فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

2. جلباب از نظر اندازه

پرسش : جلباب قرآنی از نظر اندازه چه مقدار بوده است؟
پاسخ :
بسیاری از صاحبان کتاب های لغت و تفسیر در اینکه جلباب به معنای پوشش وسیع است اتفاق نظر دارند، ولی درباره اندازه دقیق جلباب دیدگاههای متفاوتی دارند.از مجموع کلمات لغویان و مفسران در مورد اندازه جلباب پنج دیدگاه قابل اشاره است:
دیدگاه اول:
جلباب پوششی مثل چادر بوده که از بالای سر تا پا را می پوشانده است این دیدگاه از کتابهای فراوانی استفاده می گردد (168)
دیدگاه دوم:
جلباب پوششی بزرگتر از خمار و مقنعه بوده که 9 کمتر از مقدار ردا، یعنی تقریبا تا زانو را می پوشانده است.این دیدگاه از برخی کتابهای لغت استفاده می شود (169).بر اساس این قول به نظر می رسد جلباب روسری های بزرگی بوده است.
دیدگاه سوم :
جلباب همان خمار و مقنعه است؛ یعنی پوششی که فقط سر و سینه را می پوشانده است.این دیدگاه نیز از برخی کتابهای لغت به دست می آید.(170)
دیدگاه چهارم :
جلباب به معنای قمیص و پیراهن بلند و محیط بر انسان است که بدن را می پوشاند.این دیدگاه نیز از بعضی کتابهای لغت استفاده می شود.(171)
دیدگاه پنجم :
جلباب به معنای مانتو است.این دیدگاه اخیرا از سوی برخی اینگونه مطرح شده است :
جلباب نیز که در قرآن آمده و بر آن در عرف عرب اطلاق جبه هم می شود در فارسی به معنای مانتو است (172).
وجه اشتراک سه دیدگاه اول این است که طبق هر سه دیدگاه اول جلباب سر را می پوشاند با این تفاوت که در دیدگاه اول، سر و همه بدن پوشانده می شود،؛ در دیدگاه دوم علاوه بر سر، مقدار زیادی از بدن تا روی زانوها نیز پوشانده می شود.و بر اساس دیدگاه سوم، سر و اطراف گردن و سینه ها فقط پوشانده می شود.وجه اشتراک دو دیدگاه آخر، یعنی دیدگاه چهارم و پنجم این است که مربوط به پوشش بدن غیر از سر هستند.با این تفاوت که در دیدگاه چهارم قمیص و پیراهن اولا خیلی ضخیم نیست و ثانیا روی لباسهای دیگر پوشیده نمی شود.اما در دیدگاه پنجم جبه و مانتو معمولا هم ضخیم هستند و هم روی لباسهای دیگر پوشیده می شوند.ما معتقدیم شواهد مختلفی وجود دارد که تنها صحت دیدگاه اول را ثابت می کنند:
شاهد اول :
در برخی از گزارشهای تاریخی تعابیری آمده است که اثبات می کند دیدگاههای چهارم و پنجم که جلباب را به معنای پیراهن بلند و مانتو دانسته اند که درست نیست.مثلا از عایشه نقل شده است که: خمرت وجهی بجلبابی (173)؛ صورتم را به وسیله جلباب خودم پوشاندم.از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که جلباب به معنای پیراهن بلند و یا مانتو نیست چون پوشاندن صورت به وسیله پیراهن و مانتو عملا غیر ممکن است.همچنین در تعبیر دیگری آمده است: سدلت احدانا جلبابها من راسها علی وجهها (174)؛ یکی از ما جلباب خود را از روی سرش به صورتش افکند.از این تعبیر نیز معلوم می شود که جلباب به معنای پیراهن بلند و مانتو نبوده است، بلکه پوششی بوده که بر روی سر قرار می گرفته است، لذا، قرار دادن آن بر روی صورت و پوشاندن چهره با آن در مواجهه با نامحرم ممکن بوده است.بر خلالف پیراهن بلند و مانتو که قرار دادن آن روی صورت و پوشاندن چهره با آن عملا امکان ندارد.نکته مهمی که ذکر آن مفید است این است که چون تعابیر یاد شده هنگام مواجهه با نامحرم استعمال شده است.بنابراین، آشکار می گردد که جلباب همانند چادرهای ایرانی پرده ای بزرگ بوده است که روی سر بانوان قرار می گرفته است و در موارد لزوم و مواجهه با نامحرم بانوی استفاده کننده از آن می توانسته چهره خود را با آن بپوشاند و این یکی از ویژگیهای جلباب و چادرهای ایرانی است و روشن است این ویژگی مهم در پوششهایی مثل مانتو وجود ندارد و اهمیت این ویژگی وقتی آشکار می گردد که بدانیم فتوای فقها این است که اگر زن می بیند مرد نامحرم با قصد لذت به چهره او نگاه می کند واجب است چهره اش را بپوشاند (175).
شاهد دوم :
از آمدن لفظ علی که دلالت بر استعلاء و احاطه می کند (176) در آیه جلباب و همچنین از برخی شعرها مثل شعر (177) جنوب دختر عمرو ذی الکلب نیز استفاده می شود که جلباب پوششی بوده است محیط بر بدن که به گونه ای که از بالا تا پایین بدن را می پوشانده است.
شاهد سوم :
درباره پوشش حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدک اینگونه نقل شده استلاثت خمار علی راسها و اشتملت بجلبابها (178)؛ فاطمه زهرا خمار و مقنعه اش را محکم بر سر بستند و جلباب که تمام آن وجود مبارک را فرا گرفته بود، بر تن کردند.
از نحوه پوشش حضرت در قضیه یاد شده حداقل دو نکته استفاده می شود:
نکته اول :
پوشش حضرت در بیرون منزل همان دو پوشش قرآنی مستقل از یکدیگر به نام خمار و جلباب بوده است.بر این اساس نظر طرفداران دیدگاه سوم که جلباب را به خمار معنی کرده اند، باطل می شود.
نکته دوم :
از عبارت اشتملت بجلبابها به روشنی استفاده می شود که جلباب پوششی سرتاسری مثل چادر بوده است که تمام آن وجود مبارک از سرتاسر قدمها را فرا گرفته است.بنابراین، نظر طرفداران دیدگاه دوم که معتقد بودند جلباب تقریبا تا زانو را می پوشانده است نیز ابطال می گردد.
شاهد چهارم :
زمخشری در تفسیر کشاف و آلوسی در تفسیر روح المعانی از ابن عباس صحابی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و شاگرد امام علی (علیه السلام) در تفسیر قرآن، نقل کرده اند که : جلباب ردایی است که از بالا تا پایین بدن را می پوشاند (179) که با این شاهد نیز بطلان دیدگاه دوم نیز اثبات می گردد.
شاهد پنجم :
احادیثی همچون حدیث نبوی الغیر ذی محرم اربعة اثواب: درع، خمار و الجباب و ازار (180) حجاب زن زن در مواجهه با نامحرم چهار پوشش است : پیراهن، مقنعه، چادر و شلوار.از اینکه در این حدیث از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل و در عرض هم نام برده شده است نیز بطلان دیدگاه دوم استفاده می شود.همچنین اینکه در برخی کتابهای لغت مثل مصباح المنیر فیومی آمده است: الجلباب ثوب اوسع من الخمار؛ جلباب لباسی گسترده از خمار است، نیز تغایر و مستقل بودن جلباب و خمار استفاده می شود.
حاصل اینکه شواهد و قراین ذکر شده اثبات می شود که از بین دیدگاههای پنج گانه، دیدگاه اول صحیح است.

3 - جلباب از نظر کارکرد:

پرسش : جلباب قرآنی از نظر کیفیت پوشش دارای چه کیفیتی بوده است؟
پاسخ :
برای فهمیدن کارکرد جلباب و کیفیت پوشش آن لازم است به این پرسش پاسخ داده شود که معنای یدنین در آیه جلباب چیست؟
یدنین از ریشه لغوی دنو و مصدر ادنا؛ به معنای نزدیک کردن در مقابل دور کردن است، دور کردن هر چیزی مناسب با آن شی است مثلا دور کردن دشمن؛ یعنی فاصله انداختن بین دشمن و خود و دور کردن اخلاق زشت؛ یعنی متخلق شدن به صفات نیک و نابود کردن اخلاق ناشایست است.دور کردن لباس از خود؛ یعنی کندن و بیرون آوردن لباس و در مقابل، نزدیک کردن لباس به خود؛ یعنی کندن و بیرون آوردن لباس و در مقابل، نزدیک کردن لباس به خود؛ یعنی پوشیدن لباس.اما چرا قرآن از ریشه لغوی دنو و معنای نزدیک کردن استفاده کرده است و ریشه لغوی مثل ستر به معنای پوشاندن و پوشیدن را به کار نبرده است؟ پاسخ این است که به قرینه تقابل معنوی بین معنای نزدیک کردن و دور کردن به نظر می رسد علت این باشد که دور کردن و کندن لباس همراه و ملازم با نوعی تنفر و انزجار است مثل مثل وقتی که انسان هنگام خستگی با حالتی انزجار آمیز لباسش را دور می افکند.در مقابل نزدیک کردن لباس به بدن همراه و ملازم با یک نوع قرابت و ارتباط معنایی می باشد.قرآن مجید با استفاده از تعبیر دنو و نزدیکی در آیه جلباب به بانوان دستور داده است که جلباب را با علاقه مندی نسبت به آن بپوشند، تا همراه با نوعی با محافظت و دقت باشد نه مانند کسی که به صورت اجبار و علاقمندی لباسی را به تن می کند(181).
با این همه برخی تفسیرهای قرآن از جمله تفسیر معتبر المیزان علامه طباطبایی، ادناء در آیه شریفه را به ستر و پوشاندن معنا کرده اند (182).
استاد مطهری نیز تصریح کرده اند مقصود از ادناء جلباب و نزدیک ساختن جلباب پوشاندن آن می باشد؛ یعنی زنان وقتی می خواهند از خانه بیرون بروند روسری بزرگ (183) خود را با خود بردارند، البته معنی لغوی ادناء و نزدیک ساختن چیزی، پوشانیدن با آن چیزی نیست، بلکه از مورد چنین استفاده می شود که وقتی به زن بگویند جامه ات را به خود نزدیک کن مقصود این است که آن را رها نکن، آن را جمع و جور کن.و خود را با آن بپوشان.استفاده زنان از پوشش های بزرگ که بر سر می افکندند؛و نوع بوده است : یک نوع جنبه تشریفاتی و اسمی داشته است همچنان که در عصر حاضر بعضی از بانوان چادری را می بینیم که چادر داشتن آنها صرفا جنبه تشریفاتی دارد و با چادر بدن خود را نمی پوشانند بلکه آن را رها می کنند.وضع چادر سر کردنشان نشان می دهد که اهل پرهیز از معاشرت با مردان بیگانه نیستند و از اینکه مورد بهره برداری چشمها قرار بگیرند ابا و امتناعی ندارند.نوع دیگر برعکس بوده و هست.زن چنان با مراقبت، جامه های خود را به خود می گیرد و آن را رها نمی کند که نشان می دهد اهل عفاف و حجاب است، خود به خود دورباشی ایجاد می کند و ناپاک دلان را مأیوس می سازد.تعلیل زیر آیه جلباب ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین مؤید همین آیه است (184).پس از اینکه روشن شد معنای یدنین و ادناء پوشاندن است، در مورد کیفیت پوشش بدن زنان با جلباب برخی تفاسیر از ابن سیرین نقل کرده اند که مراد قرار دادن جلباب و رداء بالای ابرو و جمع و جور کردن و قرار دادن دادن گوشه های جمع شده آن بالای بینی است(185). کارکرد ذکر شده و کیفیت پوشش بیان شده برای جلباب دقیقا همان کاری است که امروزه بسیاری از دختران و زنان مومن و مسلمان چادر پوش که حساسیت بیشتری نسبت به رعایت حجاب خویش دارند، انجام می دهند.

4 . جلباب از نظر رنگ :

پرسش : آیا شواهد و قراینی بر تعیین رنگ جلباب قرآنی وجود دارد؟
پاسخ :
شواهد و قراین متعددی لغوی و تاریخی تأیید می کند که رنگ جلباب قرآنی مشکی بوده است.قبلا در بحث معنای جلباب بیان شد که جلباب از ریشه لغوی جلب به معنای یک نوع پوشش تام و کامل است که در فارسی چادر نامیده می شود.کتاب لغوی معجم الوسیط نوشته است: الجلب من کل شی غطائه و من اللیل ظلامه (186)؛ جلب از هر چیزی به معنای پوشش و پرده آن است و مراد از جلب لیل نیز پرده تاریک و چادر شب است.
ابن منظور در کتاب لغوی لسان العرب نیز گفته است:
جلابیت اللیل : استاره اللظلمة (187)؛ مراد از جلبابهای شب پرده های تاریک شب است.
بعضی دیگر از نویسندگان کتاب های لغت مثل فیروز آبادی (188)، شرتونی (189)و صفی پور(190)نیز ذکر کرده اند که جلب لیل به معنای پرده و چادر سیاه شب است.برخی کتابهای لغوی معتبر اصیل مانند تهذیب اللغه(191) و لسان العرب (192) نیز پس از ذکر این مصراع از شعر عربی و جلب اللیل یطرده النهار؛ روشنایی روز پرده و چادر مشکی شب را از بین می برد، تصریح کرده اند که : اراد بجلب اللیل : سواده؛ یعنی شاعر در این شعر از جلب لیل پرده و چادر مشکی و سیاه شب را قصد کرده است (193).
علاوه بر قوانین و شواهد فوق، در برخی از کتابهای که درباره انواع لباسهای اسلامی نوشته شده است نیز جلباب به پرده و پوشش گسترده مشکی که بانوان روی لباسهای دیگر می پوشند معنا شده است (194).علاوه بر این، برخی قراین و شواهد تاریخی نیز اثبات می کند که رنگ جلباب قرآنی مشکی بوده است با این توضیح که قرآن به زبان عربی مبین نازل شده است تا برای همه مردم خصوصا مردم عرب عصر نزول قابل فهم باشد.بنابراین باید بررسی نمود زنان مؤمن عرب عصر نزول مخاطب آیه از واژه حجاب چه برداشتی داشته اند و تبادر ذهنی آنها از این واژه چه بوده است؟ و به عبارت دیگر چه معنا و مفهومی از جلباب به ذهن آنها سبقت و پیشی گرفته است.در کتاب سنن ابی داود از ام سلمه، همسر گرامی پیام اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قضیه تاریخی نقل شده است که مبین تبادر ذهنی زنان عرب است و آن قضیه این است که وقتی آیه جلباب یدنین علیهن من جلابیبهن (195) نازل شد، زنهای انصار از خانهایشان خارج شدند در حالی که پوششهای مشکی داشتند گویی که کلاغ بالای سر آنها نشسته است (196).
در کتاب عون المعبود شرح سنن ابی داود، در توضیح قضیه یاد شده آمده است : چون پوششهایی که زنان انصار به عنوان جلابیت از آن استفاده کرده بودند دارای رنگ مشکی بوده است، پوشش آنان به کلاغ شبیه شده است (197).و به نظر می رسد این تشبیه به دلیل این است که اساسا در ریشه واژه غراب (کلاغ) معنای سواد و مشکی اخذ شده است (198).
تفاسیر مهمی مانند تفسیر المیزان، تفسیر الدر المنثور سیوطی، روح المعانی آلوسی و بسیاری از تفسیرهای دیگر در ذیل آیه جلباب جریان تاریخی فوق را نقل کرده اند (199).لازم به تذکر است که سکوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مقابل رنگ مشکی پوشش زنان انصار، نیز دلیل بر تقریر و تایید حجاب با چادر مشکی از سوی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) است.افزون بر قضیه تاریخی فوق، گزارشهای تاریخی ذیل نیز استمرار حجاب و پوشش چادر مشکی در قرنهای پس از صدر اسلام را ثابت می کند.دزی صاحب کتاب معتبر فرهنگ البسه مسلمانان که تحقیقهای زیادی در زمینه نحوه پوشش مسلمانان انجام داده است به نقل از تورنر در کتاب یاداشتهای یک سیاحت در غرب می گوید : زنان طبقه بالاتر چه مسلمان چه مسیحی هنگام بیرون شدن از خانه، خود را در یک روپوش ابریشمی سیاه می پوشند.وی همچنین به نقل از بوکینگهام در کتاب مسافرتهایی در بین النهرین می نویسد : زنان دیار بکر گاهی چادر بزرگی از ابریشم - که در میان زنان توانگر قاهره مرسوم است - می پوشند (200).
پس از بررسی جلباب از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ اکنون مناسب است چادر را نیز از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد، و رنگ بررسی نماییم تا مقایسه آن دو با یکدیگر آسان شود.
ج.چادر از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ :