همان برون تراود که در اوست.بنابراین، اگر حجاب ظاهری در بانوان همراه و هماهنگ با حجاب باطنی نباشد و قبل از استفاده از حجاب ظاهری حایل ها و حجابهایی همانند افکار و ایمان مذهبی عمیق بر اساس اعتقادات صحیح و مستحکم دینی در آنها به وجود نیامد صرفا از تشویق قبه حجاب ظاهری در پیشگری از بدحجابی و بی حجابی کار چندانی ساخته نیست، چون این صفات و ملکات و حالات درونی افکار و عقاید بانوان متدین است که به عنوان حجاب باطنی پرده و مانعی بر روی امیال و شهوتها و زرق و برقها و زینت های دنیوی می کشد و در نتیجه آثار خارجی آن به صورت حجاب ظاهری با انواع مختلف آن مثل حجاب در لباس و در رفتار، گفتار و معاشرت و... متجلی و آشکار می گردد.
حاصل اینکه مدرسه و دانشگاه نیز به تناسب چگونگی عملکرد و فضای فکری و فرهنگی محیط بر آن می تواند عامل گسترش و تحکیم حجاب و یا برعکس، عامل بدحجابی باشند.

3. میل به خود نمایی و جلب توجه دیگران عامل بدحجابی:

پرسش : چگونه میل به خودنمایی و جلب توجه دیگران عامل بدحجابی است؟
پاسخ :
یکی از عوامل پیدایش بدحجابی در جامعه، تمایلات درونی بانوان مثل میل به خود نمایی و جلب توجه دیگران است برخی از زنان که به پوشیدن روسری کوتاه و نازک و لباسی مبتذل مبادرت می ورزند.اگر زندگی، روحیات و حالات درونی آنها به دقت مورد مطالعه و کاوش قرار گیرد معلوم خواهد شد که در عمق روان خود از کمبوهایی رنج می برند که عکس العمل خارجی آن به صورت بدحجابی و خود نمایی و جلب توجه دیگران جلوه پیدا می کند.در یک نگاه اجمالی تمایلاتی مثل راحت طلبی، احساس حقارت و خود باختگی و میل به خود نمایی از جمله انگیزه هایی هستند که موجب تشدید گرایش به بدحجابی و ابتذال می گردد.
همچنین افرادی که به خاطر نارسایی های تربیتی و عاطفی در خود احساس حقارت و کمبود شخصیت می نمایند برای جبران این نقیصه به هر کاری دست می زنند از جمله می کوشند تا با پوشیدن لباسهای غیر متعارف و آرایشهای نامناسب توجه دیگران را به خود جلب نمایند(278).
خودنمایی با انگیزه جلب توجه دیگران یکی از تمایلات درونی بانوان است.بانوان به حکم طبیعت خاص خود می خواهند دلبری کنند و مردان را دام علاقه خود اسیر و گرفتار نمایند.البته در بین بانوان معمولا دختران و زنان جوان بیشتر به خودنمایی و جلب توجه دیگران می پردازند آنان معمولا سعی می کنند ظاهری دل فریب از خود نشان دهند و از توجه به شخصیت واقعی و باطنی و کمالات روحی خود غفلت می کنند.در حقیقت آنچه باعث تحریک مرد می شود همان خودنمایی و خودآرایی و جلوه گریهای دل فریب است که معمولا پیامد آن بدحجابی است که در فرهنگ قرآن با عنوان تبرجاز آن نهی شده است.
و لاتبرجن تبرج الجاهلیة الاولی(279)؛ و مانند دوره جاهلیت پیشین آرایش و خودآرایی نکنید.
در ذیل این آیه شریفه روایتی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرموده اند: سیکون جاهلیه اخری(280)؛ در مقابل جاهلیت نخستین، جاهلیت دیگری نیز پدید خواهد آمد.بعید نیست که مراد از خودنمایی جاهلیت جدید و مدرن که امام معصوم (علیه السلام) از آن خبر داده اند جنبش طرفداران لختی و برهنگی در جهان غرب باشد(281).
استاد شهید مرتضی مطهری در مقدمه کتاب مسئله حجاب درباره پدیده برهنگی در غرب گفته اند:
بدون شک پدیده برهنگی بیماری عصر ماست دیر یا زود این پدیده به عنوان یک بیماریشناخته خواهد شد فرضا ما کورکورانه از غرب تقلید کنیم، خود پیشتازان غربی ماهیت این پدیده را اعلام خواهند کرد، ولی ما اگر به انتظار اعلام آنها بنشینیم می ترسیم خیلی دیر شده باشد، اگر می خواهید ببینید کار برهنگی در غرب به کجا رسیده است و فریاد چه کسانی را بلند کرده است نامه چارلی چاپلین هنر پیشه معروف جهان را بخوانید او در بخشی از نامه اش خطاب به دخترش نوشته است : من پیر مردم و شاید حرفهای خنده آور بزنم، اما به گمان من تن عریان تو باید از آن کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری.بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد.مال دوران پوشیدگی، نترس این ده سال تو را پیرتر نخواهد کرد به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره لختی ها می شوی(282).
بررسی تاریخ جهانشان می دهد که حداقل چهار قشر از لختی و برهنگی ابایی نداشته اند: الف.حیوانات؛ ب.کودکان؛ ج.انسانهای جاهل و وحشی کهن؛ د.برخی انسانهای مدعی ترقی و تجدد(283).
بنابراین افرادی که خیال می کنند بدحجابی و برهنگی نشانه پیشرفت و تجدد در مقابل، حجاب و پوششش نشانه عقب افتادگی و انحطاط است اشتباه تاریخی آشکار را مرتکب شده اند و خواسته و ناخواسته به تحریف تاریخ اقدام کرده اند.یکی از نویسندگان می گوید:
خانم گاندی با آن ساری (284)های سه هزار سال، چهار هزار سال پیش که می پوشد و با همه رهبران بزرگ دنیا ملاقات دارد و وارد سازمان ملل که می شود پانصد نماینده بلند می شوند و نیم ساعت برایش دست می زنند هرگز احساس حقارت نمی کند چرا احساس حقارت نمی کند؟ به خاطر اینکه آن لباس به معنای آن ساری سنتی موروثی که بی بی جانش می پوشید نیست.با آن ساری می خواهد بگوید که من تمدن غرب، فرهنگ دختر شایسته، زن روز...همه را خوانده ام، همه اینهایی که به ما تحمیل می کنید خوانده ام من این لباسها را می خواهم.با این لباس به فرانسه، یا آلمان غربی، نیویورک، دیوان لاهه و سازمان ملل که می آیم، می خواهم به تمام غرب بگویم که همه تلاشهایتان بیهوده بوده و من خودم هستم من منم من در برابر شما به این فکر، به این هدف، به این صف وابسته ام.قربانی شما، بازیچه شما و عروسک ساخته دست شما نیستم که رنگم کنید(285).

4. هجوم فرهنگی استعمارگران عامل بدحجابی :

پرسش : هجوم فرهنگی استعمارگران چگونه عامل بدحجابی است؟
پاسخ :
استعمار و استثمارگران اولین قدمی که برای تسلط بر کشورهای اسلامی مستقل برمی دارند استفاده از هجوم فرهنگی برای نابودی فرهنگ آنها است، زیرا تنها چیزی که ملل مسلمان را از استعمارگران غربی ممتاز می کند فرهنگ است.فرهنگ مرز تمایز یک ملت با دشمن است.فرهنگ است که به یک ملت، هویت و شخصیت مستقل می دهد.لذا دشمن سعی می کند فرهنگ و در نتیجه مایه استقلال را یک ملت را نابود کند تا احساس حیثیت ملی و هویت ذاتی مستقل او از بین برود.اگر ملت استثمار شده ای مانند استثمارگران لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد، رفت و آمد بکند، معاشرت نماید، مو و سر و صورت خود را درست کند، مانند بیگانه قیافه بگیرد و با ژست بیگانه احساس شخصیت کند، چنین ملتی دیگر برای دشمن خطری نخواهد داشت، زیرا دیگر فرهنگی برای او باقی نمانده است تا با آن احساس استقلال کند، بلکه در واقع او از خود بیگانه ای است که هویت خود را از دست داده است و دیگر بیگانه را نه تنها غریبه نمی داند، بلکه او را الگو و مقتدای خود می شناسد و از همین رو هرگز به فکر جدایی و ستیزه جویی با وی بر نمی آید(286). در حدیثی از امام علی (علیه السلام) نقل شده است:
لاتزل هذه الامة بخیر مالم یلبسوا لباس العجم و لم یطعموا اطمعة العجم فاذا فعلوا ذلک ضربهم الله بالذل(287)؛ این امت تا زمانی که لباس بیگانگان را نپوشد و غذاهای آنان را نخورد همیشه به خیر و نیکی خواهد بود و آن زمان که لباس و غذای بیگانگان را مصرف نماید خداوند آن را خوار و ذلیل خواهد کرد.
از آنجایی که نحوه پوشاک و نوع لباس مردم یک جامعه یکی از مرزهای فرهنگی آن با جوامع دیگر است.استثمارگران و استعمارگران در نخستین اقدام مرزهای فرهنگ بومی یک جامعه را برمی دارند و چون کیفیت لباس و پوشش بارزترین و اولین مرز فرهنگ بومی یک ملت است استعمارگران تلاش می کنند آن را به نفع فرهنگ استعمارگری خود تغییر دهند(288).
نمونه های تاریخی ذیل صحت مدعای فوق را به اثبات می کند.
مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی در بخشی از خاطرات خود آنجا که نقاط قوت مسلمانها را برمی شمارد به حجاب زنان مسلمان اشاره می کند و می گوید:
زنان آنان دارای حجاب مستحکم هستند که نفوذ فساد در میان شان ممکن نیست.
و در جای دیگر درباره از بین بردن حجاب به عنوان یکی از نقاط قوت مسلمین می نویسد:
باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید... پس از آنکه زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم که دنبال آنها بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رایج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است اول زنان غیر مسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند(289).
فرانتس فانون جامعه شناس بزرگ فرانسوی در جمله ای زیبا می گوید:
زنی که بیرون را می بیند و خود دیده نمی شود خود به خود محرومیتی را بر استعمار تحمیل می کند(290).
وی درباره نقش حجاب زدایی دولت استعمارگر فرانسه در کشور الجزایر نیز می گوید:
اولین اقدام ضد فرهنگی که فرانسه در الجزایر صورت داد تلاش برای از بین بردن حجاب بود و در این کار موفق شد.و هرچه بدن زن الجزایری را بیشتر عریان کرد چنگال استعمارگر بیشتر به حلقوم الجزایر فرو رفت، اما مجددا زن الجزایری شخصیت خود را باز یافت و مبارزه علیه مطامع استعمار نیز آغاز گردید.(291)
همین فرد در کلام دیگری درباره نقش بی حجابی در تشدید حمله استعمارگر فرانسه به کشور الجزایر گفته است:
هر چادری(292)ککه دور انداخته می شود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگر ممنوع بوده در برابر او می گشاید و بدن الجزایری را که عریان شده است تماما به او نشان می دهد.پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امیدهای حمله ور شدن اشغالگر ده برابر می گردد(293).
اکنون کشور فرانسه پس از تجربه تاریخی حجاب زدایی در کشور الجزایر با موجی از اسلام گرایی که مظهر آن رشد زنان محجبه در داخل کشور فرانسه است مواجهه شده است و این کشور برای برخورد با این موج در اواخر تابستان سال 2003 میلادی نبرد سنگینی را بر ضد حجاب و مظاهر دینی در مدارس این کشور آغاز کرد و ضمن اتخاذ موضعی خصم آمیز تلاش نموده تا با وضع قانون جدید افکار عمومی را نیز با خود همراه سازد.البته به رغم آنکه عنوان قانون جدید، منع استفاده از کلیه مظاهر دینی در مدارس است، ولی هدف اصلی آن مبارزه با حجاب است و این قضیه سبب ایجاد ایستادگی مشترک میان مدافعان حجاب و مخالفین این قانون شده است تا حدی که حجاب به نشانه و سمبلی برای خواسته ها و مطالبات دینی مسلمانان این کشور تبدیل گشته است(294).به طور کلی همانگونه که نویسنده مقاله زنان و حجابگفته است: نفوذ فرهنگ شرق به ویژه حجاب زنان در درون فرهنگ غرب، ترس از شرقی شدن غرب را معنادار کرده است و گرایش آشکار زنان در کشورهای غربی به حجاب را می توان نوعی فمنیسم معکوس و اعتراض علیه فرهنگ لذت پرستی در غرب محسوب نمود(295) .
پرسش : حاکمان وابسته به عنوان عاملان سیاسی استعمار در حجاب زدایی چه نقشی داشته اند؟
پاسخ :
بدون تردید در کشورهای اسلامی حاکمان وابسته، به عنوان عاملان سیاسی استعمار، نقش زیادی در حجاب زدایی داشته اند.برای مثال رضاخان و پسرش در کشور ایران این نقش را ایفا کرده اند.
رضا خان در سخنی، تنفر خویش از حجاب را اینگونه بیان کرده است:
این چادر چاقچورها(296)را چطور می شود از بین برد؟! دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته، از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که پیچه(297)و حجاب را دور انداخته اند و دوش به دوش مردها کار می کنند دیگر از هرچه زن چادری بود بدم آمده است.اصلا چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است(298).
محمد رضا در مورد نقش حجب زدایی پدرش اینگونه گفته است:
اقدام رضا شاه موفقیت کامل یافت و متعاقب آن پدرم دستور منع حجاب را صادر کرد به موجب این دستور هیچ زن و یا دوشیزه ای حق پوشیدن چادر و نقاب نداشت و اگر زنی با روبند و چادر در کوچه و بازار پیدا می شد، پاسبان از وی تقاضا می کرد که روبند خود را بردارد و اگر امتناع می کرد جبرا چادر او را بر می داشتند و تا زمانیکه پدرم سلطنت می کرد در سراسر کشور این منع برقرار بود(299).
محمد رضا نظر خود درباره چادر را نیز اینگونه بیان کرده است :
من شخصا با چادر از جهات بسیاری موافق نیستم، ولی باید اذعان کنم که در شهرهای آمریکا و مخصوصا در محلات خارج از شهر زنانی را دیده ام که وضع لباس آنها به مراتب از وضع معمولی زنان ایران زشت تر است.در طول تاریخی گیتی، زنان در پوشیدن لباس، هنرمندی و مهارت مخصوصی داشته اند و از همین جهت می توان انتظار داشت که چادر و لباسهای بدقواره ای که در کشورهای متمدن و تربیت یافته مورد استعمال دارد و شخصیت پوشنده را آشکار نمی کند و به تدریج از میان برود و چشم بینندگان را آزار ندهد و شاید مردان بتوانند با اظهار سلیقه خود به آن زودتر پایان بخشند(300).
پرسش : نویسندگان و شبه روشنفکران غرب زده به عنوان عاملان فرهنگی استعمار در حجاب زدایی چه نقشی داشته اند؟
پاسخ :
از مطالعه تاریخ کشف حجاب به روشنی استفاده می شود که نویسندگان و روشنفکران وابسته به غرب، به عنوان عاملان فرهنگی استعمار، به کمک حاکمان سیاسی وابسته برخاسته اند و در توجیه عمل حاکمان از هیچ کوششی دریغ نکرده اند.بنابراین، می توان گفت از جمله هجومها بر ضد حجاب، هجوم فرهنگی برخی شعرا و تهیه آثار نظم و نثر و مقالات و سخنرانیها و حتی تنظیم انواع نمایش نامه هاست که همگی از بغض و کینه خاص آن بر ضد حجاب و پوشش اسلامی مخصوصا حجاب در شکل چادر و چادر مشکی حکایت می کند.در برخی از آثار شعرا و ادبای زبان فارسی، بدترین تشبیهات و زشت ترین تعبیرات و نارواترین افترائات نسبت به حجاب و زنان با حجاب و بانوان استفاده کننده از چادر و چادر مشکی مشاهده می گردد(301).
از سوی دیگر تئوریسین های غربی و شرقی در پوشش کنگره ها و گفتگوهای علمی تنها یک سخن به زن غربی و شرقی آموزش داده اند و آن اینکه : بانوی امروزی! پوشش سنتی مانند چادر برای فعالیتهای تو مایه زحمت است.چه افرادی که با کنار گذاشتن این پوشش توانستند به دنیای جدیدی قدم نهند، بی آنکه کسی به آنها بی احترامی کنند! هرگز لازم نیست برهنه باشید.با همان جامه زیر این پوشش-هر طور که هست -بیرون آیید رنگ و نمای لباستان -ساده و عادی باشد یا با مد جدید- مهم نیست، تناسب لباسها نیز اهمیتی ندارد.آنگاه که متین و با شهامت در همه جا دوشادوش مردان حضور یابند خطری شما را تهدید نمی کند.این طرح پرفریب بی آنکه استدلالی در برداشته باشد زنان غرب را از هویت خویش دور ساخت و پوشش برتر را از آنان سلب کرد.چون آنها اگر هم پیش از این، جامه ای به شکل چادر نداشتند، اغلب روی لباسهای خود جامه ای می پوشیدند که بدن و بقیه لباسها را می پوشاند.
اما در شرق به ویژه در جوامع اسلامی پوششهایی مانند چادر منزلت و سابقه ای دیرین داشت و کنار گذاشتن آن به آسانی ممکن نبود اما هجوم کالاهای غربی و نفوذ مدگرایی در جوامع اسلامی زمینه مبارزه با پوششهای اسلامی، ملی و سنتی را فراهم کرد.
رفته رفته زمزمه دور افکندن چادر مطرح شد برخی مغروضانه و گروهی بی اطلاع از فرجام کار و اهداف دشمنان، اظهار کردند که آنچه مهم است پوشیدگی اندام است، خواه با چادر باشد یا با چیز دیگر.زن می تواند با هر جامه ای که بدنش را از نامحرمان بپوشاند بیرون آید! جز اینکه نباید برجستگی های پیکر او نمایان باشد، اما طولی نکشید که همگان دریافتند دچار نیرنگی شده اند که دیگر به آسانی راه بازگشتی برای در امان ماندن از آسیبهای آن وجود ندارد.پس از بی ارج انگاشتن پوششهایی مثل چادر، پیچیده ترین مشکلی که بانوان مذهبی با آن رو به رو شده اند پدیده ویروس تغییر مد لباس بود.پیش از این جامه بانوان مذهبی ساده یا غیر زیبا بود مشکل آفرین نبود، چون چادر آن را می پوشاند، اما با دور انداختن چادر، بیرون آمدن با لباس ساده پیشین بسیار نامناسب و گاهی مایه تمسخر بود.چون همراه با چادر، لباسهای زیر آن هر نما و جنس و رنگی که داشت پنهان بود و اگر دوخت و شکل و رنگ آن لباسها با هم تناسبی نداشت دشواری ایجاد نمی کرد اما پس از کنار گذاشتن چادر چون همه چیز نمایان است در نظر گرفتن تناسب لباسها از نظر دوخت و مدل امروزی ضروری است به ناچار باید لباسی پوشید تا حد ممکن زیبا، خوش رنگ، خوشنما، مردم پسند و به مد روز باشد، تا قبل از فرو ریختن منزلت پوشش های سنتی مثل چادر تنها گذشت زمان لباس ها را فرسوده می کرد و از همان لباس فرسوده نیز در جایی دیگر استفاده می شد اما زمانی که پوشش برتر چادر دور افکنده شد لباس ها گاه در کمتر از یک روز به وسیله ویروس تغییر مد دچار پوسیدگی می شد.روزگاری پیش آمد که هر زن و مردی که جامه ای برای دوخت سفارش می داد به درستی نمی دانست عمر آن جامه چقدر است و ویروس تغییر مد چه هنگام به سراغ لباس او خواهد آمد.گفته اند مردی پیراهنی برای همسرش خرید و به شتاب به سوی خانه می برد در بین راه از او پرسیدند این عجله برای چیست؟ گفت: لباسی برای همسرم خریده ام و اینک به خانه می برم، می خواهم قبل از اینکه مد آن از بین برود آن را به همسرم نشان دهم(302)
ب. برخی آثار مثبت حجاب(303):