فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

5.احتشام و هیبت معنوی :

پرسش : چگونه استفاده از چادر مشکی برای لباس و حجاب باعث احتشام و هیبت معنوی می گردد؟
پاسخ :
رنگ مشکی را تجار، پلیس و کشیشان روحانی بر تن می کنند تا مبین قدرت و اقتدار آنها باشد.افرادی که مایلند ظاهری سنت گرا و احترام برانگیز داشته باشند نیز از این رنگ در لباسهای خود استفاده می کنند(261).در برخی کتابهای روانشناسی رنگها آمده رنگ سیاه در بعضی موارد دلیل بر وقار و سنگینی و شیک پوشی است (262). رنگ مشکی نمایانگر قدرت و اقتدار است(263).بنابراین، خصوصیت دیگر رنگ مشکی آن است که باعث هیبت و تشخیص است و در میان رنگهای دیگر ابهت بیشتری دارد.به نظر می رسد به دلیل همین خصوصیت رنگ مشکی است که اغلب حاکمان و بزرگان برای اظهار جلال و جبروت خویش از لباسهای مشکی استفاده می کنند.
به علت همین ویژگی شکوه و هیبت و آقایی که در رنگ مشکی و سیاه نهفته است سواد (سیاهی) با سید و سیادت و سروری نه تنها در عالم لغت(264) که در جهان خارج نیز همراه هم هستند.به طور مثال در تاریخ اسلام نقل شده است که سید و سرور همه موجودات پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از عمامه مشکی استفاده می کردند(265).انتخاب رنگ مشکی برای عمامه سادات و زراری پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیه السلام) و نیز به اعتبار همین ویژگی احتشام و هیبت معنوی است (266).
افزون بر این، رنگ مشکی رنگ ابهت و ایجاد ترس نیز هست چون گاهی برای مضطرب نمودن دشمن از آن استفاده می شود.در تاریخ نقل شده است ابومسلم خراسانی برای پیشبرد مقاصد نظامی خود رنگ پرچم و لباس لشکریان خود را مشکی انتخاب کرد تا باعث رعب و وحشت لشکر رقیب خود گردد(267).
بنا به نوشته مجمع الفرس چاووشانی که در قدیم پیشاپیش مرکب شاهان حرکت می کردند و دورباش می گفتند، سیاه می پوشیدند تا مهیب نمایند و از همین رو به آنها چاووشسیاهپوش گفته می شد.
کتاب فرهنگ برهان قاطع در برابر واژه سیاهپوش آورده است:
شب گرد و عسس میربازار و میرشب را گویند و چاوش را نیز گفته اند و آن کسی باشد که در پیشاپیش پادشاه دورباش گویند و این جماعت در قدیم به جهت هیبت و صلابت و سیاست سیاه می پوشیدند(268).
با توجه به همین ویژگی، استفاده بانوان از حجاب و چادر مشکی در مواجهه با نامحرمان باعث نوعی احتشام و هیبت معنوی در آنان می گردد و همین احتشام و هیبت معنوی سبب می شود که مردان نامحرم در مواجهه با آنان حریم گیرند.
به رغم وجود فواید و آثار متعدد ذکر شده برای حجاب مشکی، در سالهای اخیر متاسفانه برخی مطبوعات به طور غیر منطقی با تمسک به شبهاتی، در جهت سست کردن پایه های حجاب اسلامی در ذهن زنان و بانوان و در نتیجه در راستای گسترش بدحجابی و بی حجابی گام برداشتند (269).
در اینجا به تناسب بحث مناسب است فقط به شبه کراهت چادر مشکی اشاره مختصری داشته باشیم، چون همانگونه که در مقدمه این اثر ذکر شد هنوز در برخی مطبوعات با تمسک نادرست به ظاهر برخی روایات عام و کلی (270)، کراهت داشتن چادر مشکی تبلیغ و ترویج می شود.در پاسخ این شبهه لازم است تأیید کنیم که بر اساس نظر مراجع تقلید پوشیدن چادر مشکی نه تنها برای بانوان کراهت ندارد(271)، بلکه طبق نظر برخی از آنها بهترین نوع حجاب است(272).

فصل سوم : برخی عوامل و آثار حجاب و بدحجابی :

الف. برخی عوامل حجاب و بدحجابی

1.خانواده عامل حجاب یا بدحجابی(273):

پرسش : چگونه خانواده می تواند عامل گسترش حجاب یا بد حجابی باشد:
پاسخ :
امروزه مادر خیابان و کوچه و بازار گاهی در کنار یک مادر با حجاب یک دختر بدحجاب را می بینیم، این پدیده به معنای این است که این مادر و در کل خانواده این دختر در انتقال فرهنگ حجاب به فرزندانشان موفق نبوده اند.و حال آنکه خانواده به عنوان اولین محیط رشد و نمو فرزند، درئ شکل گیری و تکوین عادت او تاثیر بسیار عمیقی دارد.فرزندان نه تنها از طریق تشویق های کلامی و غیر کلامی، بلکه از طریق الگو سازی نیز خود را با نقشهای ایده آل خانواده همکاهنگ می کند، اگر در خانواده ای والدین، مخصوصا مادر مقید به ارزشهای اسلامی باشد و به حجاب به عنوان یکی از ارزشهای اسلامی ارج نهد و فرزندان خویش را نیز به رعایت حجاب اسلامی تشویق کنند پایه های مستحکمی برای تربیت دختران با حجاب پی ریزی می کنند.به قسمتی از نامه یک مادر مقید به حجاب توجه فرمایید:
خداوند که مرا زن آفرید مسئولیت اداره و تربیت کودکان امروز و مردان فردای روزگار را به من سپرد و فرمود: تو رئیس روابط عمومی خانواده باش و با عواطف خداداد خویش به اعضای خانواده گرمی ببخش.از آن روز که به این مسئولیت و پست مهم خود واقف گشتم با خود عهد کردم که از لحظه ای از این تکلیف سر باز نزم و فکرم به جانب دیگر نرود و حتی نگذارم بی سبب، فکر دیگران به سوی من متمایل گردد.من که نمی توانم هر جوان بیکار و بیعاری که در خیابان و اداره و بازار دیدم از خودم برانم و به یکایک آنها بگویم اهل فساد و زشتی نیستم...به همین منظور با روسری و چادر کنایه آنان را هوشیار و هشدار داده ام تا بدانند که من اهل انحراف نیستم کو از مسئولیت همسری و مادری خویش برای هیچ و پوچ دست برنمی دارم من با این کار، هم خود را حفظ می کنم و هم آنها را، بر خلاف خانم های بی حجاب که نه هنر حفظ خویش دارند و نه قدرت دور کردن بلهوسان را از خود.من به دخترم تعلیم داده ام که هرگاه از خانه بیرون می رود اولا، لباس ساده و عادی بپوشند تا حس تمایل پسران را تحریک نکند و آنها را علیه خود بسیج ننمایند.ثانیا، چادری دور خود بگیرد بدون ادا و اطوار بدون رنگ خیره کننده و با حرکاتی موزون راه برود تا به آنها بفهماند که اگر قصد ازدواج با او را دارند باید به خانه اش آیند و در حضور پدر و مادر- نه در حاشیه خیابان و پارک - مقصد و پیشنهاد خود را اظهار کنند (274).برعکس و در خانواده هایی که از حجاب به عنوان یک ارزش تقدیر نمی شود فرزندان در معرض بد حجابی قرار می گیرند، چون گاهی الگو سازی به راحتی صورت نمی گیرد.به همین دلیل حتی گاهی از یک خانواده مذهبی دخترانی برمی خیزد که به رعایت حجاب اسلامی پایبند نیستند این امر می تواند به دلایل عدم هماهنگی تربیتی کانون خانواده، مثل عدم هماهنگی بین پیامهای تربیتی والدین یا برخی اعضای فامیل و یا عدم وجود شرایط الگوبرداری مناسب باشد.
از جمله شرایط الگوبرداری مناسب، مقام و موقعیت مدل و الگو، تقویت رفتار یادگیرنده توسط مدل و الگو و محبوبیت مدل الگو برای یادگیرنده است به این معنا که محبت بایستی بین والدین و فرزندان برقرار باشد تا اینکه به راحتی فرزندان از پدر یا مادر تقلید کنند.بنابراین، خشونت به خرج دادن در خانواده و سخت گیری نسبت به فرزندان در مورد رعایت ارزشهای اسلامی حجاب و افراطی عمل کردن، به احتمال زیاد نتیجه عکس می دهد.علاوه بر این هماهنگی در تقویت رفتارها نیز در تربیت فرزندان با حجاب بسیار ضروری است.مثلا اگر رفتار حجاب به وسیله مادر و پدر تقویت شود ولی به وسیله خاله و عمه تقویت نشود و آنها بدحجاب باشند، فرزند پیام متفاوت و متعارضی دریافت می کند و به راحتی نمی تواند رفتار خویش را جهت دهی نماید و به احتمال زیاد گیج و سرگردان می شود.
آنچه از تحقیقات بندورا بر می آید این است که علاوه بر مهر و محبت، مقام و موقعیت الگو نیز بسیار برای یادگیرنده و تقلید کننده تسهیل کننده است، پس پدر و مادر بایستی مورد احترام فرزند باشند تا فرزند آنها را به عنوان الگو بپذیرد و از آنها تقلید کند(275).
بنابراین، خانواده به تناسب چگونگی عملکردش می تواند عامل گسترش و تحکیم حجاب و یا برعکس، عامل بدحجابی باشد.