آخرت سرای پایدار

علی خراسانی‏

جمع یا تضاد دنیا و آخرت

برخی گمان برده اند برخورداری از دنیا با بهره مندی در آخرت قابل جمع نیست و هر خوشی دنیا سبب ناخوشی در آخرت بوده و رنج ها و محرومیت های دنیا موجب سعادت و برخورداری در آخرت خواهد بود. اینان گویا پنداشته اند ما دو زندگی داریم و یک روزی. اگر از این روزی در دنیا استفاده کنیم، در آخرت از آن بهره ای نخواهیم داشت و اگر در دنیا استفاده نکنیم، برای آخرت ذخیره خواهد شد.
این برداشت نادرست است و میان محرومیت دنیوی و سعادت اخروی رابطه ای نیست (304). از مسلمات و ضروریات اسلام است که جمع میان دنیا و آخرت و بهره مندی از هر دو ممکن است و برخورداری از دنیا مستلزم محرومیت از آخرت نیست (305)؛ چنان که قرآن کریم از کسانی یاد می کند که از دنیا بهره مند بودند و در آخرت نیز سعادت مند می باشند؛ مانند حضرت سلیمان (علیه السلام)، از پیامبران الهی، که به طور قطع در آخرت از سعادت مندان است و در دنیا نیز از بهره های فراوانی برخوردار بود:
و حشر لسلیمن جنوده من الجن و الانس و الطیر (306)؛ و برای سلیمان سپاهیانش از جن و انس و پرندگان جمع آوری شدند.
در مقابل، کسانی را توصیف می کند که در دنیا به خواسته های شان نمی رسند و در آخرت هم به عذاب جاودانه مبتلا می شوند (307):
... خسر الدنیا و الاخرة ذلک هو الخسران المبین (308)؛ در دنیا و آخرت زیان دیده است، این است همان زیان آشکار.
چنین اند کافران که برای آنان در دنیا رسوایی و در آخرت عذابی بزرگ است:
... لهم فی الدنیا خزی و لهم فی الاخرة عذاب عظیم (309).
از آیات دیگری نیز استفاده می شود که جمع میان نعمت های دنیا و آخرت شدنی است. در سوره بقره (آیه 201) از مؤمنانی تمجید شده که از خداوند حسنه در دنیا و آخرت را طلب می کنند:
ربنا ءاتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة و قنا عذاب النار .
بر پایه روایتی تفسیری از امام صادق (علیه السلام) حسنه آخرت خشنودی خداوند و بهشت است (310). انس و قتاده نیز حسنه را به نعمت های دنیا و آخرت تفسیر کرده اند (311). در سوره اعراف (آیه 156) حضرت موسی (علیه السلام) زندگانی نیکو در دنیا و آخرت را می طلبد:
و اکتب لنا فی هذه الدنیا حسنة و فی الاخرة ؛ و برای ما در این جهان نیکی مقرر فرما و در آخرت (نیز).
در سوره نمل (آیه 41) خداوند سبحان به کسانی که پس از ستم دیدگی در راه خدا هجرت کرده اند، وعده اعطای نعمت دنیا و آخرت داده و در ادامه تأکید می کند که به طور قطع پاداش آخرت بزرگ تر خواهد بود:
و الذین هاجروا فی الله من بعد ما ظلموا لنبوئنهم فی الدنیا حسنه و لاجر الاخرة اکبر لو کانوا یعلمون .
سوره آل عمران (آیه 148) نیز از اعطای پاداش دنیوی و اخروی به مجاهدان در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) خبر داده است:
فاتهم الله ثواب الدنیا و حسن ثواب الاخرة...؛ پس خداوند، پاداش این دنیا و پاداش نیک آخرت را به آنان عطا کرد.
در سوره نحل (آیه 122) آمده است: و انه فی الاخرة امن الصلحین ؛ ما به ابراهیم (علیه السلام) در دنیا حسنه دادیم و در آخرت هم، او از شایستگان خواهد بود. خداوند متعال، در سوره قصص (آیه 77) به قارون - که مال فراوانی به او داده است - توصیه می کند که با این مال و صرف آن در راه درست، سرای آخرت را به دست آورد:
و ابتغ فیما ءاتک الله الدار الاخرة و لاتنس نصیبک من الدنیا....
در مجمع البیان آمده است که قارون، بخیل و بر خانواده اش سخت گیر بود؛ از این رو به او گفته شد که از مالت بخور، بیاشام و در امور مباح بهره ببر (312).
مفاد دسته ای از آیات، سرزنش کسانی است که نعمت های حلال دنیوی را بر خود حرام می کنند و از آن بهره نمی برند:
قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبت من الرزق قل هی للذین ءامنوا فی الحیوة الدنیا خالصة یوم القیمة...؛ (ای پیامبر!) بگو: زیورهایی که خدا برای بندگانش پدید آورده و (نیز) روزهای پاکیزه را چه کسی حرام گردانیده؟ بگو: این (نعمت) در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند و روز قیامت نیز خاص آنان می باشد (313).
از آن چه گفته شد، استفاده می شود که میان برخورداری از دنیا و بهره مندی در آخرت تضادی نیست. آنان ناممکن است جمع میان دنیا پرستی و آخرت است. محال است که هدف علا و کمال مطلوب و نهایت آرزوی آدمی، هم دنیا باشد و هم آخرت. خداوند به هیچ انسانی دو دل نداده است: ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه (314) و با یک دل نمی توان هم به دنیا عشق داشت و هم به آخرت؛ چنان که امیرالمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید:
دنیا و آخرت دو دشمن مشخص و دو راه مختلف اند. هر کس دنیا را دوست بدارد و به آن عشق ورزد، به آخرت کینه ورزد و با آن دشمنی کند و دنیا و آخرت مانند مشرق و مغرب اند که نزدیک شدن به هر یک موجب دوری از دیگری است و این دو، همانند دو هوویند (315).
برخی گفته اند:
در مورد (برخورداری از) دنیا و آخرت (و هدف قرار گرفتن آن دو) چهارگونه رابطه متصور است:1. برخورداری از دنیا و برخورداری از آخرت؛ 2. هدف قرار گرفتن دنیا و هدف قرار گرفتن آخرت؛ 3. هدف قرار گرفتن آخرت و برخورداری از دنیا؛ 4. هدف قرار گرفتن دنیا و برخورداری از آخرت. در رابطه اول و سوم هیچ گونه تضادی نیست و جمع میان دو سوی هر یک از این دو رابطه ممکن است، ولی در رابطه دوم و چهارم تضاد است و در آنها جمع ممکن نیست؛ مثلا در رابطه چهارم، تضاد میان ناقص و کامل است و هدف قرار گرفتن ناقص مستلزم محرومیت از کامل است، بر خلاف قسم سوم که در آن چون کامل (آخرت) هدف قرار می گیرد، مستلزم محرومیت از ناقص (دنیا) نیست (316).
به همین سبب که هدف قرار گرفتن دنیا و آخرت (رابطه دو) و هدف قرار دادن دنیا و برخورداری از آخرت (رابطه چهارم) قابل جمع نیست، قرآن کریم برگزیدن دنیا و آخرت را برابر هم قرار داده: ...منکم من یرید الدنیا و منکم من یرید الاخرة... (317)؛ برخی از شما دنیا را و برخی از شما آخرت را می خواهد - و همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)را میان گزینش دنیا و آخرت مخیر کرده است:
یایها النبی قل لازوجک ان کنتن تردن الحیوة الدنیا و زینتها فتعالین امتعکن و اسرحکن سراحاً جمیلا و ان کنتن تردن الله و رسوله و الدار الاخرة فان الله اعد للمحسنت منکن اجراً عظیما (318)؛ ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواهان زندگی دنیا و زینت آنید، بیایید تا مهرتان را بدهم و (خوش و) خرم شما را رها کنم و اگر خواستار خدا و فرستاده وی و سرای آخرتید، پس به راستی خدا برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی آماده کرده است.
به گفته علامه طباطبائی (قدس سره) لازمه برگزیدن و هدف قرار دادن دنیا نفی و ترک آخرت است؛ ولی برگزیدن آخرت و هدف قرار دادن آن، موجب ترک دنیا به صورت کلی نمی شود، بلکه در این صورت از دنیا به عنوان وسیله و مقدمه ای برای رسیدن به آخرت استفاده می شود (319)؛ از همین رو قرآن کریم با دعوت انسان به هدف قرار دادن آخرت، برگزیدن زندگی مادی دنیا بر آخرت را گمراهی عمیق شمرده است:
الذین یستحبون الحیوة الدنیا علی الاخرة...اولئک فی ضلل بعید (320)؛ همانا کسانی که زندگی دنیا را به آخرت ترجیح می دهند... آنان در گمراهی دور و درازی هستند.
و دنیادوستی را عامل بی توجهی به آخرت دانسته است:
کلا بل تحبون العاجلة و تذرون الاخرة (321)؛ ولی نه! (شما دنیای) زودگذر را دوست دارید و آخرت را وامی گذارید.
قرآن از بهره مندی های ناچیز دنیا به عرض (چیز غیر اصیل)، تعبیر کرده و اعلام می دارد: خداوند برای شما آخرت را بر می گزیند، در حالی که شما به دنبال نعمت های زودگذر دنیایی هستید.
...تریدون عرض الدنیا و الله یرید الاخرة... (322)؛ زندگی دنیا بازی و سرگرمی و برگزیدن آخرت به مقتضای عقل و اندیشه است:
و ما الحیوة الدنیا الا لعب و لهو و للدار الاخرة خیر للذین یتقون افلا تعقلون (323)؛ و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست و قطعاً سرای بازپسین برای کسانی که پرهیزگاری می کنند بهتر است. آیا نمی اندیشید؟ هر کس که دنیا را برگزیند، از آخرت بی بهره است:
...فمن الناس من یقول ربناء ءاتنا فی الدنیا و ما له فی الاخرة من خلق (324)؛ برخی از مردم می گویند: پروردگارا! به ما، در همین دنیا عطا کن و برای او در آخرت نصیبی نیست.
دنیاطلبان در دنیا ثمره کار و تلاش خود را بدون هیچ کم و کاستی دریافت می کنند؛ ولی در آخرت جز آتش چیزی برای آنان نیست و اعمال شان تباه می شود:
من کان یرید الحیوة الدنیا و زینتها نوف الیهم اعملهم فیها و هم فیها لا یبخسون اولئک الذین لیس لهم فی الاخرة الا النار و حبط ما صنعوا فیها و بطل ما کانوا یعملون (325).
قرآن کریم بیان می کند که خداوند آخرت طلبان را کمک می کند و به دنیاطلبان فقط دنیا می دهد و آنها از آخرت بی نصیب اند:
من کان یرید حرث الاخرة نزد له فی حرثه و من کان یرید حرث الدنیا نوته منها و ما له فی الاخرة من نصیب (326).
هم چنین به دست آوردن دنیا را به قیمت سنگین از دست دادن سعادت ابدی در آخرت دانسته: ...اشتروا الحیوة الدنیا بالاخرة... (327) کسانی را که دنیای زودگذر را دوست داشته و آخرت را رها می کنند، سرزنش کرده است: ان هولاء یحبون العاجلة و یذرون و راءهم یوما ثقیلا (328) و کسانی را که بدین سبب در رفتن به جهاد سستی می کنند، مورد عقاب قرار می دهد: ...ارضیتم بالحیوة الدنیا من الاخرة... (329).

آثار ایمان به آخرت

ایمان و باور به سرای آخرت و این که انسان با مرگ نابود نمی شود، بلکه به جهانی دیگر انتقال می یابد و نیز اعتقاد به وجود ارتباط میان کردار انسان در دنیا و سرنوشت او در آخرت، تأثیری فراوان در روح، روان و افعال اختیاری انسان دارد. برخی از آثاری که قرآن کریم آنها را یادآوری کرده بدین شرح است:

1. آرامش

انسانی که زندگی دنیا برای او هدف است و به آخرت ایمان ندارد، در زندگی احساس پوچی و بی هدفی می کند؛ از همین رو ناکامی ها، سختی ها، مصیبت ها، ترس از مرگ و نابودی، نبود پناهگاه مطمئن، نگرانی از گذشته و فرصت های از دست رفته و وحشت از آینده، آرامش روحی و روانی اش را سلب می کند. این معضلی است که امروزه توجه روان کاوان جهان را به خود جلب کرده است (330). در حالی که انسان معتقد به آخرت، جهان آخرت را هدف و مقصد جاودانی و دنیا را گذرگاه و معبر و همه مظاهر آن را وسیله ای برای رسیدن به آن هدف می داند و به همین سبب، ناکامی های دنیا او را ملول و افسرده نکرده، مشکلات و مصائب را به امید اجر و پاداش اخروی تحمل می کند و از مرگ - که انتقال از نشئه ای به سرخوشی دیگر است - هراسی ندارد. چنین انسانی، با ایمانی که به خدا و آخرت دارد از آرامش برخوردار است؛ یعنی نه ترس از آینده دارد و نه اندوهی از گذشته:
...من ءامن بالله و الیوم الاخر و عمل صلحاً فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون (331)؛ هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان آورد و کار نیکو کند، پس نه بیمی برایشان است و نه اندوهگین خواهند شد.
...من ءامن بالله و الیوم الاخر و عمل صلحاً فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون (332)؛ هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد.
در مقابل، منکران آخرت که از راه راست منحرف اند: ان الذین لا یؤمنون بالاخرة عن الصراط لنکبون (333) راهی روشن در پیش رو ندارند و سرگشته و متحیرند:
ان الذین لا یؤمنون بالاخرة زینا لهم اعملهم فهم یعمهون (334)؛ کسانی که به آخرت ایمان ندارند، کردارهای شان را در نظرشان بیاراستیم (تا هم چنان) سرگشته بمانند.