گلستان سوره ها( آشنایی با سوره ها و مفاهیم قرآن) جلد 2

نویسنده : محمد حسین جعفری

36 - یس

یس از حروف مقطعه و سوره مکی است.
185) یس چیست؟ 186) در این سوره داستان چه کسانی آمده است و سخن مردم به آنان چه بود؟ 187) حبیب نجار به مردم چه گفت و آنان چه پاسخی دادند؟ 188) سرانجام مردم با وی چه کردند و از سوی خداوند چه ندایی به او شد؟
بنابر آنچه در روایات آمده است یس از اسامی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است. در آغاز این سوره می خوانیم:
یس (ای محمد). سوگند به قرآن حکمت آموز، که همانا از پیامبرانی، بر راهی راست! و (این قرآن) از جانب آن عزیز مهربان نازل شده است.(1)
در روایات آمده است که: برای هر چیز قلبی است و قلب قرآن سوره یس است.
در این سوره داستان پیامبرانی که خداوند به شهر انطاکیه فرستاد و مرد وارسته ای که به آنان ایمان آورد، بیان شده است. نام آن مرد حبیب نجار بود. او با بیان گرم خویش، مردم را به پیروزی از پیامبران الهی فرا می خواند و در این راه با شجاعت تمام در مقابل کفار ایستاد و سرانجام به شهادت رسید و وارد بهشت دوزخ شد. پس از اینکه کافران او را به شهادت رساندند، خداوند با یک صیحه و نهیب ناگهانی، همه آنان را هلاک کرد.
این داستان در آیات 13 تا 31 آمده است.
شرح ماجرا از این قرار است که خداوند به سوی شهر انطاکیه دو پیامبر فرستاد. مردم، آن دو را تکذیب کردند. پس خداوند پیامبر سومی را برای کمک و همراهی آنان فرستاد. آن قوم گفتند: شما جز بشری مانند ما نیستید و خدای رحمان چیزی نفرستاده است و شما جز دروغ نمی گویید. سپس با بی ادبی، پیامبران الهی را به بدشگونی متهم کردند و تهدیدشان کردند که: اگر از این سخنان دست بر ندارید سنگسارتان می کنیم و به سختی عذابتان می کنیم. ادامه داستان چنین است که:
(و (در این هنگام) مردی از دورترین نقطه شهر دوان دوان آمد، (و) گفت: ای مردم، از این فرستادگان پیروی کنید. از کسانی که پاداشی از شما نمی خواهند و خود (نیز) هدایت یافته اند، پیروی کنید.(2))
مردم شهر شهر سخنان حبیب نجار - آن مرد پاکدل - را نپذیرفتند و در مقابل از او خواستند که خود نیز، از اعتقاد خود به پیامبران و پرستش خداوند دست بر دارد. او در جواب گفت:
(آخر چرا کسی را نپرستم که مرا آفریده است و (همه) شما به سوی او بازگشت می یابید؟ آیا به جای او بت هایی را بپرستم که اگر (خدای) رحمان بخواهد به من گزندی برساند، نه شفاعتشان به حالم سودی می دهد و نه می توانند مرا برهانند؟ در آن صورت، من قطعا در گمراهی آشکاری بود.
(سپس رو به پیامبران الهی کرد و گفت: ای رسولان، گواه باشید که) من به پروردگارتان ایمان آوردم (و اقرار مرا) بشنوید.
(او سرانجام به جرم ایمان، توسط کافران به شهادت رسید. بدو) گفته شد: به بهشت درآی. گفت: ای کاش قوم من می دانستند که: پروردگارم مرا آمرزید و در زمره عزیزان قرارم داد.(3))
آن قوم به کیفر عمل زشت خویش با صیحه و فریادی ناگهانی نابود شدند. این جزای ایشان بود؛ جزای تمسخر و ریشخند رسولان الهی و بی اعتنایی به دعوت آنان. در آیه 30 به این کار ناروا اشاره شده است.
آری، آنان که به دعوت عالمان الهی و کسانی که دین خدا را ترویج می کنند، بی اعتنایی می کنند، باید از این داستان عبرت گیرند.

37 - صافات

صافات یعنی صف بستگان و سوره مکی است.
189) مراد از سه گروه صافات، زاجرات و تالیات که در این سوره به آنها قسم یاد شده است چه کسانی هستند؟ 190) برخی از کردار کفار که در این سوره آمده، چیست؟ 191) در این سوره حال بندگان مخلص خدا در بهشت چگونه بیان شده است؟ 192) سخن یکی از آن مؤمنان بهشتی چیست؟
در آغاز این سوره آمده است: قسم به صافات، زاجرات و تالیات که همانا خدای شما یکی است. این سوگند در واقع رد عقاید باطل مشرکین است که الهه ها و خدایان متعددی را می پرستیدند، و با این قسم، بر توحید و یگانگی خداوند تأکید می شود.
لابد از خود می پرسید که معنی صافات و زاجرات و تالیات چیست؟
صافات به معنی صف کشیدگان است. زاجرات یعنی منع کنندگان؛ کسانی که با زور و تهدید کسی را از کاری باز می دارند. تالیات نیز از تلاوت و به معنی خوانندگان است.
مفسرین احتمالات مختلفی در مورد این سه گروه داده اند. احتمال قوی تر این است که مراد، سه گروه از ملائکه است که مأمور آوردن وحی بودند. آنان در این راه، وحی را از مداخله شیطان حفظ می کردند و به پیامبران و یا خصوص پیامبر اسلام، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می رساندند(4).
همانگونه که اشاره شد. جواب قسم این است که همانا خدای شما یکی است و با این قسم بر توحید پروردگار عالم تاکید می شود.
از موضوعاتی که در این سوره آمده است، عقاید و گفتار و کردار کفار و منکرین معاد در دنیا و سرانجام آنان در آخرت، و نیز حال بندگان مخلص خدا در باغهای بهشت است که در آیات 12 تا 60 این سوره آمده است.
چکیده ای از کردار کفار که در آیات 12 تا 39 بیان شده، چنین است:
آنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و اعتقادات و باورهای حق را به ریشخند می گیرند. وقتی تذکر و پند داده می شوند، عبرت نمی گیرند. هنگامی که نشان و آیه ای از سوی پروردگار بر آنان می آید، به جای آنکه با دیدن آن به خود آیند، آن را به تمسخر و ریشخند می گیرند و آیات الهی را جادو و سحر می خوانند. معاد را باور ندارند و می گویند: آیا وقتی مردیم و مشتی خاک و استخوان شدیم، برانگیخته خواهیم شد؟ البته آنان کسانی هستند که رهسپار جهنمند(5).
در مقابل این گروه، بندگان مخلص و پاکدلند که به سعادت و رستگاری و کامیابی بزرگی رسیده اند. در مورد این نیکبختان چنین می خوانیم:
(آنان روزی معین خواهند داشت. (انواع) میوه ها! و آنان مورد احترام خواهند بود. در باغهای پر نعمت! بر سریرها در برابر همدیگر (می نشینند). (ساقیان بهشتی) با جامی از باده ناب پیرامونشان به گردش در آیند؛ (باده ای) بسیار سپید که نوشندگان را لذتی (خاص) می دهد؛ نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستی می افتند! و نزدشان حوریان درشت چشم و پرنازند! (از شدت سپیدی) گویی تخم مرغ پنهانند (6)!
پس برخی از آنان به برخی روی نموده و از همدیگر پرس و جو می کنند. یکی از آنها می گوید:
راستی من (در دنیا) همنشینی داشتم، (که به من) می گفت: آیا واقعاً تو از باور دارندگانی؟ آیا وقتی مردیم و (مشتی) خاک و استخوان شدیم، آیا واقعا جزا می یابیم؟
(آن مؤمن بهشتی) می پرسد: آیا (از آن همنشین من) خبر دارید؟ پس آگاه می شود و او را در میان آتش می بیند! (و) می گوید: به خدا سوگند چیزی نمانده بود که تو مرا به هلاکت اندازی. و اگر رحمت پروردگارم نبود، هر آینه من (نیز) از حاضر شدگان (در دوزخ) بودم(7).

38 - ص

ص از حروف مقطعه و سوره مکی است.
193) حروف مقطعه چیست؟ 194) جریان نزول آیات نخست این سوره چه بود؟ 195) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از قریش چه چیزی می خواست؟ 196) پاسخ قریش به حضرت چه بود؟ 197) در این سوره خداوند رسول گرامی خویش را به چه کاری دعوت می کند؟ 198) هدف از فرو فرستادن قرآن چیست؟
صلی الله علیه و آله و سلم) )) از حروف مقطعه (8) قرآن است که سوره با آن آغاز می شود.
درباره حروف مقطعه که 29 سوره قرآن با آنها آغاز می شود نظریات مختلفی وجود دارد. نتیجه بحثی که درباره حروف مقطعه در تفسیر المیزان آمده (9)؛ این است که:
این حروف رمزی هستند بین خدای تعالی و پیامبرش که معنای آنها از ما پنهان است و فهم عادی ما راهی به درک آنها ندارد، مگر به همین مقدار که حدس بزنیم بین این حروف و مطالبی که در هر یک از آن سوره ها آمده ارتباط خاصی هست (10).
از روایتی که از موسی بن جعفر (علیه السلام) رسیده، استفاده می شود که:
صاد چشمه ای است که از یکی از ارکان عرش می جوشد، و آن را آب حیوان می نامند و حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب معراج، از آن چشمه وضو گرفت و در عالم بالا در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی اولین نماز را خواند (11).
جریان نزول آیات نخست این سوره بدینگونه است:
آنگاه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دعوت خود را آشکار ساخت، قریش نزد ابوطالب جمع شدند و گفتند: ای ابوطالب! برادرزاده ات عقاید ما را سفیهانه می خواند و خدایان ما را ناسزا می گوید. او جوانان ما را فاسد کرده (12) و جمعیت ما را متفرق ساخته است. اگر فقر و ناداری او را بر این کار واداشته است، ما برای او آن قدر مال جمع می کنیم که ثروتمندترین مرد قریش گردد، و او را فرمانروای خود می کنیم.
ابوطالب جریان را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داد. حضرت فرمود: اگر خورشید را در دست راستم بگذارند و ماه را در دست چپم، نمی پذیرم. اما من از آنان کلمه ای می خواهم تا به سبب آن، عرب فرمانروا شود و غیر عرب به دین آنان بگروند و پادشاهان بهشت شوند.
آنان پذیرفتند و گفتند: می پذیریم. به جای یکی، ده کلمه از ما بخواهد.
پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بدیشان فرمود: شهادت دهید که خدایی جز الله نیست و اینکه من فرستاده خدا هستم. آنها گفتند: شگفتا! آیا سیصد و شصت خدا را رها کنیم و تنها یک خدا را بپرستیم؟
آنگاه خداوند این آیات را نازل فرمود(13):
(و از اینکه هشدار دهنده ای از آنان برایشان آمده در شگفت شدند؛ و کافران گفتند: این (مرد) افسونگری شیاد است. آیا خدایان (متعدد) را خدای واحدی گردانیده است؟ این واقعاً چیز عجیبی است؟ بزرگانشان روان شدند (و گفتند:) بروید و بر خدایان خود ایستادگی کنید، که این خواست قلبی ماست. ما این (سخنان) را در میان مردم این عصر (از کسی) نشنیده ایم. این (ادعا) جز دروغ بافی نیست. آیا از میان همه ما ذکر (و قرآن) بر او نازل شده است؟...(14))
در آیه 17 خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گرامی خویش را امر می کند که در مقابل سخنان باطل و آزار کفار استقامت و پایداری ورزد. سپس سرگذشت بندگان شایسته خویش چون: حضرت داوود، حضرت سلیمان، و حضرت ایوب و حضرت ابراهیم (علیه السلام) را یادآور می شود؛ و آنان را بندگان نیکوی الهی معرفی می کند که از دل و جان رو به سوی خدا داشتند.
آیه 29 هدف و قصد خداوند از فرو فرستادن قرآن را چنین بیان می کند:
((این قرآن) کتابی است مبارک که آنرا به سوی تو فرو فرستادیم تا (مردم) در آیات آن بیندیشند و خردمندان متذکر شوند.)
در این آیه چند نکته مهم و قابل توجه وجود دارد:
1 - قرآن کتابی مبارک است. مبارک یعنی پر خیر و برکت؛ به صورتی که پیوسته منشأ خیر است. آری قرآن با تعلیمات آسمانی و دستورات و برنامه های الهی؛ انسان را به سوی سعادت دنیا و آخرت رهنمون می گردد و هر آنچه خیر و سعادت انسان در آن است به او نشان می دهد.
2 - هدف از فرو فرستادن قرآن، تدبر و اندیشه در آیات آن است.
آیا می توانید پاسخ دهید که هدف و مقصود از چراغی که در اتاق شماست چیست و چرا آنرا در محل زندگی یا کار شما نصب کرده اند؟ آیا می توانید بگویید که داروها برای چه تهیه شده اند؟ حال با خود بیندیشید که اگر کسی در تاریکی بنشیند و چراغ اتاقش را روشن نکند این چراغ چه سودی برای او دارد؟ اگر بیماری در حالت سخت و دشوار خود از داروهایی که با دستور پزشک برای بهبود وی تهیه شده، استفاده نکند، آیا آن داروها برای وی مفید خواهد بود؟
با این مقدمه باید بگوییم که هدف از ارسال قرآن این نیست که مردم تنها به خواندن الفاظ آن اکتفا کنند. بلکه مقصود اندیشه و تفکر در آیات آن است که مایه روشنی انسان است.
در سایه تدبر در آیات قرآن است که انسان هستی را آنچنان که هست می شناسد و راه سعادت خویش را از آنچه هست به آنچه باید باشد دگرگون می سازد.
وضع کسی که به خواندن الفاظ قرآن اکتفا می کند و در آیات آن تدبر نمی کند مانند حال آن بیماری است که در شدت درد و تب تنها به تماشای داروهای خویش بسنده می کند.
3 - همچنین هدف از فرستادن قرآن، تذکر و عبرت و بیداری انسانهای صاحب اندیشه و خردمندان است. آنان با بهره گیری از آیات قرآن از خواب غفلت بیدار می شوند و از سرگذشت پیشینیان و از وضع انسانها در آخرت که در قرآن آمده است درسها و عبرتها می گیرند. حال آنان، حال بیداران در میان خفتگان است.