فهرست کتاب


التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

شیخ صدوق مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

50. در مورد عرش الهی و ویژگی های آن

1. حدثنا علی بن أحمد بن عمران الدقاق (رحمهم الله) قال: حدثنا محمد ابن أبی عبدالله الکوفی، قال: حدثنا محمد بن اسماعیل البرمکی، قال: حدثنا الحسین، قال: حدثنی أبی، عن حنان بن سدیر، قال:
سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن العرش و الکرسی فقال: ان للعرش صفات کثیرة مختلفة، له فی کل سبب وضع فی القرآن صفة علی حدة فقوله: رب العرش العظیم یقول: الملک العظیم، و قوله: الرحمن علی العرش استوی یقول: علی الملک احتوی، و هذا ملک الکیفوفیة فی الأشیاء، ثم العرش فی الوصل متفرد من الکرسی لأنهما بابان من أکبر أبواب الغیوب، و هما جمیعا غیبان، و هما فی الغیب مقرونان لأن الکرسی هو الباب الظاهر من الغیب الذی منه مطلع البدع و منه الأشیاء کلها، و العرش هو الباب الباطن الذی یوجد فیه علم الکیف و الکون و القدر و الحد و الأین و المشیة و صفة الا رادة، و علم الألفاظ و الحرکات و الترک، و علم العود و البدء فهما فی العلم بابان مقرونان لأن ملک العرش سوی ملک الکرسی و علمه أغیب من علم الکرسی، فمن ذلک قال: رب العرش العظیم أی صفته أعظم من صفة الکرسی و هما فی ذلک مقرونان، قلت: جعلت فداک فلم صار فی الفضل جار الکرسی؟ قال: انه صار جاره لأن علم الکیفوفیة فیه، و فیه الظاهر من أبواب البداء و أینیتها وحد رتقها و فتقها، فهذان جاران أحدهما حمل صاحبه فی الصرف و بمثل صرف العلماء و یستدلوا علی صدق دعواهما لأنه یختص برحمته من یشاء و هو القوی العزیز.
فمن اختلاف صفات العرش أنه قال تبارک و تعالی: (رب العرش عما یصفون) و هو وصف عرش الوحدانیة لأن قوما أشرکوا کما قلت لک قال تبارک و تعالی: رب العرش رب الوحدانیة عما یصفون، و قوما و صفوه بیدین فقالوا: ید الله مغلولة و قوما و صفوه بالرجلین فقالوا: وضع رجله علی صخرة بیت المقدس فمنها ار تقی الی السماء و قوما و صفوه بالأنامل فقالوا: ان محمدا (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: انی وجدت برد أنامله علی قلبی، فلمثل هذه الصفات قال: رب العرش عما یصفون یقول: رب المثل الأعلی عما به مثلوه و لله المثل الأعلی الذی لا یشبهه شی ء و لا یوصف و لا یتوهم، فذلک المثل الأعلی، و وصف الذین لم یؤتوا من الله فوائد العلم فوصفوا ربهم بأذنی الأمثال و شبهوه بالمتشابه منهم فمیا جهلوا به فلذلک قال: و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا فلیس له شبه و لا مثل و لا عدل، و له الأسماء الحسنی التی لا یسمی بها غیره، و هی التی وصفها فی الکتاب فقال: (فادعوه بها و ذروا الذین یلحدون فی أسمائه) جهلا بغیر علم، فالذی یلحد فی أسمائه بغیر علم یشرک و هو لا یعلم و یکفر به و هو یظن أنه یحسن، فلذلک قال: (و ما یؤمن أکثر هم بالله الا و هم مشرکون) فهم الذین یلحدون فی أسمائه بغیر علم فیضعونها غیر مواضعها، یا حنان ان الله تبارک و تعالی أمر أن یتخذ قوم أولیاء، فهم الذین أعطاهم الله الفضل و خصهم بمالم یخص به غیر هم، فأرسل محمدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فکان الدلیل علی الله باذن الله عزوجل حتی مضی دلیلا هادیا فقام من بعده وصیه (علیه السلام) دلیلا هادیا علی ما کان هو دل علیه من أمر ربه من ظاهر علمه، ثم الأئمة الراشدون (علیهما السلام).
1. حنان ابن سدیر می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره عرش و کرسی سؤال کردم. آن حضرت فرمودند: عرش، دارای ویژگی های زیاد و متفاوت است و در هر جایی از قرآن که استفاده شده است، ویژگی جداگانه ای دارد. آن جا که می فرماید: پروردگار عرش بزرگ یعنی پروردگار ملک و ملکوت بزرگ و آنجا که می فرماید: خداوند مهربان بر عرش تسلط دارد یعنی بر ملک و ملکوت احاطه دارد و این نوع تسلط، چگونگی در اشیاء را می رساند و عرش با این که به کرسی متصل است اما از آن جدا می باشد زیرا عرش و کرسی دو در از بزرگترین درهای غیب هستند و هر دو پنهان می باشند و در پنهانی، نزدیک به یکدیگر هستند زیرا کرسی همان در پنهانی است که از آن چیزهای جدید و تمام اشیاء ایجاد می شود و عرش همان در باطنی است که در آن علم چگونگی، هستی، اندازه، حدود، مکان، خواست، اراده، علم الفاظ، حرکات، ترک و علم بازگشت و قصد ایجاد می شود. پس عرش و کرسی در علم دو در نزدیک به هم هستند زیرا مالکیت عرش غیر از مالکیت کرسی است و علم عرش پنهانی تر از علم کرسی می باشد و به همین دلیل است که خداوند می فرماید: پروردگار عرش بزرگ یعنی ویژگی عرش از ویژگی کرسی بزرگ تر است در حالیکه نزدیک به هم هستند.
حنان بن سدیر می گوید: به امام عرض کردم: جانم به فدایت! چرا عرش در برتری همسایه و مثل کرسی است؟ حضرت فرمودند: عرش، همسایه کرسی گردیده است زیرا علم چگونگی در عرش وجود دارد و در آن، ظاهر درهای قصد و مکانیت و اندازه گشایش و باز شدن وجود دارد و این دو همسایه یکدیگر هستند و یکی از آن دو دیگری را در گردانیدن (دگرگون ساختن) و مانند مثل های دانشمندان می باشند و بر درستی ادعای آن دو استدلال می کنند و خداوند هر کس را که بخواهد به رحمت خود اختصاص می دهد و او قدرتمند و ارجمند است.
یکی از ویژگیهای گوناگون عرش این است که خداوند متعال فرموده است: پروردگار عرش از آن چه توصیف می کنند که در این جا عرش به یگانگی توصیف شده است زیرا همان طور که به تو گفتم، گروهی بودند که نسبت به خداوند شریک قائل می شدند و اینکه خداوند متعال فرموده است: پروردگار عرش یعنی پروردگار یگانه ای که از آنچه وصف می کنند. و گروهی خداوند را به داشتن دو دست توصیف می کنند و می گفتند: دست خدا بسته است. و گروهی خداوند را به داشتن دو پا توصیف می کردند و می گفتند: خداوند، پای خود را بر صخره ای بیت المقدس گذاشت و از آن جا به آسمان رفت و گروهی خداوند را به داشتن انگشت توصیف می کردند و می گفتند: حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: من خنکی انگشتان خدا را بر قلبم احساس کردم و به خاطر همین توصیفات است که خداوند فرموده است: پروردگار عرش از آن چه توصیف می کنند و می گوید: پروردگار بزرگتر است از آن چیزی است که به آن مثال می زنند و برای خدا مثال بالایی است که چیزی شبیه او وجود ندارد و وصف نمی شود و در ذهن نمی آید و آنها مثال والا هستند و وصف کسانی که از طرف خدا به آنها بهره های علم داده نشده است و پروردگارشان را به مثالهای کوچک، توصیف کرده و او را به واسطه نادانی، به خودشان تشبیه می کنند و به همین دلیل خداوند می فرماید: به شما از علم فقط اندکی داده شده است. پس برای خداوند، شبیه، مثال و چیزی که با او برابری کند، وجود ندارد و خداوند دارای اسم های نیکویی است که غیر از او، چیزی به آنها نامیده نمی شود و اسم های نیکو همان اسم هایی است که خداوند آنها را در قرآن توصیف کرده و فرموده است: او را به وسیله آن نام ها، بخوانید و کسانی که در مورد اسم های خداوند، شرک می ورزند را رها کنید. زیرا آنها از روی نادانی و بدون علم، چنین می کنند. پس کسی که بدون علم، در مورد اسم های خداوند، شرک می ورزد، مشرک است و ندانسته، به خداوند کافر می شود، در حالی که گمان می کند کار خوب انجام می دهد و به همین دلیل خداوند می فرماید: بیشتر آنها به خداوند ایمان ندارند، مگر این که (به جای ایمان) مشرک می باشند. پس آنها کسانی هستند که بدون آگاهی، در مرود اسم های خداوند، شرک می ورزند و آنها را در غیر مکان خود قرار می دهند.
ای حنان (بن سدیر)! خداوند متعال دستور داده است که گروهی به عنوان دوست، گرفته شوند و آنها کسانی هستند که خداوند به آنها برتری داده است و به چیزهایی اختصاص داده که به دیگران نداده است و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) را فرستاد و به اذن خداوند، راهنمای مردم به سوی او بود تا این که به عنوان یک راهنما و هدایت کننده از دنیا رفت و بعد از ایشان، جانشین آن حضرت، (امام علی (علیه السلام)) بر اساس آن چه دستور خداوند بر آن دلالت می کرد و علمی که داشت، راهنما و هدایت کننده شد و سپس امامان هدایت گر شدند.

51. باب ان العرش خلق أرباعا

51. در مورد این که عرش الهی، چهارمین آفریده بود.

1. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله)، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن علی بن اسماعیل، عن حماد بن عیسی، عن ابراهیم بن عمر الیمانی، عن أبی الطفیل، عن أبی جعفر، عن علی بن الحسین (علیهما السلام) قال:
ان الله عزوجل خلق العرش أرباعا، لم یخلق قبله الا ثلاثة أشیاء: الهواء و القلم و النور، ثم خلقه من أنوار مختلفة: فمن ذلک النور نور أخضر اخضرت منه الخضرة و نور أصفر اصفرت منه الصفرة، و نور أحمر احمرت منه الحمرة، و نور أبیض و هو نور الأنور و منه ضوء النهار ثم جعله سبعین ألف طبق، غلظ کل طبق کأول العرش الی أسفل السافلین لیس من ذلک طبق الا یسبح بحمد ربه و یقدسه بأصوات مختلفة و ألسنة غیر مشتبهة، و لو اذن للسان منها فأسمع شیئا مما تحته لهدم الجبال و المدائن و الحصون و لخسف البحار و لأهلک ما دونه، له ثمانیة أرکان علی کل رکن منها من الملائکة مالا یحصی عددهم الا الله عزوجل، یسبحون اللیل و النهار لا یفترون، و لو حس شی ء مما فوقه ما قام لذلک طرفة عین بینه و بین الاحساس الجبروت و الکبریاء و العظمة و القدس و الرحمة ثم العلم و لیس وراء هذا مقال.
1. امام باقر (علیه السلام) از امام سجاد (علیه السلام) نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: خداوند بزرگ، عرش را چهارمین آفریده، خلق نمود، به طوری که قبل از آن فقط سه چیز را آفریده بود: هوا، قلم و نور. سپس عرش را از نورهای گوناگون خلق کرد. یکی از نورها، نور سبزی بود که سبزها از او سبز شدند و نور زردی که زردها از او زرد شدند و نور قرمزی که از او قرمز شدند و نور سفیدی که نور تمام نورها است و روشنایی روز از آن است.
سپس آن را هفتاد هزار طبقه قرار داد که اندازه هر کدام به اندازه اول عرش تا پایین ترین حد است و هیچ طبقه ای نیست، مگر این که ستایش پروردگار خود را می گویند و با صداهای گوناگون و زبان های متفاوت او را پاک می خوانند.
و اگر برای زبانی از آنها اجازه داده می شد که چیزی را که زیر آن است را به گوش دیگران برساند، کوه ها، شهرها، قلعه ها نابود می شدند و دریاها خشک می گشتند و غیر از خدا، همه چیز نابود می شدند. برای عرش، هشت ستون وجود دارد که بر هر ستونی، فرشتگانی که تعدادشان را فقط خدا می داند، فرشته است که شبانه روز تسبیح خداوند می گویند و افتراء (به خدا) نمی بندند.
و اگر طبقه پایین تر، چیزی از طبقه بالا را احساس و درک کند، بین این دو طبقه، احساس، جبروت، کبریاء، بزرگی، پاکی، رحمت و سپس علم، حتی به اندازه یک چشم به هم زدن، باقی نمی ماند و بیشتر از این سخنی نیست.