فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

4. چادر از نظر رنگ :

پرسش : چادر معمولا دارای چه رنگی است؟
پاسخ :
گرچه چادر از نظر رنگ به تناسب و اقتضای شرایط مکان و زمان و محیطهای مختلف ممکن است دارای رنگهای متفاوت باشد، ولی با این همه معمولا رنگ چادر بانوان در برخی کشورهای عربی همچون عراق و عربستان که از عبایه و چادر عربی استفاده می کنند، مشکی است، در کشور ایران نیز مخصوصا پس از پیروزی انقلاب اسلامی و روی آوردن بانوان به حجاب اسلامی زنان رنگهای تیره و مشکی را برای چادر خویش انتخاب کرده اند.به دلیل ملازمت چادر مشکی با وقار و متانت، رنگ چادر بانوان و دختران مؤمن و متدین در شهرهای مذهبی مثل، قم و مشهد و در محیطهای علمی و مذهبی مثل حوزه علمیه خواهران، مشکی است.و واقعیت خارجی نیز مؤید این است که بانوان مؤمن و مسلمانان فرهیخته خودشان نیز قبول دارند که رنگ مشکی چادر در تحقق حجاب اسلامی نسبت به دیگر رنگها، رنگی مؤثر و کارآمد است.
د.مقایسه تطبیقی جلباب و چادر:
پرسش : از مقایسه تطبیقی ویژگیهای جلباب و چادر چه نتیجه ای بدست می آید؟
پاسخ :
گذشت که از نظر مفهوم، جلباب و چادر در اینکه پوشش گسترده و بزرگی هستند که از بالای سر و روی لباسهای دیگر پوشیده می شوند و معمولا در بیرون منزل و در مقابل نامحرم از آن استفاده می شود مشترک هستند.همچنین آشکار شد که بر اساس دیدگاه صحیح، از نظر اندازه نیز جلباب و چادر یکسان و مشترک هستند و اندازه آن دو به گونه ای است که هر دو از بالای سر تا پایین پا را می پوشانند.با توجه به معنای ذکر شده برای یدنین در آیه جلباب و تطبیق آن با کاری که زنهای چادری هنگام استفاده صحیح از چادر انجام می دهند، معلوم شد که جلباب و چادر از نظر کارکرد نیز یکسان و مشترک هستند به گونه ای که آن دو همه قسمتهای بدن را در مواجهه با نامحرم می پوشانند.همچنین مشخص شد که بدلیل شواهد لغوی متعدد و همچنین به دلیل شواهد تاریخی که مؤید و و مبین تبادر ذهنی زنان عرب زمان نزول آیه جلباب می باشد، رنگ جلباب و چادر زنان عرب زنان نزول آیه مشکی بوده است و اکنون نیز رنگ اکثر چادرهای بانوان به ویژه در کشورهای مسلمان و عرب مثل عراق و عربستان و همچنین رنگ چادر بانوان مؤمن و متدین در کشور ایران به ویژه در محیطهای مذهبی مشکی است.بنابراین، جلباب و چادری که بانوان در بیرون منزل استفاده می کنند از نظر رنگ نیز اکثرا یکسان و مشترک هستند.
حاصل اینکه پس از مقایسه جلباب و چادر از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد، و رنگ آشکار می شود که جلباب و چادر از نظرهای ذکر شده همخوانی و تشابه بسیار نزدیکی با یکدیگر دارند به گونه ای که می توان ادعا کرد که حجاب حداکثری چادر مشکی دارای ریشه و منشاء قرآنی است و در قرآن مجید از چادر مشکی با لفظ جلباب تعبیر شده است.
ه.دلیل و حکمت استفاده از جلباب و چادر قرآنی :
پرسش : دلیل و حکمت استفاده از پوشش جلباب و حجاب حداکثری چادر مشکی از سوی بانوان چیست؟
پاسخ :
معمولا در کتابهای تفسیر و کتابهای مربوط به حجاب، درباره فلسفه و حکمت پوشش جلباب و حجاب حداکثری دو احتمال بیان شده است:
احتمال اول :
پوشش جلباب و حجاب حداکثری برای تمایز و جدایی زنان آزاد از زنان کنیز و برده بوده است.به زنان آزاد دستور داده شده که بدون جلباب و حجاب کامل از خانه خارج نشوند تا از کنیزان تشخیص داده شوند و مورد مزاحمت و اذیت جوانان مزاحم قرار نگیرند (208).این احتمال اشکال دارد چون لازمه آن این است که مزاحمت نسبت به کنیزان مانعی ندارد در حالیکه مزاحمت حتی در مورد کنیزان نیز گناه است پس منافقین نمی توانسته اند کنیز بودن را عذری برای اذیت کردن آنان بدانند(209).
یکی از قراین و شواهدی که نادرستی احتمال اول را اثبات می کند این است که عموم تعبیر نساء المؤمنیندر آیه جلباب، هم شامل زنان مؤمن آزاد و هم شامل زنان مؤمن کنیز می شود، بنابراین خارج کردن کنیزان از عموم آیه نیازمند دلیل واضح و روشنی است (210)،که وجود ندارد.
احتمال دوم :
دستور پوشش جلباب و حجاب حداکثری چادر مشکی برای تمایز و شناخته شدن زنان عفیف از غیر عفیف است، چون زن مسلمان باید آن چنان در میان مردم رفت قو آمد کند که علایم عفاف، وقار و پاکی در او هویدا باشد و به عفت شناخته شود و در این وقت است که بیماردلانی که به دنبال شکار می گردند از آنها مأیوس می گردند و فکر بهره کشی از آنها در خیالشان خطور نمی کند.زیرا معمولا جوانان ولگرد که معترض زنان جلف و سبک و لخت و عریان می گردند به آنها اعتراض می کنید که چرا مزاحم زنان می شوید؟
می گویند اگر دلش این چیزها را نخواهد با این وضع بیرون نمی آید (211).با استفاده از آخر آیه جلباب ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین می توان گفت یکی از فلسفه ها و حکمتهای حجاب حداکثری چادر این است که پوشش حداکثری نشانه ظاهری از صلاح و عفاف باطنی است و از این رو، عامل مهمی در مقابل آزار مزاحمان و در نتیجه باعث صیانت و حفاظت زنان می گردد.
فلسفه یاد شده برای حجاب حداکثری باعث روانشناسی در مورد کنترل محرکی و دادن سرنخ برای رفتار با دیگران نیز مطابقت دارد، زیرا پوشش بیشتر بانوان چادری به اصطلاح روانشناسان رفتارگرا، محرکی افراتی می شود بر تمایلات درونی ایشان که حاکی از عفاف و صلاح و سداد درونی است.البته نکته فوق لزوما دال بر این نیست که آنان حجاب را کاملا رعایت نمی کنند چنین عفاف و صلاح و سداد درونی را ندارند، بلکه منظور این است که آنان که از چنین محرک تفکیکی و افراتی استفاده نمی کنند رفتارشان می تواند غلط انداز باشد و به اصطلاح بدحجابی آنها به منزله چراغ سبزی است تا احیانا به وسیله افراد مزاحم بیشتر مورد اذیت قرار گیرند (212).خلاصه اینکه دست کم یکی از فلسفه های حجاب حداکثری چادر در اسلام، تهیه سرنخ اضافی توسط بانوان عفیف نسبت به افراد لاابالی و مزاحم است تا به این وسیله نگذارد افراد مزاحم فکر متلک گویی و احیانا چشم چرانی و اذیت کردن آنان را در خیال خود بپرورانند (213).
شایان ذکر است آنچه قبلا در ابتدای این فصل در مورد سبب نزول آیه جلباب نقل شده است نیز موید مطلب فوق است.علامه طباطبایی نیز پس از ذکر دو احتمال یاد شده احتمال دوم را پذیرفته اند (214).
و. جلباب و چادر مشکی حجاب هم شکل بانوان مسلمان :
پرسش : پوشش هم شکل (یونیفرم) بانوان مسلمان در بیرون منزل چیست؟
پاسخ :
از آنجایی که معمولا از نوع لباس افراد می توان پایگاه اجتماعی و خود آگاهی و نیز ارزیابی آنها از خودشان را حدس زد به همین جهت در مدارس سعی می شود کودکان از لباس و روپوش هم شکل استفاده کنند تا به این ترتیب از آنان فردیت زدایی شوند.و از احساس فردیت آنان بکاهند.یونیفرم(215)ها مثل لباسهای خلبانان، غواصان، آتش نشانها، رانندهها علاوه بر اینکه افراد را در برابر صدمات و آسیبها حفظ می کنند عامل شناسایی هم هستند، زیرا به سرعت هویت افراد را فاش می سازد.
در اسلام نیز در موسم حج، افراد از یونیفرم و لباسهای هم شکل احرام استفاده می کنند که نشانه ترک تعلقات دنیوی و سادگی و کنار گذاشتن لباسهای رنگارنگ دنیاست.بر اساس آیه جلباب می توان گفت جلباب و چادر مشکی پوشش هم شکل زن مسلمان در مواجهه با نامحرم و در بیرون از منزل است، تا نشانه ای باشد برای شناخته شدن زن مؤمن به عفت.در واقع همانگونه که لباسهای هم شکل و یونیفرم در دیگر اصناف و اقشار ماهیت افراد را مشخص می کنند جلباب و چادر مشکی نیز معرف شخصیت روحی و معنوی و علامت تقوا و عفت درونی بانوان مسلمان است.همین نکته مهم به شکل ظریفی در آیه جلباب اشاره شده است.
یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین (216)؛ ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو (هنگام خروج از منزل) چادرهای مشکی خود را بپوشند این کار برای اینکه (به تقوا و عفت) شناخته شوند و مورد اذیت و آزار (هوسرانان) قرار نگیرند بهتر است.
ز.جلباب و چادر پوشی، سیره عملی بانوان مسلمان:
پرسش : فاطمه زهرا (علیهاالسلام) و امیر المومنین کلثوم دختر حضرت علی (علیه السلام) و همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از چه نوع حجاب و پوششی استفاده می کردند؟
پاسخ :
در تاریخ نقل شده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در بیماری که منجر به رحلت آن حضرت شد از ابوذر درخواست کرد تا فاطمه زهرا (علیهاالسلام) را با خبر کند و ابوذر نیز دستور داد حضرت را امتثال می نماید وی به عنوان یک گزارشگر تاریخی نحوه پوشش حضرت زهرا (علیهاالسلام) را اینگونه توصیف می کند :
فلبست جلبابها و خرجت(217)؛ حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) جلباب و چادر خود را پوشیدند و از منزل خارج شدند.
همچنین یکی از حوادثی که بیانگر مقدار حجاب حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) در بیرون از منزل و در مواجهه با نامحرم است، نحوه و روش آمدن ایشان به مسجد برای دفاع از قضیه فدک است.در داستان غم انگیز غصب فدک آمده است وقتی ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند که حضرت را از فدک محروم نمایند، ایشان با پوشش خاصی به مسجد آمدند.راوی داستان شکل خاص حجاب حضرت را اینگونه توصیف می کند:
لاثت خمارها علی رأسها و اشتملت بجلبابها و اقبلت فی لمة من حفدتها و نساء قومها(218)؛ حضرت زهرا (علیهاالسلام) هنگام خروج از منزل مقنعه را محکم به سر بستند و جلباب و چادر خود را به گونه ای به تن کردند که تمام بدن آن حضرت را پوشانده بود و گوشه های آن به زمین می رسید و در حالیکه به همراه گروهی از نزدیکان و زنان قوم خود بودند به سوی مسجد حرکت نمودند.
همچنین در گزارشهای تاریخی دیگری نقل شده است:
تجلببت و تبرقعت ببرقعها و ارادت النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) (219)؛ حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وقتی می خواستند از خانه خارج شوند و نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بروند از پوشهای خاص مثل جلباب (چادر) و برقع (پوششهای مخصوص چهره) استفاده می کردند.
در قضیه تاریخی دیگری جابربن عبدالله انصاری نحوه پوشش حضرت فاطمه (علیهاالسلام) را اینگونه نقل کرده است:
عن ابی جعفر (علیه السلام) عن جابربن عبدالله انصاری خرج رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یرید فاطمه (علیهاالسلام) و انا معه فلما انتهیت الی الباب وضع یده علیه فدفعه (فرفعه) ثم قال: السلام علیکم، فقالت فاطمة: علیک السلام یا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: أادخل؟ قالت: ادخل یا رسول الله، قال: و من معی؟ فقالت: یا رسول الله لیس علی قناع، فقال: یا فاطمة خذی فضل ملحفتک (220) فقنعی به راسک فعلت (221)؛ امام محمد باقر (علیه السلام) از جابربن عبدالله انصاری اینگونه نقل کرده است که: رسول خدا از خانه خارج شد و می خواست به خانه فاطمه زهرا (علیهاالسلام) برود من (جابر)نیز به همراه حضرت بودم هنگامیکه به در خانه رسیدیم حضرت دست خود را بر روی در گذاشتند و در را باز کردند و به فاطمه سلام کردند و ایشان نیز پاسخ سلام حضرت را دادند سپس حضرت فرمود: داخل شوم؟ حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) گفتند داخل شوید ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دوباره پیامبر فرمودند آیا به همراه کسیکه با من است داخل شوم؟ حضرت فاطمه در جواب گفتند سرم برهنه است حضرت فرمودند ای فاطمه سرت را با مقدار اضافه چادرت بپوشان.او نیز این کار را کرد.
همچنین در مورد دیگری نقل شده است:
دعا رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فاطمة(علیهاالسلام) فاجابته فی عبائه (222)؛ پیامبر خدا حضرت فاطمه (علیهاالسلام) را صدا زدند و ایشان در حالیکه عبائه و چادری به تن داشتند پاسخ حضرت را دادند.
همچنین روایت شده است :
ان علیا (علیه السلام) استقرض من یهودی شعیرا فاسترهنه شیئا فدفع الیه ملائة(223) فاطمة (علیهاالسلام) رهنا(224)؛ حضرت علی (علیه السلام) از فردی یهودی خواست مقداری جو به او قرض بدهد.فرد یهودی نیز از حضرت خواست چیزی رهن و گرو بگذارد حضرت علی (علیه السلام) نیز چادر فاطمه زهرا (علیه السلام) را نزد یهودی رهن گذاشتند.
محدث نوری نیز ضمن بیان یک واقعه تاریخی نحوه پوشش حضرت فاطمه (علیهاالسلام) را اینگونه نقل کرده است:
لبست فاطمة(علیهاالسلام) شملة من صوف، قد خیطت اثنی عشر مکانا بسعف النخل (225)؛ حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) چادری از پشم پوشیده بودند که دوازده قسمت آن با لیف خرما دوخته شده بود.
به نظر می رسد اینکه برخی از محققین گفته اند فاطمه زهرا (علیهاالسلام) چادری بافته شده و دوخته شده از لیف خرما داشته اند (226)، ناظر به همین روایت است، در تاریخ در موارد متعددی نقل شده است که افرادی مثل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیه السلام) نیز از شمله استفاده می کرده اند.مثلا نقل شده است : کان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یلبس الشملة(227).از دقت در ریشه لغوی واژه شمله (228) آشکار می گردد که شمله به معنای پوشش بلند و سرتاسری بوده است چیزی شبیه چادر و عبا که هم مردان و هم زنان از آن استفاده می کرده اند.
افزون بر فاطمه زهرا (علیهاالسلام)، ام کلثوم دختر حضرت علی (علیه السلام) نیز از جلباب و رداء که به معنای چادر هستند، استفاده می کرده اند(229).
همسران پیامبر از جمله عایشه نیز از پوشش جلباب و عبائه و چادر استفاده می کرده اند(230).
پرسش : آیا علاوه بر زنان اهل بیت (علیه السلام) بانوان مسلمان دیگر در صدر اسلام و پس از آن از حجاب حداکثری جلباب و چادر استفاده می کرده اند؟
پاسخ :
علاوه بر فاطمه زهرا (علیهاالسلام) و دیگر زنان اهل بیت (علیه السلام) و همسران ایشان زنان عرب نیز به تأسی از آنها از پوشش جلباب استفاده می کرده اند که قضایای تاریخی ذیل اثبات کننده این مدعاست:
1.قالت عائشة: جائت امرأة رفاعة القرظی رسول الله و انا جالسةو عنده ابوبکر فقالت یا رسول الله انی کنت تحت رفاعة فطللقی و بث طلاقی فتزوجت بعد عبد الرحمن بن زید و انه و الله ما معه یا رسول الله الا مثل هذه الهدبه و اخذت هدبة من جلبابها(231)؛ عایشه نقل کرده است که من و ابوبکر در حضور پیامبر خدا بودیم که همسر رفاعه قرظی نزد او آمد و گفت: ای رسول خدا من زوجه رفاعه بودم او مرا طلاق داد و با تکرار سه بار صیغه طلاق، طلاق مرا قطعی کرد بعد از رفاعه به زوجیت عبدالرحمن بن زید در آمدم و حال آنکه به خدا قسم او چیزی ندارد مگر مثل ریشه این چادر.
دزی مؤلف فرهنگ البسه مسلمانان پس از نقل قضیه فوق می گوید : به موجب آنچه جوهری در صحاح گفته جلباب همان ملحفه است و ملحفه به معنای چادر بزرگ است (232).
2.عند ما حث النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) النساء علی الخروج الی الصلاة العیدین لیشهدن الخیر و دعوه المسلمین سألته احداهن: اعلی احدنا بأس اذا لم یکن لها جلباب لاتخرج؟ قال: لتلبسها صاحبتها من جلبابها(233)؛ هنگامیکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بانوان را تشویق کرد تا برای شرکت در دو نماز عید فطر و قربان از منزل خارج شوند و در مراسم خیر و دعای مسلمین حاضر شوند، یکی از آنها از پیامبر سؤال کرد: آیا اگر یکی از ما جلباب و چادر نداشته باشد و از منزل خارج نشود اشکالی دارد؟ پیامبر فرمود: باید دوست و خواهر دینی اش با جلباب و چادر خویش او را بپوشاند.
علاوه بر این در برخی احادیث نیز آمده است برای شرکت در نماز عید زنان جلباب و چادر از یکدیگر عاریه و امانت بگیرند (234).
نکته قابل تذکر اینکه از احادیث یاد شده به روشنی فهمیده می شود که جلباب و چادر، پوششی بوده است که غالبا هنگام بیرون رفتن از خانه استفاده می شده است و بدون جلباب و چادر بانوان مسلمان و مؤمن از منزل خارج نمی شده اند.
3.ان الحولاء کانت امرأة عطارة لآل رسول الله فلما کانت یوما من الایام امرها زوجها بمعروف فانتهر ته فامسی و هو ساخط علیها.فلما اصبح قضت (صلاتها)و تبرقعت و اخذت علی رأسها رداء و خرجت سائرة الی دار رسول الله (235)؛ حولاء زنی بود که به خاندان رسول خدا عطر می فروخت، روزی همسرش او را امر به معروف کرد و حولاء از این کار ناراحت شد و در نتیجه شوهرش از دست او عصبانی گشت.وقتی صبح شد نمازش را خواند و با حجاب برقع (پوشش چهره) و ردا به سمت خانه رسول الله حرکت کرد (تا قضیه اتفاق افتاده بین خود و شوهرش را برای رسول خدا تعریف کند).
رداء که در قضیه تاریخی فوق آمده است به معنای جلباب و چادر است، چون قبلا در بحث مفهوم و اندازه جلباب گفته شد که یکی از الفاظ مترادف جلباب ذر زبان عربی (رداء) است و به همین دلیل ابن عباس شاگرد امام علی (علیه السلام) در تفسیر قرآن در مورد معنی جلباب گفته است: الرداء الذی یستر من فوق الی اسفل (236).
علاوه بر موارد فوق در تاریخ اسلام، نمونه های دیگری نیز درباره استفائه بانوان از پوشش چادر نقل شده است که ذکر همه آنها باعث اطاله کلام می گردد و ما برای نمونه فقط به پوشش و حجاب چادری بانوان در برخی از دوره های تاریخ اسلام اشاره ای کوتاه می کنیم.در مورد لباس زنان دوران خلفای راشدین تا پایان حکومت اموی (11-132هق)نقل شده است که زنان در این دوران لباس سراسری که روپوشی چادر مانند بود بر تن می کردند، این چادر سیاه رنگ بود همچون دوران پیامبر و یا نوعی طیلسان (237)کبود رنگ بود (238).
در مورد لباس زنان دوران خلفای عباسی (132-656هق)ننیز در تاریخ نقل شده است که زنان این دوره از حجابی که سرتاسر بدن را می پوشاند و معمولا سیاه رنگ بود استفاده می کردند (239).این سیره اسلامی چادرپوشی بانوان، در بسیاری از دوره های تاریخی دیگر نیز وجود داشته است.گرچه طبیعی است که چون اساسا پوشش یک مقوله فرهنگی و متأثر از آداب و رسوم اقوام مختلف و روحیه مدگرایی است به اقتضای تغییرات زمانی و مکانی در نوع، مدل و رنگ آن برخی تغییرات صورت پذیرد (240).
بنابراین، با مطالعه کیفیت پوشش در تاریخ اسلام پی خواهیم برد که استفاده از پوشش کامل و حداکثری چادر مشکی در خارج از منزل و در مواجهه با نامحرم در بین بانوان مؤمن و مسلمان که اطاعت از خاندان وحی را باعث افتخار خود می دانسته اند به عنوان یک سیره اسلامی وجود داشته است و به نظر می رسد منشاء شناخت پیدایش و گسترش این سیره اسلامی نیز الهام بانوان از آیه جلباب و الگو پذیری از بانوان خاندان اهل بیت همچون فاطمه زهرا(علیهاالسلام)، و ام کلثوم(علیهاالسلام) و همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است.
افزون بر این، مطالعه گزارشهای سفرنامه نویسان فرنگی که در دوره های حکومت های مختلف به ایران سفر کرده اند نیز به خوبی نشان می دهد که استفاده از حجاب و پوشش در شکل چادر به ویژه چادر مشکی در بین زنان مسلمان ایران نیز از عمق و ریشه تاریخی طولانی و گسترده برخوردار بوده است که ما فقط به نقل یک نمونه تاریخی اکتفا می کنیم:
کلودانه که در زمان مظفرالدین شاه قاجار در ایران به سر می برده است به عنوان یک گردشگر اروپایی می نویسد:
به طور طبیعی و بنا به عادت یک مرد اروپایی، من زنان را با کنجکاوی و در عین حال توجه بیشتری نگاه می کردم.البته فقط نگاه می کردم.بی آنکه چیزی ببینم! به نظر من زنان ایرانی، بیش از تمام کشورهای مشرق زمین مقید به حجاب اند و با دقت و وسواس، قد و بالا و چهره خود را می پوشانند.وقتی از منزل خارج می شوند سرتا پای خود را در چادر سیاه بزرگی که از پارچه ای نسبتا لطیف، اما بی هیچ زیبایی و ظرافتی درست شده است می پیچند این چادر در قسمت بالا، یعنی در محلی که معمولا صورت قرار دارد از هم باز می شود، اما زن ایرانی دوست ندارد حتی چشمان خود را به کسی نشان دهد به همین جهت نیز در جلوی چهره خویش، دستمال بلند سفیدی که بالای آن مشبک است، می آویزد... شما در کوچه وبازار، زنانی را مشاهده می کنید در حالیکه خود را در چادر سیاه پیچیده اند و روبندی سفید بر چهره آویخته اند.به راه خود می روند این زنان زشت اند یا زیبا و پیرند یا جوان معلوم نیست این معمای پیچیده در پرده در برخورد اول نوعی خشم آویخته با کنجکاوی در مردان اروپایی به وجود می آورد(241)... .
ح.فواید چادر پوشی بانوان:
پرسش : چادرپوشی بانوان دارای چه فواید و مزایایی است؟
پاسخ :
چادر بهترین پوششی است که زن می تواند که همه اندام خود را با آن بپوشاند و جلو هرگونه تحریک جنسی را بگیرد، در حالیکه پوششهایی مانند مانتو این خصوصیت را ندارند، زیرا آن وقار و معنویتی که در چادر مخصوصا چادر مشکی هست در مانتو نیست.و مانتو حتی اگر بلند و گشاد باشد باز مقداری سبب نمایان شدن اندام و برجستگی های بدن زن می شود و به همین دلیل بانوان مانتوپوش سریع تر نظر بیگانه و نامحرم را به طرف خود جلب می کند.
خانم مرضیه حدیده چی می گوید:
من وقتی (همراه امام خمینی)از فرانسه آمدم، مانتو شلوار تنم بود.در مهران پایم صدمه خورده بود و هنووز عصایی زیر دستم بود.با آن مانتو شلوار خدمت امام رسیدم تا از جنگ در منطقه مهران گزارش بدهم.ایشان فرمودند: شما چادر ندارید؟ بگویم احمد برایتان یک چادر بخرد؟ گفتم؛ نه حاج آقا! چادر دارم، اما چون به کوه می رفتم و اسلحه روی دوشم و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم آویزان بود گاهی هم سه پایه تیر بار را هم روی؛وشم می گرفتم و از کوه بالا می رفتم، این بود که اگر چادر هم به سر می کردم دیگر خیلی مشکل بود.فرمودند: چادر برای زن بهتر است.من هم از همان جا آمدم و چادر سر کردم و دیگر برنداشتم (242)
علاوه بر این از آنجایی که حداقل حجاب شرعی بانوان بنا بر نظر مشهور فقها پوشاندن همه بدن به جز صورت و کفین است، هیچ تردیدی نیست که چادربهترین مصداق برای تحقق حد شرعی و اسلاممی حجاب است و به نظر می رسد به همین دلیل برخی فقها برجسته معاصر مثل امام خمینی در پاسخ نزدیک به ده استفتاء و پرسش از ایشان تصریح کرده اند که پوشیدن چادر بهتر است (243).
افزون بر این، یکی از فواید بسیار مهم چادر ایرانی این است که بیش از هر پوششی دیگری بانوان را برای روگرفتن در برابر نگاههای آلوده نامحرم توانا می سازد.و واضح است که در حجابهایی مثل مانتو این ویژگی وجود ندارد.همچنین چادر زیبایی های جسمانی و مادی زن را می پوشاند و به او زیبایی معنوی و ملکوتی می دهد و باعث آرامش بخشی به بانوان است و این واقعیتی است که حتی افراد بی حجاب نیز به آن معترف هستند.حادثه تاریخی زیر اثبات کننده این ادعاست.
در زمان طاغوت زنی از کشور ترکیه که در فسق و فساد به نام بود برای اجرای یک نمایش در ایران به فرودگاه مهرآباد تهران وارد شد و جمعیت فراوانی به استقبال این زن آمدند یک روز که برای او برنامه گردش می گذارند همین طور که در خیابانهای تهران گردش می کند زنی را با چادر می بیند و می گوید: این زن چرا این طوری است؟ می گویند: این خانم چادر به سر دارد.او ممی گوید: من می خواهم با او صحبت کنم.پیاده می شود و به آن زن می گوید این چی روی سرت انداختی؟ پاسخ می دهد این حجاب من است.می گوید: آیا می شود یک دقیقه به من بدهی تا به سرم بیاندازم؟ پاسخ می دهد نه من که نمی خواهم چادر را در انظار عمومی از سرم بردارم این جا نمی شود.
می گوید: کجا می توانم این چادر را به سر کنم؟ پاسخ می دهد باید جایی برویم که در دید نامحرم نباشیم.به جای مخصوصی می روند و این خانم ایرانی چادرش را به آن زن می دهد که به برهنگی و فساد مشهور بود.و او چادر را به سر می اندازد و می گوید: عکس مرا بیندازید تنها در لحظه ای که در زندگی احساس آرامش کردم همین لحظه بود که در چادر بودم.عکس این خانم را با همین چادر در تمام مجلات زن زمان طاغوت منتشر کردند(244).
علاوه بر این چادر پوششی دینی، ملی و انقلابی بانوان مسلمان ایرانی است، همه ما یادمان هست که در دوران قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، چگونه بانوان مسلمان با چادر مشکی در راهپیمایی ها حضور یافتند.
زنان در اوایل انقلاب و در بحبوحه پیروزی آن با چادر مشکی شان در راهپیمایی ها تصویری را خلق کردند که سوژه ای برای تصویربرداران و عکاسان خارجی شد تا آنجا که یکی از عکاسان خارجی در توصیف آن می گوید: زنان ایرانی با چادر مشکی مانند دریایی بودند که رژیم شاه را بلعیدند (245).
حضور زنان با چادر مشکی در اصل پیروزی و ادامه انقلاب اسلامی نقش مؤثری داشته و دارد.بنابراین، چادر مخصوصا چادر مشکی بیان کننده دیانت، ملیت و انقلابی بودن بانوان مسلمان و حکایتگر استقلال فرهنگی بانوان ایرانی در زمینه پوشش است، بلکه می توان گفته چادر به منزله پرچمی است که نشانه حیات اجتماعی اسلام است و مسئولیت و افتخار برافراشته نگه داشتن این پرچم همچنان بر دوش بانوان مؤمن و مسلمان است.
ط.فواید حجاب با رنگ مشکی

1. پوشانندگی بیشتر :

پرسش : آیا رنگ مشکی خاصیت پوشانندگی بیشتری دارد؟
پاسخ :
تردیدی نیست عوامل مختلفی در لباس مانند نازک نبودن، گشاد بودن و نوع رنگ در تأمین پوشش بیشتر مؤثر هستند.در بین رنگها، رنگهای تیره و مشکی در تأمین حجاب حداکثری بانوان در بیرون منزل موثر هستند؛ چون رنگهای تیره و مشکی موجب استتار و پوشانده شدن بیشتر اشیای دیگر و مانع از دیده شدن آنها می شوند.مثلا چشم در تاریکی جایی را نمی بیند و پارچه یا پرده مشکی بیشتر و بهتر اشیایی که در پس آنها قرار دارد را می پوشاند و به نظر می رسد به همین دلیل است که بانوان عفیف و هوشمند مسلمان و مومن رنگ لباسهای رویی مانند چادر، مانتو و مقنعه را از رنگهای تیره مثل، مشکی و قهوه ای و یا سرمه ای برمی گزینند و از رنگهای روشن و جذاب و بازکننده چشم دوری می کنند تا اندامشان از چشم نامحرمان پوشیده تر باشد (246).
علاوه بر این، رنگ مشکی پوشاننده رنگهای دیگر نیز هست و زیر آن هر لباس رنگی دیگری باشد را می پوشاند.ضرب المثل معروف بالاتر از سیاهی رنگی نیست نیز اشاره به همین واقعیت دارد که رنگ سیاه سید و آقای رنگهای دیگر است و تمام رنگهای دیگر محکوم و مقهور آن هستند و در مقابل آن رنگ می بازند.
قرآن مجید نیز می فرماید: یغشی اللیل النهار(247)؛ پرده سیاه و تاریک شب، روز روشن را می پوشاند.در یکی از تفاسیر در ذیل این آیه آمده است، ساکنان زمین پس از تحمل چندین ساعت تاریکی و سرما طالب نور و گرما می شوند و روز با نور و گرمای خود آنها را زیر پوشش گرفته و در آنان تحرک می آفریند همچنین آنان پس از تحمل چندین ساعت گرما و رنج و کار و فعالیت روزانه طالب سکون و آرامش شب می شوند و شب ساکنان زمین را در چادر سیاه و مشکی خود می پوشاند(248).
در آیه دیگر خداوند فرموده است: و جعلنا اللیل لباسا(249)؛ پرده سیاه و تاریک شب را به منزله لباس و پوشش قرار دادیم.در این آیه شریفه تاریکی شب به یک پرده و پوشش گسترده تشبیه شده است که همه اجسام دیگر را می پوشاند.همان گونه که جلباب و چادر مشکی تمام بدن و لباسهای دیگر بانوان را در مواجهه با نامحرم می پوشاند.
پرسش : رنگ مشکی و سفید از نظر روانشناسی چه تفاوت عمده ای با یکدیگر دارند؟
پاسخ :
در روانشناسی رنگها آمده است: رنگ سیاه به معنای نه و رنگ سفید به معنای بلهاست.سفید به صفحه خالی می ماند که داستان را باید روی آن نوشت، ولی سیاه نقطه پایانی است که هر فراسوی آن چیزی وجود ندارد(250).
یک خانم روانشناس نیز در همین زمینه گفته است: در روانشناسی رنگها چیز جالبی خواندم که وقتی انسان به یک چیز سپیدی نگاه می کند احساس می کند انگار به آن چیز نزدیکتر می شود، اما وقتی چیز مشکی می بیند احساس می کند که از او دور می شود.آن موقع من گفتم پس چه بهتر هر وقت یک مرد من را می بیند فکر کند که من دارم از او دور می شوم (251).
تجربه زندگی روزانه نیز تأیید می کند که رنگ سیاه چشم را می زند و رنگ سفید آن را جلا می دهد، با توجه به اینکه یکی از شرایط حجاب اسلامی بانوان این است که نگاه نامحرمان را به خود جلب نکند.حال سوال این است که اگر بانوان حجاب و چادر مشکی بپوشند، که توجه بینندگان نامحرم را جلب نمی کند، بهتر است یا رنگ سفید که چشمها را جلا می دهد و توجه ها را به آنها متمایل می سازد؟ پاسخ این است که چون رنگ مشکی اثر تخفیف و کاهش تحریکهای روحی و روانی را به دنبال دارد، و رنگی صامت و غیر محرک است و عکس العمل حاد و مهمی در بیننده ایجاد نمی کند از این رو، یکی از بهترین وسایل تخفیف عکس العمل های روانی است و نه تنها وسیله جلب توجه دیگران نمی شود، بلکه کمک به انصراف و عدم توجه نیز می کند.به همین دلیل در مواجهه با جنس مخالف و غیر محارم، استفاده از حجاب مشکی به خصوص به صورت چادر مشکی برای بانوان اثرات مطلوبی از نظر تخفیف حالات و امیال جنسی دارد.خداوند در سوره نور ضمن تعلیم و آموزش حدود مراقبتهای اولیه در نحوه مواجهه با غیر محارم، خطاب به زنان می فرماید:
و کلا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن(252) و نباید زنان پای خود را چنان به زمین بکوبند که صدای زینت آلاتشان شنیده شود (و سبب تحریک نامحرم گردد.)
بنابراین، بر اساس این آیه می توان گفت چون حجاب و لباسهای رنگارنگ نیز سبب جلب توجه نامحرم و سبب تحریک جنسی می گردد مطلوب نیست و در مقابل چون حجاب با چادر مشکی باعث جلب توجه نمی گردد، بلکه برعکس، سبب انصراف نظر نامحرمان می گردد مطلوب است (253).و به نظر می رسد به همین دلیل است که معمولا بانوانی که اعتقاد راسخ جبه لزوم پوشیدگی بیشتر در مواجهه با نامحرم دارند رنگ مشکی را از میان رنگهای دیگر بیشتر می پسندند زیرا این رنگ بانوان را بیشتر و بهتر می پوشاند(254).

2.نگاه شکنی :

در روانشناسی رنگها گفته می شود رنگ سیاه نشان دهنده ترک علاقه یا انصراف نهایی است.از این رو، کسی که حجاب و چادر مشکی می پوشد رنگ مشکی حجاب و چادر او دائما جلوه و نمادی خود را نفی می کند وخود را از نگاههای دیگران دور می دارد، فرد دارای حجاب و چادر مشکی به نگاههای نامحرم می گوید هیچ جایگاهی برای نگاه در من وجود ندارد من کاملا از شما منصرف و روی گردانم و نگاه شما به سوی من به جز خسران حاصلی ندارد.
از سوی دیگر، وقتی رنگ مشکی در کنار رنگ دیگری قرار می گیرد تأثیر آن رنگ را تقویت و خصلت آن را تأیید می کند.به عنوان مثال اگر یک پنجره رنگین در کنار میز سیاهی قرار بگیرد هر بیننده که به آن سو بنگرد نگاه او ناخودآگاه به طرف آن پنجره جلب خواهد شد و اصلا به صفحه سیاه میز توجهی نخواهند کرد.این امر بدان جهت است که رنگ سیاه میز خاصیت جلوه نمایی خود را نفی کرده و در عوض خاصیت رنگ آن پنجره را تقویت نموده است همچنین وقتی خانمی چادر مشکی به سر می کند و در خیابان راه می رود ناظری که از دور به او و اشیای رنگی اطراف مثل ماشینها و مغازه ها و چیزهای دیگر نگاه می کند بی اختیار اشیاء رنگی نظر او را به خود جلب می کند و بسیاری از اوقات اصلا به رنگ مشکی چادر توجهی نمی کند و رد می شود.به همین دلیل بانوانی که می خواهند به بهترین نحو عفت و پاکدامنی خود را حفظ کنند و از نگاههای آلوده در امان باشند از حجاب و چادر مشکی استفاده می کنند(255).
بنابراین چادر مشکی از نظر تاثیر قابل توجهی که در انصراف نگاه نامحرمان و در نتیجه پیشگیری از تحرکات جنسی دارد یکی از بهترین شکلهای حجاب اسلامی است، زیرا بانوان در مواجهه با نامحرمان به وسیله آن به طور یکنواخت و در عین حال به روش ساده و معمولی و به دور از تجمل بدن خود را می پوشاند (256).