فهرست کتاب


التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

شیخ صدوق مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

67. باب النهی عن الکلام و الجدل و المراء فی الله عزوجل

67. نهی کردن از سخن گفتن (بدون علم)، مجادله کردن و گفت و گوهای بیهوده درباره خداوند

1. أبی (رحمهم الله) قال: حدثنا سعد بن عبدالله، قال: حدثنا أحمد بن عیسی، عن الحسن بن محبوب، عن علی بن رئاب، عن أبی بصیر، قال:
قال أبو جعفر (علیه السلام): تکلموا فی خلق الله و لا تکلموا فی الله فان الکلام فی الله لا یزید الا تحیرا.
1. ابو بصیر از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: با یکدیگر در مورد مخلوقات الهی صحبت کنید، (اما) درباره خداوند سخن نگویید، زیرا سخن گفتن در مورد پروردگار، چیزی به (انسان) اضافه نمی کند.
2. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عن أبی أیوب الخزاز، عن أبی عبیدة، عن أبی جعفر (علیه السلام) أنه قال:
تکلموا فی کل شی ء و لا تکلموا فی الله.
2. ابو عبیده از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: در مورد هر چیزی خواستید صحبت کنید؛ اما در مورد خداوند سخن نگویید.
3. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عن علی بن رئاب، عن ضریس الکناسی، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال:
اذکروا من عظمة الله ما شئتم و لا تذکروا ذاته فانکم لا تذکرون منه شیئا الا و هو أعظم منه.
3. ضریس کناسی از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: هر چه از بزرگی خداوند می خواهید، بیان کنید، اما از ذات او یاد نکنید؛ زیرا آن چه شما از خداوند بیان می کنید، او بزرگ تر از آن است.
4. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عن علی بن رئاب، عن برید العجلی، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): خرج رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) علی أصحابه فقال: ما جمعکم؟ قالوا: اجتمعنا نذکر ربنا و نتفکر فی عظمته، فقال: لن تدرکوا التفکر فی عظمته.
4. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به نزد یاران خود آمدند و فرمودند: چه چیزی شما را (به دور هم) جمع کرده است؟ گفتند: ما به دور هم جمع شده ایم تا از پروردگار خود یاد کنیم و درباره بزرگی او بیندیشیم. آن حضرت فرمودند: شما هرگز نمی توانید اندیشه را درباره بزرگی او درک کنید.
5. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عن علی بن رئاب، عن فضیل بن یسار، قال: سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول:
یا ابن آدم لو أکل قلبک طائر لم یشبعه، و بصرک لو وضع علیه خرق ابرة لغطاه، ترید أن تعرف بهما ملکوت السموات و الأرض، ان کنت صادقا فهذه الشمس خلق من خلق الله فان قدرت أن تملأ عینیک منها فهو کما تقول.
5. فضیل بن یسار می گوید: از امام صادق شنیدم که می فرمود: ای فرزند آدم! اگر پرنده ای قلب تو را بخورد، او را سیر نمی کند و اگر بر روی چشم تو سوراخ سوزنی قرار داده شود، یقینا (چشم تو را) می پوشاند. (آیا) می خواهی به وسیله (چنین) قلب و چشمی، ملکوت آسمان ها و زمین را بشناسی؟ اگر راست می گویی، پس این خورشید است، که آفریده ای از آفریده های خداوند می باشد، چنان که بتوانی دو چشم خود را از آن پر کنی (و به خورشید خیر نگاه کنی) پس همان طور که تو می گویی می باشد. (واقعا راست گفته ای.)
6. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عنر العلاء بن رزین، عن محمد بن مسلم:
عن أبی جعفر (علیه السلام) فی قول الله عزوجل: (و من کان فی هذه أعمی فهو فی الاخرة أعمی و أضل سبیلا) قال: من لم یدله خلق المساوات و الأرض و اختلافة اللیل و النهار و دوران الفلک و الشمس و القمر و الایات العجیبات علی أن وراء ذلک أمرا أعظم منه فهو فی الاخرة أعمی و أضل سبیلا، قال: فهو عمالم یعاین أعمی و أضل.
6. محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که ایشان درباره سخن خداوند که فرموده است: کسی که در این (دنیا) نابینا باشد، در آخرت هم نابینا و گمراه تر خواهد بود.(293) می فرماید: کسی که آفرینش آسمان ها و زمین، اختلاف شب و روز، چرخش روزگار، خورشید، ماه و نشانه های شگفت انگیزی که پشت آن مسئله بزرگ تری وجود دارد، او را (به راه راست و حقیقت) هدایت نسازد، چنین شخصی در آخرت نابینا و گمراه تر خواهد بود و می فرماید: چنین شخصی از آن چه آن را نمی بیند، نابیناتر و گمراه تر می باشد.
7. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله) قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسی، عن الحسن بن علی بن فضال عن ثعلبة بن میمون، عن الحسن الصیقل، عن محمد بن مسلم، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال:
تکلموا فی مادون العرش و لا تکلموا فی ما فوق العرش فان قوما تکلموا فی الله عزوجل فتاهوا حتی کان الرجل ینادی من بین یدیه فیجیب من خلفه و ینادی من خلفه فیجیب من بین یدیه.
7. محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: درباره غیر از عرش (الهی) سخن بگویید و درباره بالاتر از آن صحبت نکنید؛ زیرا گروهی درباره خداوند صحبت می کردند و سرگردان شدند تا جایی که هر کسی را از جلو صدا می زدند، از پشت سر جواب می داد و (زمانی که) از پشت سر صدا می زدند، از جلو جواب می داد. (و این نشان می دهد که تا چه اندازه سر گردان شده و از آن جا که قدرت درک واقعی خداشناسی را ندارد.)
8. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا علی بن ابراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن محمد بن یحیی الخثعمی، عن عبد الرحیم القصیر، قال:
سألت أبا جعفر (علیه السلام) عن شی ء من التوحید، فرفع یدیه الی السماء و قال: تعالی الله الجبار ان من تعاطی ما ثم هلک.
8. عبد الرحیم قصیر می گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره توحید پرسیدم. آن حضرت دستان خود را به سوی آسمان بالا بردند و فرمودند: خداوند جبار، بزرگ تر است، حقیقتا کسی که (در ذات خداوند) غوظه ور شود، نابود خواهد شد.
9. و بهذا الاسناد، عن ابن أبی عمیر، عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن سلیمان بن خالد:
عن أبی عبدالله (علیه السلام) فی قول الله عزوجل: (و أن الی ربک المنتهی) قال: اذا انتهی الکلام الی الله عزوجل فأمسکوا.
9. سلیمان بن خالد از امام صادق (علیه السلام) درباره سخن خداوند که فرموده است: به طور یقین پایان (همه چیز) به سوی پروردگار تو است.(294) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: زمانی که سخن به خداوند ختم شد، (خود را) نگه دارید. (و سعی نکنید که درباره ذات او سخن بگویید.)
10. و بهذا الاسناد، عن ابن أبی عمیر، عن أبی أیوب الخزاز، عن محمد بن مسلم، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): یا محمد ان الناس لا یزال بهم المنطق حتی یتکلموا فی الله، فاذا سمعتم ذلک فقولوا: لا اله الا الله الواحد الذی لیس کمثله شی ء.
10. محمد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: ای محمد! حقیقتا مردم همیشه سخن می گویند (در سخن گفتن آزاد هستند) تا این که درباره (ذات) پروردگار سخن بگویید، زمانی که چیزی درباره خداوند شنیدید، بگویید: هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست که چیزی مثل او نیست.
11. و بهذا الاسناد، عن ابن أبی عمیر، عن محمد بن حمران، عن أبی عبیدة الحذاء، قال:
قال لی أبو جعفر (علیه السلام): یا زیاد ایاک و الخصومات فانها تورث الشک و تحبط العمل و تردی صاحبها، و عسی أن یتکلم بالشی ء فلا یغفر له، انه کان فیما مضی قوم ترکوا علم ما و کلوا به و طلبوا علم ما کفوه حتی انتهی کلامهم الی الله عزوجل فتحیروا، فان کان الرجل لیدعی من بین یدیه فیجیب من خلقه و یدعی من خلقه فیجیب من بین یدیه.
11. ابو عبیده حذاء می گوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: ای زیاد! از دشمنی (گفتن سخنان بیهوده) دوری کن؛ زیرا باعث ایجاد شک می شود و عمل را نابود می سازد و شخص را پست می کند و شاید سخنی بگوید که (دیگر) بخشیده نشود.
در زمان گذشته گروهی بودند که علم چیزی که به آنها واگذار شده بود را رها کردند و چیزی را جست و جو کردند که علم آن، از آنها برداشته شده بود تا این که سخنانشان به خداوند ختم شد و (در این جا بود که) سرگردان شدند، به طوری که شخصی را از جلو صدا می زدند، از پشت سر جواب می داد و از پشت سر صدا می زدند، از جلو پاسخ می گفت.
12. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسی، عن عبدالله بن المغیرة، عن أبی الیسع، عن سلیمان بن خالد، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:
انه قد کان فیمن کان قبلکم قوم ترکوا علم ما وکلوا بعلمه و طلبوا علم مالم یوکلوا بعلمه، فلم یبرحوا حتی سألوا عما فوق السماء فتاهت قلوبهم، فکان أحدهم یدعی من بین یدیه فیجیب من خلفه و یدعی من خلفه فیجیب من بین یدیه.
12. سلیمان بن خالد از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: در میان کسانی که قبل از شما زندگی می کردند، گروهی بودند که علم آن چه بر عهده آنها گذاشته شده بود را رها کردند و در جست و جوی علمی رفتند که بر عهده آنها نبود. پس از مدتی از آن چه بالای آسمان است، سؤال کردند و در نتیجه دل هایشان سرگردان شد، به طوری که بعضی از مردم را از جلو صدا می زدند، از پشت سر جواب می داد و از پشت سر صدا می زدند، از جلو پاسخ می گفت.
13. و بهذا الاسناد، عن أبی الیسع، عن أبی الجارود، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال:
دعوا التفکر فی الله فان التفکر فی الله لا یزید الا تیها لأن الله تبارک و تعالی لا تردکه الأبصار و لا تبلغه الأخبار.
13. ابو جارود از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: تفکر درباره (ذات) خداوند فقط سرگردانی را اضافه می کند، چون چشم ها خداوند را نمی بینند و اخبار به او نمی رسند. (تا بخواهند از ذات او خبر دهند.)
14. و بهذا الاسناد، عن أبی الیسع، عن سلیمان بن خالد، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): ایاکم و التفکر فی الله فان التفکر فی الله لا یزید الا تیها لأن الله عزوجل لا تدرکه الأبصار و لا یوصف بمقدار.
14. سلیمان بن خالد از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: از تفکر در مورد (ذات) خداوند دوری کنید؛ زیرا تفکر در ذات او، فقط سرگردانی را اضافه می کند، چون چشم ها خداوند را نمی بینند و به اندازه ای (خاص) توصیف نمی شود.
15. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری، عن أحمد بن محمد بن عیسی، قال: حدثنا محمد بن خالد، عن علی بن النعمان و صفوات بن یحیی عن فضیل بن عثمان، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:
دخل علیه قوم من هؤلاء الذین یتکلمون فی الربیة، فقال: اتقوا الله و عظموا الله و لا تقولوا مالا نقول فانکم ان قلتم و قلنا متم و متنا ثم بعثکم الله و بعثنا فکنتم حیث شاء الله و کنا.
15. فضیل بن عثمان می گوید: گروهی از کسانی که درباره (ذات) پروردگار صحبت می کردند، به نزد امام صادق (علیه السلام) آمدند. آن حضرت فرمودند: از خدا بترسید و او را بزرگ بشمارید؛ اما آن چه ما نمی گوییم شما هم نگویید، زیرا اگر شما بگویید، ما هم بگوییم، هم ما و هم شما (همگی) می میریم، سپس خداوند ما و شما را مبعوث خواهد کرد. پس آن جا که خداوند بخواهد، ما و شما را می برد.
16. حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل (رضی الله عنه)، قال: حدثنا عبدالله بن جعفر، قال: حدثنا أحمد بن محمد بن عیسی، قال: حدثنا الحسن بن محبوب، عن عمرو ابن أبی المقدام، عن سالم بن أبی حفصة، عن منذر الثوری، عن محمد بن الحنفیة، قال:
ان هذه الامة لن تهلک حتی تتکلم فی ربها.
16. منذر ثوری از محمد بن حنفیه نقل کرده که گفته است: هرگز این امت (اسلام) تا زمانی که درباره خداوند حرف نزنند، نابود نمی شوند.
17. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عن علی بن رئاب، عن ضریس الکناسی، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): ایاکم و الکلام فی الله، تکلموا فی عظمته و لا تکلموا فیه فان الکلام فی الله لا یزداد الا تیها.
17. ضریس کناسی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: از سخن گفتن درباره (ذات) خداوند دوری کنید، (البته) درباره بزرگی خداوند صحبت کنید (اما) درباره (ذات) او سخن نگویید، زیرا سخن گفتن درباره او فقط سرگردانی را اضافه می کند.
18. حدثنا علی بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق (رضی الله عنه)، قال: حدثنا أبو الحسین محمد بن أبی عبدالله الکوفی، قال: حدثنا محمد بن سلیمان بن الحسن الکوفی، قال: حدثنا عبدالله بن محمد بن خالد، عن علی بن حسان الواسطی، عن بعض أصحابنا، عن زرارة، قال:
قلت لأبی جعفر (علیه السلام): ان الناس قبلنا قد أکثروا فی الصفة فما تقول؟ فقال: مکروه، أما تسمع الله عزوجل یقول: (و أن الی ربک المنتهی) تکلموا فیما دون ذلک.
18. زراره می گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: مردم در مقابل ما، پیرامون صفات الهی زیاد سخن می گویند، شما چه می فرمایید؟ آن حضرت فرمودند: (این سخنان) ناپسند است. مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: و حقیقتا پایان (کارها) به سوی پروردگار تو است.(295) (اما) در مورد غیر از آن سخن بگویید.
19. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا علی بن ابراهیم بن هاشم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن عبدالله بن بکیر، عن زرارة، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:
ان ملکا عظیم الشأن کان فی مجلس له فتکلم فی الرب تبارک و تعالی ففقد فما یدری أین هو.
19. زراره از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: حقیقتا فرشته ای با جایگاه بزرگ در مجلسی که داشت، درباره پروردگار سخن گفت. پس گم شد و معلوم نیست که در چه مکانی است.
20. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، قال: حدثنا محمد بن عبد الحمید، عن العلاء بن رزین، عن محمد بن مسلم، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال:
ایاکم و التفکر فی الله، و لکن اذا أردتم أن تنظروا الی عظمة الله فانظروا الی عظم خلقه.
20. محمد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: از تفکر در مورد (ذات) خداوند دوری کنید، اما زمانی که خواستید به بزرگی خداوند نگاه کنید، به بزرگی مخلوقاتی (که آفریده است) بنگرید.
21. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا أحمد بن ادریس، عن محمد بن أحمد، عن علی بن السندی، عن حماد بن عیسی، عن الحسین بن المختار، عن أبی بصیر عن أبی جعفر (علیه السلام)، قال:
سمعته یقول: الخصومة تمحق الدین و تحبط العمل و تورث الشک.
21. ابو بصیر می گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: دشمنی (گفتن سخنان بیهوده) دین را نابود می کند، عمل (نیک) را از بین می برد و شک (و تردید) بر جای می گذارد.
22. و بهذا الاسناد، عن أبی بصیر، قال: قال أبو عبدالله (علیه السلام):
یهلک أصحاب الکلام، و ینجو المسلمون ان المسلمین هم النجباء.
22. ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: کسانی که (درباره ذات خداوند) سخن می گویند، نابود می شوند و مسلمانان (که پیرو قرآن، رسول اسلام و اهل بیت ایشان هستند.) نجات پیدا می کنند؛ زیرا مسلمانان همان پاکیزگان می باشند.
23. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رضی الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، قال: حدثنا العباس بن معروف، عن سعدان بن مسلم، عن أبی بصیر، عن أبی عبدالله (علیه السلام)، قال:
سمعته یقول: لا یخاصم الا رجل لیس له ورع أو رجل شاک.
23. ابو بصیر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: فقط انسان بی تقوا یا شکاک، (در مورد ذات خداوند با یکدیگر) بحث می کنند.
24. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری، قال: حدثنا أحمد بن محمد، عن علی بن الحکم، عن فضیل، عن أبی عبیدة، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال:
قال لی: یا أبا عبیدة ایاک و أصحاب الخصومات و الکذابین علینا فانهم ترکوا ما امروا بعلمه و تکلفوا علم السماء، یا أبا عبیدة خالقوا الناس بأخلاقهم و زایلوهم بأعمالهم، انا لا نعد الرجل فینا عاقلا حتی یعرف لحن القول، ثم قرأ هذه الایة (و لتعرفنهم فی لحن القول).
24. ابو عبیده می گوید: امام باقر (علیه السلام) به من فرمود: ای ابا عبیده! از کسانی که (در مورد ذات خداوند) با یکدیگر دشمنی (بحث) می کنند و بر ما دروغ می بندند، دوری کن؛ زیرا آنها آن چه مأمورش بودند را ترک کردند و علم آسمان ها را بر عهده گرفتند. ای ابا عبیده! با مردم بر اساس اخلاقشان رفتار کنید و بر اساس کارهایشان، از آنها فاصله بگیرید؛ زیرا ما کسی را عاقل نمی دانیم، مگر این که نوع سخن گفتن او شناخته شود. سپس آن حضرت این آیه را تلاوت کردند: حقیقتا آنها را بر اساس نوع سخن گفتنشان می شناسیم.(296)
25. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله قال: حدثنا یعقوب بن یزید عن الغفاری، عن جعفر بن ابراهیم، عن أبی عبدالله (علیه السلام) أنه قال:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): ایاکم و جدال کل مفتون فان کل مفتون ملقن حجته الی انقضاء مدته فاذا انقضت مدته أحرقته فتنته بالنار. وروی: شغلته خطیئته فأحرقته.
25. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: از بحث کردن با هر فتنه گری دوری کن، زیرا هر فته گری تا انتهای مدت فتنه خود، آن را القاء می کند (و به کار می برد) پس زمانی که مدت فته به پایان رسید، (همان) فتنه، او را به وسیله آتش می سوزاند. و روایت شده است که اشتباهش او را به خود مشغول ساخته و او را می سوزاند.
26. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، قال: حدثنا محمد بن عیسی قال: قرأت فی کتاب علی بن بلال أنه سأل الرجل یعنی أبا الحسن (علیه السلام):
أنه روی عن آبائک (علیهم السلام) أنهم نهوا عن الکلام فی الدین. فتأول موالیک المتکلمون بأنه انما نهی من لا یحسن أن یتکلم فیه فأما من یحسن أن یتکلم فیه فلم ینه، فهل ذلک کما تأولوا أولا؟ فکتب (علیه السلام): المحسن و غیر المحسن لا یتکلم فیه فان اثمه أکثر من نفعه.
26. علی بن بلال از مردی (منظور امام موسی کاظم (علیه السلام) است) پرسید: از پدران گرامی شما روایت شده است که آنها از سخن گفتن در مورد دین نهی می کردند و دوستداران دانشمندان شما (در این زمینه) سخن آنها را این گونه توجیه می کنند: کسانی نهی شده اند که در مورد (ذات الهی) خوب صحبت نمی کنند، اما کسانی که در این زمینه به خوبی سخن می گویند، مورد نهی قرار نمی گیرند. آیا آن گونه که آنها توجیه می کنند درست است یا خیر؟ امام موسی کاظم (علیه السلام) در جواب او نوشتند: چه کسانی که (در این زمینه) خوب یا بد صحبت می کنند، نباید در این مورد سخن بگویند؛ زیرا گناه (چنین عملی) از سودش بیشتر است.
27. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا أحمد بن ادریس، قال: حدثنا محمد بن أحمد عن علی بن اسماعیل، عن المعلی بن محمد البصری، عن علی بن أسباط، عن جعفر ابن سماعة، عن غیر واحد، عن زرارة، قال:
سألت أبا جعفر (علیه السلام): ما حجة الله علی العباد؟ قال: أن یقولوا ما یعلمون و یقفوا عند مالا یعلمون.
27. زراره می گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: حجت خداوند بر بندگانش چیست؟ آن حضرت فرمودند: این که آن چه می دانید بگویید و در مورد آن چه نمی دانید، توقف کنید.
28. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا محمد بن یحیی العطار، عن محمد بن الحسین ابن أبی الخطاب، عن ابن فضال، عن علی بن شجرة، عن ابراهیم بن أبی رجاء عن أخیر طربال قال:
سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول: کف الأذی و قلة الصخب یزیدان فی الرزق.
28. اخوطِر بال می گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: اذیت نکردن و کمتر بحث کردن (با دیگران) روزی را زیاد می کند.
29. حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل (رضی الله عنه)، قال: حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری، قال: حدثنا محمد بن الحسین، عن الحسن بن محبوب، عن نجیبة القواس، عن علی بن یقطین، قال:
قال أبو الحسن (علیه السلام): مر أصحابک أن یکفوا من ألسنتهم و یدعوا الخصومة فی الدین و یجتهدوا فی عبادة الله عزوجل.
29. علی بن یقطین از امام موسی کاظم (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: به یاران خود دستور بده که زبان خود را نگه دارند و دشمنی (بحث) را در دین رها سازند و (به جای این ها) در عبادت خداوند تلاش کنید.
30. حدثنا الحسین بن أحمد بن ادریس (رضی الله عنه)، عن أبیه، عن محمد بن أحمد، عن موسی بن عمر، عن العباس بن عامر، عن مثنی، عن أبی بصیر، عن أبی بصیر، عن أبی عبدالله، قال:
قال: لا یخاصم الا شاک أو من لا ورع له.
30. ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: فقط انسان شکاک و بی تقوا با یکدیگر دشمنی (بحث) می کنند.
31. و بهذا الاسناد، عن محمد بن أحمد بن الحسن، عن أبی حفص عمر بن عبد العزیز عن رجل، عن أبی عبدالله (علیه السلام)، قال:
قال متکلموا هذه العصابة من شر من هم منه من کل صنف.
31. مردی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: متکلمان (کسانی که با یکدیگر بحث می کنند) این گروه از بدترین کسانی هستند که در دسته خود حضور دارند.
32. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، قال: حدثنا محمد بن الحسین عن محمد بن اسماعیل، عن الحضرمی، عن المفضل بن عمر، قال:
أبو عبدالله (علیه السلام): یا مفضل من فکر فی الله کیف کان هلک، و من طلب الرئاسة هلک.
32. مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: ای مفضل! کسی که درباره چگونگی خداوند فکر کند، نابود می شود و کسی که ریاست (قدرت) طلب باشد، از بین می رود.
33. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا عبدالله بن جعفر الحمیری، عن هارون بن مسلم، عن مسعدة بن صدقة، عن جعفر بن محمد، عن أبیه (علیهما السلام) أن النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) قال:
لعن الله الذین اتخذوا دینهم شحا یعنی الجدال لید حضوا الحق بالباطل.
33. امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش و ایشان از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: خداوند کسانی را که دین خود را دین جدال (و درگیری) می گیرند، تا حق را با باطل مخلوط سازند، لعنت کند.
34. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رضی الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن الفضل: عامر، عن موسی بن البجلی، عن محمد بن سعید، عن اسماعیل بن أبی زیاد، عن جعفر بن محمد، عن آبائه (علیهم السلام) قال:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): أنا زعیم بیت فی أعلی الجنة و بیت فی وسط الجنة و بیت فی ریاض الجنة لمن ترک المراء و ان کان محقا.
34. امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود و ایشان از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: من ضامن خانه ای در بالای بهشت و خانه ای در وسط بهشت و خانه ای در باغ بهشت برای کسی هستم که جدال (و درگیری لفظی) با دیگران را اگر چه بر حق هم باشد، رها سازد.
35. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا أحمد بن ادریس، عن محمد بن أحمد، عن عبدالله ابن محمد، عن محمد بن اسماعیل النیسابوری، عن عبد الرحمن بن أبی هاشم، عن کلیب بن معاویة، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): لا یخاصم الا من قد ضاق بما فی صدره.
35. کلیب بن معاویه از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: فقط کسی که به واسطه آن چه در سینه اش وجود دارد، دلتنگ شده است، بحث می کند. (در امور دین درگیری لفظی پیدا می کند.)

...................) Anotates (.................
1) تمیمی آمدی: غررالحکم و دررالکلم، ح 991.

2) علامه حسین ذوالفقاری، رهنمون، تهران، سال 1378، ص 646.

3) علامه حسین ذوالفقاری، رهنمون، تهران، سال 1378، ص 648.

4) علامه حسین ذوالفقاری، رهنمون، تهران، سال 1378، ص 652.

5) نهج البلاغه، خطبه 101.

6) ذاریات / 49.

7) آل عمران / 83.

8) یس / 82.

9) بقره / 32.

10) شعراء / 98 و 99.

11) زمر / 67.

12) آل عمران / 7.

13) اعراف / 180.

14) اسراء / 110.

15) مؤمنون / 14.

16) انبیاء / 22.

17) فاطر / 37.

18) انعام / 28.

19) صافات / 180.

20) نحل / 105.

21) احزاب / 56.

22) انعام / 76.

23) انعام / 83.

24) مجادله / 7.

25) مجادله / 7.

26) أنعام / 78.

27) مریم / 31.

28) مریم / 64.

29) حشر / 19.

30) اعراف / 51.

31) بقره / 17.

32) زمر / 67.

33) انعام / 91.

34) بقره / 245.

35) توبه / 104.

36) مطففین / 15.

37) فجر / 22.

38) بقره / 210.

39) توبه / 79.

40) بقره / 15.

41) آل عمران / 54.

42) نساء / 142.

43) زمر / 56.

44) عنکبوت / 45.

45) مائده / 64.

46) رعد / 39.

47) طه / 81.

48) زخرف / 55.

49) نساء / 80.

50) فتح / 10.

51) حجر / 29.

52) انعام / 160.

53) ق / 29.

54) صافات / 99.

55) طه / 84.

56) ذاریات / 51.

57) مجادله / 7.

58) مجادله / 7.

59) بقره / 115.

60) اسراء / 110.

61) فاتحه / 4.

62) طه / 68.

63) آل عمران / 139.

64) یونس / 18.

65) احقاف / 9.

66) روم / 27.

67) لیل / 15 - 17.

68) حج / 73.

69) صف / 14.

70) بقره / 269.

71) اعراف / 187.

72) یوسف / 5.

73) نساء / 1.

74) انعام / 127.

75) واقعه / 91.

76) فرقان / 63.

77) یوسف / 17.

78) مائده / 48.

79) یوسف / 88.

80) توبه / 43.

81) اعراف / 89.

82) سبا / 26.

83) طلاق / 12.

84) بقره / 30.

85) بقره / 186.

86) ق / 16.

87) زمر / 67.

88) انعام / 73.

89) انفطار / 19.

90) فاتحه / 4.

91) فرقان / 46.

92) بقره / 245.

93) اسراء / 23.

94) اسراء / 4.

95) فصلت / 12.

96) بروج / 21.

97) ص / 39.

98) مدثر / 6.

99) یونس / 22.

100) واقعه / 77.

101) دخان / 49.

102) نور / 35.

103) شوری / 49.

104) محمد / 5.

105) یونس / 9.

106) ابراهیم / 27.

107) محمد / 1.

108) شعراء / 80.

109) فرقان / 1.

110) عنکبوت / 17.

111) ص / 7.

112) نازعات / 24.

113) هود / 42.

114) اسراء / 86.

115) بقره / 106.

116) انعام / 41.

117) مؤمن / 17.

118) اسراء / 88.

119) ابراهیم / 27.

120) کهف / 17.

121) ابراهیم / 27.

122) یونس / 9.

123) هود / 88.

124) آل عمران / 160.

125) انعام / 125.

126) طه / 5.

127) بقره / 255.

128) انبیاء / 22.

129) اعراف / 51.

130) توبه / 61.

131) مریم / 64.

132) نبأ / 38.

133) انعام / 23.

134) عنکبوت / 25.

135) ص / 64.

136) ق / 28.

137) یس / 65.

138) قیامة / 23 - 24.

139) انعام / 103.

140) نجم / 14.

141) طه / 110 - 111.

142) شوری / 51.

143) نساء / 164.

144) اعراف / 22.

145) احزاب / 59.

146) مائده / 67.

147) مریم / 65.

148) یونس / 61.

149) آل عمران / 77.

150) مطففین / 15.

151) ملک / 16.

152) طه / 5.

153) انعام / 3.

154) حدید / 3.

155) حدید / 4.

156) ق / 16.

157) فجر / 22.

158) انعام / 94.

159) بقره / 210.

160) انعام / 158.

161) سجده / 10.

162) بقره / 46.

163) احزاب / 44.

164) عنکبوت / 5.

165) کهف / 110.

166) کهف / 53.

167) نور / 25.

168) احزاب / 10.

169) انبیاء / 47.

170) کهف / 105.

171) مؤمن / 40.

172) اعراف / 9 - 10.

173) سجده / 11.

174) زمر / 42.

175) انعام / 61.

176) نحل / 32.

177) نحل / 28.

178) فصلت / 21.

179) عبس / 36 - 38.

180) نساء / 41.

181) اسراء / 79.

182) زمر / 73.

183) اعراف / 143.

184) صافات / 99.

185) حشر / 2.

186) نحل / 26.

187) شوری / 11.

188) توبه / 77.

189) آل عمران / 34.

190) طلاق / 12.

191) طه / 6.

192) نور / 43.

193) بقره / 255.

194) طه / 5.

195) ق / 15.

196) یس / 38.

197) تکویر / 2.

198) یونس / 5.

199) نور / 41.

200) ذاریات / 21.

201) انعام / 83.

202) محمد / 19.

203) انعام / 103.

204) ذعلب) نام شخصی در زمان امام علی (علیه السلام) که خطیب ماهری بوده است.

205) رعد / 39.

206) ذاریات / 49.

207) در زبان عربی، قاعده ای به نام ترخیم وجود دارد که در بعضی مواقع، حرف آخر اسمی را حذف می کنند، همان طوری که در فارسی هم این چنین است که به فاطمه، فاطی می گویند. این جا نیز ای سبخت آمده است ای سبخ. پس کلمه شیخ اشتباه است.

208) یونس / 99 - 100.

209) مائده / 112.

210) قلم / 43.

211) آل عمران / 97.

212) توبه / 42.

213) کهف / 101.

214) مؤمنون / 106.

215) ذاریات / 56.

216) انفال / 24.

217) انبیاء / 35.

218) اعراف / 34.

219) احزاب / 16.

220) آل عمران / 154.

221) اسراء / 23.

222) قمر / 48 - 49.

223) اسراء / 4.

224) حجر / 66.

225) حجر / 60.

226) اسراء / 24.

227) یوسف / 68.

228) مؤمن / 20.

229) سبأ / 14.

230) فصلت / 12.

231) طه / 72.

232) قصص / 28.

233) یوسف / 41.

234) طه / 40.

235) عنکبوت / 2.

236) انعام / 23.

237) بقره / 191.

238) توبه / 49.

239) بروج / 10.

240) ذاریات / 13.

241) ذاریات / 14.

242) مائده / 41.

243) نساء / 101.

244) یونس / 83.

245) ممتحنه / 5.

246) یونس / 85.

247) انفال / 28.

248) هود / 105 - 108.

249) طور / 21.

250) هود / 118 - 119.

251) بقره / 22.

252) رعد / 6.

253) انعام / 164.

254) نجم / 39.

255) نساء / 31.

256) انبیاء / 28.

257) مؤمن / 18.

258) نساء / 48.

259) توبه / 115.

260) شمس / 8.

261) انسان / 3.

262) فصلت / 17.

263) توبه / 62.

264) یونس / 9.

265) ابراهیم / 27.

266) توبه / 115.

267) قصص / 56.

268) یونس / 99.

269) زخرف / 36.

270) اسراء / 72.

271) مریم / 67.

272) روم / 27.

273) بقره / 117.

274) فاطر / 1.

275) سجده / 7.

276) توبه / 107.

277) فاطر / 11.

278) ذاریات / 54.

279) ذاریات / 55.

280) مائده / 64.

281) نساء / 56.

282) هود / 108.

283) واقعه / 33.

284) ق / 35.

285) حجر / 48.

286) اسراء / 16.

287) اسراء / 86.

288) مؤمن / 60.

289) فاطر / 1.

290) رعد / 39.

291) اسراء / 86.

292) مؤمن / 51.

293) اسراء / 72.

294) نجم / 42.

295) نجم / 42.

296) محمد / 30.