آخرت سرای پایدار

علی خراسانی‏

2. فطرت

همواره در درون انسان میل به جاودانگی و خلود وجود داشته است؛ چنان که برخی مال و سرمایه خود را سبب جاودانگی خویش می پندارند:
الذی جمع مالا وعدده یحسب ان ماله اخلده (75)؛ آن که مالی را فراهم ساخته و پی در پی می شمرد، می پندارد که مالش وی را جاوید و پاینده می دارد.
و دخل جنته و هو ظالم لنفسه قال ما اظن تبید هذه ابدا (76)؛ و به بوستان خویش درآمد، در حالی که به خویشتن ستم کار بود. گفت: نپندارم که این بوستان هیچ گاه تباه و نابود گردد.
این علاقه، در ترس از مرگ (نیستی) و علاقه به فرزند - که به نوعی دنباله حیات پدر محسوب می شود - بروز کرده است. کسی که مردن را نابود شدن می داند، هیچ گاه نمی خواهد بمیر و می خواهد عمری طولانی داشته باشد، مانند بنی اسرائیل که می خواستند هزار سال عمر کنند (77).
آرزوی جاودانگی در همه، حتی در حضرت آدم (علیه السلام) نیز وجود داشت و شیطان براساس همین خواست او را فریفت:
فوسوس الیه الشیطن قال یئادم هل ادلک علی شجرة الخلد و ملک لا یبلی (78)؛ پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت جاودانی و پادشاهی که کهنه و نابود نشود راه بنمایم؟
همین احساس درونی، انسان را به سوی اعتقاد به جهان آخرت و زندگی پس از مرگ سوق داده است و همان گونه که ژ اشاره شد، این عقیده همواره در میان انسان ها، حتی بشر قبل از تاریخ، بوده است. پایدار بودن چنین احساسی در میان بشر در همه دوره های تاریخی و این که هیچ گاه دست خوش دگرگونی نگشته، خود دلیل بر فطری بودن این احساس است (79). البته همین میل به جاودانگی، خود دلیلی است بر وجود آخرت؛ زیرا در نظام طبیعت هیچ میلی گزاف و بیهوده نیست و هم چنان که عطش دلیل وجود آب است، وجود هر میل و استعداد اصیل دیگر نیز دلیل وجود کمالی است که استعداد و علاقه به سوی آن متوجه است (80).
به گفته صدر المتألهین، خداوند حکیم در نهاد جان ها محبت هستی و بقا و نیز کراهت نیستی و فنا را قرار داده است و این کاری است صحیح؛ زیرا هستی و بقا خیر انسان است و خداوند حکیم هرگز کار باطل انجام نمی دهد. از این رو، هر چه در نهاد انسان قرار گرفته باشد حق و صحیح است. بنابراین، جاودان طلبی انسان دلیل آن است که عالمی جاویدان مصون از زوال وجود دارد؛ یعنی حق و صدق طلب، دلیل وجود مطلوب و امکان نیل به آن است. پس اگر جهان ابدی ضروری خواهد بود؛ زیرا اگر معاد و آخرت وجود نمی دانست حس ابدیت خواهی و جاودان طلبی در نهاد انسان و نهان انسان ها بیهوده بود، در حالی که در طبیعت باطل وجود ندارد (81).
فیض کاشانی در این باره گوید:
چگونه ممکن است نفوس انسانی نابود گردد با این مکه از سویی خداوند به مقتضای حکمتش در طبیعت او عشق به هستی و بقا را آفریده و در درون جان او، کراهت از عدم و فنا را قرار داده است. از سوی دیگر، یقینی است که بقا و دوام در این جهان محال است: اینما تکونوا یدرککم الموت (82)؛ هر کجا باشید مرگ شما را در خواهد یافت. اگر جهانی دیگر وجود نداشته باشد که انسان پس از مرگ به آن منتقل شود، عشق به هستی و بقای همیشگی و حیات جاودانی که خداوند در فطرت انسان به ودیعت نهاده، باطل و بیهوده خواهد بود، در حالی که خداوند حکیم برتر از آن است که چنین کار لغوی کند (83).
حاصل آن که بشر همواره عشق به جهان جاوید و حیات همیشگی داشته و دارد؛ گرچه ممکن است در شناخت مصداق جهان جاوید گاهی دچار لغزش شود و مجاز را به جای حقیقت ببیند.

3. عقل

از منظر قرآن کریم، بشر علاوه بر راه وحی و فطرت از طریق عقل نیز می تواند له وجود آخرت پی ببرد و به آن ایمان آورد. از مجموع آیات قرآن در این زمینه، دو استدلال به دست می آید (84):

الف) حکمت الهی

انسان با تأمل در آفرینش آسمان ها، زمین و سایر موجودات به وجود آخرت پی می برد؛ با این استدلال که همه پدیده های این جهان به حکم قوانین حاکم بر آنها نابود شدنی است. پس اگر فراسوی این پدیده ها آخرتی در کار نباشد، خلقت این جهان بیهوده است، حال آن که خداوند کار عبث نمی کند و کارهایش حکیمانه است.
این استدلال در آیات فراوانی آمده است. قرآن کریم در سوره آل عمران کسانی را ستایش می کند که در آفرینش جهان اندیشه کرده و به این نتیجه می رسند که آفرینش بیهوده نیست. هم چنین از راه باطل نبودن آفرینش به این نتیجه می رسند که جهان دیگری نیز هست که بهشت و دوزخی دارد و آن گاه از دوزخ آخرت به خدا پناه می برند:
ان فی خلق السموات و الارض و اختلف الیل و النهار لایت لاولی الالبب الدین یذکرون الله قیما و قعوداً و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموت و الارض ربنا ما خلقت هذا بطلا سبحنک فقنا عذاب النار (85)؛ همانا در آفرینش آسمان ها و زمین و آمد و شد شب و روز خردمندان را نشانه هاست، همان کسانی که ایستاده و نشسته و بر پهلوها خفته خدای را یاد می کنند و در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند (و می گویند:) پروردگارا! این را به گزاف و بیهوده نیافریدی، تو پاکی (از این که کاری به گزاف و بیهوده کنی) پس ما را از عذاب آتش دوزخ نگه دار (86).
آیاتی از سوره رعد نیز پس از بیان این که خدا آسمان ها را بدون ستون بنا کرد، ماه و خورشید را به فرمان درآورد و هر یک تا زمانی معین (اجل مسمی) در جریان خواهند بود، هدف از تفصیل آیات را یقین آوردن انسان ها به آخرت می داند:
الله الذی رفع السموت بغیر عمد ترونها ثم استوی علی العرش و سخر الشمس و القمر کل یجری لاجل مسمی یدبر الامر یفصل الایت لعلکم بلقاء ربکم توقنون (87).
شبیه این استدلال در سوره انبیاء (آیات 16 - 18)، ص (آیه 27) و روم (آیه 8) نیز آمده است.