فهرست کتاب


التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

شیخ صدوق مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

31. درباره معنای (به نام خداوند بخشنده مهربان)

1. حدثنا محمد بن ابراهیم بن اسحاق الطالقانی (رضی الله عنه)، قال: أخبرنا أحمد بن محمد بن سعید مولی بنی هاشم، عن علی بن الحسین علی بن فضال، عن أبیه، قال:
سألت الرضا علی بن موسی (علیهما السلام) عن (بسم الله)، قال: معنی قول القائل (بسم الله) أی أسم علی نفسی سمة من سمات الله عزوجل و هی العبادة قال: فقلت له: ما السمة؟ فقال: العلامة.
1. علی بن حسن فضال از پدرش نقل می کند که می گوید: از امام رضا (علیه السلام) درباره (به نام خدا، بسم الله) پرسیدم. آن حضرت فرمودند: بسم الله (به نام خدا) یعنی نشانه ای از نشانه های خداوند را بر خود می گذارم. عرض کردم: سمه (در بسم) به چه معناست؟ فرمودند: به معنای نشانه.
2. حدثنا أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، عن أحمد بن محمد، عن القاسم بن یحیی، عن جده الحسن بن راشد، عن عبدالله بن سنان، قال:
سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن (بسم الله الرحمن الرحیم)، فقال: الباء بهاء الله، و السین سناء الله و المیم مجد الله، و روی بعضهم: ملک الله، و الله اله کل شی ء، الرحمن بجمیع خلقه، و الرحیم بالمؤمنین خاصة.
2. عبدالله بن سنان می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره (به نام خداوند بخشنده مهربان) پرسیدم: آن حضرت فرمودند: (باء) یعنی ارزش الهی، سین یعنی برتری خداوند، (میم) یعنی بزرگی پروردگار (بعضی روایت کرده اند: (میم) یعنی پادشاهی خداوند) و (الله) پروردگار هر چیزی است. (الرحمن) یعنی او نسبت به تمام مخلوقات خود مهربان است و (رحیم) یعنی فقط نسبت به انسان های مؤمن مهربان است.
3. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله)، قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن العباس بن معروف، عن صفوان بن یحیی، عمن حدثه، عن أبی عبدالله (علیه السلام):
أنه سئل عن (بسم الله الرحمن الرحیم) فقال: الباء بهاء الله، و السین سناء الله، و المیم ملک الله، قال: قلت: الله؟ قال: الألف آلاء الله علی خلقه من النعیم بولایتنا، و اللام الزام الله خلقه و لا یتنا، قلت: الرحمن؟ قال: بجمیع العالم، قلت: الرحیم؟ قال: بالمؤمین خاصة.
3. از امام صادق (علیه السلام) درباره (به نام خداوند بخشنده مهربان) سؤال شد. آن حضرت فرمودند: (باء) یعنی ارزش الهی، (سین) یعنی برتری خداوند، (میم) یعنی پادشاهی پروردگار. عرض کردم: (الله) به چه معنا است؟ آن حضرت فرمودند: (الف) یعنی نعمت های خداوند بر مخلوقاتش مثل ولایت ما (اهل بیت) و (لام) یعنی ضروری دانستن ولایت ما (اهل بیت) توسط خداوند. عرض کردم: (هاء) (الله) به چه معنا است؟ فرمودند: یعنی مهربانی نسبت به تمام مخلوقات. عرض کردم: (رحیم) به چه معنا است؟ فرمودند: یعنی مهربانی خداوند فقط برای مؤمنان.
4. حدثنا أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، عن سلمة بن الخطاب عن القاسم بن یحیی، عن جده الحسن بن راشد، عن أبی الحسن موسی بن جعفر (علیهما السلام)، قال:
سألته عن معنی الله، قال: استولی علی ما دق و جل.
4. حسن بن راشد می گوید: از امام موسی کاظم (علیه السلام) درباره معنای (الله) پرسیدم. آن حضرت فرمودند: یعنی بر چیزهای کوچک و بزرگ تسلط دارد.
5. حدثنا محمد بن القاسم الجرجانی لمفسر (رحمهم الله) قال: حدثنا أبو یعقوب یوسف بن محمد بن زیاد؛ و أبو الحسن علی بن محمد بن سیار و کانا من الشیعة الا مامیة عن أبویهما عن الحسن بن علی بن محمد (علیهما السلام) فی قول الله عزوجل: بسم الله الرحمن الرحیم؟ فقال:
الله هو الذی یتأله الیه عند الحوائج و الشدائد کل مخلوق عند انقطاع الرجاء من کل من هو دونه، و تقطع الأسباب من جمیع ما سواه، یقول:
(بسم الله) أی أستعین علی اموری کلها بالله الذی لا تحق العبادة الاله، المغیث اذا استغیث، و المجیب اذا دعی، و هو ما قال رجل للصادق (علیه السلام): یا ابن رسول الله دلنی علی الله ما هو؟ فقد أکثر علی المجادلون و حیرونی، فقال له: یا عبدالله هل رکبت سفینة قط؟ قال: نعم، قال: فهل کسر بک حیث لا سفینة تنجیک و لا سباحة تغنیک؟ قال: نعم، قال: فهل تعلق قلبک هنالک أن شیئا من الأشیاء قادر علی أن یخلصک من ورطتک؟ فقال: نعم، قال الصادق (علیه السلام): فذلک الشی ء هو الله القادر علی الانجاء حیث لا منجی، و علی الاغاثة حیث لا مغیث، ثم قال الصادق (علیه السلام): و لربما ترک بعض شیعتنا فی افتتاح أمره بسم الله الرحمن الرحیم فیمتحنه الله بمکروه لینبهه علی شکر الله تبارک و تعالی و الثناء علیه و یمحق عنه و صمة تقصیره عند ترکه قول بسم الله الرحمن الرحیم.
قال: و قام رجل الی علی بن الحسین (علیهما السلام)، فقال: أخبرنی عن معنی بسم الله الرحمن الرحیم، فقال علی بن الحسین (علیهما السلام): حدثنی أبی، عن أخیه الحسن، عن أبیه أمیرالمؤمنین (علیه السلام) أن رجلا قام الیه: فقال: یا أمیرالمؤمنین أخبرنی عن بسم الله الرحمن الرحیم ما معناه؟ فقال: ان قولک: الله أعظم اسم من أسماء الله عزوجل و هو الاسم الذی لا ینبغی أن یسمی به غیر الله و لم یتسم به مخلوق، فقال الرجل فما تفسیر قوله: الله؟ قال: هو الذی یتأله الیه عند الحوائج و الشدائد کل مخلوق عند النقطاع الرجاء من جمیع من هو دونه، و تقطع الأسباب من کل من سواه و ذلک أن کل مترئس فی هذه الدنیا و متعظم فیها و ان عظم غناؤه و طغیانه و کثرت حوائج من دونه الیه فانهم سیحتاجون حوائج لا یقدر علیها هذا المتعاظم، و کذلک هذا المتعاظم یحتاج حوائج لا یقدر علیها، فینقطع الی الله عند ضرورته و فاقته حتی اذا کفی همه عاد الی شرکه، أما تسمع الله عزوجل یقول: (قل أرأیتکم ان أتاکم عذاب الله أو أتتکم الساعة أغیر الله تدعون ان کنتم صادقین بل ایاه تدعون فیکشف ما تدعون الیه ان شاء و تنسون ما تشرکون) فقال الله عزوجل لعباده: أیها الفقراء الی رحمتی انی قد ألزمتکم الحاجة الی فی کل حال، و ذلة العبودیة فی کل وقت، فالی فافزعوا فی کل أمر تأخذون فیه و ترجون تمامه و بلوغ غایته فانی ان أردت أن اعطیکم لم یقدر غیری علی منعکم و ان أردت أن أمنعکم لم یقدر غیر علی اعطائکم، فأنا أحق من سئل، و أولی من تضرع الیه، فقولوا عند افتتاح کل أمر صغیر أو عظیم: بسم الله الرحمن الرحیم أی أستعین علی هذا الأمر بالله الذی لا یحق العبادة لغیره، المغیث اذا استغیث، المجیب اذا دعی، الرحمن الذی یرحم ببسط الرزق علینا، الرحیم بنا فی أدیاننا و دنیانا و آخرتنا، خفف علینا الدین و جعله سهلا خفیفا، و هو یرحمنا بتمیزنا من أعدائه.
ثم قال: قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): من حزنه أمر تعاطاه فقال: (بسم الله الرحمن الرحیم) و هو مخلص لله یقبل بقلبه الیه لم ینفک من احدی اثنتین: اما بلوغ حاجته فی الدنیا و اما یعد له عند ربه و یدخر لدیه، و ما عند الله خیر و أبقی للمؤمنین.
5. از امام حسن عسکری (علیه السلام) درباره سخن خداوند پرسیده شده که فرموده است: به نام خداوند بخشنده مهربان. آن حضرت فرمودند: (الله) یعنی کسی که تمام بندگان به هنگام نیاز و سختی و تمام امیدها به غیر از او قطع شده و تمام ابزار به غیر او از بین رفته است، به او پناهنده می شوند. (بنده که) می گوید: (بسم الله) یعنی این که از خداوند برای تمام کارهایم کمک می خواهم، همان خدایی که ستایش فقط مخصوص او است. زمانی که کسی به هنگام دعا کمک بخواهد و اجابت نماید، او حمایت می کند و این معنای همان سخنی است که روزی شخصی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! به من بر خداوند راهنمایی کن که او چیست؟ زیرا انسان های مجادله گر بر من هجوم آوردند و سرگردان کردند. آن حضرت فرمودند: ای بنده خدا! آیا سوار بر کشتی شده ای؟ عرض کرد: بله. فرمودند: آیا این جریان به تو روی داده است که کشتی تو بشکند و دیگر کشتی ای نباشد که تو را نجات دهد و قدرت شنا هم نداشته باشی، و نتوانی نجات پیدا کنی؟ عرض کرد: بله. فرمودند: آیا در آن هنگام در درون خود چیزی را احساس نکردی که دل تو را محکم می ساخت و نجات می داد؟ عرض کرد: بله. آن حضرت فرمودند: او همان خدایی است که در جایی که نجات دهنده ای نباشد، او قدرت دارد و در ادامه فرمودند: بعضی از شیعیان (دوستداران) ما به هنگام شروع کاری، نام خداوند را به زبان نمی آورند و به همین دلیل خداوند آنها را به مشکلی دچار می کند تا نسبت به سپاس گزاری خداود تنبیه شوند و کوتاهی او به خاطر ترک شروع کار با نام خداوند را از بین ببرد. آن حضرت فرمودند: شخصی به نزد امام سجاد (علیه السلام) آمده و عرض کرد: به من درباره تفسیر به نام خداوند بخشنده مهربان خبر دهید؟ آن حضرت فرمودند: پدرم از برادرش و آن حضرت از امام علی (علیه السلام) نقل می کنند که مردی در مقابل آن حضرت ایستاده و عرض کرد: ای امیر مؤمنان! به من درباره معنای (به نام خداوند بخشنده مهربان) توضیحی بدهید؟ آن حضرت فرمودند: این که می گویی: (الله) بزرگ ترین اسم از اسمامی خداوند است و آن اسمی است که به غیر از خداوند سزاوار نیست که به کس دیگری نامیده شود و هیچ مخلوقی به آن نامیده نخواهد شد. آن مرد عرض کرد: پس تفسیر (الله) چیست؟ آن حضرت فرمودند: او کسی است که تمام بندگان به هنگام نیاز و سختی و تمام امیدها به غیر از او قطع شده و تمام ابزار به غیر از او از بین رفته است، و به او پناهنده می شوند، از آن جهت که هر رئیسی و بزرگی در دنیا اگر چه بی نیاز و گردن کش باشد، در نیازمندی هایی که قدرت انجام آن را ندارد به خداوند محتاج می باشند و همین طور این شخص بزرگ هم در برآوردن نیاز خود قدرت ندارد. پس به هنگام ضرورت و نیازمندی به سوی خداوند می آیند و زمانی که نیاز او برطرف شد، به شرک خود بر می گردد. مگر سخن خداوند را نشنیده ای که می فرماید: ای پیامبر! به مردم بگو: اگر عذاب خدا به شما برسد، یا زمان قیامت بیاید، اگر راست می گویید، غیر خدا را صدا بزنید بلکه تنها او را صدا می زنید و اگر بخواهید رنج و سختی را از شما دور می کند و شما آن چه را شریک او قرار داده اید، فراموش خواهید کرد.(116) و خداوند به بندگان خود فرموده است: ای کسانی که به رحمت من نیاز دارید! شما را به نیازمندی به من در هر حالتی و ذلت بندگی در هر زمانی ملزم ساخته ام؛ پس در هر کاری که می خواهید انجام دهید و امید انجام دادن آن را دارید، به سوی من بیایید، زیرا اگر بخواهم چیزی به شما بدهم کسی غیر از من نمی تواند آن را منع کند و اگر بخواهم از تو چیزی را منع کنم، کسی به جز من نمی تواند آن را به تو بدهد. پس من سزاوارتر هستم به این که مورد سؤال واقع شوم و لایق تر هستم به این که به سوی من گریه و زاری شود. پس به هنگام شروع هر کار کوچک و بزرگی بگویید: (به نام خداوند بخشنده مهربان) یعنی نسبت به این کار از خداوند کمک می خواهم،، همان خدایی که عبادت برای غیر او جایز نیست. او کمک دهنده است به هنگامی که به او پناه برده می شود و اجابت کننده است به هنگامی که صدا زده شود. (رحمن) کسی است که روزی بر ما می گستراند، (رحیم) کسی است که در دین، دنیا و آخرت به ما مهربانی می کند. خداوند، دین را بر ما آسان کرد و آن را ساده قرار داد و با فرق نهادن میان ما و دشمنان خود نسبت به ما مهربان است. سپس آن حضرت فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است: کسی که کاری او را ناراحت کند و بگوید: (به نام خداوند بخشنده مهربان) در حالی که با اخلاص نسبت به خداوند و رو به قبله آن را به زبان بیاورد، از یکی از این دو صورت خارج نیست: یا در دنیا به نیاز خود می رسد و یا این که نزد خداوند به حساب آمده و آن جا ذخیره می شود و آن چه نزد خداوند است برای مؤمنان بهتر و پایدارتر می باشد.

32. باب تفسیر حروف المعجم

32. درباره تفسیر حروف الفباء

1. حدثنا محمد بن بکران النقاش (رحمهم الله)، بالکوفة، قال: حدثنا أحمد بن محمد الهمدانی، قال: حدثنا علی بن الحسن بن علی بن فضال، عن أبیه عن أبی الحسن علی بن موسی الرضا (علیهما السلام) قال:
ان أول ما خلق الله عزوجل لیعرف به خلقه الکتابة حروف المعجم و ان الرجل اذا ضرب علی رأسه بعصا فزعم أنه لا یفصح ببعض الکلام فالحکم فیه أن یعرض علیه حروف المعجم، ثم یعطی الدیة بقدر مالم یفصح منها.
و لقد حدثنی أبی، عن أبیه، عن جده، عن أمیرالمؤمنین (علیهما السلام) فی ا ب ت ث أنه قال: الألف آلاء الله، و الباء بهجة الله (و الباقی و بدیع السماوات و الأرض.)
و التاء تمام الأمر بقائم آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و الثاء ثواب المؤمنین علی أعمالهم الصالحة.
(ج ح خ) فالجیم جمال الله و جلال الله، و الحاء حلم الله (حی حق حلیم) عن المذنبین، و الخاء خمول ذکر أهل المعاصی عندالله عزوجل.
(د ذ) فالدال دین الله (الذی ارتضاه لعباده،) و الذال من ذی الجلال و الاکرام.
(ر ز) فالراء من الرؤوف الرحیم، و الزای زلازل یوم القیامة.
(س ش) فالسین سناء الله (و سر مدیته،) و الشین شاء الله ما شاء و أراد ما أراد و ما تشاؤن الا أن یشاء الله.
(ص ض) فالصاد من صادق الوعد فی حمل الناس علی الصراط، و حبس الظالمین عند المرصاد، و الضاد ضل من خالف محمدا و آل محمد.
(ط ظ) فالطاء طوبی للمؤمنین و حسن مآب، و الظاء ظن المؤمنین بالله خیرا و ظن الکافرین به سوءا.
(ع غ) فالعین من العالم، و الغین من الغنی الذی لا یجوز علیه الحاجة علی الاطلاق.
(ف ق) فالفاء (فالق الحب و النوی، و) فوج من أفواج النار، و القاف قرآن علی الله جمعه و قرآنه.
(ک ل) فالکاف من الکافی، و اللام لغو الکافرین فی افترائهم علی الله الکذب.
(م ن) فالمیم ملک الله یوم الدین یوم لا مالک غیره و یقول الله عزوجل لمن الملک الیوم ثم تنطق أرواح أنبیائه و رسله و حججه فیقولون: لله الواحد القهار فیقول جل جلاله: (الیوم تجزی کل نفس بما کسبت لا ظلم الیوم ان الله سریع الحساب.) و النون نوال الله للمؤمنین، و نکاله للکافرین.
(و ه) فالواو ویل لمن عصی الله من عذاب یوم عظیم، و الهاء هان علی الله من عصاه.
(لا) فلام الف لا اله الا الله و هی کلمة الاخلاص، ما من عبد قالها مخلصا الا وجبت له الجنة.
(ی) یدلله فوق خلقه باسطة بالرزق، سبحانه و تعالی عما یشرکون.
ثمط قال (علیه السلام): ان الله تبارک و تعالی أنزل هذا القرآن بهذه الحروف التی یتداولها جمیع العرب ثم قال: (قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی أن یأتوا بمثل هذا القرآن لا یأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا.)
1. علی بن حسن فضال از پدرش نقل می کند که او از امام رضا (علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت فرمودند: اولین چیزی که خداوند آفرید تا بندگانش نوشتن را بیاموزند، حروف الفبا بود. اگر بر سر کسی عصایی بخور که نتواند بعضی از حروف الفباء را درست اداء کند، حکم و داوری در مورد او این است که حروف الفباء بر او عرضه شود تا بگوید و سپس آنها را به اندازه مقداری که نمی تواند حروف الفباء را اداء کند، می گیرند و امام رضا (علیه السلام) فرمودند: پدرم از پدرش و ایشان از جدشان و ایشان نیز از امیر مؤمنان درباره حروف الفباء نقل می کنند که آن حضرت فرمودند: (الف) یعنی نعمت خداوند، (باء) یعنی خشنودی او، (و پایداری و سازنده آسمان ها و زمین) (تاء) یعنی پایان کار به وسیله حضرت مهدی (علیه السلام)، (ثاء) یعنی ثواب دادن مؤمنان به خاطر کارهای شایسته ای که انجام داده اند. (جیم) یعنی زیبایی و بزرگی خداوند، (حاء) یعنی بردباری خدا (زنده بودن، بر حق بودن و بردباری) نسبت به گنهکاران. (خاء) یعنی ذلت گنهکاری نزد خداوند. (دال) یعنی دین خدایی که نسبت به بندگانش راضی شده است. (ذال) یعنی خداوند صاحب بزرگی و احترام است. (راء) یعنی مهربانی و بخشندگی، (زاء) یعنی زلزله های روز قیامت، (سین) یعنی پرستش و ابدیت خداوند، (شین) یعنی هر چه خدا بخواهد و اراده کند. چیزی نمی خواهند، مگر این که خدا بخواهد. (صاد) یعنی در وعده دادن نسبت به گذشتن مردم از پل صراط، صادق است، (ضاد) یعنی کسی که به محمد و اهل بیت او مخالفت کند، گمراه است، (طاء) یعنی خوش به حال مؤمنان و پایان خوبی که دارند، (ظاء) انسان های مؤمن به خداوند گمان خوب و انسان های بد، گمان بد دارند، (عین) یعنی دانشمند، (غین) یعنی هیچ زمانی بر خلاف نیاز مسلط نمی شود. (فاء) یعنی (شکافنده دانه و هسته) حرارتی از حرارت های آتش (جهنم)، (قاف) یعنی قرآنی که جمع آوری و خواندن آن بر عهده خداوند است، (کاف) یعنی کافی بودن، (لام) یعنی انسان های کافر بر خداوند به دروغ تهمت زدند، (میم) یعنی پادشاهی خداوند در روزی که جزء او مالکی وجود ندارد و خداوند می گوید: امروز پادشاهی برای چه کسی است؟ سپس روح پیامبران و حجت های الهی به سخن در آمده و می گویند: امروز (روز قیامت) به خداوند یگانه و قدرتمند تعلق دارد. و خداوند می گوید: امروز هر شخصی نسبت به آن چه انجام داده است، پاداش می گیرد و هیچ ستمی به کسی نمی شود و خداوند به سرعت به حساب (افراد) رسیدگی می کند.(117)
(نون) یعنی بخشش خداوند بر مؤمنین و ندادن نعمت بر کافران، (واو) یعنی وای بر کسی که به خاطر نافرمانی خداوند در روز قیامت عذاب می شود، (هاء) یعنی هر کس در مقابل خداوند اخلاص داشته باشد، بهشت بر او واجب می شود، (یاء) یعنی دست خداوند بالای (سر) مخلوقاتش است که برای روزی دادن باز شده است و خداوند از آن چه نسبت به شرک می ورزند، برتر است.
سپس فرمودند: خداوند این قرآن را با همین حروف الفباء که میان عرب رایج بود، نازل کرد. سپس فرمود: ای پیامبر! بگو: اگر انسان و جن جمع شوند تا چیزی مثل قرآن را بیاموزند، نمی توانند مانند آن را بیاورند، اگر چه بعضی به کمک بعضی دیگر بیایند.(118)
2. حدثنا أحمد بن محمد بن عبد الرحمن المقری ء الحاکم، قال: حدثنا أبو عمرو، محمد بن جعفر المقری ء الجرجانی، قال: حدثنا أبوبکر محمد بن الحسن الموصلی ببغداد، قال: حدثنا محمد بن عاصم الطریفی، قال: حدثنا أبو زید عیاش ابن یزید بن الحسن بن علی الکحال مولی زیدبن علی، قال: أخبرنی أبی یزید ابن الحسن قال: حدثنی موسی بن جعفر، عن أبیه جعفر بن محمد، عن أبیه محمد ابن علی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علی بن أبی طالب (علیه السلام) قال:
جاء یهودی الی النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و عنده أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) فقال له: ما الفائدة فی حروف الهجاء فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لعلی (علیه السلام): أجبه، و قال: اللهم و فقه و سدده، فقال علی بن أبی طالب (علیه السلام): ما من حرف الا و هو اسم من أسماء الله عزوجل، ثم قال: أما الألف فالله لا اله الا هو الحی القیوم، و أما الباء فالباقی بعد فناء خلقه، و أما التاء فالتواب یقبل التوبة عن عباده، و أما الثاء فالثابت الکائن (یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیاء الدنیا و فی الاخرة و یضل الله الظالمین و یفعل الله ما یشاء) و أما الجیم فجل ثناؤه و تقدست أسماؤه، و أما الحاء فحق، حی، حلیم، و أما الخاء فخبیر بما یعمل العباده، و أم الدال فدیان یوم الدین، و أما الذال فذو الجلال و الاکرام، و أما الراء فرؤوف بعباده، و أما الزای فزین المعبودین، و أما السین فالسمیع البصیر، و أما الشین فالشاکر لعباده المؤمنین، و أما الصاد فصادق فی وعده و وعیده، و أما الضاد فالضار النافع، و أما الطاء فالطاهر المطهر، و أما الظاء فالظاهر المظهر لایاته، و أما العین فعالم بعباده، و أما الغین فغیاث المستغیثین من جمیع خلقه، و أما الفاء ففالق الحب و النوی، و أما القاف فقادر علی جمیع خلقه، و أما الکاف فالکافی الذی لم یکن له کفوا أحد و لم یلد و لم یولد و أما اللام فلطیف بعباده، و أم المیم فمالک الملک، و أما النون فنور السماوات من نور عرشه، و أما الواو فواحد أحد صمد لم یلد و لم یولد، و أما الهاء فهاد لخلقه، و ما اللام ألف فلا اله الا وحده لا شریک له و أما الیاء فید الله باسطة علی خلقه، فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): هذا هو القول الذی رضی الله عزوجل لنفسه من جمیع خلقه، فأسلم الیهودی.
2. امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمودند: مردی یهودی به نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد (در حالی که حضرت علی (علیه السلام) نیز همراه ایشان بودند.) به پیامبر عرض کرد: فایده حروف الفباء چیست؟ آن حضرت به علی (علیه السلام) فرمودند: جواب او را بده. (و فرمود: خدایا! علی را موفق گردان و استوارش کن.) حضرت علی فرمودند: هیچ حرفی (از حروف الفباء نیست.) مگر این که نامی از نام های خداوند است.
سپس فرمودند: (الف) یعنی خداوندی جز خدای یگانه ای زنده و استوار است، وجود ندارد، و (باء) یعنی پایداری بعد از نابودی مخلوقات، (تاء) یعنی خداوند نسبت به گناه بندگانش توبه پذیر است، (ثاء) یعنی ثابت و دارای وجود، خداوند کسانی را که ایمان آورده اند، در دنیا به سخن ثابت نگه می دارد.(119) (جیم) یعنی نام های خداوند، بزرگ است، (حاء) یعنی (خداوند) بر حق، زنده و بردبار است، (خاء) یعنی خداوند به آن چه بندگانش انجام می دهند، آگاه است. (دال) یعنی خداوند در روز قیامت پاداش می دهد، (ذال) یعنی خداوند صاحب بزرگی و احترام می باشد، (راء) یعنی خداوند نسبت به بندگانش مهربان است، (زاء) یعنی زینت عبادت کنندگان، (سین) یعنی شنوا و بینا، (شین) شاکر بودن نسبت به بندگان (شکرپذیر)، (صاد) یعنی در مژده و تهدید راستگو بودن، (ضاد) یعنی ضرر رساننده و سود دهنده، (طاء) یعنی پاک و پاک کننده (ظاء) عین آشکار و آشکار کننده نشانه های خود، (عین) یعنی نسبت به بندگان آگاه بودن، (غین) یعنی به فریاد تمام مخلوقاتش می رسد، (فاء) یعنی شکافنده دانه و هسته، (قاف) یعنی نسبت به تمام مخلوقاتش قدرتمند است، (کاف) یعنی کافی بودن کسی که هیچ همتایی ندارد، نه متولد می کند و نه متولد شده است، (لام) لطیف بودن نسبت به بندگان، (میم) یعنی پادشاه تمام سرزمین ها، (نون) یعنی نور آسمان ها از نور عرش الهی است، (واو) یعنی (خداوند) یگانه، بی نیاز، نه متولد کرده و نه متولد می شود، (هاء) یعنی نسبت به مخلوقاتش، هدایت کننده است، (الف و لام) که (الف) یعنی هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست که شریکی ندارد، (یاء) یعنی دست خداوند بر (سر) بندگانش گسترده شده است و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: این همان سخنی است که خداوند نسبت به خودش از تمام مخلوقاتش راضی شده است. پس آن مرد یهودی، اسلام آورد.