فهرست کتاب


التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

شیخ صدوق مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

14. درباره ی تفسیر فرموده ی خداوند که می فرماید: روزی که از ساق (راز) آشکار می شود و به سوی سجده، دعوت می شوند.

1. حدثنا علی بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق (رحمهم الله) قال: حدثنا محمد ابن أبی عبدالله الکوفی، قال: حدثنا محمد بن اسماعیل البرمکی، قال: حدثنا الحسین بن الحسن، عن بکر، عن الحسین بن سعید، عن أبی الحسن (علیه السلام) فی قوله عزوجل: (یوم یکشف عن ساق) قال:
حجاب من نور یکشف، فیقع المؤمنون سجدا، و تدمج أصلاب المنافقین فلا یستطیعون السجود.
1. حسین بن سعید از ابوالحسن (امام رضا (علیه السلام)) نقل می کند که آن حضرت در مورد فرموده ی خداوند که فرمود: روزی که از ساق (راز) آشکار می شود فرمودند: پرده و حجابی از نور آشکار می شود و مؤمنان به سجده می روند و پشت منافقان فرو می رود و (دیگر) نمی توانند سجده کنند.
2. أبی (رحمهم الله)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، عن ابراهیم بن هاشم، عن ابن فضال، عن أبی جمیلة، عن محمد بن علی الحلبی، عن أبی عبدالله (علیه السلام) فی قوله عزوجل: یوم یکشف عن ساق قال:
تبارک الجبار، ثم أشار الی ساقه فکشف عنها الازار، قال: و یدعون الی السجود فلا یستطیعون، قال: افحم القوم و دخلتهم الهیبة، و شخصت الأبصار، و بلغت القلوب الحنابر، خاشعة أبصار هم ترهقهم ذلة و قد کانوا یدعون الی السجود و هم سالمون.
قال محمد بن علی مؤلف هذا الکتاب: قوله (علیه السلام): تبارک الجبار و أشار الی ساقه فکشف عنها الازار، یعنی به: تبارک الجبار أن یوصف بالساق الذی هذا صفته.
2. محمد بن علی حلبی از امام صادق (علیه السلام): نقل می کند که آن حضرت، درباره ی فرموده ی خداوند که می فرماید: روزی که از ساق، (راز) آشکار می شود. آن حضرت فرمودند: خداوند جبار، مبارک است (دارای رحمت و برکت می باشد) سپس آن حضرت به صاق (مبارک) خود اشاره کردند و گوشه ی شلوار را کنار زدند و فرمودند: (منافقان)، به سجده دعوت می شوند، (اما) قدرت (انجام آن را) ندارند و فرمودند: آنها، ساکت و درمانده می شوند و ترس بر آنها وارد می گردد و چشم ها، از (حدقه) بیرون می آید و قلبهایشان به حلق می رسد. چشم هایشان داخل رفته و از خواری فریاد می کشند و در حالی که تسلیم شده اند و به سجده دعوت می شوند.
(نویسنده ی کتاب محمد بن علی شیخ صدوق قدس سره می گوید: این که امام صادق (علیه السلام) فرمودند: خداوند، مبارک است و به ساق پای خود اشاره کردند و گوشه ی شلوار را کنار زدند، یعنی خداوند جبار مبارک و منزه از این است که به ساقی که چنین صفتی دارد، توصیف شود.)
3. حدثنا محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید (رحمهم الله) قال: حدثنا محمد بن الحسن الصفار، عن أحمد بن محمد بن عیسی، عن أحمد بن محمد بن أبی نصر، عن الحسین بن موسی، عن عبید بن زرارة، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال:
سألته عن قول الله عزوجل: یوم یکشف عن ساق قال: کشف ازاره عن ساقه، و یده الاخری علی رأسه فقال: سبحان ربی الأعلی.
قال مؤلف هذا الکتاب: معنی قوله: سبحان ربی الأعلی تنزیه لله عزوجل أن یکون له ساق.
3. عبیدبن زراره می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره ی سخن خداوند پرسیدم که می فرماید: روزی که از ساق، (راز) آشکار می شود (در این لحظه) آن حضرت شلوار را از ساق کنار زدند، و دست دیگر را بر سر گذاشتند و فرمودند: پاک است خداوند من که برتر است.
(نویسنده ی این کتاب، شیخ صدوق قدس سره می گوید: معنای سخن صادق (علیه السلام) که فرمود: (پاک است خداوند من که برتر است) یعنی این که خداوند منزه است از این که ساق داشته باشد.)

15. باب تفسیر قول الله عزوجل: الله نور السماوات و الأرض الی آخر الایة

15. درباره ی تفسیر فرموده ی خداوند که فرمود: (خداوند، نور آسمان ها و زمین است...).

1. حدثنا أبی (رضی الله عنه)، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، عن یعقوب بن یزید، عن العباس بن هلال، قال:
سألت الرضا (علیه السلام) عن قول الله عزوجل: (الله نور السماوات و الأرض) فقال: هاد لأهل السماء و هاد لأهل الأرض.
و فی روایة البرقی: هدی من فی السماوات و هدی من فی الأرض.
قال مصنف هذا الکتاب: ان المشبهة تفسر هذه الایة علی أنه ضیاء السماوات و الأرض، و لو کان کذلک لما جاز أن توجد الأرض مظلمة فی وقت من الأوقات لا باللیل و لا بالنهار لأن الله هو نورها و ضیاؤها علی تأویلهم و هو موجود غیر معدوم، فوجودنا الأرض مظلمة باللیل و وجودنا داخلها أیضا مظلما بالنهار یدل علی أن تأویل قوله: (الله نور السماوات و الأرض) هو ما قاله الرضا (علیه السلام) دون تأویل المشبهة، فانه عزوجل هاد لأهل المساوات و الأرض، المبین لأهل السماوات و الأرض امور دینهم و مصالحهم، فلما کان بالله و بهداه یهتدی أهل السماوات و الأرض الی صلاحهم و امور دینهم کما یهتدون بالنور الذی خلق الله لهم ء السماوات و الأرض الی صلاح دنیاهم قال: أنه نور السماوات و الأرض علی هذا المعنی، و أجری علی نفسه هذا الاسم توسعا و مجازا، لأن العقول دالة علی أن الله عزوجل لا یجوز: یکون نورا و لا ضیاء و لا من جنس الأنوار و الضیاء، لأنه خالق الأنوار و خالق جمیع أجناس الأشیاء، و قد دل علی ذلک أیضا قوله: مثل نوره و انما اراد به صفة نوره، و هذا النور هو غیره، لأنه شبهه بالمصباح و ضوئه الذی ذکره و وصفه فی هذه الایة، و لا یجوز أن یشبه نفسه بالمصباح، لأن الله لا شبه له و لا نظیر، فصح أن نوره الذی شبهه بالمصباح انما هو دلالته أهل السماوات و الأرض علی مصالح دینهم و علی توحید ربهم و حکمته وعدله، ثم بین وضوح دلالته هذه و سماها نورا من حیث یهتدی بها عباده الی دینهم و صلاحهم، فقال: مثله کمثل کوة و هی المشکوة فیها المصباح و المصباح هو السراج فی زجاجة صافیة شبیهة بالکوکب الدری فی صفائه، و الکوکب الدری هو الکوکب المشبه بالدر فی لونه، و هذا المصباح الذی فی هذه الزجاجة الصافیة یتوقد من زیت زیتونة مبارکة، و أراد به زیتون الشام لأنه یقال: انه بورک فیه لأهله و عنی عزوجل بقوله: لا شرقیة و لا غربیة أن هذه الزیتونة لیست بشرقیة فلا تسقط الشمس علیها فی وقت الغروب، و لا غربیة فلا تسقط الشمس علیها فی وقت الطلوع، بل هی فی أعلی شجرها و الشمس تسقط علیها فی طول نهارها فهو أجود لها و أضوء لزیتها، ثم أکد وصفه لصفاء زیتها فقال: یکاد زیتها یضی ء ولو لم تمسسه نار لما فیها من الصفاء فبین أن دلالات الله التی بها دل عباده فی المساوات و الأرض علی مصالحهم و علی امور دینهم هی فی الوضوح و البیان بمنزلة هذا المصباح الذی فی هذه الزجاجة الصافیة و یتوقد بها الزیت الصافی الذی وصفه، فیجتمع فیه ضوء النار مع ضوء الزجاجة وضوء الزیت و هو معنی قوله: نور علی نور و عنی بقوله عزوجل: یهدی الله لنوره من یشاء یعنی من عباده و هم المکلفون لیعرفوا بذلک و یهتدوا به ویستدلوا به علی توحید ربهم و سائر امور دینهم، و قد دل الله عزوجل بهذه الایة و بما ذکره من وضوح دلالاته و آیاته التی دل بها عباده علی دینهم أن أحدا منهم لم یؤت فیما صار الیه من الجهل و من تضییع الدین لشبهة و لبس دخلا علیه فی ذلک من قبل الله عزوجل، اذ کان الله عزوجل قد بین لهم دلالاته و آیاته علی سبیل ما وصف، و انهم انما اتوا فی ذلک من قبل أنفسهم بترکهم النظر فی دلالات الله و استدلال بها علی الله عزوجل و علی صلاحهم فی دینهم، و بین أنه بکل شی ء من مصالح عباده و من غیر ذلک علیم.
1. عباس بن هلال می گوید: از امام رضا (علیه السلام) درباره ی فرموده ی خداوند پرسیدم که می فرماید: خداوند، نور آسمان ها و زمین است. حضرت فرمودند: منظور این است که خداوند هدایت کننده ی اهل آسمان و اهل زمین است. و در روایت برقی آمده است: منظور این است که خداوند، آن چه در آسمان و زمین است را هدایت می کند.
شیخ صدوق قدس سره می گوید: کسانی که خداوند را شبیه چیزی می دانند، این آیه را این گونه تفسیر کرده اند که خداوند روشنایی آسمان ها و زمین است و اگر خداوند، این گونه باشد باید هیچ وقت در زمین نه در شب و نه در روز، تاریکی نباشد، زیرا به نظر این گروه، خداوند نور و روشنایی آسمان و زمین است، در حالی که خداوند موجود می باشد. پس این که زمین را در روز تاریک می بینیم، بر همان تفسیر امام رضا (علیه السلام) از آیه (خداوند، نور آسمان ها و زمین است) دلالت می کند نه آن تفسیری که شباهت دهندگان خداوند به چیزی می گویند. پس خداوند، هدایت کننده اهل آسمان و زمین است و روشن کننده اهل آسمان ها و زمین نسبت به امور دینی و مصالحشان می باشد. و زمانی که اهل آسمان ها و زمین، به وسیله خداوند و هدایت او، به مصالح و امور دینی خود هدایت می شوند، همان طوری که به وسیله نوری که خداوند برای آنها در آسمان و زمین قرار داده است، به مصلحت هدایت می شوند، و این که خداوند می فرماید: خداوند، نور آسمان ها و زمین است به همین معناست و او به صورت عام و مجاز این نام را برای خود جاری نموده است، زیرا اندیشه ها بر این مطلب دلالت می کنند که جایز نیست خداوند روشنایی یا جنس آن باشد؛ زیرا او خودش آفریننده نور و تمام جنس چیزها است، و سخن خداوند که فرموده است: مانند نور او بر همین معنا دلالت دارد و از آن، خصوصیت نور خود را اراده کرده است و این نور، غیر از خدا می باشد؛ زیرا او خودش را به چراغ تشبیه کرده است، در حالی که برای خداوند شبیه و مانندی وجود ندارد. پس صحیح است نور خود را که به چراغ تشبیه کرده است، به خاطر راهنمایی او برای اهالی آسمان ها و زمین بر اساس مصلحت دین و بر پایه یگانیگی خداوند، دانش و عدالت او باشد. سپس روشنایی راهنمایی خود را بیان کرده و به خاطر این که بندگان خود را به دین و مصلحت هایشان هدایت نموده، آن را نور نامیده و فرموده است: حکایت او مثل جا چراغی است که روشنایی می باشد، به طوری که در آن مصباح است و مصباح همان چراغ در شیشه ای شفاف می باشد که در شفافیت مانند ستاره درخشان است و ستاره درخشان همان ستاره ای است که در رنگ خود به مروارید شبیه است و این چراغی که در این شیشه شفاف است، از روغن زیتون مبارکی شعله ور می شود و منظور از زیتون، زیتون (منطقه) شام می باشد، از آن جهت که گفته می شود: چنین زیتونی برای ساکنان منطقه شام، برکت داده شده است و از سخن خداوند که فرموده است: نه شرقی و نه غربی اراده شده است که این زیتون در قسمت شرق نیست یعنی در هنگام غرب، آفتاب به او نمی خورد و غربی هم نیست یعنی آفتاب در وقت طلوع به او نمی تابد، بلکه در بالاترین قسمت درخت است که در تمام روز، خورشید بر او می تابد و بهترین و شفاف ترین زیتون از لحاظ روغن می باشد. پس فرموده است: نزدیک است که روغن او روشنایی بدهد، با این که آتشی به او نرسیده است و این به خاطر درخشندگی آن می باشد. پس روشن شد که راهنماییهای خداوند به بندگانش به وسیله آنها در مورد آسمانها و زمین بر مصلحت ها و کارهای دینی آنها به لحاظ هدایتشان بوده است و در روشنایی مانند چراغی است که در این شیشه شفاف است به طوری که روغن زلالی که توصیف شد در آن شعله ور می شود و روشنایی آتش به همراه روشنایی شیشه و روشنایی روغن یک جا جمع شده است و سخن خداوند که فرموده است: خداوند هر کس را بخواهد به وسیله نور خود هدایت می کند. یعنی هر کدام از بندگانش که باشد و آنها وظیفه دارند بوسیله نور خداوند شناخت پیدا کرده و هدایت می کند. یعنی هر کدام از بندگانش که باشد و آنها وظیفه دارند بوسیله نور خداوند شناخت پیدا کرده و هدایت شده و بر یگانگی خداوند و دیگر امور دینی راهنمایی شوند. خداوند با این آیه و دیگر آیاتی که در مورد روشنایی راهنمایی و نشانه های خود بیان کرد که بوسیله همگی آنها بندگانش را بر دین هایشان راهنمایی نمود، روشن ساخت که اگر یک نفر از بندگان به خاطر نادانی، عمل به وظیفه نکرد و آن چه را که خداوند بندگانش را بوسیله آنها به دین هایشان راهنمایی ساخت، نابود کرد و این نابودی از شبهه و اشتباهی به وجود آمده باشد، معلوم می گردد که آنها از طرف خداوند نمی باشد، زیرا خداوند راهنماییها و نشانه های خود را بر اساس توصیفاتی که بیان شد، توضیح داده است در حالی که چنین بندگانی به خاطر خودشان از نشانه های خود را بر اساس توصیفاتی که بیان شد، توضیح داده است در حالی که چنین بندگانی به خاطر خودشان از نشانه های خداوند راهنمایی نشدن به سوی او و بر اساس مصلحت های دینیشان، به چنین چیزهایی گرفتار شده اند، در حالی که او به تمام مصلحت بندگان خود و چیزهای دیگر آگاه است.
2. و قد روی عن الصادق (علیه السلام) أنه سئل عن قول الله عزوجل: (الله نور السماوات و الأرض مثل نوره کمشکاة فیها مصباح) فقال:
هو مثل ضربه الله لنا، فالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و الأئمة صلوات الله علیهم أجمعین من دلالات الله و آیاته التی یهتدی بها الی التوحید و مصالح الدین و شرائع الاسلام و الفرائض و السنن، و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
2. از امام صادق (علیه السلام) که از ایشان درباره سخن خداود سؤال شد که می فرماید: خداوند نور آسمانها و زمین است به طوری که حکایت نور او مانند جا چراغی است که در آن چراغ باشد. آن حضرت فرمودند: این مثالی است که خداوند برای ما زده است، پس پیامبر و امامان (درود خدا بر تمام آنها باد) از راهنمایان و نشانه های خداوند هستند که بوسیله آنها به سوی یگانگی، مصلحت های دینی، احکام اسلام، واجبات و سنت ها هدایت می شوند. و هیچ نیرویی جز به وسیله خداوند والا تبار بزرگ نیست. 3. و تصدیق ذلک ما حدثنا به ابراهیم بن هارون الهیتی بمدینة السلام، قال: حدثنا محمد بن أحمد بن أبی الثلج، قال، حدثنا الحسین بن أیوب، عن محمد بن غالب عن علی بن الحسین، عن الحسن بن أیوب، عن الحسین بن سلیمان، عن محمد بن مروان الذهلی عن الفضیل بن یسار، قال:
قلت لأبی عبدالله الصادق (علیه السلام): الله نور السماوات و الأرض؟ قال: کذلک الله عزوجل، قال: قلت: مثل نوره؟ قال: قال: محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) قلت: کمشکاة؟ قال: صدر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) قال: قلت: فیها مصباح؟ قال: فیه نور العمل یعنی النبوة، قلت: المصباح فی زجاجة؟ قال: علم رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) صدر الی قلب علی (علیه السلام) قلت: کأنها؟ قال: لأی شی ء تقرأ کأنها، فقلت: فکیف جعلت فداک؟ قال: کأنه کوکب دری قلت: یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لا شرقیة و لا غربیة؟ قال: ذلک أمیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (علیه السلام) لا یهودی و لا نصرانی، قلت: یکاد زیتها یضی ء و لو لم تمسسه نار؟ قال: یکاد العلم یخرج من فم العالم من آله محمد من قبل أن ینطق به، قلت: نور علی نور؟ قال: الامام فی اثر الامام (علیه السلام).
3. فضیل بن یسار می گوید: ت به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: (آیا) خداوند، نور آسمان ها و زمین است. آن حضرت فرمودند: بله، خداوند این چنین است. عرض کردم: حکایت نور است (یعنی چه؟) فرمودند: (منظور) حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
عرض کردم: مثل جا چراغی است. (یعنی چه؟) فرمودند: (منظور) سینه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
عرض کردم: در جا چراغی، چراغ است (به چه معنا است) فرمودند: (منظور) نور دانش یعنی نبوت است. عرض کردم: چراغ در شیشه شفاف است (یعنی چه؟) فرمودند: دانش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) (رسول خدا) به قلب حضرت علی (علیه السلام) راه یافت. عرض کردم: مثل این که آن (به چه معنا است؟) فرمودند: برای چه می خوانی مثل این که - کأنها عرض کردم: فدای شما شوم! پس چگونه بخوانم؟ فرمودند: مثل این که او ستاره درخشانی است. عرض کردم: (منظور از این که) از درخت مبارک زیتون که نه شرقی و نه غربی است، آتش شعله ور می شود. (چیست؟) فرمودند: (منظور از) آن (درخت) امیر مؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) است که یهودی و مسیحی نمی باشد. عرض کردم: نزدیک است که روغن آن زیتون، نورانی شود اگر چه آتش به او نرسیده باشد. (یعنی چه؟) فرمودند: نزدیک است که دانش از دهان دانشمندی از خاندان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از این که سخن بگوید، خارج شود. (به چه معنا است؟) فرمودند: (منظور) امام به دنبال امام است. (یعنی دوازده امام یکی پس از دیگر می آیند.)
4. حدثنا ابراهیم بن هارون الهیتی، قال: حدثنا محمد بن أحمد بن أبی الثلج، قال: حدثنا جعفر بن محمد بن الحسین الزهری، قال: حدثنا أحمد بن صبیح قال: حدثنا ظریف بن ناصح، عن عیسی بن راشد، عن محمد بن علی بن الحسین (علیهما السلام) فی قوله عزوجل: کمشکاة فیها مصباح، قال:
المشکوة نور العلم فی صدر النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) المصباح فی زجاجة الزجاجة صدر علی (علیه السلام) صار علم النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) الی صدر علی (علیه السلام) الزجاجة کأنها کوکب دری یوقد من شجرة مبارکة قال: نور، لا شرقیة و لا غربیة قال: لا یهودیة و لا نصرانیة یکاد زیتها یضی ء و لو لم تمسسه نار قال: یکاد العالم من آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) یتکلم بالعلم قبل أن یسأل، نور علی نور یعنی: اماما مؤیدا بنور العلم و الحکمة فی اثر امام من آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و ذلک من لدن آدم الی أن تقوم الساعة.
فهؤلاء الأوصیاء الذین جعلهم الله عزوجل خلفاءه فی أرضه و حججه علی خلقه لا تخلوا الأرض فی کل عصر من واحد منهم (علیهما السلام) یدل علی صحة ذلک قول أبی طالب فی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم):
أنت الأمین محمد قرم أغر مسود - لمسودین أطائب کرموا و طاب المولد
أنت السعید من السعود تکنفتک الأسعد - من لدن آدم لم یزل فینا وصی مرشد
فلقد عرفتک صادقا بالقول لا تتفند - مازلت تنطق بالصواب و أنت طفل أمرد
یقول: مازلت تتکلم بالعلم قبل أن یوحی الیک و أنت طفل کما قال ابراهیم (علیه السلام) و هو صغیر لقومه: (انی بری ء مما تشرکون) و کما تکلم عیسی (علیه السلام) فی المهد فقال: (انی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا و جعلنی مبارکا أین ما کنت و أوصانی بالصلاة و الزکاة مادمت حیا.)
و لأبی طالب فی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) مثل ذلک فی قصیدته اللامیة حین یقول:
و ما مثله فی الناس سید معشر - اذا قایسوه عند وقت التحاصل
فأیده رب العباد بنوره - و أضهر دینا حقه غیر زائل
و یقول فیها:
و أبیض یستسقی الغمام بوجهه - ربیع الیتامی عصمة للأرامل
تطیف به الهلاک من آل هاشم - فهم عنده فی نعمة و فواضل
و میزان صدق لا یخیس شعیرة - و میزان عدل وزنه غیر عائل
4. عیسی بن راشد از امام محمد باقر (علیه السلام) دباره سخن خداوند که فرموده است: مثل جا چراغی که در آن چراغ است فرمودند: جا چراغی، نور دانش در سینه حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ شیشه شفاف مثل این است که ستاره درخشانی می باشد که از آن درخت مبارک، روشن می شود. (آن حضرت در قسمتی از این روایت فرمودند:) آن درخت، نه شرقی و نه غربی است و فرمودند: نه یهودی و نه مسیحی می باشد نزدیک است که روغن آن نور دهد، اگر چه به آتش نرسیده باشد. و فرمودند: نزدیک است که دانشمندی از خاندان حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از آن که سؤال شود، سخن بگوید. نوری بر روی نور یعنی امامی که با نور دانش و حکمت یکی پس از دیگری تأیید می شود که از زمان حضرت آدم (علیه السلام) تا روز قیامت ادامه دارد.
پس امامان همان جانشینانی هستند که خداوند آنها را خلیفه های خود در زمین و نشانه های خود بر مخلوقاتش قرار داده است،
به طوری که زمین در هر زمانی از وجود امامی از میان امامان خالی نمی باشد و این بر درستی سخن ابوطالب در مورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دلالت می کند که گفته است: تو محمد مورد اطمینان هستی که استوار، سردمدار و سرور برای سروران می باشی که آن سروران خودشان دارای کرامت و حلال زاده هستند. تو خوشبختی از میان خوشبخت ها می باشی که افراد داشته اند. به طور یقین من، تو را در سخن راستگو می دانم که همیشه در سخن گفتن راست گفته ای در حالی که کودکی خردسال بودی.
(آن حضرت در ادامه) می فرماید: قبل از آن که به شما وحی شود، بر اساس دانش سخن می گفتی، در حالی که خردسال بودی، همان طور که حضرت ابراهیم (علیه السلام) در زمان کودکی به قوم خود فرمود: من از آن چه شما شرک می ورزید، بیزار هستم.(26) و همان طور که حضرت عیسی (علیه السلام) در گهواره سخن گفت و فرمود: من بنده خدا هستم که کتاب (انجیل) را به من داده و مرا پیامبر و هر جا هستم مبارک قرار داد.(27)
و ابوطالب در مورد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مثل همین موضوع را در قصیده لامیه آورده است که می گوید: مانند او (حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)) سرور انسان و جنیان نیست، در آن هنگامی که زمان جمع شدن همه، با او مقایسه شوند. پس خدای بندگان، او را با نور خود حمایت کرده و دین بر حق خود و پایان ناپذیر را آشکار ساخت و در همان قصیده لامیه می گوید: او، سفید رویی است که به خاطر آبرویی (که نزد خدا دارد) از ابرها، باران خواسته می شود و بهار یتیمان و پناه بیوه زنان است. افراد نا امید از خاندان هاشم به دور او جمع شوند و آنها نزد آن حضرت در نعمت و امکانات به سر می برند و ایشان ترازوی راستی است که به اندازه وزن جو (هم) کم نمی کند و ترازوی عدالتی است که در وزنش انحرافی وجود ندارد.
5. حدثنا علی بن عبدالله الوراق، قال: حدثنا سعد بن عبدالله، قال: حدثنا محمد بن الحسین بن أبی الخطاب، عن محمد بن أسلم الجبلی، عن الخطاب بن عمر و مصعب بن عبدالله الکوفیین، عن جابر بن یزید، عن أبی جعفر (علیه السلام) فی قول الله عزوجل: (الله نور السماوات والأرض مثل نوره کمشکاة)
فالمشکوة صدر نبی الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فیه المصابح، و المصابح هو العلم فی الزجاجة و الزجاجة أمیرالمؤمنین (علیه السلام) و علم النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) عنده.
5. جابر بن یزید از امام محمد باقر (علیه السلام) درباره سخن خداوند که فرموده است: خداوند نور آسمان ها و زمین است (به طوری که) حکایت نور او مانند جا چراغی است نقل می کند که آن حضرت فرمودند: (منظور از) جا چراغی سینه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) است که در آن چراغی می باشد و چراغ، همان دانش در شیشه می باشد و شیشه، امیر مؤمنان (علیه السلام) است و دانش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد آن حضرت می باشد.