فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

3 - جلباب از نظر کارکرد:

پرسش : جلباب قرآنی از نظر کیفیت پوشش دارای چه کیفیتی بوده است؟
پاسخ :
برای فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوشش آن لازم است به این پرسش پاسخ داده شود که معنای یدنین در آیه جلباب چیست؟
یدنین از ریشه لغوی دنو و مصدر ادنا؛ به معنای نزدیک کردن در مقابل دور کردن است، دور کردن هر چیزی مناسب با آن شی است مثلا دور کردن دشمن؛ یعنی فاصله انداختن بین دشمن و خود و دور کردن اخلاق زشت؛ یعنی متخلق شدن به صفات نیک و نابود کردن اخلاق ناشایست است.دور کردن لباس از خود؛ یعنی کندن و بیرون آوردن لباس و در مقابل، نزدیک کردن لباس به خود؛ یعنی کندن و بیرون آوردن لباس و در مقابل، نزدیک کردن لباس به خود؛ یعنی پوشیدن لباس.اما چرا قرآن از ریشه لغوی دنو و معنای نزدیک کردن استفاده کرده است و ریشه لغوی مثل ستر به معنای پوشاندن و پوشیدن را به کار نبرده است؟ پاسخ این است که به قرینه تقابل معنوی بین معنای نزدیک کردن و دور کردن به نظر می رسد علت این باشد که دور کردن و کندن لباس همراه و ملازم با نوعی تنفر و انزجار است مثل مثل وقتی که انسان هنگام خستگی با حالتی انزجار آمیز لباسش را دور می افکند.در مقابل نزدیک کردن لباس به بدن همراه و ملازم با یک نوع قرابت و ارتباط معنایی می باشد.قرآن مجید با استفاده از تعبیر دنو و نزدیکی در آیه جلباب به بانوان دستور داده است که جلباب را با علاقه مندی نسبت به آن بپوشند، تا همراه با نوعی با محافظت و دقت باشد نه مانند کسی که به صورت اجبار و علاقمندی لباسی را به تن می کند(181).
با این همه برخی تفسیرهای قرآن از جمله تفسیر معتبر المیزان علامه طباطبایی، ادناء در آیه شریفه را به ستر و پوشاندن معنا کرده اند (182).
استاد مطهری نیز تصریح کرده اند مقصود از ادناء جلباب و نزدیک ساختن جلباب پوشاندن آن می باشد؛ یعنی زنان وقتی می خواهند از خانه بیرون بروند روسری بزرگ (183) خود را با خود بردارند، البته معنی لغوی ادناء و نزدیک ساختن چیزی، پوشانیدن با آن چیزی نیست، بلکه از مورد چنین استفاده می شود که وقتی به زن بگویند جامه ات را به خود نزدیک کن مقصود این است که آن را رها نکن، آن را جمع و جور کن.و خود را با آن بپوشان.استفاده زنان از پوشش های بزرگ که بر سر می افکندند؛و نوع بوده است : یک نوع جنبه تشریفاتی و اسمی داشته است همچنان که در عصر حاضر بعضی از بانوان چادری را می بینیم که چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشریفاتی دارد و با چادر بدن خود را نمی پوشانند بلکه آن را رها می کنند.وضع چادر سر کردنشان نشان می دهد که اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند و از اینکه مورد بهره برداری چشمها قرار بگیرند ابا و امتناعی ندارند.نوع دیگر برعکس بوده و هست.زن چنان با مراقبت، جامه های خود را به خود می گیرد و آن را رها نمی کند که نشان می دهد اهل عفاف و حجاب است، خود به خود دورباشی ایجاد می کند و ناپاک دلان را مأیوس می سازد.تعلیل زیر آیه جلباب ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین مؤید همین آیه است (184).پس از اینکه روشن شد معنای یدنین و ادناء پوشاندن است، در مورد کیفیت پوشش بدن زنان با جلباب برخی تفاسیر از ابن سیرین نقل کرده اند که مراد قرار دادن جلباب و رداء بالای ابرو و جمع و جور کردن و قرار دادن دادن گوشه های جمع شده آن بالای بینی است(185). کارکرد ذکر شده و کیفیت پوشش بیان شده برای جلباب دقیقا همان کاری است که امروزه بسیاری از دختران و زنان مومن و مسلمان چادر پوش که حساسیت بیشتری نسبت به رعایت حجاب خویش دارند، انجام می دهند.

4 . جلباب از نظر رنگ :

پرسش : آیا شواهد و قراینی بر تعیین رنگ جلباب قرآنی وجود دارد؟
پاسخ :
شواهد و قراین متعددی لغوی و تاریخی تأیید می کند که رنگ جلباب قرآنی مشکی بوده است.قبلا در بحث معنای جلباب بیان شد که جلباب از ریشه لغوی جلب به معنای یک نوع پوشش تام و کامل است که در فارسی چادر نامیده می شود.کتاب لغوی معجم الوسیط نوشته است: الجلب من کل شی غطائه و من اللیل ظلامه (186)؛ جلب از هر چیزی به معنای پوشش و پرده آن است و مراد از جلب لیل نیز پرده تاریک و چادر شب است.
ابن منظور در کتاب لغوی لسان العرب نیز گفته است:
جلابیت اللیل : استاره اللظلمة (187)؛ مراد از جلبابهای شب پرده های تاریک شب است.
بعضی دیگر از نویسندگان کتاب های لغت مثل فیروز آبادی (188)، شرتونی (189)و صفی پور(190)نیز ذکر کرده اند که جلب لیل به معنای پرده و چادر سیاه شب است.برخی کتابهای لغوی معتبر اصیل مانند تهذیب اللغه(191) و لسان العرب (192) نیز پس از ذکر این مصراع از شعر عربی و جلب اللیل یطرده النهار؛ روشنایی روز پرده و چادر مشکی شب را از بین می برد، تصریح کرده اند که : اراد بجلب اللیل : سواده؛ یعنی شاعر در این شعر از جلب لیل پرده و چادر مشکی و سیاه شب را قصد کرده است (193).
علاوه بر قوانین و شواهد فوق، در برخی از کتابهای که درباره انواع لباسهای اسلامی نوشته شده است نیز جلباب به پرده و پوشش گسترده مشکی که بانوان روی لباسهای دیگر می پوشند معنا شده است (194).علاوه بر این، برخی قراین و شواهد تاریخی نیز اثبات می کند که رنگ جلباب قرآنی مشکی بوده است با این توضیح که قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است تا برای همه مردم خصوصا مردم عرب عصر نزول قابل فهم باشد.بنابراین باید بررسی نمود زنان مؤمن عرب عصر نزول مخاطب آیه از واژه حجاب چه برداشتی داشته اند و تبادر ذهنی آنها از این واژه چه بوده است؟ و به عبارت دیگر چه معنا و مفهومی از جلباب به ذهن آنها سبقت و پیشی گرفته است.در کتاب سنن ابی داود از ام سلمه، همسر گرامی پیام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قضیه تاریخی نقل شده است که مبین تبادر ذهنی زنان عرب است و آن قضیه این است که وقتی آیه جلباب یدنین علیهن من جلابیبهن (195) نازل شد، زنهای انصار از خانهایشان خارج شدند در حالی که پوششهای مشکی داشتند گویی که کلاغ بالای سر آنها نشسته است (196).
در کتاب عون المعبود شرح سنن ابی داود، در توضیح قضیه یاد شده آمده است : چون پوششهایی که زنان انصار به عنوان جلابیت از آن استفاده کرده بودند دارای رنگ مشکی بوده است، پوشش آنان به کلاغ شبیه شده است (197).و به نظر می رسد این تشبیه به دلیل این است که اساسا در ریشه واژه غراب (کلاغ) معنای سواد و مشکی اخذ شده است (198).
تفاسیر مهمی مانند تفسیر المیزان، تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی آلوسی و بسیاری از تفسیرهای دیگر در ذیل آیه جلباب جریان تاریخی فوق را نقل کرده اند (199).لازم به تذکر است که سکوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مقابل رنگ مشکی پوشش زنان انصار، نیز دلیل بر تقریر و تایید حجاب با چادر مشکی از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.افزون بر قضیه تاریخی فوق، گزارشهای تاریخی ذیل نیز استمرار حجاب و پوشش چادر مشکی در قرنهای پس از صدر اسلام را ثابت می کند.دزی صاحب کتاب معتبر فرهنگ البسه مسلمانان که تحقیقهای زیادی در زمینه نحوه پوشش مسلمانان انجام داده است به نقل از تورنر در کتاب یاداشتهای یک سیاحت در غرب می گوید : زنان طبقه بالاتر چه مسلمان چه مسیحی هنگام بیرون شدن از خانه، خود را در یک روپوش ابریشمی سیاه می پوشند.وی همچنین به نقل از بوکینگهام در کتاب مسافرتهایی در بین النهرین می نویسد : زنان دیار بکر گاهی چادر بزرگی از ابریشم - که در میان زنان توانگر قاهره مرسوم است - می پوشند (200).
پس از بررسی جلباب از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ اکنون مناسب است چادر را نیز از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد، و رنگ بررسی نماییم تا مقایسه آن دو با یکدیگر آسان شود.
ج.چادر از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ :

1. چادر از نظر مفهوم :

پرسش : چادر دارای چه معنا و مفهومی است؟
پاسخ :
کلمه چادر واژه ای است پهلوی (201) که به دو صورت چادر و چادر به کار رفته است.در کتاب های لغت دقیقا بر منشا فارسی و ایرانی بودن این واژه اشاره شده است.در کتاب فرهنگ لغت فارسی درباره معنا و مفهوم چادر آمده است : چادر بالا پوشی است که زنان روی سر اندازند و همه اندام آنان را می پوشاند (202)، جامه رویین زنان، جامه بی آستین، و زیرین زنان که تمام سر، تن پای، دست را از نظرها مستور دارد؛ پارچه ای است عریض و طویل که زنها آن را سر می کنند، ردای زنان، بالاپوش، پرده، حجاب.در مثل گویند : خانه نشستن بی بی از بی چادری است.برخی از الفاظ مترادف و متشابه با معنای چادر عبارتند از: ملحفه، ازار، (203) ردا، طیلسان، ملائه.لغت نامه دهخدا پس از ذکر این تعابیر لفظ چادر را این گونه معنا می کند: چادر پارچه ای است که زنان برای پوشانیدن چهرهها و دستها و سایر اعضا و البسه بر روی همه لباسها پوشند (204).
همانگونه که آشکار است این معنا برای واژه جلباب دقیقا همان معنایی است که ایشان برای واژه چادر بیان کرده است.بنابراین، آشکار می گردد که جلباب و چادر از نظر این کتاب لغت معروف به یک معنا هستند.
در این کتاب لغت، دهخدا اشعار زیادی را از شعرای دوره مختلف ادبیات فارسی مثل رودکی، فردوسی، ناصر خسرو، اسدی، منوچهری، فخرالدین اسعد، ارزقی، خاقانی، مولوی، سعدی و... ذکر کرده است که در آنها لفظ چادر به کار رفته است (205).
استعمال گسترده لفظ چادر در اشعار ادبیات فارسی دلالت روشنی بر اصالت این نوع پوشش در بین زنان ایرانی در دوره های مختلف تاریخ ایران دارد. که قبلا برخی موارد و شواهد تاریخی آن ذکر شد.