فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

4.مطلوبیت حجاب حداکثری بانوان از نظر قرآن و حدیث:

پرسش : آیا احادیث اسلامی، بانوان را به استفاده از حجاب حداکثری ترغیب می کند؟
پاسخ :
علاوه بر آیات قرآنی قبل که به روشنی از آنها مطلوبیت حجاب حداکثری و ترغیب و تشویق به آنها استفاده می شود.همین نکته از روایات متعدد نیز استفاده می شود.
به عنوان مثال در نهج البلاغه از امیرالمومنان حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است:
ان شدة الحجاب ابقی علیهن (118)؛ به درستی حجاب و پوشش بیشتر برای سلامت و استواری زنان سودمندتر است.
سیره فاطمه زهرا نیز نشان می دهد که ایشان التزام عملی به کلام همسر خود حضرت علی (علیه السلام) داشته اند و از حجاب و پوشش حداکثری در بیرون منزل استفاده می کرده اند.برای مثال در مورد نحوه پوشش حضرت زهرا هنگام خروج از منزل به قصد سخنرانی در مسجد برای دفاع از فدک نقل شده است :
لاثت خمارها علی راسها و اشتملت بجلابها(119)؛ حضرت فاطمه زهرا مقنعه خویش را محکم به سر بستند و پوشش سرتاسری و فراگیر (چادر)به تن کردند.
علاوه بر این از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
یا ایها الناس اتخذوا السراویلات فانها من استر ثیابکم و حصنوا بها نسائکم اذا خرجن (120)؛ ای مردم، شلوارها را (به عنوان پوشش) برگزینید، چرا که از پوشاننده ترین لباسهای شماست و به وسیله آن، زنان خود را به هنگام خروج از منزل حفاظت کنید.
حضرت علی (علیه السلام) واقعه ای را نقل می کند که نشان می دهد چرا شلوار پوشاننده ترین لباس است.ایشان می گوید: یک روز بارانی با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در بقیع نشته بودیم که زنی سوار بر الاغ از آنجا عبور می کرد ناگهان پای الاغ در چاله فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به سرعت روی خود را برگرداند حاضران به رسول خدا گفتند: این زن شلوار به تن دارد حضرت سه بار فرمود: اللهم اغفر للمتسرولات(121)؛ خداوندا زنان شلوار پوش را بیامرز.
همچنین از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
امرت بالستر فلم اجد شیئا استر منه(122)؛ من به پوشش مأمور شدم و چیزی را پوشاننده تر از آن (شلوار) ندیدم.
در حدیث دیگری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
للزوجات ما تحت الدرع و للابن و الاخ مافوق الدرع و لغیر ذی محرم اربعة اثواب درع و خمار و جلباب و ازار (123)؛ شوهر حق دارد بدن زن را که زیر پیراهن قرار دارد نگاه کند و برادر و فرزند مجازند از روی پیراهن به بدن زن نگاه کنند، ولی بانوان در برابر نامحرم باید چهار لباس بپوشند:پیراهن، مقنعه، چادر و شلوار.
در روایت دیگری از امام علی (علیه السلام) نیز نقل شده است:
المراة تصلی فی الدرع و الخمار اذا کانا کشیفین و ان کان معهما ازار و ملحفة فهو افضل (124)؛ اگر پیراهن و مقنعه ضخیم باشد زن می تواند با این دو پوشش نماز بخواند اما اگر علاوه بر این دو، شلوار و چادر نیز داشته باشد بهتر است.
از مقایسه حدیث نبوی قبل با این حدیث علوی این نکته آشکار می شود که در هر دو حدیث از چهار پوشش نام برده شده است که سه پوشش در هر دو یکی هستند فقط جلباب و ملحفه از نظر لفظ متفاوت هستند، ولی هر دو لفظ در فارسی به معنای چادر است (125).
علاوه بر این از برخی احادیث مطلوبیت پوشش بیشتر به روشنی استفاده می شود.از اسامه بن زید نقل شده است:
کسانی رسول الله قبطیة کثیفته (126) کانت مما اهدی له دحیة الکلبی فکسوتها امراتی فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ما لک لاتلبس القبطیة؟ فقلت: یا رسول الله کسوتها امراتی فقال: مرها ان تجعل تحتها غلالة فانی اخاف ان تصف حجم عظامها (127)؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) لباس قبطی را که دحیه کلبی به حضرت هدیه کرد ه بود به من پوشاند که من نیز آن را به همسرم پوشاندم.رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از من پرسید: چرا لباس قبطی را نمی پوششی؟ من در پاسخ گفتم: آن را به همسرم پوشاندم.حضرت فرمود: به او امر کن در زیر آن زیرپوش
راستی که من می ترسم حجم بدن او را نمایش دهد.
افزون بر این نقل شده است که حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) نیز حتی از اینکه حجم بدنش پس از رحلت هنگام تشییع جنازه برای نامحرم آشکار گردد، نگران بود.اسما بنت عمیس می گوید: روزی فاطمه به من فرمود: من از کار مردم مدینه که زنان خود را بعد از وفات به صورت ناخوشایندی برای دفن می برند و تنها پارچه ای بر او می افکنند که حجم بدنش از پشت آن نمایان است ناراحت هستم.اسما گفت: من در سرزمین حبشه چیزی دیده ام که آن جنازه مردگان را حمل می کنند شاخه هایی از درخت نخل را برمی دارند و به صورت تابوت مخصوصی در می آورند، پارچه ای روی چوبهای آن می افکنند سپس بدن مرده را درون آن می گذارند، به گونه ای که پیدا نمی شود.هنگامی که فاطمه این مطلب را شنید تبسم نمود و این تنها تبسم او بعد از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود (128).
افزون بر این در متون اسلامی از پوشیدن لباسهای نازک نیز منع شده است.در حدیثی نقل شده است:
لایجوز للمراة المسلمة ان تلبس مالایواری جسدها و من رق ثوبة رق دینه (129)؛ برای زن مسلمان جایز نیست که لباسی بپوشد که بدنش رانمی پوشاند و هر کس که لباس او نازک و رقیق باشد دین داری او نیز رقیق و نازک است.
با استفاده از قراین و شواهد حدیثی و تاریخی فوق، از سنت و سیره معصومان (علیه السلام) می توان نتیجه گرفت که پوشش لباسها و مانتوهای کوتاه، تنگ و نازک توسط برخی از بانوان با سیره و سنت اسلامی مخالف است.
از آنجایی که مقوله حجاب و پوشش از مقولاتی است که کمیت و کیفیت بردار است؛ یعنی از نظر کمیت و مقدار و کیفیت و چگونگی می تواند متفاوت باشد، بنابراین مناسب است درباره مقام حداقلی و حداکثری حجاب اسلامی به طور مختصر بحث کنیم.
مقدار حداقلی حجاب اسلامی طبق نظر مشهور فقها این است که بانوان در مواجهه با نامحرم همه بدن به استثناء چهره و دست از مچ به پایین را بپوشانند و هرچه بیش از این مقدار باشد را می توان حجاب حداکثری نامید.از آنجا که حجاب ظاهری نماد و نشانه بیرونی است که عفت و تقوای درونی بانوان را نشان می دهد و در تحصیل عفت و تقوای درونی تأثیر دارد به همین دلیل همانگونه که قرآن انسانها را دعوت به تحصیل عفت و تقوای بیشتر می نماید در مقوله حجاب و پوش ظاهری نیز دین اسلام بانوان را به رعایت حجاب حداکثری تشویق می کند.
توضیح مطلب اینکه بدون تردید لزوم حجاب و پوشش یکی از مهمترین واجبات الهی برای زنان است که تأمین کننده عفت و تقوای آنان است.تقوا در فرهنگ قرآن و اسلام، حجاب و پوشش درونی و باطنی در مقابل گناه و کار خلاف است که آثار آن در رفتار ظاهری و بیرونی تجلی می یابد.و لباس التقوی ذلک خیر(130)؛ و لباس تقوا و پرهیزکاری بهتر است.
تقوا داری درجات و مراتب مختلف است که قرآن انسانها را را به کسب مراتب و درجات بالاتر آن تشویق می کند:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته (131)؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است از خدا بترسید و تقوا پیشه کنید.
ان اکرمکم عند الله اتقالکم (132)؛ به درستی که گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین و پرهیزکارترین شماست.
اگر تقوا را دارای سه درجه حداقل، حد وسطو حداکثر بدانیم از دو واژه اکرم و اتقی در آیه فوق که افعل تفضیل اند، به روشنی استفاده می شود ککه در فرهنگ قرآن و اسلام تحصیل تقوای حداکثری مطلوب است.بنابراین، نمی توان به تمسک به شعار زیبای اعتدال و میانه روی به مقدار متوسط تقوا راضی شد، زیرا برای رشد و تعالی انسان که به وسیله تقوا بدست می آید را نمی توان حد و مرزی را تعیین نموده و از آنجایی که حجاب و پوشش بانوان نقش مهمی در ایجاد عفت و تقوای درونی آنها دارد، می توان گفت: حجاب حداکثری نیز از دیدگاه اسلام مطلوب و بانوان به آن تشویق شده اند، قرآن کریم می فرماید:
و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة و ان یستعففن خیر لهن و الله سمیع علیم (133)؛ و زنان سالخورده از ولادت و عادت بازنشسته اند و امید ازدواج و نکاح ندارند بر آنان باکی نیست اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند که جامه های بیرونی (جلباب) خود نزد نامحرمان از تن برگیرند و اگر باز هم عفت و تقوای بیشتر گزیند بر آنان بهتر است.
از آیه یاد شده به روشنی مطلوبیت حجاب و پوش حداکثری برای همه بانوان مسلمان حتی زنان سالمند استفاده می شود.به نظر می رسد دلیل تشویق و ترغیب بانوان به رعایت حجاب حداکثری این است که اگر آنها در مسیر حجاب حداقلی قرار گیرند کم کم زمینه عبور از حدود شرعی فراهم می گردد، زیرا از نظر قرآن، انسان موجودی است که مقتضی و زمینه عبور از حدود و چارچوبهای الهی در او موجود است بل یرید الانسان لیفجر امامه (134)؛ بلکه انسان می خواهد (آزاد باشد و بدون ترس از دادگاه قیامت) در تمام عمر گناه کند.
تردیدی نیست که بسیاری از افرادی که بدحجاب شده اند ابتدا این گونه نبوده اند، بلکه به دلیل هممین طبیعت حد و مرز شکنی از یک سو، و عدم شناخت عمیق و دقیق از فلسفه و فواید حجاب از سوی دیگر، کم کم و به تدریج به انسانهای بدحجاب و بی حجاب تبدیل شده اند.

فصل دوم: نظریه تشابه و همانندی جلباب قرآنی و چادر مشکی:

پرسش : تاکنون ثابت شد از نظر اسلام رعایت حجاب حداکثری مطلوبیت دارد حال این سوال قابل طرح است که آیا؛ قرآن کتاب آسمانی دین اسلام نوع و شکل خاصی از پوشش که تأمین کننده حجاب حداکثری باشد، بیان شده است؟
پاسخ :
از نظر قرآن شکل خاصی از پوشش که تأمین کننده حجاب حداکثری است جلباب نام دارد که در آیه ذیل بیان شده است:
یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المومنین یدینن علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما (135).
الف.سبب نزول آیه جلباب :
پرسش : سبب نزول آیه جلباب چیست؟
پاسخ :
کتاب های تفسیر سبب نزول آیه جلباب را این گونه بیان کرده اند:
1.فانه کان سبب نزولها ان النساء کن یخرجن الی المسجد و یصلین خلف رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و اذا کان باللیل خرجن الی الصلاة المغرب و العشاء الآخرین و الغداة الشباب لهن فی طریقهن فیوذونهن و یتعرضون لهن فانزل الله (136)؛ سبب نزول آیه این بود که زنان برای نماز، پشت سر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از منزل خارج می شدند و شب هنگام که برای نماز مغرب و عشا و صبح به سوی مسجد روان می شدند، جوانان بر سر راه آنان می نشستند و به آزار و اذیت زنان می پرداختند در این هنگام خداوند این آیه شریفه (آیه جلباب، 59/احزاب)را نازل فرمود.
2. روی عن غیر واحد انه کانت الحرة و الامة تخرجان لیلا لقضا الحاجه فی الغیطان و بین النخیل من غیر امتیاز بین الحرائر و الاماء و کان فی المدینة فساق یتعرضون للاماء و ربما تعرضوا الحرائر فاذا قیل لهم یقولون: حسبناهن امناء فامرت الحرائر یخالفن الاماء بالزی و التستر لیحتشمن و یهبن فلایطمع فیهن (137)؛ از افراد متعددی نقل شده است که زنان آزاد و کنیز هنگام شب برای دستشویی به گودالها و بین درختان خرما می رفتند و فرقی بین زنان آزاد و کنیز نبود.در مدینه فاسقانی بودنند که به آزار و اذیت کنیزان می پرداختند و چه بسا زنان آزاد را نیز آزار می دادند.هنگامی که به آنان گفته می شد (این زن آزاد بوده و چرا با او به ناشایست برخورد کردید) می گفتند: گمان کردیم که کنیز است از این رو، به زنان آزاد شد دستور داده شد پوشش و شکل لباس خود را تغییر دهند تا از کنیزان باز شناخته شوند و با حشمت و ابهت جلوه کنند و کسی بر آنان طمع نورزد.
مشابه این شان نزول را سیوطی نیز با اختصار اینگونه بیان کرده است : زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شب هنگام برای بیرون آوردن نیازهای خود از منزل خارج می شدند، گروهی از منافقان به آزار و اذیت آنان می پرداختند، به منافقان اعتراض شد آنان جواب دادند: ما تنها معترض کنیزان می شویم آنگاه این آیه (احزاب/ 59) نازل شد (138).
ب. جلباب از نظر مفهوم، اندازه، کارکرد و رنگ:

1. جلباب از نظر مفهوم :

پرسش: جلباب قرآنی چه معنا و مفهومی دارد؟
پاسخ :
اصل ریشه لغوی جلباب، جیم، لام و باء است که طبق نقل برخی از کتابهای لغت، مثل معجم مقاییس اللغه دارای دو معناست: معنای اول: آوردن شی از جایی به جایی است و معنای دوم، چیزی که شی دیگر را می پوشاند و جلباب از معنای دوم مشتق شده است (139).واژه جلباب (با کسر جیم) در اصل مصدر رباعی جاب است که از مصدر اسم ذات اراده شده است و نام پوشش ویژه ای قرار گرفته است.و همین تعبیر از اسم ذات به وسیله مصدر، باعث شده است که مبالغه در معنای غطاء و پوشاندن را برساند(140). به گونه ای که دلالت بر معنای پوشش بزرگ و تام کامل کند(141).
گفته شد نام پوشش ویژه ای است، حال پرسش این است که این پوشش ویژه چیست و خصوصیات آن چه می باشد؟ پاسخ این است که یکی از واژه های قرآنی که در تفسیر معنای آن اختلاف وجود دارد، واژه جلباب است و چه بسا منشأ این اختلاف، اختلاف مردم از نظر آداب و رسوم و نوع پوششها بر اساس زمانها و مکانهای مختلف باشد.مهم این است که بررسی شود جلباب هنگام نزول آیه به چه معنا و مفهومی بوده است(142).
گرچه در مباحث آینده ما به تفضیل در مورد ویژگیهای جلباب قرآنی بحث خواهیم کرد و بیان ویژگیهای آن سبب روشن شدن معنا و مفهوم دقیق آن می گردد، اما آنچه که از مراجع به منابع لغوی و تفسیری اجمالا به دست می آید آن این است که جلباب به معنای پوشش گسترده و فراگیر بانوان بوده است که هنگام خروج از خانه استفاده می کرده اند به طوری که ظاهر و روی همه بدن را می پوشانده است، کتابهای تفسیر و لغت برای بیان این پوشش گسترده از الفاظ و و تعابیر متشابه و نزدیک به هم مثل ملحفه، ملائه، عبائه تراد، ازار، کساء استفاده کرده اند (143)، ولی همه این الفاظ مختلف بیان کننده معنای واحد پوشش سرتاسری و کامل بانوان است که همه قسمت های بیرونی و ظاهری بدن آنان را می پوشاند و روی لباسهای دیگر پوشیده می شود (144).
پرسش: رابطه معنایی جلباب قرآنی و چادر چیست؟
پاسخ :
در ایران و زبان فارسی و فرهنگهای لغت عربی به فارسی، پوشش گسترده قرآنی جلباب که برای حجاب و پوشش بانوان مسلمان در مواجهه با نامحرم و در بیرون از منزل به کار می رود، با لفظ و اسم چادر شناخته می شود (145) در دوره اسلامی چادر (CADOR)یا چادر (CADAR) به شکل تن پوشی رویی، بی آستین، گشاد و محیط بر بدن، توسط زنان در ایران با توجه به ظوابط پوشاک اسلامی انتخاب گردید.این پوشش در عربی ملحف (MELHAF) یا ملحفه (MELHAFA) نیز نامیده می شود.خداوند در قرآن دستور داده است که زنان هنگام خروج از خانه تن پوشهای رویی (جلابیت، مفرد: جلباب) خود را به دور خود بپیچند(146)؛ و جلباب،تن پوشی رویی بزرگ بوده که سر و همه بدن را می پوشانده است و به نظر می رسد که به معنای چادر امروزی باشد.
چادر به عنوان یکی از کامل ترین انواع تن پوششهای مورد قبول بر اساس معیارهای اسلامی، همواره شکل یکسانی نداشته است (147).آثار ادبی این را می رساند که چادر در اصل روبند یا تن پوششی بوده که کل بدن و صورت را در برمی گرفته است(148). و به تدریج از پوشش مخصوص نماز که تن پوششی یکپارچه و کاملا پوشاننده است به جامه هم شکل زنان ایرانی در خارج از خانه نیز تبدیل شده است.در قدیم زنان طبقات متوسط سنتی تمایل به استفاده از دو چادر مجزا داشتند یکی برای بیرون از منزل که معمولا تیره رنگ و اغلب از جنس کرپ چینی بود و دیگری که روشن تر بود و داخل جانماز به صورت تا کرده قرار می گرفته است (149).که البته اکنون نیز چنین است.
علاوه بر این، در فرهنگ نامه های ویژه لغات قرآن و در بسیاری از تفسیرهای قرآن و رساله های علمی که درباره حجاب به زبان فارسی نوشته شده است نیز جلباب به چادر معنا شده است.
1. لسان التنزیل(150)
2. فرهنگ نامه قرآنی (151)
3. الدرع فی الترجمان (152)
4. تفسیر مفردات قرآن نسخه کهن (153)
5. نثر طوبی (154)
6. قاموس قرآن (155)
7. واژه های دخیل در قرآن مجید (156)
ب. برخی تفسیرهای قرآن که جلباب را چادر معنا کرده اند عبارتند از :
1. تفسیر نسفی (157)
2. تفسیر شریف لاهیجی (158)
3. تفسیر ابوالفتح رازی (159)
4. تفسیر مخزن العرفان (160)
5. مواهب علیه تفسیر حسینی (161)
6. تفسیر سور آبادی (162)
7. تفسیر شریف البلایل القلاقل (163)
8. تفسیر اثنی عشری (164)
9. تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین (165)
10. تفسیر اطیب البیان فی تفسیر القرآن (166) ج . برخی رساله های علمی درباره حجاب که جلباب را چادر معنا کرده اند عبارتند از:
1. سدول الجلباب فی وجوب الحجاب (تألیف 1291ش)، مولف : آیت الله سید عبدالله بلادی بوشهری؛
2. رساله شریفه لزوم الحجاب (تالیف 1293ش)، مؤلف: چند نفر از مسلمین مشروطه خواه؛
3. رساله رد کشف الحجاب (تألیف 1296ش)، مؤلف: سید اسد الله خرقانی؛
4. صواب الخطا فی اتقان الحجاب (تالیف 1304)، مؤلف: میر محمد هاشم مرندی خویی؛
6. وسیله العفاف یا طومار عفت (تألیف 1306ش)ت مؤلف: شیخ یوسف نجفی گیلانی؛
7. سرداق دوشیزگان و سعادت ایرانیان در وجوب حجاب و لزوم نقاب (تألیف 1307ش)، مؤلف: سید محمد علی مبارکه ای؛
8. رساله حجابیه (تألیف 1317ش)، مؤلف: شیخ فیاض الدین زنجانی؛
9. رساله در اثبات وجوب حجاب (تألیف 1324ش)ت مباحثه مکتوب ابوالفضل حاذقی و علی اصغر لاری؛
10. حجاب و پرده داری (تألیف 1324ش)، مباحثه مکتوب ابوالفضل حاذقی و علی اصغر لاری؛
نویسندگان همه رساله های ذکر شده در ذیل بحث از آیه 59 سوره احزاب تصریح کرده اند که حجاب به معنای چادر است.که ما به عنوان نمونه عین عبارت آخر رساله یعنی رساله حجاب و پرده داری که مضمون آن مباحثه مکتوب ابوالفضل حاذقی علی اصغر لاری است را ذکر می کنیم.در این رساله آمده است:
جلباب یعنی لباس سرتاسری، لباسی که تمام بدن را می پوشاند و به عبارت فارسی یعنی چادر(167).