فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

2-نگاهی به حجاب و پوشش معنوی عفت:

پرسش: عفت چیست؟ و پوشش معنوی عفت چگونه انسان را از گناه حفظ می کند؟
پاسخ:
تقوا و خودنگهداری اگر در قلمرو شهوات و خواست های نفسانی باشد عفت نامیده می شود.و عفت؛ یعنی به وجود آمدن حالت نفسانی که که به وسیله آن خواهشها و تمایلات به کنترل شخص درآید به گونه ای که انسان به سوی حرام گرایش پیدا نکند و اجازه ندهد تا هیجانهای مربوط به تمایلات در هر زمانی و مکانی که می خواهند تخلیه شود، بلکه انسان با کنترل خود آنها را در مسیر صحیح به جریان اندازد(31)، این تعریف عفت، عام است و شامل انواع مختلف آن می شود.انواع عفت را می توان در سه نوع کلی گردآوری کرد: 1-عفت در اندیشه؛ 2-عفت در گفتار؛ 3-عفت در رفتار.در روایتی از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است:
ما عبد الله بشی افضل من عفته بطن و فرج(32)؛ خداوند به چیزی برتر از عفت شکم و عفت فرج عبادت نشده است.
دو نوع عفت شکمی و جنسی که در این روایت ذکر شده است از مصادیق عفت در رفتار است.اگر انسان در مواجهه با تمایلات و خواهشهای مربوط به شکم و خوراک، حدود الهی را رعایت کند و از خوردنی های حرام استفاده نکند، دارای عفت شکم است.اگر انسان در مواجهه با تمایلات و خواهش های غریزه جنسی، حدود الهی را رعایت کند و مرتکب گناهانی مثل زنا و بد حجابی و بی حجابی -که با غریزه جنسی مرتبط هستند نگردئ دارای عفت جنسی است.
عفت جنسیدر فرهنگ اسلامی دارای جلوه های متعددی است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
1-پرهیز از نگاه آلوده؛
2-خلوت نکردن با نامحرم؛
3-نداشتن تماس بدنی با نامحرم؛
4-رعایت حجاب و پوشش مناسب و عدم حضور تحریک آمیز در جامعه؛
5-واسطه نشدن برای فحشا؛ 0
6-پرهیز از خودارضایی و آمیزش نامشروع؛
7-گریز از عوامل تحریک آمیز(33).
همانگونه که از موارد فوق آشکار می گردد گرچه عفت جنسی اختصاص به بانوان ندارد و شامل مردان نیز می گردد، اما به نظر می رسد با توجه به فراوانی میل به خودنمایی در بانوان و در نتیجه فراوان بودن مقتضی و زمینه تحریک غریزه جنسی به وسیله میل یاد شده، می تون گفت عفت ورزی بانوان به ویژه از طریق رعایت حجاب و پوشش به معنای جامع و گسترده آن نقش مهمتری در سلامت جامعه دارد.
منستیکو می گوید: از دست رفتن عفت زنان به قدری تاثیرات بد و معایب و نواقص تولید می کند و روح مردم را فاسد می کند که اگر در کشوری دچار آن شود بدبختی زیادی از آن ناشی می گردد به همین جهت، قانون گذاران همواره عفت را به زنان توصیه می کنند و از آنها وقار و رعایت موازین اخلاقی را توقع دارند(34).

3- نگاهی به حجاب و پوشش معنوی حیا:

پرسش: حیا و شرم چیست؟ و آیا حیا و شرم در انسان فطری است؟
پاسخ:
حیا و شرم عبارت است از مهار کردن نفس از فعل و کار قبیح و زشت به خاطر حضور و نظارت ناظری که مورد احترام شخص حیا کننده است (35).
برای مثال وقتی فرزندان ممیز و بالغ در حضور دیگران از در آوردن و تعویض لباس های زیرین خود اجتناب می کنند این کار نمودی از حیا و شرم جنسی آنهاست.نکته ظریف و در عین حال اساسی در بحث حیا این است که مسئله حیا و جنسیت، پوشیدگی، برهنگی و ضوابط حاکم بر آن را نباید یکسره از لحاظ مسائل زندگی اجتماعی فردی برسی کرد و نباید فقط به دنیای پیرامون آدمی اندیشید، بلکه باید به اهمیت احساس شرم و حیا به عنوان یک خصلت ذاتی و درونی او توجه کرد، چون حیا و شرم یکی از صفات مخصوص انسان است و انسان تنها حیوانی است که اصرار دارد دست کم بعضی از اندام های خود را بپوشاند.اگر سخن گفتن، منطق داشتن و وجدان داشتن که از تفاوتهای انسان با حیوان است برای انسان کمال محسوب می شود و به او ارزش می بخشد، چرا احساس شرم و حیا و گریز از برهنگی که آن نیز خاص انسان است کمال محسوب نشود؟ حقیقت این است که در مسئله غریزه جنسی و برهنگی و پوشیدگی، یک دنیای عظیم و رازآمیز را نباید فراموش کنیم و آن دنیا همان خود انسان است.
پروفسور اسوالد شوارتز طبیب و روانشناس اتریشی در اشاره به همین نکته می نویسد:
علاوه بر مردم شناسی، تجزیه و تحلیل روانشناسی نیز ثابت می کند که احساس شرم یکی از صفات عمده نوع بشر است.هیچ قبیله اولیه ای هر قدر هم بدوی بوده باشد شناخته نشده که از خود شرم بروز ندهد.و بچه های کوچک نیز شرم دارند.در طی دوران رشد بشر و همچنین در خلال رشد افراد، بر وسعت موضوعاتی که مورد حمایت شرم قرار می گیرند افزوده می شود. حمایتوظیفه مخصوصی است که بر عهده شرم گذارده شده است ...کاملا معلوم است که شرم قبل از همه چیز از اعضای تناسلی و و ظایف آنها حمایت می کند نه محض خاطر چیزی که آنها در اصلاحات تشریحی و فیزیولوژیکی دارند، بلکه محض خاطر آنچه در ماورای آنها قرار دارد، یعنی محض خاطر راز جنس ...
ادعای پیشرفت و مدرنیزم خرقه ای بر تن بی خبری از ارزشهای اساسی است و شرم نخستین قربانی این گمراهی اخلاقی است مثلا نهضت اعتقاد به لختی نمونه وحشتناکی از این ادعاست و باید هم باشد.
شرم احتیاج به حمایت دارد تا اینکه نه قراردادهای تمدن، بلکه لطیف ترین
ارکان سرشت انسانی را حفظ کند.بعد از جنس که اصل و هسته است، شرم از کل شخصیت ما نه در شکل منحط آن مثل خود پرستی بلکه در معنای صحیح قدر خودشناسیحمایت می کند(36)
پرسش: چگونه حیا و شرم نوعی پوشش معنوی و روحی شخصیت انسان است؟
پاسخ:
همان گونه که لباس های بیرونی و ظاهری پوشاننده بدن و شخص انسان است حیا نیز پوشش معنوی شخصیت انسان است.همانطور که عریانی جسم نشانه بی شرمی شخص است، بی حیایی نیز نشانه عریانی و دریدگی شخصیت است.در مقابل، همانگونه که پوشیدگی، نشانه وقار و حیای شخص است، با حیا بودن نشانه مزین بودن شخصیت به لباس وقار و شرم است (37).
انسان بدون حیا جلوه ای عریان و نازیبا دارد و به وسیله حیاست که قامت رعنای شخصیت انسان خلعتی زیبا می یابد.امام علی(علیه السلام) حیا را با تعبیر لباس بلند و سرتاسری یاد می کند.در حدیثی از ایشان نقل شده است:
الحیاء لباس سابغ و حجاب مانع و ستر عن المساوی واق(38)؛ حیا لباسی بلند و حجابی منع کننده و پوششی نگهدارنده از بدی هاست.

1.3.تفاوت و شخصیت و رفتار فرد با حیا و فرد بی حیا:

پرسش: شخصیت و رفتار فرد با حیا و فرد بی حیا چه تفاوتی دارد؟
پاسخ:
شخصیت و رفتار فرد با حیا را می توان شخصیت و رفتاری پوشیده دانست؛ تصویر فرد با حیا تصویر انسانی است که بر قامت خود لباس بلند و کامل پوشیده است.در برخی روایات برای تصویر انسان با حیااز امام علی (علیه السلام) نقل شده است:
من کساءالحیا ثوبه لم یر الناس عیبه(39)؛ کسی که حیا لباسش را را بر او پوشیده باشد مردم عیب او را نمی بیند.
در حدیث دیگری از امام علی (علیه السلام) برای بیان حیا از تعبیر جلباب و تن پوش سرتاسری استفاده شده است:
الکیس من تجلبب الحیاء(40)؛ زیرک کسی است که پوشش بزرگی از حیا داشته باشد.
همچنین از امام حسن مجتبی (علیه السلام) در مقام توصیف حیای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده است:
کسا محاسن وجهه الحیا(41)؛ پوشش بزرگی از حیا زیبایی های چهره اش را پوشانده بود.
در مقابل شخصیت با حیا، شخصیت بی حیا، شخصیتی است عریان و دریده و رفتار شخص بی حیا و رفتار شخص بی حیا، رفتاری است دریده و عریان.به همین جهت در روایتی برای توصیف انسان بی حیا و فاسق که پرده محرمات الهی را دریده است به عنوان کسی که جلباب و تن پوش سرتاسری حیا را کنار گذاشته، یاد شده است.
از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است:
من القی جلباب الحیا لاغیبة له (42)؛ هر که پوشش سرتاسری حیا را کنار بگذارد غیبت او اشکالی ندارد.
به دلیل اینکه رفتار شخص بی حیا رفتاری دریده و عریانی است، در علم فقه یکی از موارد استثناء حرمت غیبت و جایز شدن آن، غیبت شخص فاسق است که با بی حیایی خود حریم حدود و احکام الهی را شکسته است.