فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

4 . جلباب از نظر رنگ :

پرسش : آیا شواهد و قراینی بر تعیین رنگ جلباب قرآنی وجود دارد؟
پاسخ :
شواهد و قراین متعددی لغوی و تاریخی تأیید می کند که رنگ جلباب قرآنی مشکی بوده است.قبلا در بحث معنای جلباب بیان شد که جلباب از ریشه لغوی جلب به معنای یک نوع پوشش تام و کامل است که در فارسی چادر نامیده می شود.کتاب لغوی معجم الوسیط نوشته است: الجلب من کل شی غطائه و من اللیل ظلامه (186)؛ جلب از هر چیزی به معنای پوشش و پرده آن است و مراد از جلب لیل نیز پرده تاریک و چادر شب است.
ابن منظور در کتاب لغوی لسان العرب نیز گفته است:
جلابیت اللیل : استاره اللظلمة (187)؛ مراد از جلبابهای شب پرده های تاریک شب است.
بعضی دیگر از نویسندگان کتاب های لغت مثل فیروز آبادی (188)، شرتونی (189)و صفی پور(190)نیز ذکر کرده اند که جلب لیل به معنای پرده و چادر سیاه شب است.برخی کتابهای لغوی معتبر اصیل مانند تهذیب اللغه(191) و لسان العرب (192) نیز پس از ذکر این مصراع از شعر عربی و جلب اللیل یطرده النهار؛ روشنایی روز پرده و چادر مشکی شب را از بین می برد، تصریح کرده اند که : اراد بجلب اللیل : سواده؛ یعنی شاعر در این شعر از جلب لیل پرده و چادر مشکی و سیاه شب را قصد کرده است (193).
علاوه بر قوانین و شواهد فوق، در برخی از کتابهای که درباره انواع لباسهای اسلامی نوشته شده است نیز جلباب به پرده و پوشش گسترده مشکی که بانوان روی لباسهای دیگر می پوشند معنا شده است (194).علاوه بر این، برخی قراین و شواهد تاریخی نیز اثبات می کند که رنگ جلباب قرآنی مشکی بوده است با این توضیح که قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است تا برای همه مردم خصوصا مردم عرب عصر نزول قابل فهم باشد.بنابراین باید بررسی نمود زنان مؤمن عرب عصر نزول مخاطب آیه از واژه حجاب چه برداشتی داشته اند و تبادر ذهنی آنها از این واژه چه بوده است؟ و به عبارت دیگر چه معنا و مفهومی از جلباب به ذهن آنها سبقت و پیشی گرفته است.در کتاب سنن ابی داود از ام سلمه، همسر گرامی پیام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قضیه تاریخی نقل شده است که مبین تبادر ذهنی زنان عرب است و آن قضیه این است که وقتی آیه جلباب یدنین علیهن من جلابیبهن (195) نازل شد، زنهای انصار از خانهایشان خارج شدند در حالی که پوششهای مشکی داشتند گویی که کلاغ بالای سر آنها نشسته است (196).
در کتاب عون المعبود شرح سنن ابی داود، در توضیح قضیه یاد شده آمده است : چون پوششهایی که زنان انصار به عنوان جلابیت از آن استفاده کرده بودند دارای رنگ مشکی بوده است، پوشش آنان به کلاغ شبیه شده است (197).و به نظر می رسد این تشبیه به دلیل این است که اساسا در ریشه واژه غراب (کلاغ) معنای سواد و مشکی اخذ شده است (198).
تفاسیر مهمی مانند تفسیر المیزان، تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی آلوسی و بسیاری از تفسیرهای دیگر در ذیل آیه جلباب جریان تاریخی فوق را نقل کرده اند (199).لازم به تذکر است که سکوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مقابل رنگ مشکی پوشش زنان انصار، نیز دلیل بر تقریر و تایید حجاب با چادر مشکی از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.افزون بر قضیه تاریخی فوق، گزارشهای تاریخی ذیل نیز استمرار حجاب و پوشش چادر مشکی در قرنهای پس از صدر اسلام را ثابت می کند.دزی صاحب کتاب معتبر فرهنگ البسه مسلمانان که تحقیقهای زیادی در زمینه نحوه پوشش مسلمانان انجام داده است به نقل از تورنر در کتاب یاداشتهای یک سیاحت در غرب می گوید : زنان طبقه بالاتر چه مسلمان چه مسیحی هنگام بیرون شدن از خانه، خود را در یک روپوش ابریشمی سیاه می پوشند.وی همچنین به نقل از بوکینگهام در کتاب مسافرتهایی در بین النهرین می نویسد : زنان دیار بکر گاهی چادر بزرگی از ابریشم - که در میان زنان توانگر قاهره مرسوم است - می پوشند (200).
پس از بررسی جلباب از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ اکنون مناسب است چادر را نیز از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد، و رنگ بررسی نماییم تا مقایسه آن دو با یکدیگر آسان شود.
ج.چادر از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ :

1. چادر از نظر مفهوم :

پرسش : چادر دارای چه معنا و مفهومی است؟
پاسخ :
کلمه چادر واژه ای است پهلوی (201) که به دو صورت چادر و چادر به کار رفته است.در کتاب های لغت دقیقا بر منشا فارسی و ایرانی بودن این واژه اشاره شده است.در کتاب فرهنگ لغت فارسی درباره معنا و مفهوم چادر آمده است : چادر بالا پوشی است که زنان روی سر اندازند و همه اندام آنان را می پوشاند (202)، جامه رویین زنان، جامه بی آستین، و زیرین زنان که تمام سر، تن پای، دست را از نظرها مستور دارد؛ پارچه ای است عریض و طویل که زنها آن را سر می کنند، ردای زنان، بالاپوش، پرده، حجاب.در مثل گویند : خانه نشستن بی بی از بی چادری است.برخی از الفاظ مترادف و متشابه با معنای چادر عبارتند از: ملحفه، ازار، (203) ردا، طیلسان، ملائه.لغت نامه دهخدا پس از ذکر این تعابیر لفظ چادر را این گونه معنا می کند: چادر پارچه ای است که زنان برای پوشانیدن چهرهها و دستها و سایر اعضا و البسه بر روی همه لباسها پوشند (204).
همانگونه که آشکار است این معنا برای واژه جلباب دقیقا همان معنایی است که ایشان برای واژه چادر بیان کرده است.بنابراین، آشکار می گردد که جلباب و چادر از نظر این کتاب لغت معروف به یک معنا هستند.
در این کتاب لغت، دهخدا اشعار زیادی را از شعرای دوره مختلف ادبیات فارسی مثل رودکی، فردوسی، ناصر خسرو، اسدی، منوچهری، فخرالدین اسعد، ارزقی، خاقانی، مولوی، سعدی و... ذکر کرده است که در آنها لفظ چادر به کار رفته است (205).
استعمال گسترده لفظ چادر در اشعار ادبیات فارسی دلالت روشنی بر اصالت این نوع پوشش در بین زنان ایرانی در دوره های مختلف تاریخ ایران دارد. که قبلا برخی موارد و شواهد تاریخی آن ذکر شد.

2.چادر از نظر اندازه:

پرسش: چادر از نظر اندازه چه مقداری از بدن را می پوشاند؟
پاسخ:
گرچه چادر از نظر شکل و نوع پارچه و مدل دوخت در طول تاریخ و در جوامع مختلف، به تناسب شرایط زمان و مکان دچار تغییر و تحول شده است (206)، ولی از نظر مقدار و اندازه، پوشش بزرگی است که سرتاسر بدن و لباسهای دیگر بانوان را از بالای سر تا قدمهای پا می پوشاند.و احتمال دارد که چادر در اصل چهار دور بوده است، چون چهار طرف چیزی که روی آن قرار می گیرد را می پوشاند (207) و به نظر می رسد در اثر مرور زمان برای سهولت در تلفظ کلمه چهار دور به چادر تبدیل شده باشد.