فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

و.سیمای حجاب در آینه قرآن:

1.واژه حجاب در قرآن:

پرسش: واژه حجاب در قرآن چند مرتبه و به چه معنایی به کار رفته است؟
پاسخ:
واژه حجاب در قرآن کریم هفت بار آمده است و معنا و مفهوم کلی آن چیزی است که مانع دیده شدن چیز دیگر می شود و این معنا متناسب با معنای لغوی ذکر شده برای این واژه است (69).
البته، مراد از مانع در برخی آیات دیگر مانع معنوی است.اکنون به آیاتی که واژه حجاب در آنها به کار رفته به طور اجمالی اشاره می کنیم:
الف. فقال انی احبب حب الخیر عن ذکر ربی حتی تورات بالحجاب (70)؛ گفت من این اسبان را به خاطر پروردگارم دوست دارم تا آنکه آفتاب در پرده پنهان شد.
در آیه فوق مراد از تورات بالحجاب پنهان شدن آفتاب است.پس مقصود از حجاب در این آیه مانع مادی است.
ب. فاتتخذت من دونهم حجابا فارسلنا الیها روحنا فتمثل لها بشرا سویا (71)؛ میان خود و آنان حجابی افکند در این هنگام ما روح خود را به سوی او فرستادیم و او در شکل انسانی بی عیب و نقص بر مریم ظاهر شد.
برخی از مفسرین گفته اند مقصود از حجاب در این آیه دیوار است(72).
بنابراین، مراد از حجاب در این آیه نیز مانع مادی است.
ج. و بینهما حجاب (73)؛ و در میان آن دو (بهشتیان و دوزخیان) حجابی است.مراد از حجاب در این آیه را نیز می توان حایلی مادی و محسوس درنظر گرفت که مانع دیدن می شود (74)
د. و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب (75)؛ و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید مگر از راه وحی یا از پشت حجاب.
چون دیدن خداوند باری تعالی به طور حسی ممکن نیست مجازا از آن به مکالمه از پشت پرده تعبیر شده است.پس، مراد از حجاب در این آیه مانع معنوی است.
ه. و من بیننا و بینکم حجاب (76) میان ما و تو حجابی وجود دارد.
مراد از حجاب در این آیه اختلاف کافران با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز مخالفت کردن با او در دین است.پس، حجاب در این آیه نیز به معنای مانع معنوی است.
و. و اذا قرات القرآن جلعلنا بینک و بین الذین لایومنون بالاخره حجا با مستورا (77)و هنگامی که قرآن می خوانی، میان تو و آنها که به آخرت ایمان نمی آورند پرده ای پوشیده قرار می دهیم.
مراد آیه این است که به دلیل وجود پرده معنوی کفر در کافران آنها معنای قرآن را درک نمی کنند.بنابراین معنای حجاب در این آیه نیز مانع معنوی است.
ز. و اذا سالتموهن متاعا فسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن (78)؛ و هنگامی که چیزی از وسائل زندگی را (به عنوان) عاریت از آنان (همسران پیامبر) می خواهید از پشت پرده بخواهید و این کار برای پاکی دلهای شما و آنها بهتر است.
مراد از حجاب در این آیه نیز پوششی است که مانع دیده شدن می گردد(79).
بنابراین حجاب در این آیه به معنای مانع مادی و پرده است.
حاصل این که همانگونه که در آغاز بحث واژه حجاب در قرآن ذکر شد، در همه آیات فوق حجاب به معنای لغوی به کار رفته است، نه به معنای اصطلاحی پوشش اسلامی که در ابتدای فصل توضیح داده شد.حجاب به معنای اصطلاحی پوشش اسلامی در آیات دیگر از قرآن ذکر شده که اکنون به آن می پردازیم

2. مفهوم حجاب و پوشش اسلامی در قرآن:

الف.
یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان النساء ان اتقیتن فلا تخضعن باالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معرفا، و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی و اقمن الصلاة و آتین الزکاة و اطعن الله و رسوله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطرکم طهیرا(80)؛ ای همسران پیامبر شما همچون یکی از زنان معممولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید بیمار دلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید و در خانه های خود بمانید و هحمچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و خدا و رسولش را اطاعت کنید خداوند فقط می خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملا شما را پاک سازد.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی را در حجاب و بد حجابی استفاده می شود؟
پاسخ:
این آیات خطاب به همسران پیامبر می گوید: اگر تقوا داشته باشید، از ارزش و منزلت بیشتری برخوردار هستید، زیرا بانوان رهبران جامعه اسلامی همانند خود رهبران، الگوی دیگران قرار می گیرند.به همین دلیل قرآن می گوید که همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در رفتار و کردار خود توجه بیشتری داشته باشند و تقوای الهی را رعایت نمایند.سپس در ادامه خداوند به آنها توصیه می کند که هنگام سخن گفتن با نامحرم خضوع در کلام و سخن نداشته باشند و به اصطلاح با ناز و کرشمه سخن نگوید و حجاب و عفت در سخن گفتن را رعایت نمایند تا نحوه ی سخن گفتن آنها باعث طمع افراد بیمار دل نگردد.این نوع حجاب و پوشش را می توان حجاب و پوشش در گفتار نامید.
در ادامه، قرآن خطاب به همسران پیامبر می فرماید: در خانه بمانید و همانند جاهلیت نخست تبرج نکنید.تبرج که از نظر شرعی حرام است به معنای خودنمایی و خودآرایی بانوان و نشان دادن زیبایی ها به نامحرم است(81).
یکی از لوازم و آثار تبرج بانوان، بدحجابی و بی حجابی است؛ البته، چرا. بودن عمل تبرج و بدحجابی اختصاص به همسران پیامبر ندارد، بلکه بر همه زنان مسلمان حرام است ولی خداوند به دلیل مقام و موقعیت بالاتر همسران پیامبر و الگو بودن آنان برای زنان دیگر، آنها را مخاطب قرار داده است.
ب. قل للمومنین یغضوا من ابصارهم و یحفضوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون، و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابنا بعولتهن او اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورت النساء و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المومنون لعلکم تفلحون (82)؛ به مومنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرید و عفاف خود را حفظ کنند این برای آنان پاکیزه تر است خداوند از آنچه انجام می دهند آگاه است.و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند.و (اطراف)روسری های خود را بر سینه افکنند (تا گردن و سینه با آنها پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پسران شان یا پسران همسرانشان یا برادرشان یا پسران برادرشان یا پسران خواهرانشان یا زنان هم کیش شان یا بردگانشان (کنیزان شان) یا افراد ذسفیه که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند.و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان دانسته شود (صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا بازگردید ای مومنان تا رستگار شوید.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی در رابطه با حجاب و پوشش اسلامی استفاده می شود؟
پاسخ :
غریزه جنسی، غریزه قدرتمندی است که خداوند برای استمرار و حفظ نسل بشر آن را در انسان قرار داده است.اسلام تدابیری را برای تعدیل و رام کردن این غریزه قرار داده است؛ اولین تدبیر اسلام تشویق مرد و زن به ازدواج و ترویج فرهنگ ازدواج آسان است.در کنار تدبیر فوق برای سالم ماندن فضای جامعه اسلامی تدابیری دیگری نیز اندیشیده و تکالیفی را بر عهده زن و مرد قرار داده است که برخی از این تکالیف مشترک و شامل مرد و زن هر دو می شود مثل کنترل کردن چشمها از نگاه به نامحرم که در آیه (قل للمومنین یغضوا من ابصارهم)بیان شده است.بنابراین تکلیف مشترک این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند، نباید چشم چرانی کنند، نباید نگاههای مملوء از شهوت به یکدیگر بدوزند، نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند این نوع حجاب و پوشش را می توان حجاب و پوشش در نگاهنامید.
گرچه حجاب و پوشش در نگاه وظیفه مشترک زن و مرد است، اما همانگونه که از این آیه شریفه استفاده می شود مردان مخاطب نخست و بیشتر این حجاب و پوشش هستند و به نظر می رسند دلیل آن این است که میدان تنوع طلبی نگاه زن بیشتر طبیعت است و حوزه لذت جویی مرد بیشتر امور غریزی است به همین سبب نگاه مردان کمترین تفاوت ظاهری زنان را در می یابد (83).
اما علاوه بر این وظیفه مشترک، یک تکلیف و وظیفه خاص هم برای زنان مقرر شده است و آن اینکه بانوان باید بیشتر بدن خود را از مردان بیگانه و نامحرم بپوشانند و در اجتماع به جلوه گری و دلربایی نپردازند نباید کاری کنند که موجبات تحریک نامحرم را فراهم کند.
البته اینکه تکلیف و وظیفه حجاب و پوشش بیشتر مربوط به بانوان است از آن جهت است که ملاک پوشش بیشتر در بانوان است، چون زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است به همین دلیل به زن باید بگویند خود را در معرض نمایش قرار نده و به مرد هم باید بگویند به زن نامحرم نگاه نکن؛ زیرا تمایل زن بیشتر به خودنمایی و تبرج است نه چشم چرانی و برعکس تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است نه به خودنمایی.به نظر می رسد اینکه در آیه شریفه مورد بحث ابتدا مرد مکلف به غض بصر و تخلف در نگاه و کنترل چشم شده اند به همین دلیل باشد.
از تحقیقات کینزی در مورد اختلاف زن و مرد در تحریک پذیری، نیز استفاده می شود که آنچه مرد را بیشتر به هیجان و تحریک وامی دارد داده های شهوت انگیزی است که از راه چشم دریافت می دارد و یا توسط قوه مخیله اش پردازش می گردد.در صورتی که مطالعه رمانها و شعرهایی درباره عشق و محبت سخن می گوید زنان را بیشتر از مردان تحریک می کند، این مسئله درباره فیلم ها نیز صدق می کند (84).
در جمله بعد خداوند می فرماید : (و یحفظوا فروجهم)؛ به مومنین بگو عورت خویشش را حفظ کنند.
عقیده مفسران اولیه اسلام و همچنین مفاد برخی اخبار و احادیث معصومین (علیه السلام) که در ذیل آیه وارد شده این است که هر جا در قرآن کلمه حفظ فرج آمده مقصود حفظ فرج از زنا است، جز در این آیه که به معنای حفظ از نگاه نامحرم و مقصود وجوب پوشش عورت است (85).
در جمله بعد می فرمایید: و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن در این آیه خداوند همان دو تکلیف: ترک نظر و پاکدامنی و پوشانیدن عورت را برای زنان هم ذکر فرموده است.
در جمله بعد می فرماید : ولا یبدین زینتهن الا ظهر منها مفاد جمله فوق این است که زنان نباید آرایش و زیور خود را آشکار سازند.
بر اساس روایتی از ائمه اطهار معصومان (علیه السلام) در ذیل آیه فوق نقل شده است ما ظهر منها در آیه به وجه و کفین تفسیر شده است (86). به همین دلیل بیشتر فقیهان شیعه نظرشان این است که پوشاندن صورت و دو دست از مچ به پایین برای زنان واجب نیست، البته فقهایی که به عدم وجوب پوشش صورت و دست ها فتوا داده اند در موارد خاصی مثل نگاه شهوت آلود مرد به زن نامحرم که با توجه به وجود قراین و شواهد، باز بودن چهره و دستهای زن باعث وقوع در مفسده جنسی و آسیب زایی باشد پوشاندن چهره و دستها را نیز لازم می دانند (87) در آیه فوق دو استثنا ذکر شده است الا ما ظهر منها استثنای اول است که در آن مقداری از زینت را که نمایان بودن آن نسبت به عموم افراد جایز است معین شده است، یعنی دایره مورد استثنا از نظر مواضع محدودتر و از نظر افراد وسیع تر است.
در ادامه خداوند می فرماید : و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن ...؛ می یابد مقنعه و روسری خود را بر روی سینه و گریبان خویش قرار دهند.
تا قبل از نزول آیه زنان عرب معمولا پیراهنهایی می پوشیدند که گریبانهای آنان باز بود و دور گردن و سینه را نمی پوشاند.روسری هایی هم که روی سر خود می انداختند از پشت سر می انداختند- همان طوری که الان بین مردان عرب متداول است - این نحوه استفاده از روسری توسط زنان باعث می گردید گوشها و گوشواره ها و جلو سینه و گردن نمایان شود.این آیه با تاکیدهای زیادی که در آن بکار رفته است، دستور می دهد که باید قسمت آویخته شده به پشت سر همان روسری ها را از دو طرف روی سینه و گریبان خود بیفکند تا قسمتهای یاد شده پوشیده گردد(88). یکی از محققان واژه های قرآنی می نویسد:
تعبیر به ضرب، اشاره دارد به شدت پوشش و محکم نمودن مقنعه به هر طریق ممکن، خواه با بستن، گره زدن و وصل نمودن تا اینکه از روی گریبان کنار نرود و تعبیر به صیغه امر و لیضربن به تأکید آن اشاره دارد (89).
در ادامه خداوند می فرماید: و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن...؛ زیینت های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران شان....
در این آیه زنان از آشکار کردن زینتها و زیبایی های خود منع شده اند به استثنای برخی اشخاص که در دوازده دسته کلی قرار می گیرند که زنان نسبت به آنها وظیفه وجوب پوشش ندارند (90).
در این استثنا که دومین استثنا است اشخاص معینی نام برده شده اند که آشکار نمودن مطلق زینت برای آنان جایز است در این استثنا بر عکس استثنای اول مورد استثنا، از نظر مواضع گسترده تر است، ولی از نظر افراد محدود است.
در دنباله آیه خداوند می فرماید: و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن...؛ زنان به منظور آشکار ساختن زینت های پنهان خود پای بر زمین نکوبند.آیه کریمه از این کار نهی می کند.این نوع حجاب و پوشش را می توان حجاب و پوشش در رفت و آمدنامید.
از این آیه یک قاعده عمومی در مورد ارتباط اجتماعی بانوان و مردان می توان کشف کرد که به طور کلی زن در معاشرتها و روابط اجتماعی و مواجهه با مردان نباید کاری کند که موجب تحریک و تهییج و جلب توجه نامحرم گردد مانند استعمال عطرهای تند و همچنین آرایش های غلیظ در چهره که باعث جلب توجه می گردد(91).
در این جا به تناسب ذکر تعبیر لا یبدین در آیات قبل مناسب است مقداری در مورد رابطه معنایی بین زینت و حجاب توضیح دهیم.اساسا اگر حجاب خودش زینت باشد یا باعث پوشیده شدن زینت نگردد حجاب اسلامی نامیده نمی شود.چون حجاب اسلامی بانوان پوششی است که مانع مشاهده و آشکار شدن زینت زنان در مواجهه با نا محرم می گردد(92). در مقابل آشکار کردن زینتها و استفاده از آرایه ها یکی از علل و پیدایش بد حجابی و بی حجابی است که در فرهنگ قرآن از آن به تبرج یاد شده است.آرایه ممکن است به صورت آرایش سر و صورت، یا استفاده از انواع زیور آلات، مد لباس و یا استفاده از رنگهای مختلف و پارچه های جذاب باشد که همه در مفهوم ستر به معنای پوشاندن زینت (93) جمع می شوند.قرآن تبرج را از ویژگی های زنان جاهلیت دانسته است: و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی (94)؛ مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشکار می کنید.تبرج و خروج از منزل با نمایاندن زینت به نامحرم در عصر جاهلیت قبل از اسلام نیز وجود داشته است و اختصاص به امروز ندارد.گرچه امروز شیوه آرایش و انواع آرایه ها مدرن شده است، اما اصل تبرج ویژگی جاهلیت است که فراتر از زمان و مکان است و خروجی ناپاک به شمار می رود (95).
اکنون در برخی از زنان به ظاهر محجبه مشاهده می کنیم اینان خود را وارد فضایی می کنند که حجاب بدنی شان را به حالتی دور از روح حجاب تبدیل می کنند به این صورت که اینان در پوشش خود از رنگهای متنوع، زیبا، و تحریک برانگیز استفاده می کنند که به اندامشان زیبایی خاصی می بخشد به طوری که در عین اینکه بدن زن در ظاهر پوشیده است ولی در واقع زیبایی اش آشکار است به گونه ای که گویی که اصلا لباس نپوشیده است (96).
به تعبیر دیگر بانوانی هستند که حجاب پستی و بلندی های بدنشان را نمی پوشانند، بلکه برعکس زیبایی های بدن آنها را به نمایش می گذارد به گونه ای خود پوششهای نازک، کوتاه تنگ و رنگین برای آنها زینت شده است (97).و حال آنکه دستور قرآن این است که بانوان زینتهایشان را در مواجهه با نامحرم بپوشانند (98).
افزون بر این به نظر می رسد چون استفاده از لباسها و پوششهای رنگارنگ در خارج از منازل مصداق عرفی زینت است.بنابراین می توان گفت قرآن زنان را آشکار کردن لباس های رنگین در مواجهه با نامحرم نهی کرده است و با توجه به همین نکته در برخی احادیث نیز استفاده از لباسهای رنگارنگ مذمت شده است (99).
ج.یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیرلکم لعلکم تذکرون، فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یوذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم والله بما تعملون علیم، لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونه فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون(100)؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید در خانه هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید این برای شما بهتر است شاید متذکر شوید.و اگر کسی را در آن نیافتید وارد نشوید تا به شما اجازه داده شود و اگر گفته شد بازگردیدبازگردید این برای شما پاکیزه تر است و خداوند به آن، چه انجام می دهید آگاه است (ولی) گناهی بر شما نیست که وارد خانه های غیر مسکونی بشوید که در آن متاعی متعلق به شما وجود دارد و خدا می داند آنچه را آشکار می کنید و آنچه را پنهان می دارید.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی در رابطه با حجاب و پوشش استفاده می گردد؟
پاسخ:
مفاد آیه اول و دوم این است که مؤمنین نباید سرزده و بدون اجازه به خانه کسی داخل شوند.در آیه سوم مکانهای عمومی و جاهایی که مسکونی نیست از دستور استثنا شده است.
در بین عرب در محیطی که قرآن نازل شده است معمول نبود کسی برای ورود به منزل دیگری اذن بخواهد.در خانه ها باز بود، همان طوری که الان هم در بعضی از جاها ممکن است این رسم وجود داشته باشد؛ چون در خانه ها همیشه باز بود، اجازه گرفتن هم بین عربها متداول نبود و حتی اجازه خواستن را نوعی اهانت نسبت به خود می دانستند به همین دلیل سرزده و بی اطلاع قبلی وارد خانه های یکدیگر می شدند.اسلام در این آیات این رسم غلط را باطل کرد و دستور داد سرزده داخل خانه های مسکونی دیگران نشوید.حکمت این حکم حداقل دو چیز می تواند باشد: یکی موضوع ناموس و پوشیده بودن زن و به همین جهت پس از آیات، آیات مربوط به پوشش ذکر شده است، دیگران اینکه معمولا هر کسی در محل سکونت خود اسراری دارد و مایل نیست دیگران بفهمند.این نوع حجاب و پوششی که در این آیات مطرح شده است را می توان حجاب وپوشش در روابط اجتماعی و معاشرت نامید.
د.یا ایها الذین آمنوا لیستاذنکم الذین ملکت ایمانکم و الذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات من قبل صلاة الفجر و حین تضعون ثیابکم من الظهیرة و من بعد الصلاة العشاء ثلاث عورات لکم لیس لکم و لا علیهم جناح بعدهن طوافون علیکم بعضکم علی بعض کذلک یبین الله لکم الایات و الله علیم حکیم، و اذا بلغ الاطفال منکم الحلم فلیستاذنوا کما استاذن الذین من قبلهم کذلک یبین الله لکم آیاته و الله علیم الحکیم، و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح ان یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة و ان یستعفن خیر لهن والله سمیع علیم(101)؛ ای کسانیکه ایمان آورده اید بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده اند در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند پیش از نماز صبح و نیمروز هنگامیکه لباسهای (معمولی) خود را بیرون می آورید و بعد از نماز عشا این سه وقت مخصوص برای شماست، اما بعد از این سه وقت، گناهی بر شما و بر آنان نیست (که بدون اذن وارد شوند) و بر گرد یکدیگر بگیرند (و با صفا و صمیمیت به یکدیگر خدمت نمایند) این گونه خداوند آیات را بر شما بیان می کند و خداوند دانا و حکیم است.و هنگامی که اطفال شما به سن بلوغ رسند باید اجازه بگیرند همانگونه که اشخاصی که پیش از آنان بودند اجازه می گرفتند این چنین خداوند آیاتش را بر شما بیان می کند و خداوند دانا و حکیم است و زنان از (رویین) خود را بر زمین بگذارند به شرط اینکه در برابر مردان خودآرایی نکنند و اگر خود را بپوشانند برای نان بهتر است و خداوند شنوا و داناست.
پرسش: از آیات فوق چه نکات و مطالبی در رابطه با حجاب و پوشش استفاده می شود؟
پاسخ:
در این آیات دو استثنا، یکی برای قانون کسب اجازه هنگام ورود به اتاق دیگران و دیگری برای قانون پوشش بانوان ذکر شده است، آیه اول و دوم در مورد استثنا اول و آیه سوم در مورد استثنا دوم است.
بر اساس آیه اول و دوم هر کس می خواهد وارد محل خلوت دیگری شود باید با کسب اجازه وارد شود و این دستور حتی در مورد محارم نزدیک، مانند پسر نسبت به مادر و پدر نسبت به دختر نیز جاری است.در این آیات دو طبقه از این دو دستور استثنا شده اند و برای این دو طبقه اجازه خواستن فقط در سه نوبت لازم شمرده شده است .این دو طبقه عبارتند از: مملوکان و کودکان نابالغ.
سه نوبتی که این دو طبقه نیز باید اجازه بخواهند عبارت است از: پیش از نماز صبح، هنگام نیمروز ظهر که افراد به خاطر گرما لباس رو را از تن درآورده و استراحت می کنند و بعد از نماز عشا که هنگام رفتن به رختخواب است.در این مواقع معمولا زن یا مرد در لباس غیر عادی هستند و چون یا تازه از خواب برخاسته اند مثل موقع قبل از نماز صبح و یا تازه می خواهند به خواب بروند مثل موقع بعد از نماز عشا و یا در حال استراحت هستند مثل وقت ظهر در چنین اوقاتی مملوکان و پسران نابالغ باید با کسب اجازه وارد اتاق شوند، ولی در مواقع دیگر اجازه لازم نیست.
اما استثنایی که درباره مسئله پوشش است این آیه است و القواعد من النساء اللاتی لا یرجون نکاحا فلیس علیهن جناح...؛ این آیه سومین استثنا در مسئله پوشش را مطرح می کند استثنای اول و دوم قبلا در آیه 31 مطرح شد و استثنای سوم در این آیه آمده است.
مقصود از قواعد در آیه فوق زنان سالخورده ای هستند که از نظر جاذبه جنسی مورد توجه مرد واقع نمی شوند و از این رو امیدی به ازدواج ندارند.از مقید شدن حکم جواز برداشتن ثیاب (102) (جلباب و چادر)به زنان سالخورده به روشنی فهمیده می شود که این استثنا شامل دختران و زنان جوان نمی شود.
در برخی تفاسیر تصریح شده جاست که زنان جوان نه تنها از کنار گذاشتن جلباب و چادر منع نمی شوند، بلکه به آنها امر می شود که جلباب و چادر ضخیم بپوشند تا بدنشان آشکار نگردد (103).بنابراین، می توان گفت هر چه بانوان جوانتر باشند و جاذبه جنسی در آنها بیشتر باشد به همان تناسب لازم است حجاب و پوشش بیشتری را رعایت کنند.اما از اینکه از باب تهسیل به زنان سالخورده اجازه داده شده که جلباب و چادر خود را بردارند این حکم نیز مقید شده است به قید غیر متبرجات بزینة؛ یعنی کنار نهادن جلباب و چادر از طرف زنان سالخورده نبایستی به منظور تبرج و اظهار زینت باشد.و الا این کار حتی برای آنان نیز جایز نیست.
به نظر می رسد دلیل استثنای زنان سالخورده در این آیه این است که معمولا کنار گذاشتن جلباب و چادر زنان سالخورده باعث تحریک جنسی نمی گردد و به همین دلیل برای زنان سالخورده تخفیفی در حجاب و پوشش در نظر گرفته شده است اما با این همه از قسمت آخر آیه و ان یستعففن خیر لهن و الله سمیع علیم استفاده می شود که حتی اگر زنان نیز در مواجهه با نامحرم، جلباب و چادر را کنار نگذارند و با استفاده نکردن از حجاب هایی غیر از جلباب و چادر مثل مانتو عفت ورزند برای آنان بهتر است.بنابراین از آیه یاد شده به روشنی مطلوبیت حجاب و پوشش بیشتر حتی برای زنان سالمند استفاده می شود.تا چه رسد به زنان و دختران جوان که به طریق اولی مطلوبیت حجاب و پوشش بیشتر برای آنان اثبات می گردد(104).
بنابراین از قسمت آخر آیه می توان یک قانون کلی استنباط کرد و آن اینکه از نظر اسلام هر قدر زن جانب عفاف و پوشش را بیشتر مراعات کند پسندیده تر است و رخصت های تهسیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت درباره صورت و دستها از مچ به پایین و محارم و زنان سالخورده داده شده است این اصل کلی اخلاقی را نباید از یاد ببرد (105).
پرسش: مراد از ثیاب در آیه سابق (آیه 60 سوره نور) چیست؟
پاسخ :
مراد از ثیاب در آیه لباس ظاهری و رویی مثل ملحفه و جلباب است که روی خمار و مقنعه پوشیده می شود (106). مودودی نیز گفته است غالب مفسران و فقیهان بر این اعتقادند که مراد از ثیاب، چادری است که زنان به واسطه آن زینت خود را مخفی می کنند (107).
قرطبی نیز می گوید:
زن سالخورده فقط چادر را می تواند کنار بگذارد (108) .
زخمشری نیز می گوید: ثیاب، لباس ظاهری است مثل ملحفه و سرپوشی که روی روسری پوشیده می شود (109). برخی از روایات نیز تصریح کرده اند که مراد از ثیاب در آیه فقط جلباب است (110).
اما اینکه در برخی احدیث دیگر نقل شده است که مراد از ثیاب در آیه جلباب و خمار است (111)به قرینه روایت دیگر آشکار می گردد که اگر زنان سالخورده کنیز نباشد و آزاد باشد فقط می تواند از چادر استفاده نکند (112).به نظر استاد مطهری وضع ظاهری کنیزان معمولا جالب و تحریک آمیز نیست و مورد رغبت کسی واقع نمی شوند و به علاوه شغل آنها خدمتکاری است و شاید به همین دلیل پوشاندن موی سر بر کنیزان واجب نبوده است (113).