فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

فصل دوم: نظریه تشابه و همانندی جلباب قرآنی و چادر مشکی:

پرسش : تاکنون ثابت شد از نظر اسلام رعایت حجاب حداکثری مطلوبیت دارد حال این سوال قابل طرح است که آیا؛ قرآن کتاب آسمانی دین اسلام نوع و شکل خاصی از پوشش که تأمین کننده حجاب حداکثری باشد، بیان شده است؟
پاسخ :
از نظر قرآن شکل خاصی از پوشش که تأمین کننده حجاب حداکثری است جلباب نام دارد که در آیه ذیل بیان شده است:
یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدینن علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما (135).
الف.سبب نزول آیه جلباب :
پرسش : سبب نزول آیه جلباب چیست؟
پاسخ :
کتاب های تفسیر سبب نزول آیه جلباب را این گونه بیان کرده اند:
1.فانه کان سبب نزولها ان النساء کن یخرجن الی المسجد و یصلین خلف رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و اذا کان باللیل خرجن الی الصلاة المغرب و العشاء الآخرین و الغداة الشباب لهن فی طریقهن فیوذونهن و یتعرضون لهن فانزل الله (136)؛ سبب نزول آیه این بود که زنان برای نماز، پشت سر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از منزل خارج می شدند و شب هنگام که برای نماز مغرب و عشا و صبح به سوی مسجد روان می شدند، جوانان بر سر راه آنان می نشستند و به آزار و اذیت زنان می پرداختند در این هنگام خداوند این آیه شریفه (آیه جلباب، 59/احزاب)را نازل فرمود.
2. روی عن غیر واحد انه کانت الحرة و الامة تخرجان لیلا لقضا الحاجه فی الغیطان و بین النخیل من غیر امتیاز بین الحرائر و الاماء و کان فی المدینة فساق یتعرضون للاماء و ربما تعرضوا الحرائر فاذا قیل لهم یقولون: حسبناهن امناء فامرت الحرائر یخالفن الاماء بالزی و التستر لیحتشمن و یهبن فلایطمع فیهن (137)؛ از افراد متعددی نقل شده است که زنان آزاد و کنیز هنگام شب برای دستشویی به گودالها و بین درختان خرما می رفتند و فرقی بین زنان آزاد و کنیز نبود.در مدینه فاسقانی بودنند که به آزار و اذیت کنیزان می پرداختند و چه بسا زنان آزاد را نیز آزار می دادند.هنگامی که به آنان گفته می شد (این زن آزاد بوده و چرا با او به ناشایست برخورد کردید) می گفتند: گمان کردیم که کنیز است از این رو، به زنان آزاد شد دستور داده شد پوشش و شکل لباس خود را تغییر دهند تا از کنیزان باز شناخته شوند و با حشمت و ابهت جلوه کنند و کسی بر آنان طمع نورزد.
مشابه این شان نزول را سیوطی نیز با اختصار اینگونه بیان کرده است : زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شب هنگام برای بیرون آوردن نیازهای خود از منزل خارج می شدند، گروهی از منافقان به آزار و اذیت آنان می پرداختند، به منافقان اعتراض شد آنان جواب دادند: ما تنها معترض کنیزان می شویم آنگاه این آیه (احزاب/ 59) نازل شد (138).
ب. جلباب از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ:

1. جلباب از نظر مفهوم :

پرسش: جلباب قرآنی چه معنا و مفهومی دارد؟
پاسخ :
اصل ریشه لغوی جلباب، جیم، لام و باء است که طبق نقل برخی از کتابهای لغت، مثل معجم مقاییس اللغه دارای دو معناست: معنای اول: آوردن شی از جایی به جایی است و معنای دوم، چیزی که شی دیگر را می پوشاند و جلباب از معنای دوم مشتق شده است (139).واژه جلباب (با کسر جیم) در اصل مصدر رباعی جاب است که از مصدر اسم ذات اراده شده است و نام پوشش ویژه ای قرار گرفته است.و همین تعبیر از اسم ذات به وسیله مصدر، باعث شده است که مبالغه در معنای غطاء و پوشاندن را برساند(140). به گونه ای که دلالت بر معنای پوشش بزرگ و تام کامل کند(141).
گفته شد نام پوشش ویژه ای است، حال پرسش این است که این پوشش ویژه چیست و خصوصیات آن چه می باشد؟ پاسخ این است که یکی از واژه های قرآنی که در تفسیر معنای آن اختلاف وجود دارد، واژه جلباب است و چه بسا منشأ این اختلاف، اختلاف مردم از نظر آداب و رسوم و نوع پوششها بر اساس زمانها و مکانهای مختلف باشد.مهم این است که بررسی شود جلباب هنگام نزول آیه به چه معنا و مفهومی بوده است(142).
گرچه در مباحث آینده ما به تفضیل در مورد ویژگیهای جلباب قرآنی بحث خواهیم کرد و بیان ویژگیهای آن سبب روشن شدن معنا و مفهوم دقیق آن می گردد، اما آنچه که از مراجع به منابع لغوی و تفسیری اجمالا به دست می آید آن این است که جلباب به معنای پوشش گسترده و فراگیر بانوان بوده است که هنگام خروج از خانه استفاده می کرده اند به طوری که ظاهر و روی همه بدن را می پوشانده است، کتابهای تفسیر و لغت برای بیان این پوشش گسترده از الفاظ و و تعابیر متشابه و نزدیک به هم مثل ملحفه، ملائه، عبائه تراد، ازار، کساء استفاده کرده اند (143)، ولی همه این الفاظ مختلف بیان کننده معنای واحد پوشش سرتاسری و کامل بانوان است که همه قسمت های بیرونی و ظاهری بدن آنان را می پوشاند و روی لباسهای دیگر پوشیده می شود (144).
پرسش: رابطه معنایی جلباب قرآنی و چادر چیست؟
پاسخ :
در ایران و زبان فارسی و فرهنگهای لغت عربی به فارسی، پوشش گسترده قرآنی جلباب که برای حجاب و پوشش بانوان مسلمان در مواجهه با نامحرم و در بیرون از منزل به کار می رود، با لفظ و اسم چادر شناخته می شود (145) در دوره اسلامی چادر (CADOR)یا چادر (CADAR) به شکل تن پوشی رویی، بی آستین، گشاد و محیط بر بدن، توسط زنان در ایران با توجه به ظوابط پوشاک اسلامی انتخاب گردید.این پوشش در عربی ملحف (MELHAF) یا ملحفه (MELHAFA) نیز نامیده می شود.خداوند در قرآن دستور داده است که زنان هنگام خروج از خانه تن پوشهای رویی (جلابیت، مفرد: جلباب) خود را به دور خود بپیچند(146)؛ و جلباب،تن پوشی رویی بزرگ بوده که سر و همه بدن را می پوشانده است و به نظر می رسد که به معنای چادر امروزی باشد.
چادر به عنوان یکی از کامل ترین انواع تن پوششهای مورد قبول بر اساس معیارهای اسلامی، همواره شکل یکسانی نداشته است (147).آثار ادبی این را می رساند که چادر در اصل روبند یا تن پوششی بوده که کل بدن و صورت را در برمی گرفته است(148). و به تدریج از پوشش مخصوص نماز که تن پوششی یکپارچه و کاملا پوشاننده است به جامه هم شکل زنان ایرانی در خارج از خانه نیز تبدیل شده است.در قدیم زنان طبقات متوسط سنتی تمایل به استفاده از دو چادر مجزا داشتند یکی برای بیرون از منزل که معمولا تیره رنگ و اغلب از جنس کرپ چینی بود و دیگری که روشن تر بود و داخل جانماز به صورت تا کرده قرار می گرفته است (149).که البته اکنون نیز چنین است.
علاوه بر این، در فرهنگ نامه های ویژه لغات قرآن و در بسیاری از تفسیرهای قرآن و رساله های علمی که درباره حجاب به زبان فارسی نوشته شده است نیز جلباب به چادر معنا شده است.
1. لسان التنزیل(150)
2. فرهنگ نامه قرآنی (151)
3. الدرع فی الترجمان (152)
4. تفسیر مفردات قرآن نسخه کهن (153)
5. نثر طوبی (154)
6. قاموس قرآن (155)
7. واژه های دخیل در قرآن مجید (156)
ب. برخی تفسیرهای قرآن که جلباب را چادر معنا کرده اند عبارتند از :
1. تفسیر نسفی (157)
2. تفسیر شریف لاهیجی (158)
3. تفسیر ابوالفتح رازی (159)
4. تفسیر مخزن العرفان (160)
5. مواهب علیه تفسیر حسینی (161)
6. تفسیر سور آبادی (162)
7. تفسیر شریف البلایل القلاقل (163)
8. تفسیر اثنی عشری (164)
9. تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین (165)
10. تفسیر اطیب البیان فی تفسیر القرآن (166) ج . برخی رساله های علمی درباره حجاب که جلباب را چادر معنا کرده اند عبارتند از:
1. سدول الجلباب فی وجوب الحجاب (تألیف 1291ش)، مولف : آیت الله سید عبدالله بلادی بوشهری؛
2. رساله شریفه لزوم الحجاب (تالیف 1293ش)، مؤلف: چند نفر از مسلمین مشروطه خواه؛
3. رساله رد کشف الحجاب (تألیف 1296ش)، مؤلف: سید اسد الله خرقانی؛
4. صواب الخطا فی اتقان الحجاب (تالیف 1304)، مؤلف: میر محمد هاشم مرندی خویی؛
6. وسیله العفاف یا طومار عفت (تألیف 1306ش)ت مؤلف: شیخ یوسف نجفی گیلانی؛
7. سرداق دوشیزگان و سعادت ایرانیان در وجوب حجاب و لزوم نقاب (تألیف 1307ش)، مؤلف: سید محمد علی مبارکه ای؛
8. رساله حجابیه (تألیف 1317ش)، مؤلف: شیخ فیاض الدین زنجانی؛
9. رساله در اثبات وجوب حجاب (تألیف 1324ش)ت مباحثه مکتوب ابوالفضل حاذقی و علی اصغر لاری؛
10. حجاب و پرده داری (تألیف 1324ش)، مباحثه مکتوب ابوالفضل حاذقی و علی اصغر لاری؛
نویسندگان همه رساله های ذکر شده در ذیل بحث از آیه 59 سوره احزاب تصریح کرده اند که حجاب به معنای چادر است.که ما به عنوان نمونه عین عبارت آخر رساله یعنی رساله حجاب و پرده داری که مضمون آن مباحثه مکتوب ابوالفضل حاذقی علی اصغر لاری است را ذکر می کنیم.در این رساله آمده است:
جلباب یعنی لباس سرتاسری، لباسی که تمام بدن را می پوشاند و به عبارت فارسی یعنی چادر(167).

2. جلباب از نظر اندازه

پرسش : جلباب قرآنی از نظر اندازه چه مقدار بوده است؟
پاسخ :
بسیاری از صاحبان کتاب های لغت و تفسیر در اینکه جلباب به معنای پوشش وسیع است اتفاق نظر دارند، ولی درباره اندازه دقیق جلباب دیدگاههای متفاوتی دارند.از مجموع کلمات لغویان و مفسران در مورد اندازه جلباب پنج دیدگاه قابل اشاره است:
دیدگاه اول:
جلباب پوششی مثل چادر بوده که از بالای سر تا پا را می پوشانده است این دیدگاه از کتابهای فراوانی استفاده می گردد (168)
دیدگاه دوم:
جلباب پوششی بزرگتر از خمار و مقنعه بوده که 9 کمتر از مقدار ردا، یعنی تقریبا تا زانو را می پوشانده است.این دیدگاه از برخی کتابهای لغت استفاده می شود (169).بر اساس این قول به نظر می رسد جلباب روسری های بزرگی بوده است.
دیدگاه سوم :
جلباب همان خمار و مقنعه است؛ یعنی پوششی که فقط سر و سینه را می پوشانده است.این دیدگاه نیز از برخی کتابهای لغت به دست می آید.(170)
دیدگاه چهارم :
جلباب به معنای قمیص و پیراهن بلند و محیط بر انسان است که بدن را می پوشاند.این دیدگاه نیز از بعضی کتابهای لغت استفاده می شود.(171)
دیدگاه پنجم :
جلباب به معنای مانتو است.این دیدگاه اخیرا از سوی برخی اینگونه مطرح شده است :
جلباب نیز که در قرآن آمده و بر آن در عرف عرب اطلاق جبه هم می شود در فارسی به معنای مانتو است (172).
وجه اشتراک سه دیدگاه اول این است که طبق هر سه دیدگاه اول جلباب سر را می پوشاند با این تفاوت که در دیدگاه اول، سر و همه بدن پوشانده می شود،؛ در دیدگاه دوم علاوه بر سر، مقدار زیادی از بدن تا روی زانوها نیز پوشانده می شود.و بر اساس دیدگاه سوم، سر و اطراف گردن و سینه ها فقط پوشانده می شود.وجه اشتراک دو دیدگاه آخر، یعنی دیدگاه چهارم و پنجم این است که مربوط به پوشش بدن غیر از سر هستند.با این تفاوت که در دیدگاه چهارم قمیص و پیراهن اولا خیلی ضخیم نیست و ثانیا روی لباسهای دیگر پوشیده نمی شود.اما در دیدگاه پنجم جبه و مانتو معمولا هم ضخیم هستند و هم روی لباسهای دیگر پوشیده می شوند.ما معتقدیم شواهد مختلفی وجود دارد که تنها صحت دیدگاه اول را ثابت می کنند:
شاهد اول :
در برخی از گزارشهای تاریخی تعابیری آمده است که اثبات می کند دیدگاههای چهارم و پنجم که جلباب را به معنای پیراهن بلند و مانتو دانسته اند که درست نیست.مثلا از عایشه نقل شده است که: خمرت وجهی بجلبابی (173)؛ صورتم را به وسیله جلباب خودم پوشاندم.از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که جلباب به معنای پیراهن بلند و یا مانتو نیست چون پوشاندن صورت به وسیله پیراهن و مانتو عملا غیر ممکن است.همچنین در تعبیر دیگری آمده است: سدلت احدانا جلبابها من راسها علی وجهها (174)؛ یکی از ما جلباب خود را از روی سرش به صورتش افکند.از این تعبیر نیز معلوم می شود که جلباب به معنای پیراهن بلند و مانتو نبوده است، بلکه پوششی بوده که بر روی سر قرار می گرفته است، لذا، قرار دادن آن بر روی صورت و پوشاندن چهره با آن در مواجهه با نامحرم ممکن بوده است.بر خلالف پیراهن بلند و مانتو که قرار دادن آن روی صورت و پوشاندن چهره با آن عملا امکان ندارد.نکته مهمی که ذکر آن مفید است این است که چون تعابیر یاد شده هنگام مواجهه با نامحرم استعمال شده است.بنابراین، آشکار می گردد که جلباب همانند چادرهای ایرانی پرده ای بزرگ بوده است که روی سر بانوان قرار می گرفته است و در موارد لزوم و مواجهه با نامحرم بانوی استفاده کننده از آن می توانسته چهره خود را با آن بپوشاند و این یکی از ویژگیهای جلباب و چادرهای ایرانی است و روشن است این ویژگی مهم در پوششهایی مثل مانتو وجود ندارد و اهمیت این ویژگی وقتی آشکار می گردد که بدانیم فتوای فقها این است که اگر زن می بیند مرد نامحرم با قصد لذت به چهره او نگاه می کند واجب است چهره اش را بپوشاند (175).
شاهد دوم :
از آمدن لفظ علی که دلالت بر استعلاء و احاطه می کند (176) در آیه جلباب و همچنین از برخی شعرها مثل شعر (177) جنوب دختر عمرو ذی الکلب نیز استفاده می شود که جلباب پوششی بوده است محیط بر بدن که به گونه ای که از بالا تا پایین بدن را می پوشانده است.
شاهد سوم :
درباره پوشش حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) هنگام خروج از منزل و رفتن به مسجد برای دفاع از فدک اینگونه نقل شده استلاثت خمار علی راسها و اشتملت بجلبابها (178)؛ فاطمه زهرا خمار و مقنعه اش را محکم بر سر بستند و جلباب که تمام آن وجود مبارک را فرا گرفته بود، بر تن کردند.
از نحوه پوشش حضرت در قضیه یاد شده حداقل دو نکته استفاده می شود:
نکته اول :
پوشش حضرت در بیرون منزل همان دو پوشش قرآنی مستقل از یکدیگر به نام خمار و جلباب بوده است.بر این اساس نظر طرفداران دیدگاه سوم که جلباب را به خمار معنی کرده اند، باطل می شود.
نکته دوم :
از عبارت اشتملت بجلبابها به روشنی استفاده می شود که جلباب پوششی سرتاسری مثل چادر بوده است که تمام آن وجود مبارک از سرتاسر قدمها را فرا گرفته است.بنابراین، نظر طرفداران دیدگاه دوم که معتقد بودند جلباب تقریبا تا زانو را می پوشانده است نیز ابطال می گردد.
شاهد چهارم :
زمخشری در تفسیر کشاف و آلوسی در تفسیر روح المعانی از ابن عباس صحابی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و شاگرد امام علی (علیه السلام) در تفسیر قرآن، نقل کرده اند که : جلباب ردایی است که از بالا تا پایین بدن را می پوشاند (179) که با این شاهد نیز بطلان دیدگاه دوم نیز اثبات می گردد.
شاهد پنجم :
احادیثی همچون حدیث نبوی الغیر ذی محرم اربعة اثواب: درع، خمار و الجباب و ازار (180) حجاب زن زن در مواجهه با نامحرم چهار پوشش است : پیراهن، مقنعه، چادر و شلوار.از اینکه در این حدیث از جلباب و خمار به عنوان دو پوشش مستقل و در عرض هم نام برده شده است نیز بطلان دیدگاه دوم استفاده می شود.همچنین اینکه در برخی کتابهای لغت مثل مصباح المنیر فیومی آمده است: الجلباب ثوب اوسع من الخمار؛ جلباب لباسی گسترده از خمار است، نیز تغایر و مستقل بودن جلباب و خمار استفاده می شود.
حاصل اینکه شواهد و قراین ذکر شده اثبات می شود که از بین دیدگاههای پنج گانه، دیدگاه اول صحیح است.