فهرست کتاب


پرسمان حجاب

حسین مهدی زاده‏

حجاب تعقلی:

حجاب فردی است که به مدد فکر، اندیشه و عقل ورزی به حجاب و پوشش روی آورده و خود را به آن پای بند و ملتزم ساخته است و استدلال های محکم عقلی برای انتخاب خود دارد.علم و آگاهی و سر افرازی، ویژگی بارز چنین حجابی است.

حجاب تعبدی:

حجاب انسانی است که ابتدا وارد رواق و حوزه خرد و عقل شده و به مرحله: حجاب تعقلی نایل آمده و آن گاه به دلیل پذیرش عبودیت حق تعالی، خویش را به شرف حجاب کامل اسلامی آراسته است تا شرط بندگی بجا آورده باشد.دست یافتن به حجاب تعبدی، بدون گذر از حجاب تعقلی معمولا میسر نیست، زیرا تعبد بدون پشتوانه تعقل چیزی جز نوعی تقلید نخواهد بود.مهم ترین و بارزترین ویژگی حجاب تعبدی، عشق ورزیدن به حجاب اسلامی و پا فشاری بر آن است (24).
روشن است که همه انواع حجاب فوق از نظر ارزش و اهمیت در یک درجه و اهمیت نیستند، در یک داوری کلی و اجمالی می توان دو نوع حجاب تعقلی و تعبدی بیشتر قابل دفاع و پذیرش است، چون اساسا عقل و شرع در اثبات بسیاری از گزارهها و احکام اسلامی و از جمله حجاب اسلامی به یکدیگر کمک می کنند.و از آنجایی که قرآن و حدیث دو منبع جاوید و اصیل برای آشنایی با احکم اسلامی می باشد، ما در بحث آینده با استمداد از قرآن و حدیث برخی از ابعاد و زوایای حجاب اسلامی را طرح خواهیم نمود.
ب :برخی حجاب هاو پوششهای معنوی انسان:
پرسش: آیا انسان علاوه بر حجاب و پوشش ظاهری دارای پوششهای معنوی و روحی نیز هست؟
پاسخ:
در یک نگاه کلی انسان دارای دو بعد مادی و معنوی یا جسمانی و روحانی یا ظاهری و باطنی است و به طور طبیعی هر یک از دو بعد یاد شده نیازمند پوشش های ظاهری و باطنی است تا در دستیابی انسان به سلامت جسمی و روحی و در نتیجه رسیدن انسان به تکامل، او را کمک نمایند.گرچه جسم و روح هر دو مهم هستند و انسان باید برای سلامت هر دو تلاش نماید چون جسم و روح در یکدیگر تاثیر و تاثر متقابل دارند، اما از آنجایی که روح نسبت به جسم دارای اهمیت بیشتری است، زیرا آنچه هویت و شخصیت انسان را شکل می دهد مسایل روحی و روانی او مثل افکار، عواطف و اعمال اوست.بنابراین ما نیز نخست از برخی پوشش های معنوی انسان مثل تقوا، عفت و حیا به منزله ریشه و اساس پوششهای ظاهری انسان هستند بحث می کنیم

1- نگاهی به حجاب و پوشش معنوی «تقوا»

پرسش: پوشش معنوی و روحی تقوا چه نوع حجاب و پوشش است؟
پاسخ: در قرن بیستم برای چند دهه ملاک سنجش در موفقیت ها تست و آزمون های مرسوم بهره هوشی ((25)iq)بود به گونه ای که در بسیاری از کشورها بخشی از سوالات کنکور نیز محسوب می شدند، اما با مرور زمان و پیشرفت روانشناسی، این دیدگاه مورد تشکیک واقع شد و مفهوم بهره هوشی که توسط استنفرد و بینه و تعدادی دیگر از روانشناسان مطرح شده بود و متاثر از فضای روان شناسی رفتاری بود، در سال اخیر مورد انتقاد شدید بسیاری از محققان رفتاری بود، در سالهای اخیر مورد انتقاد شدید بسیاری از محققان قرار گرفت، زیرا تاکید آن بر توانمندی ریاضیاتی، منطقی و حافظه بود، در حالی که بسیاری از توانمندیهای دیگر نیز در انسان است که در زندگی روزمره به کمک افراد بشر می آید و در بهتر زندگی کردن به آنها کمک می کند.لذا، نخست گاردنر با تقسیم بندی هشتگانه خود(26) دیدگاه سنتی هوش را به چالشی جدی فرا خواند سپس سالووی و مایر با مددگیری از بخشی از تحقیقات گاردنر مفهوم هوش هیجانی را مطرح کردند که این مفهوم در یک کلام به معنای شناخت، کنترل و مدیریت هیجان هاست (27)و این شناخت و کنترل و مدیریت هیجان ها تعبیر دیگری از تقوا است که در آموزه های ادیان الهی به ویژه دین مقدس اسلام به عنوان ملاک برتری افراد نسبت به یکدیگر مطرح شده است.قرآن مجید می فرماید:
شان اکرمکم عند الله اتقاکم؛(28)گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.
تقوا که به معنای تسلط بر خویش و خود کنترلی وخودمهاری است که یکی از عالی ترین اهداف تربیتی اسلام شمرده می شود، به گونه ای که می توان گفت یکی از اساسی ترین مفاهیم و آموزه های تربیتی اسلام ایجاد تقوا در متربی است تا متربی بتواند با مبارزه با نفس بدخواه خود آن را مهار و کنترل نماید و نفس را در راه اطاعت خدا به کار گیرد.
علاوه بر این تقوا و مهار کردن خود و مدیریت نفس یکی از اساسی ترین مفاهیم اخاقی است که بعدها مورد توجه روانشناسان قرار گرفت.اساس نیاز به کنترل خود و مدیریت نفس آن است که همواره خواست نفس با مصلحت انسان سازگار نیست.ناسازگاری میان خواست نفس و مصلحت ایجاب می کند که انسان، نفس خود را که مرکز خواسته هاست، کنترل ومدیریت نماید.خواسته های نفس به دو شکل گرایش و گریز تجلی پیدا می کند؛ یعنی گاهی نفس به چیزی علاقه مند می شود و آن را رد می کند.از آنجا که همواره خواست نفس با مصلحت انسان سازگار نیست گاهی نفس چیزی را می طلبد که موجب فساد و تباهی اوست و گاهی چیزی را رد می کند که به مصلحت اوست.خداوند متعال می فرماید
و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی شان تحبوا شیئا و هو شر لکم؛ (29)و چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید که خیر شما در آن باشد و چه بسا چیزی را خوش داشته باشید که برای شما شر باشد.بنابراین، عدم سازگاری خواست نفس با مصلحت انسان، ضرورت و لزوم مدیریت و کنترل نفس را اثبات می نماید که در فرهنگ قرآن و حدیث از آن به تقوا تعبیر می شود.
تقوا مفهوم عاملی است که همه عوامل کنترل نفس مثل خوف، صبر عفت و حیا و...را شامل می شود.ولی تقوا عین هیچ یک از عوامل نیست، بلکه عنوان کلی است که از تمام این عوامل کنترل کننده انتزاع می گردد.به عبارت دیگر، عوامل مختلفی وجود دارند که هر کدام به نحوی نفس انسان را کنترل و مهار و مدیریت می نمایند که برآیند این مجموعه عوامل، باعث پیدایش ویژگی صیانت نفس و خودنگهداری است که تقوا نامیده می شود.بنابراین، عواملی مثل خوف، صبر، عفت و حیا را می توان زیر مجموعه های عنوان عام تقوا دانست که در مقابل تقوا قرار نمی گیرد، بلکه در کنار تقوا قرار می گیرند.و اگر تقوا بخواهد عملیاتی و عینی شود و به کار آید تحت یکی از عناوین زیر مجموعه خود تجسم و عینیت می یابد.برای مثال تقوا و خود نگهداری اگر به جهت ترس از قدرتی باشد، در قالب خوف تجلی می کند و اگر به معنای تحمل سختیها باشد در قالب صبر تجلی می نماید و اگر در قلمرو شهوت باشد نام عفت به خود می گیرد و اگر به دلیل حضور ناظر و وجود نظارت ناظر محترم باشد در قالب حیاتجلی می یابد(30).و از آنجایی که در بین عوامل یاد شده، دو عامل عفت و حیا ارتباط بیشتری نسبت با حیا دارند مقداری درباره آن بحث می کنیم.