فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

1- نگاهی به حجاب و پوشش معنوی «تقوا»

پرسش: پوشش معنوی و روحی تقوا چه نوع حجاب و پوشش است؟
پاسخ: در قرن بیستم برای چند دهه ملاک سنجش در موفقیت ها تست و آزمون های مرسوم بهره هوشی ((25)iq)بود به گونه ای که در بسیاری از کشورها بخشی از سوالات کنکور نیز محسوب می شدند، اما با مرور زمان و پیشرفت روانشناسی، این دیدگاه مورد تشکیک واقع شد و مفهوم بهره هوشی که توسط استنفرد و بینه و تعدادی دیگر از روانشناسان مطرح شده بود و متاثر از فضای روان شناسی رفتاری بود، در سال اخیر مورد انتقاد شدید بسیاری از محققان رفتاری بود، در سالهای اخیر مورد انتقاد شدید بسیاری از محققان قرار گرفت، زیرا تاکید آن بر توانمندی ریاضیاتی، منطقی و حافظه بود، در حالی که بسیاری از توانمندیهای دیگر نیز در انسان است که در زندگی روزمره به کمک افراد بشر می آید و در بهتر زندگی کردن به آنها کمک می کند.لذا، نخست گاردنر با تقسیم بندی هشتگانه خود(26) دیدگاه سنتی هوش را به چالشی جدی فرا خواند سپس سالووی و مایر با مددگیری از بخشی از تحقیقات گاردنر مفهوم هوش هیجانی را مطرح کردند که این مفهوم در یک کلام به معنای شناخت، کنترل و مدیریت هیجان هاست (27)و این شناخت و کنترل و مدیریت هیجان ها تعبیر دیگری از تقوا است که در آموزه های ادیان الهی به ویژه دین مقدس اسلام به عنوان ملاک برتری افراد نسبت به یکدیگر مطرح شده است.قرآن مجید می فرماید:
شان اکرمکم عند الله اتقاکم؛(28)گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.
تقوا که به معنای تسلط بر خویش و خود کنترلی وخودمهاری است که یکی از عالی ترین اهداف تربیتی اسلام شمرده می شود، به گونه ای که می توان گفت یکی از اساسی ترین مفاهیم و آموزه های تربیتی اسلام ایجاد تقوا در متربی است تا متربی بتواند با مبارزه با نفس بدخواه خود آن را مهار و کنترل نماید و نفس را در راه اطاعت خدا به کار گیرد.
علاوه بر این تقوا و مهار کردن خود و مدیریت نفس یکی از اساسی ترین مفاهیم اخاقی است که بعدها مورد توجه روانشناسان قرار گرفت.اساس نیاز به کنترل خود و مدیریت نفس آن است که همواره خواست نفس با مصلحت انسان سازگار نیست.ناسازگاری میان خواست نفس و مصلحت ایجاب می کند که انسان، نفس خود را که مرکز خواسته هاست، کنترل ومدیریت نماید.خواسته های نفس به دو شکل گرایش و گریز تجلی پیدا می کند؛ یعنی گاهی نفس به چیزی علاقه مند می شود و آن را رد می کند.از آنجا که همواره خواست نفس با مصلحت انسان سازگار نیست گاهی نفس چیزی را می طلبد که موجب فساد و تباهی اوست و گاهی چیزی را رد می کند که به مصلحت اوست.خداوند متعال می فرماید
و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی شان تحبوا شیئا و هو شر لکم؛ (29)و چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید که خیر شما در آن باشد و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید که برای شما شر باشد.بنابراین، عدم سازگاری خواست نفس با مصلحت انسان، ضرورت و لزوم مدیریت و کنترل نفس را اثبات می نماید که در فرهنگ قرآن و حدیث از آن به تقوا تعبیر می شود.
تقوا مفهوم عاملی است که همه عوامل کنترل نفس مثل خوف، صبر عفت و حیا و...را شامل می شود.ولی تقوا عین هیچ یک از عوامل نیست، بلکه عنوان کلی است که از تمام این عوامل کنترل کننده انتزاع می گردد.به عبارت دیگر، عوامل مختلفی وجود دارند که هر کدام به نحوی نفس انسان را کنترل و مهار و مدیریت می نمایند که برآیند این مجموعه عوامل، باعث پیدایش ویژگی صیانت نفس و خودنگهداری است که تقوا نامیده می شود.بنابراین، عواملی مثل خوف، صبر، عفت و حیا را می توان زیر مجموعه های عنوان عام تقوا دانست که در مقابل تقوا قرار نمی گیرد، بلکه در کنار تقوا قرار می گیرند.و اگر تقوا بخواهد عملیاتی و عینی شود و به کار آید تحت یکی از عناوین زیر مجموعه خود تجسم و عینیت می یابد.برای مثال تقوا و خود نگهداری اگر به جهت ترس از قدرتی باشد، در قالب خوف تجلی می کند و اگر به معنای تحمل سختیها باشد در قالب صبر تجلی می نماید و اگر در قلمرو شهوت باشد نام عفت به خود می گیرد و اگر به دلیل حضور ناظر و وجود نظارت ناظر محترم باشد در قالب حیاتجلی می یابد(30).و از آنجایی که در بین عوامل یاد شده، دو عامل عفت و حیا ارتباط بیشتری نسبت با حیا دارند مقداری درباره آن بحث می کنیم.

2-نگاهی به حجاب و پوشش معنوی عفت:

پرسش: عفت چیست؟ و پوشش معنوی عفت چگونه انسان را از گناه حفظ می کند؟
پاسخ:
تقوا و خودنگهداری اگر در قلمرو شهوات و خواست های نفسانی باشد عفت نامیده می شود.و عفت؛ یعنی به وجود آمدن حالت نفسانی که که به وسیله آن خواهشها و تمایلات به کنترل شخص درآید به گونه ای که انسان به سوی حرام گرایش پیدا نکند و اجازه ندهد تا هیجانهای مربوط به تمایلات در هر زمانی و مکانی که می خواهند تخلیه شود، بلکه انسان با کنترل خود آنها را در مسیر صحیح به جریان اندازد(31)، این تعریف عفت، عام است و شامل انواع مختلف آن می شود.انواع عفت را می توان در سه نوع کلی گردآوری کرد: 1-عفت در اندیشه؛ 2-عفت در گفتار؛ 3-عفت در رفتار.در روایتی از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است:
ما عبد الله بشی افضل من عفته بطن و فرج(32)؛ خداوند به چیزی برتر از عفت شکم و عفت فرج عبادت نشده است.
دو نوع عفت شکمی و جنسی که در این روایت ذکر شده است از مصادیق عفت در رفتار است.اگر انسان در مواجهه با تمایلات و خواهشهای مربوط به شکم و خوراک، حدود الهی را رعایت کند و از خوردنی های حرام استفاده نکند، دارای عفت شکم است.اگر انسان در مواجهه با تمایلات و خواهش های غریزه جنسی، حدود الهی را رعایت کند و مرتکب گناهانی مثل زنا و بد حجابی و بی حجابی -که با غریزه جنسی مرتبط هستند نگردئ دارای عفت جنسی است.
عفت جنسیدر فرهنگ اسلامی دارای جلوه های متعددی است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
1-پرهیز از نگاه آلوده؛
2-خلوت نکردن با نامحرم؛
3-نداشتن تماس بدنی با نامحرم؛
4-رعایت حجاب و پوشش مناسب و عدم حضور تحریک آمیز در جامعه؛
5-واسطه نشدن برای فحشا؛ 0
6-پرهیز از خودارضایی و آمیزش نامشروع؛
7-گریز از عوامل تحریک آمیز(33).
همانگونه که از موارد فوق آشکار می گردد گرچه عفت جنسی اختصاص به بانوان ندارد و شامل مردان نیز می گردد، اما به نظر می رسد با توجه به فراوانی میل به خودنمایی در بانوان و در نتیجه فراوان بودن مقتضی و زمینه تحریک غریزه جنسی به وسیله میل یاد شده، می تون گفت عفت ورزی بانوان به ویژه از طریق رعایت حجاب و پوشش به معنای جامع و گسترده آن نقش مهمتری در سلامت جامعه دارد.
منستیکو می گوید: از دست رفتن عفت زنان به قدری تاثیرات بد و معایب و نواقص تولید می کند و روح مردم را فاسد می کند که اگر در کشوری دچار آن شود بدبختی زیادی از آن ناشی می گردد به همین جهت، قانون گذاران همواره عفت را به زنان توصیه می کنند و از آنها وقار و رعایت موازین اخلاقی را توقع دارند(34).

3- نگاهی به حجاب و پوشش معنوی حیا:

پرسش: حیا و شرم چیست؟ و آیا حیا و شرم در انسان فطری است؟
پاسخ:
حیا و شرم عبارت است از مهار کردن نفس از فعل و کار قبیح و زشت به خاطر حضور و نظارت ناظری که مورد احترام شخص حیا کننده است (35).
برای مثال وقتی فرزندان ممیز و بالغ در حضور دیگران از در آوردن و تعویض لباس های زیرین خود اجتناب می کنند این کار نمودی از حیا و شرم جنسی آنهاست.نکته ظریف و در عین حال اساسی در بحث حیا این است که مسئله حیا و جنسیت، پوشیدگی، برهنگی و ضوابط حاکم بر آن را نباید یکسره از لحاظ مسائل زندگی اجتماعی فردی برسی کرد و نباید فقط به دنیای پیرامون آدمی اندیشید، بلکه باید به اهمیت احساس شرم و حیا به عنوان یک خصلت ذاتی و درونی او توجه کرد، چون حیا و شرم یکی از صفات مخصوص انسان است و انسان تنها حیوانی است که اصرار دارد دست کم بعضی از اندام های خود را بپوشاند.اگر سخن گفتن، منطق داشتن و وجدان داشتن که از تفاوتهای انسان با حیوان است برای انسان کمال محسوب می شود و به او ارزش می بخشد، چرا احساس شرم و حیا و گریز از برهنگی که آن نیز خاص انسان است کمال محسوب نشود؟ حقیقت این است که در مسئله غریزه جنسی و برهنگی و پوشیدگی، یک دنیای عظیم و رازآمیز را نباید فراموش کنیم و آن دنیا همان خود انسان است.
پروفسور اسوالد شوارتز طبیب و روانشناس اتریشی در اشاره به همین نکته می نویسد:
علاوه بر مردم شناسی، تجزیه و تحلیل روانشناسی نیز ثابت می کند که احساس شرم یکی از صفات عمده نوع بشر است.هیچ قبیله اولیه ای هر قدر هم بدوی بوده باشد شناخته نشده که از خود شرم بروز ندهد.و بچه های کوچک نیز شرم دارند.در طی دوران رشد بشر و همچنین در خلال رشد افراد، بر وسعت موضوعاتی که مورد حمایت شرم قرار می گیرند افزوده می شود. حمایتوظیفه مخصوصی است که بر عهده شرم گذارده شده است ...کاملا معلوم است که شرم قبل از همه چیز از اعضای تناسلی و و ظایف آنها حمایت می کند نه محض خاطر چیزی که آنها در اصلاحات تشریحی و فیزیولوژیکی دارند، بلکه محض خاطر آنچه در ماورای آنها قرار دارد، یعنی محض خاطر راز جنس ...
ادعای پیشرفت و مدرنیزم خرقه ای بر تن بی خبری از ارزشهای اساسی است و شرم نخستین قربانی این گمراهی اخلاقی است مثلا نهضت اعتقاد به لختی نمونه وحشتناکی از این ادعاست و باید هم باشد.
شرم احتیاج به حمایت دارد تا اینکه نه قراردادهای تمدن، بلکه لطیف ترین
ارکان سرشت انسانی را حفظ کند.بعد از جنس که اصل و هسته است، شرم از کل شخصیت ما نه در شکل منحط آن مثل خود پرستی بلکه در معنای صحیح قدر خودشناسیحمایت می کند(36)
پرسش: چگونه حیا و شرم نوعی پوشش معنوی و روحی شخصیت انسان است؟
پاسخ:
همان گونه که لباس های بیرونی و ظاهری پوشاننده بدن و شخص انسان است حیا نیز پوشش معنوی شخصیت انسان است.همانطور که عریانی جسم نشانه بی شرمی شخص است، بی حیایی نیز نشانه عریانی و دریدگی شخصیت است.در مقابل، همانگونه که پوشیدگی، نشانه وقار و حیای شخص است، با حیا بودن نشانه مزین بودن شخصیت به لباس وقار و شرم است (37).
انسان بدون حیا جلوه ای عریان و نازیبا دارد و به وسیله حیاست که قامت رعنای شخصیت انسان خلعتی زیبا می یابد.امام علی(علیه السلام) حیا را با تعبیر لباس بلند و سرتاسری یاد می کند.در حدیثی از ایشان نقل شده است:
الحیاء لباس سابغ و حجاب مانع و ستر عن المساوی واق(38)؛ حیا لباسی بلند و حجابی منع کننده و پوششی نگهدارنده از بدی هاست.