روزهای فتنه

نویسنده : رضا اخوی

پیش گفتار

از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران با رهبری و تدابیر هوشمندانه و حکیمانه رهبر فقید انقلاب اسلامی، و قرار گرفتن در مسیر اصلی خود که همان زمینه سازی برای ظهور منجی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، همواره مورد هجوم دشمنان و مخالفان قرار گرفت. وقتی تلاش دشمنان از راههایی همچون جنگ نظامی، تحریم های اقتصادی، سیاسی و نظامی، تلاش برای گسترش بی بند و باری و اشاعه فحشا و منکرات در میان مردم - به ویژه جوانان -، القای تردید و شبهه در مبانی و نهادهای انقلاب و اصل ولایت فقیه، ایجاد اختلاف و درگیری در میان بزرگان سیاسی و جناح ها و احزاب مختلف و... با عنایت الهی و توجهات صاحب اصلی انقلاب - حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) - و همت فرزندان خمینی کبیر (رحمة الله علیه) با شکست روبرو شد، دشمن به دنبال راهکاری نو و حربه ای جدید بود تا بار دیگر تلاش خود را برای تضعیف و از بین بردن انقلاب بکار بندد.
گزینه اصلی، ایجاد آشوب و فتنه بود که بازیگران اصلی این گونه سناریوها، افراد غافل یا منافقینی هستند که با نفوذ و رخنه در میان مردم و یا ارگان های دولتی و احزاب سیاسی، مسیر را برای اهداف دشمن هموار می سازند تا از این رهگذر با ایجاد ناامنی، آشوب و اختلاف و درگیری عمومی در جامعه، انقلاب اسلامی ایران را با چالش مواجه سازند.
بدون شک پدیده نفاق عاملی محوری و اساسی در بروز فتنه های اخیر کشورمان است که به بهانه اعتراض به نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری، چهره مخفی خود را به همگان نمایانده است و اهداف پشت پرده ای منافقان و مخالفان انقلاب اسلامی را فاش و رسوا ساخته است.
البته مساله نفاق و منافقان چیز تازه ای نیست و همیشه در طول تاریخ این مسئله وجود داشته است و اصولا طبیعت هر انقلابی چنین است که بعد از پیروزی های چشمگیر، با صفوف منافقان و مخالفان روبرو خواهد شد و دشمنان دیروز، به صورت عوامل نفوذی، در لباس دوستان ظاهری جلوه گر می شوند.
نمونه بارز آنرا می توان در صدر اسلام یافت که تقریبا بعد از جنگ احد، زمینه برای فعالیت منافقان آماده شد و این زمانی بود که پایه های اسلام، قوی و پیروزی آن آشکار شده بود، وگرنه در مکه تقریبا منافقی وجود نداشت؛ چرا که در مدینه اظهار مخالفت بطور آشکار، مشکل و گاه غیر ممکن بود؛ لذا دشمنان و مخالفان شکست خورده، برای ادامه برنامه های تخریبی خود تغییر چهره داده و ظاهرا به صفوف مسلمانان پیوستند، ولی در پنهان به اعمال خود ادامه می دادند و منتظر فرصتی برای پیاده کردن نقشه های شیطانی خود بودند تا حکومت اسلامی را از بین ببرند.
آیات فراوانی از قرآن کریم، مؤید ما در این نظریه است که نشان می دهد بیشتر آیات مربوط به منافقین از زمانی نازل شده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه هجرت کردند.
می دانیم که وقایع تاریخی در طول زمان ها تکرار می شوند، با این تفاوت که تنها بازیگران و شخصیت های آن تغییر می کنند. پس باید از تاریخ درس گرفت و آن را به عنوان چراغی فراروی آینده ساخت.
چه بهتر که از وقایع تاریخ عبرت بیاموزیم، پیش از آنکه عبرت دیگران شویم.
رهبر معظم انقلاب حفظ الله در این باره می فرمایند:
قضایای تاریخی از این قبیل، قضایای یک برهه ی خاص از تاریخ نیست.

رگ رگ است این آب شیرین و آب شور --- بر خلایق می رود تا نفخ صور

جریان کفر، جریان ایمان، جریان نفاق و انسان هایی که در قرآن به فی قلوبهم مرض تعبیر شده است، جریان های ویژه ای نیستند که در صدر اسلام به وجود آمده باشند، قبل از آن نباشند و بعد از آن هم نباشند؛ این جور نیست، همه زمان ها، از جمله در زمان ما هستند.
این سفارش را به همه شما برادران عزیز می کنم که با پدیده نفاق، هوشمندانه برخورد کنید.
پدیده نفاق، از آن پدیده های خطرناک است؛ و همیشه به یاد داشته باشید که آن چیزی که در صدر اسلام توانست کوشش مجاهدین صدر اول اسلام و سربازان دور بر پیغمبر و خود نبی مکرم اسلام و بهترین مؤمنان را در نهایت معطل بگذارد - نمی گوییم ضایع و باطل کند؛ چون ضایع که نمی شود، کوشش های آنها ضایع شدنی نیست؛ بالاخره اثر خودش را خواهد بخشید، منتها با تاخیر - نیروها و لشگرهای دشمنان قداره کش و واضح نبود؛ بلکه حیله ها و تکرارها و قدرهای دشمنان نقابدار بود. کسانی که در باطن، مسلمان نبودند، اما ظاهرا چهره اسلامی به خود می گرفتند.(1)
ایشان در تعبیر زیبای دیگری چنین فرمودند:
پیش خودتان حساب کنید و ببینید کجایید؟ این که می گوییم سررشته مطلب، سپرده به دست ذهن؛ یعنی تاریخ را با قصه اشتباه نکنیم. تاریخ یعنی شرح حال ما، در صحنه ای دیگر:

خوشتر آن باشد که وصف دلبران - گفته آید در حدیث دیگران

تاریخ یعنی من و شما؛ یعنی همین هایی که امروز این جا هستیم. پس اگر ما شرح تاریخ را می گوییم، هر کداممان باید نگاه کنیم و ببینیم در کدام قسمت داستان قرار گرفته ایم. بعد ببینیم کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل کرد که ضربه خورد؟ مواظب باشیم آن طور عمل نکنیم.(2)
بی تردید شناخت جریان فتنه بدون شناخت چهره های منافق و شاخصه های نفاق، امکان پذیر نخواهد بود؛ چرا که همواره فتنه، معلول و زاییده کفار و یا منافقانی است که در لباس دوست خود را به جامعه تحمیل می کنند.
حال در این دوران فتنه و آشوب چه باید کرد؟ چگونه می توان منافق را از منتقد دلسوز باز شناخت؟ وظیفه ی دینی و اسلامی و ملی ما در روزهای فتنه چیست؟
آنچه در این نوشتار مشاهده خواهید کرد، تلاشی است برای بازشناساندن چهره منافقان و شناخت شاخص ها و ویژگی های دوران فتنه و در نهایت اشاره ای به وظیفه عوام و خواص در دوران فتنه که با مروری اجمالی به تاریخ و با استفاده از آیات و روایات و نیز بیانات معمار انقلاب (قدس السره الشریف) و رهبر فرزانه انقلاب (حفظ الله) نگاشته شده است.
به امید پیروزی جبه ی حق بر باطل و تعجیل در ظهور حجه بن الحسن العسکری (علیه السلام).
اللهم تقبل منا انک انت السمیع العلیم
رضا اخوی

بخش اول

نفاق؛ بستر فتنه