فهرست کتاب


التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

شیخ صدوق مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

48. درباره تفسیر فرموده ای خداوند که می فرماید: (خدای مهربان بر عرش تسلط دارد.

1. حدثنا محمد بن علی ماجیلویه (رحمهم الله)، قال حدثنا محمد بن یحیی العطار، عن سهل بن زیاد الادمی، عن الحسن بن محبوب، عن محمد بن مارد:
أن أبا عبدالله (علیه السلام) سئل عن قول الله عزوجل: (الرحمن علی العرش استوی) فقال: استوی من کل شی ء، فلیس شی ء هو أقرب الیه من شی ء.
1. محمد بن مارد می گوید: از امام صادق (علیه السلام)، درباره این آیه شریفه پرسیده شد که خداوند مهربان بر عرش تسلط دارد.
آن حضرت فرمودند: یعنی نسبت به هر چیزی مساوی و برابر است و چیزی به نزدیک تر از چیز دیگر نیست. (بلکه به همه به یک اندازه نزدیک است.)
2. أبی (رحمهم الله) قال: حدثنا سعد بن عبدالله، عن محمد بن الحسین عن صفوان ابن یحیی، عن عبد الرحمن بن الحجاج، قال:
سأل أبا عبدالله (علیه السلام) عن قول الله عزوجل: (الرحمن علی العرش استوی) فقال: استوی من کل شی ء، فلیس شی ء أقرب الیه من شی ء، لم یبعد منه بعید، و لم یقرب قریب، استوی من کل شی ء.
2. عبد الرحمن بن حجاج می گوید: از امام صادق (علیه السلام)، درباره فرموده خداوند پرسیدم که می فرماید: خدای مهربان بر عرض تسلط دارد. آن حضرت فرمودند: خداوند، نسبت به هر چیزی مساوی است و چیزی به او نزدیک تر از چیزی دیگر نیست. نه چیز دور از او دور است و نه چیز نزدیک به او نزدیک است، (بلکه) نسبت به هر چیزی، یک اندازه می باشد.
3. حدثنا أبو الحسین محمد بن ابراهیم بن اسحاق الفارسی، قال: حدثنا أحمد بن محمد أبو سعید النسوی، قال: حدثنا أبو نصر أحمد بن محمد بن عبدالله الصغدی بمرو قال: حدثنا محمد بن یعقوب بن الحکم العسکری و أخوه معاذ ابن یعقوب، قالا: حدثنا محمد بن سنان الحنظلی، قال: حدثنا عبدالله بن عاصم، قال: حدثنا عبد الرحمن بن قیس، عن أبی هاشم الرمانی، عن زاذان:
عن سلمان الفارسی فی حدیث طویل یذکر فیه قدوم الجاثلیق المدینة مع مائة من النصاری بعد قبض رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سؤاله أبابکر عن مسائل لم یجبه عنها، ثم ارشد الی أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) فسأله عنها فأجابه، و کان فیما سأله أن قال له: أخبرنی عن الرب أین هو و أین کان؟ فقال علی (علیه السلام): لا یوصف الرب جل جلاله بمکان، هو کما کان، و کان کما هو، لم یکن فی مکان، و لم یزل من مکان الی مکان، و لا أحاط به مکان، بل کان لم یزل بلا حد و لا کیف، قال: صدقت، فأخبرنی عن الرب أفی الدنیا هو أوفی الاخرة؟ قال علی (علیه السلام): لم یزل ربنا قبل الدنیا، و لا یزال أبدا، هو مدبر الدنیا، و عالم بالاخرة، فأما أن یحیط به الدنیا و الاخرة فلا، و لکن یعلم ما فی الدنیا و الاخرة، قال: صدقت یرحمک الله، ثم قال: أخبرنی عن ربک أیحمل أو یحمل؟ فقال علی (علیه السلام): ان ربنا جل جلاله یحمل و لا یحمل، قال النصرانی: فکیف ذاک؟! و نحن نجد فی الانجیل و یحمل عرش ربک فوقهم یومئذ ثمانیة فقال علی (علیه السلام): ان الملائکة تحمل العرش، و لیس العرش کما تظن کهیئة السریر، و لکنه شی ء محدود مخلوق مدبر، و ربک عزوجل مالکه، لا أنه علیه ککون الشی ء علی الشی ء، و أمر الملائکة بحمله، فهم یحملون العرش بما أقدرهم علیه، قال النصرانی: صدقت رحمک الله.
و الحدیث طویل أخذنا منه موضع الحاجة، و قد أخرجته بتمامه فی آخر کتاب النبوة.
3. از سلمان فارسی، در یک حدیث طولانی نقل شده است که جاثلیق (رهبر مسیحیان) به همراه صد نفر از مسیحیان، بعد از رحلت رسول گرامی اسلام، به مدینه آمدند و از ابوبکر سؤالاتی پرسیدند که نتوانست جواب بدهد و آنها را به سوی امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) راهنمایی کردند که از آن حضرت سؤال پرسیدند و ایشان نیز جواب داند. یکی از سؤالات آنها این بود که از خداوند آگاه کن که خداوند کجاست و کجا بوده است؟
امام علی (علیه السلام) فرمودند: پروردگار بزرگ، به مکان وصف نمی شود. او همان طور است که بوده و همان طور خواهد بود و اندازه و کیفیت (هم) ندارد.
جاثلیق گفت: راست گفتی. سپس پرسید: مرا از پروردگار آگاه کن که آیا در دنیا یا در آخرت است؟ فرمودند: خداوند قبل از دنیا همیشه بوده و همیشه خواهد بود. او، تدبیر کننده (اداره کننده) دنیا و آگاه به آخرت است. اما این که دنیا و آخرت بر او تسلط داشته باشند، خیر، این گونه نیست. اما آن چه در دنیا و آخرت وجود دارد را می داند. جاثلیق گفت: راست گفتی. خداوند تو را رحمت کند. سپس گفت: مرا از پروردگار خود آگاه کن که آیا چیزی را حمل می کند و یا او خودش حمل می شود؟ فرمودند: پروردگار ما، حمل می کند اما حمل نمی شود. جاثلیق گفت: او چگونه حمل می کند؟ در حالی که در انجیل دیده ایم: عرش پروردگارت را در آن روز (قیامت) هشت (فرشته) بالای سرشان حمل می کنند. فرمودند: فرشتگان، عرش (الهی) را حمل می کنند و عرش، آن طوری که گمان می کنی نیست که مثل تخت باشد، بلکه عرش، چیزی محدود و آفریده شده ای است که قابل اداره می باشد و پروردگار بزرگ تو، صاحب آن است. نه این که خداوند روی آن (نشسته) است مثل همان طوری که چیزی روی چیزی باشد و به فرشتگان دستور به حمل عرش را می دهد و آنها نیز عرش را به واسطه توانی که دارند، حمل می کنند. جاثلیق گفت: راست گفتی. خداوند تو را رحمت کند. البته حدیث طولانی است که ما به اندازه نیاز آورده ایم و تمام حدیث را در آخر کتاب نبوت بیان کرده ایم.
4. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله) قال: حدثنا محمد بن یحیی العطار، عن سهل بن زیاد، عن الحسن بن موسی الخشاب، عن بعض رجاله رفعه، عن أبی عبدالله (علیه السلام).
أنه سئل عن قول الله عزوجل: (الرحمن علی العرش استوی) فقال: استوی من کل شی ء فلیس شی ء أقرب الیه من شی ء.
4. از امام صادق (علیه السلام) درباره سخن خداوند سؤال شد که می فرماید: خدای مهربان بر عرش تسلط دارد. آن حضرت فرمودند: خداوند، نسبت به هر چیزی مساوی است و چیزی وجود ندارد که از چیز دیگر به او نزدیک تر باشد.
5. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله) قال: حدثنا الحسین بن الحسین بن أبان، عن الحسین بن سعید، عن النضربن سوید، عن عاصم بن حمید، عن أبی بصیر، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:
من زعم أن الله عزوجل من شی ء أوفی شی ء أو علی شی ء فقد کفر، قلت: فسرلی، قال: أعنی بالحوایة من الشی ء له، أو بامساک له، أو من شی ء سبقه.
5. ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: کسی که گمان کند خداوند از چیزی یا در چیزی و یا روی چیزی است، یقینا کافر می باشد. ابو بصیر می گوید: عرض کردم: این سخن را که فرمودی، برای من تفسیر نما. حضرت فرمودند: یعنی این که چیزی، خداوند را در بر نمی گیرد و چیزی او را نگه نمی دارد و چیزی بر او سبقت نمی گیرد.
6. و فی روایة اخری قال:
من زعم أن الله من شی ء جعله محدثا، و من زعم أنه فی شی ء فقد جعله محصورا، و من زعم أنه علی شی ء فقد جعله محمولا.
6. در روایتی دیگر آمده است که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: کسی که گمان کند، خداوند از چیزی است، او را حادث قرار داده است و کسی که گمان کند، خداوند در چیزی است او را محدود کرده است و کسی که گمان کند، او روی چیزی است، او را چیزی حمل شده قرار داده است.
7. حدثنا محمد بن موسی بن المتوکل (رحمهم الله) قال: حدثنا عبدالله بن جعفر، عن أحمد بن محمد، عن الحسن بن محبوب، قال: حدثنی مقاتل بن سلیمان، قال:
سألت جعفر بن محمد (علیهما السلام) عن قول الله عزوجل (الرحمن علی العرش استوی) فقال: الستوی من کل شی ء، فلیس شی ء أقرب الیه من شی ء
7. مقاتل بن سلیمان می گوید: از امام صادق (علیه السلام)، درباره سخن خداوند پرسدم که می فرماید: خداوند مهربان، بر عرش تسلط دارد. آن حضرت فرمودند: خداوند نسبت به هر چیزی مساوی است و چیزی نزدیک تر به او از چیز دیگر نیست.
8. و بهذا الاسناد، عن الحسن بن محبوب، عن حماد، قال:
قال أبو عبدالله (علیه السلام): کذب من زعم أن الله عزوجل من شی ء أو فی شی ء أو علی شی ء.
8. حماد از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: کسی که گمان کند خداوند از چیزی یا در چیزی و یا روی چیزی است، دروغ می گوید.
9. حدثنا محمد بن علی ما جیلویه (رحمهم الله)، عن عمه محمد بن أبی القاسم، عن أحمد بن أبی عبدالله، عن أبیه، عن محمد بن سنان، عن المفضل بن عمر، عن أبی عبدالله (علیه السلام)، قال:
من زعم أن الله عزوجل من شی ء أو فی شی ء أو علی شی ء فقد أشرک، ثم قال: من زعم أن الله من شی ء فقد جعله محدثا، و من زعم أنه فی شی ء فقد زعم أنه محصور، و من زعم أنه علی شی ء فقد جعله محمولا.
قال مصنف هذا الکتاب: ان المشبهة تتعلق بقوله عزوجل: (ان ربکم الله الذی خلق السماوات و الأرض فی ستة أیام ثم استوی علی العرش یغشی اللیل النهار یطلبه حثیثا) و لا حجة لها فی ذلک لأنه عزوجل عنی بقوله: ثم استوی علی العرش أی ثم نقل العرش الی فوق المساوات و هو مستول علیه و مالک له، و قوله عزوجل: ثم انما هو لرفع العرش الی مکانه الذی هو فیه و نقله للاستواء فلا یجوز أن یکون معنی قوله: استوی استولی لأن استیلاء الله تبارک و تعالی علی الملک و علی الأشیاء لیس هو بأمر حادث، بل لم یزل مالکا لکل شی ء و مستولیا علی کل شی ء، و انما ذکر عزوجل الاستواء بعد قوله: ثم و هو یعنی الرفع مجازا، و هو کقوله: (و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین) فذکر نعلم مع قوله: حتی و هو عزوجل یعنی حتی بجاهد المجاهدون و نحن نعلم ذلک لأن حتی لا یقع الا علی فعل حادث، و علم الله عزوجل بالأشیاء لا یکون حادثا، ثم رفع العرش لاستیلائه علیه، و لم یعن بذلک الجلوس و اعتدال البدن لأن الله لا یجور أن یکون جسما و لا ذا بدن، تعالی الله عن ذلک علوا کبیرا.
9. مفضل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که آن حضرت فرمودند: کسی که گمان کند، خداوند متعال از چیزی یا در چیزی یا روی چیزی است، مشرک می باشد. سپس فرمودند: کسی که گمان کند خداوند از چیزی است، او را حادث قرار داده است (یعنی قبلا نبوده و الان به وجود آمده است) و کسی که گمان کند خداوند در چیزی است، او را محدود کرده است و کسی که گمان کند، او روی چیزی است، او را چیزی حمل شده قرار داده است.
(شیخ صدوق می گوید: کسانی که خداوند را شبیه چیزی می دانند، به این سخن خداوند را گرفته اند: پروردگار شما، خدایی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر عرش تسلط پیدا کرد، روز را به وسیله شب، می پوشاند و او را به سرعت درخواست می کند.
اما این آیه برای تشبیه کنندگان، دلیل و حجتی نمی باشد، زیرا منظور خداوند، از سپس بر عرش تسلط پیدا کرد این است که او، عرش را به بالای آسمان ها منتقل ساخته است و خداوند بر او تسلط داشته و مالک و صاحب آن است و سخن خداوند که فرمود: (ثم یعنی سپس) یعنی این که خداوند عرش خود را به مکانی که در آن جا بود، منتقل ساخت و او را برای برابری انتقال داد، پس جایز نیست که معنای (استوی) تسلط نباشد، زیرا خداوند بر اشیاء، تسلط داشته و یک امر حادث و بعد از نیستی به وجود آمده، نیست، بلکه همیشه مالک تمام اشیاء و مسلط بر هر چیزی بوده است و خداوند (استواء) را بعد از (ثم) آورده است که منظورش از این عمل، بلندی مجازی است. مثل این سخن خداوند که می فرماید: خداوند شما را امتحان می کند تا مجاهدین و صبر کنندگان شما را بشناسیم. پس (نعلم یعنی می دانیم) را به همراهی (حتی) آورد، یعنی تا این که جهاد کنندگان، مبارزه کنند و ما آن را می دانیم، زیرا (حتی) بعد از فعلی می آید که حادثی (دگرگونی) باشد در حالی که دانش خداوند به اشیاء، حادث نیست. و سخن خداوند که او بر عرش تسلط دارد نیز همین طور است یعنی این که بعد از (ثم) آمده است و به این معناست که عرش را بلند نمود تا بر آن تسلط پیدا کند و منظور خداوند از آن، نشستن و آرام گرفتن بدن بر آن نیست، زیرا جایز نیست که خداوند جسم و دارای بدن باشد و خداوند بالاتر از آن است که جسم و دارای بدن باشد.

49. باب معنی قول الله عزوجل (و کان عرشه علی الماء)

49. درباره معنا و تفسیر فرموده خداوند که می فرماید: عرش او، بر آب بود.

1. حدثنا علی بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق (رحمهم الله)، قال: حدثنا محمد ابن أبی عبدالله الکوفی، عن محمد بن اسماعیل البرمکی، قال: حدثنا جذعان بن نصر أبو نصر الکندی، قال: حدثنی سهل بن زیاد الادمی، عن الحسن بن محبوب، عن عبد الرحمن بن کثیر عن داود الرقی، قال:
سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن قوله عزوجل: و کان عرضه علی الماء فقال لی: ما یقولون فی ذلک؟ قلت: یقولون ان العرش کان علی الماء و الرب فوقه، فقال: کذبوا، من زعم هذا فقد صیر الله محمولا و وصفه بصفة المخلوقین و لزمه أن الشی ء الذی یحمله أقوی منه، قلت: بین لی جعلت فداک، فقال: ان الله عزوجل حمل علمه و دینه الماء قبل أن تکون أرض أوسماء أو جن أو انس أو شمس أو قمر، فلما أراد أن یخلق الخلق نثرهم بین یدیه فقال لهم: من ربکم؟! فکان أول من نطق رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و الأئمة صلوات الله علیهم، فقالا: أنت ربنا، فحملهم العلم و الدین، ثم قال للملائکة: هؤلاء حملة علمی و دینی و امنائی فی خلقی و هم المسؤولون ثم قیل لبنی آدم: أقروا لله بالربوبیة و لهؤلاء النفر بالطاعة، فقالوا: نعم ربنا أقررنا، فقال للملائکة: اشهدوا، فقالت الملائکة شهدنا علی أن لا یقولون انا کنا عن هذا غافلین أو یقولوا انما أشرک آباؤنا من قبل و کنا ذریة من بعدهم أفتهلکنا بما فعل المبطلون یا داود و لایتنا مؤکدة علیهم فی المیثاق.
1. داود رقعی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره فرموده خداوند پرسیدم که می فرماید: و عرش خداوند بر آب بود آن حضرت به من فرمودند: مردم در این مورد چه می گویند؟ عرض کردم: آنها می گویند که عرش، بر روی آب و پروردگار بالای آن بود. حضرت فرمودند: دروغ می گویند، کسی که این چنین گمان کند، خداوند را موجودی حمل شده قرار داده و او را به صفت آفریدگان، وصف کرده است و لازمه اش این است که آن چه خداوند را حمل می کند از او قویتر باشد. عرض کردم: جانم به فدایت! این مسئله را برای من روشن فرمایید. امام فرمودند: قبل از آنکه زمین با آسمان یا جن یا انسان یا خورشید و یا ماه باشد، خداوند علم و دین خود را بر آب حمل نمود و زمانیکه خواست مخلوقات را بیافریند آن را در مقابل خود پراکنده ساخت (که اشاره به عالم ذر دارد) و به آنها فرمود: پروردگار شما چه کسی است؟ اولین کسی که به سخن در آمد، رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیر مؤمنان (علیه السلام) و امامان بزرگوار بودند که همگی عرضه داشتند: تو پروردگار ما هستی و این بزرگواران دانش و دین الهی را بر عهده گرفتند. سپس خداوند به فرشتگان فرمود: این گروه (رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان بزرگوار) حمل کنندگان علم و دین من هستند و مورد اعتماد من در میان مخلوقاتم می باشند و آنان (باید توسط مسلمانان) مورد سؤال قرار بگیرند. سپس خداوند به فرزندان آدم (تمام انسانها) فرمودند خداوند را به پروردگاری، و این گروه را به اطاعت، اقرار نمایید. آنها نیز عرضه داشتند: بله ای پروردگار ما! ما اقرار کردیم و خداوند به فرشتگان فرمود: شهادت بدهید. فرشتگان هم گفتند: ما شهادت می دهیم تا آنها نگویند ما از این مسئله غافل بودیم یا بگویند قبل از ما پدران ما مشرک بودند و ما فرزندانشان هستیم. آیا ما را به آنچه اهل باطل انجام می دهند، نابود می سازی؟ ای داود رقعی (راوی این حدیث) ولایت ما اهل بیت در زمان پیمان گرفتن خداوند (از مخلوقات) مورد تأکید بر آنها بود.
2. حدثنا تمیم بن عبدالله بن تمیم القرشی قال: حدثنا أبی، عن أحمد بن علی الأنصاری، عن أبی الصلت عبد السلام بن صالح الهروی قال:
سأل المأمون أبا الحسن علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) عن قول الله عزوجل: و هو الذی خلق السماوات و الأرض فی ستة أیام و کان عرشه علی الماء لیبلوکم أیکم أحسن عملا فقال: ان الله تبارک و تعالی خلق العرش و الماء و الملائکة قبل خلق السموات و الأرض، و کانت الملائکة تستدل بأنفسها و بالعرش و الماء علی الله عزوجل، ثم جعل عرشه علی الماء لیظهر بذلک قدرته للملائکة فیعلموا أنه علی کل شی ء قدیر، ثم رفع العرش بقدرته و نقله فجعله فوق السموات السبع و خلق السموات و الأرض فی ستة أیام، و هو مستول علی عرشه، و کان قادرا علی: یخلقها فی طرفة عین، و لکنه عزوجل خلقها فی ستة أیام لیظهر للملائکة ما یخلقه منها شیئا بعد شی ء و تستدل بحدوث ما یحدث علی الله تعالی ذکره مرة، و لم یخلق الله العرش لحاجة به الیه لأنه غنی عن العرش و عن جمیع ما خلق، لا یوصف بالکون علی العرش لأنه لیس بجسم، تعالی الله عن صفة خلقه علوا کبیرا. و أما قوله عزوجل: لیبلوکم أیکم أحسن عملا فانه عزوجل خلق خلقه لیبلوهم بتکلیف طاعته و عبادته لا علی سبیل الامتحان و التجربة لأنه لم یزل علیما بکل شی ء، فقال المأمون: فرجت عنی یا أبا الحسن فرج الله عنک.
2. ابا صلت می گوید: مأمون، از امام رضا (علیه السلام) درباره این سخن خداوند پرسید که: خداوند کسی است که آسمان ها
و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود تا شما را آزمایش کند که کدام یک از شما از نظر عمل بهتر است. آن حضرت فرمودند: خداوند قبل از آفرینش آسمانها و زمین، عرش و آب و فرشتگان را آفرید و فرشتگان به وسیله خود و عرش و آب به خداوند استدلال می کردند، سپس خداوند عرش خود را بر آب قرار داد تا قدرت خود را به فرشتگان آشکار سازد و آنها بدانند که خداوند بر هر چیزی توانا است. سپس عرش را با قدرت خود بلند کرد و جا به جا نمود و آن را بالای آسمان هفتم قرار داد و آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و خداوند بر عرش خود تسلط داشت و این قدرت را داشت که آنها را در یک چشم به هم زدن بیافریند و اما آنها را در شش روز آفرید تا آنچه را آفریده است به تدریج به فرشتگان آشکار سازد و آنچه ایجاد می شود پشت سرهم، بر خداوند، استدلال کنند و خداوند، عرش را نیافرید به این دلیل که به آن نیاز دارد. زیرا خداوند از عرش و از تمام آنچه آفریده است، بی نیاز می باشد. خداوند به نشستن بر عرش وصف نمی شود. زیرا او جسم نیست و بزرگتر از آن است که به صفت مخلوقات، وصف شود. اما اینکه خداوند فرموده است: تا شما را آزمایش کند که کدام از نظر عمل بهتر هستید که خداوند مخلوقات را آفرید تا آنها را بوسیله تکلیف بر اطاعت و بندگی خود، آزمایش کند نه این که آزمایش مانند امتحان و تجربه باشد زیرا خداوند همیشه نسبت به تمام چیزها آگاه بوده است. مأمون گفت: ای ابوالحسن! گره از مشکل من باز کردی، خداوند گره از مشکل تو باز کند.