دعا و توسل

نویسنده : آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی

اشاره:

باورهای کلامی شیعی همان، اصول ناب اسلامی که در قرآن خطوط آن ترسیم و سپس با شرح و تفسیر ائمه معصومین (علیه السلام) تبیین شده است تلاش های تفسیری روایی و عقلانی، دانشوران شیعی در پرتو قرآن و حدیث به این باورها نظم و قاعده خاصی بخشیده و گنجینه ی از معارف را به ارمغان آورده است.
بی تردید توحید درصد باورهای شیعه است و در این مکتب عمق و ژرفای بیشتری یافته است : به طوری که هر کس به مجموع احادیث توحیدی شیعه نظری بیفکند . عمیق ترین درس ها را از آنها یاد می گیرد خطبه های توحیدی و مناجات رسیده از آن امامان معصوم (علیه السلام) هم چون دعای کمیل ابوحمزه ثمانی شعبانیه و امثال آنها آبشخور زلال توحید و شیوه صحیح راز و نیاز با پروردگار یکتاست در اصول مذهب توحید اصول اول است و همه چیز بر محور یکتا پرستی می باشد.
همین آموزه های توحیدی است که هر فرد شیعه را ملزم می کند که از غیر خدا دوری جوید و شائبه های شرک را از خود دور کند اما با کمال تاسف در میان فرقه های مسلمان و هابیت که اصالت و ریشه ای ندارد در اخلاص توحیدی شیعه تردید افکنده و عقایدی چون شفاعت زیارت توسل و مانند آن از اعمالی شرک آمیز معرفی کرده و شبهه های بی اساس را طرح ساخته اند دانشمندان شیعه و حتی برخی عالمان منصف و حقیقت طلب اهل سنت به این تهمت ها و شبهه ها پاسخ گفته و آثار گران سنگی پدید آورده اند یکی از این آثار مجموع پنج جلدی حاظر است که در آن آیه اللَّه سید حسن طاهری خرم آبادی در پنج موضوع زیر باورهای شیعی را با مدد جستن و احادیث و نیز با استفاده از منابع کهن و دست اول اهل سنت تبیین کرده است:
1- توحید و زیارت.
2- عدم تحریف قرآن
3- دعا و توسل.
4- تبرک و قبرو.
5 - شفاعت.
امید است که این مجموعه گامی در معرفی عقاید شیعه باشد و اهل دانش و انصاف را مفید افتد.
ناشر

حاجت خواستن از پیامبر و اولیای خدا (علیه السلام)

یکی از مسائلی که و هابیان آن را مورد اشکال قرار داده اند حاجت خواستن از پیامبر و اولیای خداست ابتدا حاجت خواستن از زنده ها را برسی می کنیم سپس به حاجت خواستن از مرده ها می پردازیم .
اگر در عصر پیامبر و ائمه (علیه السلام) بودیم می توانستیم از آنان سه گونه حاجت طلب کنیم.
الف - حاجت های معمولی ما را برآورده کنند.
ب - برایمان دعا کنند و خیر دنیا و آخرت یا حوایج دیگری را برایمان از خداوند طلب نماید؛
ج - کار فوق العاده ای برای ما انجام دهند؛ مثلا ما را بدون مراجعه به طبیب و مصرف دارو درمان و شفا بدهند و یا فلان گرفتاری سخت ما را برطرف سارند و از این قبیل ....
برخی از این اقسام را از مرده ها نمی توان طلب کرد ؛ مثلا نمی شود از مرده خواست که فلان کار را برای من انجام بده، اما دو قسم دیگر را می توان از ارواح انبیاء و اولیا - که نزد خداوند مقرب اند - طلب نمود؛ بدین صورت که از آنها بخواهند نزد خداوند شفاعت کنند و واسطه شوند در شفای مریض یا حل پاره ای از مشکلات و یا بخواهیم که برای ما دعا کنند البته وهابی ها این نوع درخواست ها را شرک می دانند و شدیدا با آن مبارزه می کنند قسم اول را خود و هابی ها نیز اشکال نکرده و قبول دارند.
قسم دون را پیامبر و ائمه بخواهیم برای ما دعا کنند، این مسئله نیز نزد و هابی ها اشکالی ندارد چون در عصر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) (صلی الله علیه و آله و سلم) مردم به حضورش شرف یاب می شدند و از حضرتش می خواستند که برای آنان دعا کند. افزون بر این برخی از آیات شریفه نیز این معنا را تصدیق می کند چنان که می فرماید:
الف - خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها وصل علیهم ان صلاتک سکن لهم (1)
از اموال آنان صدقه به عنوان زکات بگیر تا به وسیله ی آن را پاک سازی و پرورش دهی و به هنگام گرفتن زکات برای آنان دعا کن که دعای تو مایه آرامش آنان است .
ب - ... ولو انهم اذ ظلموا انفسهم جاءوک فاستغفرو اللَّه و استغفر لهم الرسول لوجد و اللَّه توابا رحیما(2)
اگر این مخالفان هنگامی که به خود ستم می کردند : و فرمان های خداوند را زیر پا می گذارند به نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آنان استغفاره می کرد خداوند را توبه پذیر و مهربان می یافتند.
ج - و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول اللَّه لووا روسهم و ورایتهم یصدون و هم مستکبرون (3)
هنگامی که به آنان گفته شود بیایید تا رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) برای شما استغفار است ، سرهای خود را از روی مسخره و کبر و غرور تکان می دهند و آنها را می بینی که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر می ورزد
د - قالو یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین ، قال سوف استغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم (4)
فرزندان یعقوب گفتند ای پدر ؛ از خداوند آمرزش گناهان ما را بخواه که ما خطا کار بودیم گفت به زودی بری شما از پروردگارم آمرزش می طلبم که او آمرزنده و مهربان است
ه و لما وقع علیهم الرجز قالوا یا موسی ادع لنا ربک بما عهد عندک لئن کشفت عنا الرجز لنومنن لک و لنرسلن معک بنی اسرائیل (5)
هنگامی که بلا بر آنان مسلط می شد می گفتند: ای موسی از خدایت برای ما بخواه به عهدی که با تو کرده رفتار کند اگر این بلا را از ما مرتفع سازی قطعا به تو ایمان می آوریم و بنی اسرائیل را با تو خواهیم فرستاد،
با توجه به آیات فوق معلوم می شود که عده ای نزد پیامبران می آمدند و از آنان می خواستند که برایشان دعا و طلب رحمت کنند و این مساله ای عادی و مرسوم بوده است پس وقتی در حال حیاتشان هیچ اشکالی نداشته که مردم از آنان تقاضای دعا کنند پس از مرگشان نیز مانعی ندارد که از از آنها تقاضای دعا شود با توجه به این که ارواح آنان در عالم برزخ زنده اند.
اما درباره قسم اخیر در خواست امر فوق العاده باید گفت که خداوند در طول تاریخ به برخی از انبیاء و اولیای خود امتیازها و نیروهای فوق العاده ای مرحمت فرموده که با آنها اعمال فوق العاده ای انجام می دادند ؛ به طوری که با علل و اسباب طبیعی جور در نمی آید مانند عصای حضرت موسی (علیه السلام) که وقتی آن را به زمین انداخت اژدها می شد تبدیل شده عصا به اژدها نیز علل و اسبابی دارد که خداوند آنها را در اختیار حضرت موسی (علیه السلام) قرار داده بود و کسی که غیر از حضرت موسی (علیه السلام) بر آنها واقف نبود و در اختیار کس دیگری نبود.
اینها معجزه بود و معجزه غیر از کارهای خارق العاده ای است که مرتاضان انجام می دهند معجزه کار کاملا خارق العاده ای است که دلالت می کند بر این که عاملی غیر طبیعی و بیرون از عالم ماده در پیدایش آن دست داشته است مانند تبدیل شدن عصا به اژدها که مخصوص حضرت موسی (علیه السلام) بود و هر کس دیگر هر چه هم دانا و، توانا باشد نمی تواند آن معجزه را انجام دهد . مگر خداوند علل و اسباب آن را در اختیار او قرار دهد.
یا حضرت عیسی (علیه السلام) امراضی مانند پیسی و کور مادر زاد را شفا می داد و یا مرده را به اذن خداوند زنده می نمود اینها کارهایی است که معجزه بود و غیر از حضرت عیسی کس دیگری نمی توانست آن را انجام دهد خداوند درباره معجزه حضرت عیسی چنین می فرماید:
و ابری الاکمه و الابرض و احیی الموتی باذن اللَّه ...(6)
و به اذن خدا کور مادر زاد و مبتلایان به برص پیسی را بهبودی می بخشم و مردگان را اذن خدا زنده. می کنم.
اگر عیسی (علیه السلام) مرض برص و کور مادر زاد را شفا می داد یا مرده را به زنده می کرد با اذن و اجازه خداوند بود حضرت عیسی در این کارها مستقل نبود بلکه خداوند به او چنین نیرو و اسباب و علل را داده بود.
یا در باره آماده کردن تخت بلقیس پادشاه سبا در قرآن کریم می خوانیم:
قال عقربت من الجن انا آتیک به قبل ان تقوم من مقامک(7)
عفریتی از جن گفت: من آن را نزد تو می آورم پیش از آن که از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر توانا و امین هستم اما کسی که دانشی از کتاب آسمانی داشت گفت:
پیش از آن که چشم بر هم زنی آن را نزد تو خواهم آورد و هنگامی که سلمان آن تخت را نزد خود ثابت و پابرجا دید گفت،: این از فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر او را به جا می آورم یا کفران می کنم ...
پس اگر خداوند به برخی از انسان ها چنین مقامات و و یژگی هایی مرحمت کرد که به اذن خداوند متعال کارهایی خارق العاده انجام دهند مثل این که مرض را شفا دهند و یا مرده را زنده کنند چه اشکال دارد نزد آنان برود و بگوید ای عیسی پیامبر یا رسول خدا این مرض مرا شفا بده و یا فلان مرض پیسی را علاج کن البته اگر کسی نزد طبیب و حکیم می رود و یا از پیامبران و ائمه معصومین حاجت می طلبد باید این را بداند که حکیم و یا پیامبران و ائمه را شفا دادن مریض و بینا کردن مادرزاد مستقل نیستند بلکه در واقع خداوند است که به اینان قدرتی داده و می توانند مریضان را شفا دهند و یا کور مادر زاد را بینا کنند، چه در کارهایی عادی و یا کارهای خارق العاده ای فرقی نمی کند انبیاء و ائمه معصومین (علیه السلام) فاعل مستقل نیستند بلکه همه اینها واسطه هستند اگر کسی اینان را فاعل مستقل بداند شرک است و ما هم معتقدیم که این درست نیست.
پس وقتی شیعیان به ائمه متوسل می شوند بدین معنا نیست که آنان فاعل مستقل هستند بلکه واسطه بین خداوند و مردم می باشند وقتی انبیاء و ائمه معصومین (علیه السلام) در قید حیات باشند هیچ مانعی نیست که برای شفای مریضان و بینا شدن کور مادر زاد به آنان متوسل شد اما وقتی انبیاء و ائمه معصومین فوت کرده باشند. آیا باز متوسل شدن به آنان جایز است یا خیر؟ نهایت این است که متوسل شدن به آنان بعد از حیاتشان جایز نباشد اما شرک نیست.
ولی وهابی ها می گویند در حال ممات اگر کسی متوسل به انبیاء و ائمه شود جایز نیست و حتی شرک نیز می باشد در بخش بعد در این باره بحث می کنیم.

فاعل حقیقی، خداوند است

گفتیم که حاجت خواستن از پیامبر و صالحان می تواند سه گونه باشد:
قسم اول: در حال حیاتشان حاجت های عادی و معمولی خود را طلب کنیم.
این گونه حاجت خواستن از انبیاء و اولیای خداوند هیچ اشکالی ندارد و شرک هم نیست.
قسم دوم: از آنان بخواهیم برایمان دعا کنند این هم هیچ مانعی ندارد چرا که بر وفق کلام خدا و سیر عموم مسلمین بوده و هست زیرا زنان و مردان مومن مکرر خدمت پیامبر و ائمه می رسیدند و از آنان طلب دعا می کردند.
قسم سوم: از آنان کارهای فوق العاده طلب کنیم مثلا بخواهیم کور مادر زاد را شفا دهند و یا معجزه ای نشان دهند این قسم هم گفتیم که هیچ مانعی ندارد چرا که قرآن کریم با صراحت بیان می دارد و آنان از آن معجزات و کارهای خارق العاده به نفع اهداف الهی استفاده می فرمودند پس چه اشکالی دارد یک فرد مسلمان از پیامبر و یا ائمه معصومین بخواهند و بگویند که فرزند مریض و علیل یا کور مادر زاد را شفا بدهد چرا که تمام این معجزات و کارهای خارق العاده به خداوند منتسب است و اوست که این اثر و علل و عوامل را پدید می آورد اصلا همه هستی خود و انبیاء و ائمه نیز از خداوند است غیر از پروردگار متعال همه هستی از آثار و انفاس حضرت حق است بر این باوریم که اگر انبیاء .و ائمه و صالحان می خواهیم که مریض ما را شفا دهد و در واقع از خدا می خواهیم پس اگر در کارهای عادی حاجت خواستن از کسی شرک نیست در کارهای خارق العاده هم شرک نمی باشد.
از وهابی ها سؤال می کنیم: چگونه در امور عادی مثل رفتن مریض نزد طبیب را شرک نمی دانید اما اگر مریضی نزد پیغمبر یا ائمه برود و از آنان طلب شفا کند این را شرک می دانید این دو با هم چه فرقی می کند؟
این که ما به انبیا ء متوسل می شویم را فاعل مستقل نمی دانیم بلکه واسطه در فیض الهی می دانیم و می گوییم ما را در درگاه الهی آبرو و اعتباری نداریم شما که نزد خداوند عزیز و آبرومندید از خدا بخواهید که مریض. ما یا کور مادرزاد را شفا بدهید: این حاجت خواهی چه اشکالی دارد و کجای آن شرک است؟