فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

فصل سوم : برخی عوامل و آثار حجاب و بدحجابی :

الف. برخی عوامل حجاب و بدحجابی

1.خانواده عامل حجاب یا بدحجابی(273):

پرسش : چگونه خانواده می تواند عامل گسترش حجاب یا بد حجابی باشد:
پاسخ :
امروزه مادر خیابان و کوچه و بازار گاهی در کنار یک مادر با حجاب یک دختر بدحجاب را می بینیم، این پدیده به معنای این است که این مادر و در کل خانواده این دختر در انتقال فرهنگ حجاب به فرزندانشان موفق نبوده اند.و حال آنکه خانواده به عنوان اولین محیط رشد و نمو فرزند، درئ شکل گیری و تکوین عادت او تاثیر بسیار عمیقی دارد.فرزندان نه تنها از طریق تشویق های کلامی و غیر کلامی، بلکه از طریق الگو سازی نیز خود را با نقشهای ایده آل خانواده همکاهنگ می کند، اگر در خانواده ای والدین، مخصوصا مادر مقید به ارزشهای اسلامی باشد و به حجاب به عنوان یکی از ارزشهای اسلامی ارج نهد و فرزندان خویش را نیز به رعایت حجاب اسلامی تشویق کنند پایه های مستحکمی برای تربیت دختران با حجاب پی ریزی می کنند.به قسمتی از نامه یک مادر مقید به حجاب توجه فرمایید:
خداوند که مرا زن آفرید مسئولیت اداره و تربیت کودکان امروز و مردان فردای روزگار را به من سپرد و فرمود: تو رئیس روابط عمومی خانواده باش و با عواطف خداداد خویش به اعضای خانواده گرمی ببخش.از آن روز که به این مسئولیت و پست مهم خود واقف گشتم با خود عهد کردم که از لحظه ای از این تکلیف سر باز نزم و فکرم به جانب دیگر نرود و حتی نگذارم بی سبب، فکر دیگران به سوی من متمایل گردد.من که نمی توانم هر جوان بیکار و بیعاری که در خیابان و اداره و بازار دیدم از خودم برانم و به یکایک آنها بگویم اهل فساد و زشتی نیستم...به همین منظور با روسری و چادر کنایه آنان را هوشیار و هشدار داده ام تا بدانند که من اهل انحراف نیستم کو از مسئولیت همسری و مادری خویش برای هیچ و پوچ دست برنمی دارم من با این کار، هم خود را حفظ می کنم و هم آنها را، بر خلاف خانم های بی حجاب که نه هنر حفظ خویش دارند و نه قدرت دور کردن بلهوسان را از خود.من به دخترم تعلیم داده ام که هرگاه از خانه بیرون می رود اولا، لباس ساده و عادی بپوشند تا حس تمایل پسران را تحریک نکند و آنها را علیه خود بسیج ننمایند.ثانیا، چادری دور خود بگیرد بدون ادا و اطوار بدون رنگ خیره کننده و با حرکاتی موزون راه برود تا به آنها بفهماند که اگر قصد ازدواج با او را دارند باید به خانه اش آیند و در حضور پدر و مادر- نه در حاشیه خیابان و پارک - مقصد و پیشنهاد خود را اظهار کنند (274).برعکس و در خانواده هایی که از حجاب به عنوان یک ارزش تقدیر نمی شود فرزندان در معرض بد حجابی قرار می گیرند، چون گاهی الگو سازی به راحتی صورت نمی گیرد.به همین دلیل حتی گاهی از یک خانواده مذهبی دخترانی برمی خیزد که به رعایت حجاب اسلامی پایبند نیستند این امر می تواند به دلایل عدم هماهنگی تربیتی کانون خانواده، مثل عدم هماهنگی بین پیامهای تربیتی والدین یا برخی اعضای فامیل و یا عدم وجود شرایط الگوبرداری مناسب باشد.
از جمله شرایط الگوبرداری مناسب، مقام و موقعیت مدل و الگو، تقویت رفتار یادگیرنده توسط مدل و الگو و محبوبیت مدل الگو برای یادگیرنده است به این معنا که محبت بایستی بین والدین و فرزندان برقرار باشد تا اینکه به راحتی فرزندان از پدر یا مادر تقلید کنند.بنابراین، خشونت به خرج دادن در خانواده و سخت گیری نسبت به فرزندان در مورد رعایت ارزشهای اسلامی حجاب و افراطی عمل کردن، به احتمال زیاد نتیجه عکس می دهد.علاوه بر این هماهنگی در تقویت رفتارها نیز در تربیت فرزندان با حجاب بسیار ضروری است.مثلا اگر رفتار حجاب به وسیله مادر و پدر تقویت شود ولی به وسیله خاله و عمه تقویت نشود و آنها بدحجاب باشند، فرزند پیام متفاوت و متعارضی دریافت می کند و به راحتی نمی تواند رفتار خویش را جهت دهی نماید و به احتمال زیاد گیج و سرگردان می شود.
آنچه از تحقیقات بندورا بر می آید این است که علاوه بر مهر و محبت، مقام و موقعیت الگو نیز بسیار برای یادگیرنده و تقلید کننده تسهیل کننده است، پس پدر و مادر بایستی مورد احترام فرزند باشند تا فرزند آنها را به عنوان الگو بپذیرد و از آنها تقلید کند(275).
بنابراین، خانواده به تناسب چگونگی عملکردش می تواند عامل گسترش و تحکیم حجاب و یا برعکس، عامل بدحجابی باشد.

2.مدرسه و دانشگاه عامل حجاب و بدحجابی :

پرسش : چگونه مدرسه و دانشگاه می تواند عامل گسترش حجاب یا بدحجابی باشند؟
پاسخ :
پس از محیط خانه و خانواده، مدرسه و دانشگاه و معلم و استاد نیز تأثیر و نقش بسیار مهمی در تربیت و پرورش فرزندان جامعه دارند.در تحصیل و شکل گیری عادات و تمایلات و درونی شدن ارزشها چه بسا نقش مدرسه و معلم و دانشگاه و استاد از برخی جهات مؤثرتر و مهمتر از خانواده باشد، چون اگر فرزندان معلم و استاد محبوب و محترمی داشته باشند به جای تقلید از رفتار پدر و مادر از رفتار آنان تقلید می کنند.چه بسا خانواده هایی که فرزندان خود را بر اساس موازین اخلاقی و اسلامی تربیت کرده باشند، ولی پس از وارد شدن آنها به محیط مدرسه و دانشگاه دچار انحراف و آلودگی بدحجابی شوند.بنده در نشستهای متعددی که با برخی مسئولان فرهنگی دانشگاهها و حتی با خود دانشجویان داشته ام، همه آنها به این نکته اشاره کرده اند که معمولا بسیاری از دختران در ابتدای ورود به دانشگاه از حجاب و پوشش خوبی برخوردار هستند، ولی به مرور زمان به آفت بدحجابی مبتلا می شوند.گرچه بررسی دقیق و تفصیلی این مسئله نیازمند تشکیل هسته های مختلف علمی با حضور روانشناسان و جامعه شناسان و افراد آشنا به محیط فرهنگی دانشگاه دارد، ولی آنچه اجمالا تردیدی در آن وجود ندارد فعالیت سازمان یافته برای منحرف کردن جوانان از طریق گسترش مفاسد اخلاقی در بین آنان است.یک دهه قبل مجله اکونومیست طرح مقابله با بنیاد گرایی اسلامی با محوریت اصلاحات سیاسی، اقتصادی و برداشتن حریم های اخلاقی، به ویژه در روابط دختر و پسر، را مطرح کرد.در سالیان اخیر نیز ترویج ابتذال به یکی از دغدغه های بنیادی بین المللی و گروههای داخلی تبدیل شده است.به عقب راندن چارچوبهای رسمی حجاب، ضرورت حریم شکنی حتی در مواردی چون هم جنس گرایی و روابط نامشروع، ایجاد شبهه در مورد آموزه های دینی در میان جوانان به ویژه دانشجویان از جمله کارهایی است که تشکیل های غیر مذهبی بدان پرداخته اند (276).
روشن است که این همه تلاشهای فرهنگی تخریبی بر ضد حجاب بر اساس این پیش فرض است که اگر ذهن و فکر افراد تغییر کند به دنبال آن لباس آنها تغییر خواهد کرد.
یکی از نویسندگان در زمینه تأثیر یعوض شدن فکر در عوض شدن لباس و پوشش می گوید: همچنین دختر خانمی که پز می دهد که با آخرین ارزشهای مدرن زن امروزی آرایش کرده، عقده حقارت پیدا می کند در برابر چی؟ در برابر رفیقش که به آن پوشش ایدئولوژیک فکری، آگاهانه و اعتقادی برگشته.چون احساس می کند که این در مرحله دیپلم و لیسانس و نیمه روشنفکری و ادای فرنگی درآوردن مانده و بازیچه ای است که دیگران ساخته اند و آن رفیقش کسی است که خودش همه چیز را انتخاب می کند.بنابراین شما طرز فکر افراد را عوض کنید آنها خودشان پوشش خود را انتخاب خواهند کرد (277).چون افکار و اندیشه های جوانان به عنوان حجاب و پوششهای درونی و باطنی تغییر پیدا کند، یقینا حجاب و پوششهای بیرونی و ظاهری آنان نیز تغییر پیدا خواهد کرد، چرا که به قول ضرب المثل معروف از کوزه همان برون تراود که در اوست.بنابراین، اگر حجاب ظاهری در بانوان همراه و هماهنگ با حجاب باطنی نباشد و قبل از استفاده از حجاب ظاهری حایل ها و حجابهایی همانند افکار و ایمان مذهبی عمیق بر اساس اعتقادات صحیح و مستحکم دینی در آنها به وجود نیامد صرفا از تشویق قبه حجاب ظاهری در پیشگری از بدحجابی و بی حجابی کار چندانی ساخته نیست، چون این صفات و ملکات و حالات درونی افکار و عقاید بانوان متدین است که به عنوان حجاب باطنی پرده و مانعی بر روی امیال و شهوتها و زرق و برقها و زینت های دنیوی می کشد و در نتیجه آثار خارجی آن به صورت حجاب ظاهری با انواع مختلف آن مثل حجاب در لباس و در رفتار، گفتار و معاشرت و... متجلی و آشکار می گردد.
حاصل اینکه مدرسه و دانشگاه نیز به تناسب چگونگی عملکرد و فضای فکری و فرهنگی محیط بر آن می تواند عامل گسترش و تحکیم حجاب و یا برعکس، عامل بدحجابی باشند.