فهرست کتاب


التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

شیخ صدوق مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

5. باب معنی التوحید و العدل

5. معنای یگانگی و عدالت خداوند

1. حدثنا أبو الحسن محمد بن سعید بن عزیز السمرقندی - الفقیه بأرض بلخ قال: حدثنا أبو أحمد محمد بن محمد الزاهد السمرقندی باسناده رفعه الی الصادق (علیه السلام):
أنه سأله رجل فقال له: ان أساس الدین التوحید و العدل، و علمه کثیر، و لابد لعاقل منه، فاذکر ما یسهل الوقوف علیه و یتهیأ حفظه، فقال (علیه السلام): أما التوحید فأن لا تجوز علی ربک ما جاز علیک، و أما العدل فأن لا تنسب الی خالقک ما لامک علیه.
1. محمد بن محمد زاهد سمرقندی با سند خود تا امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که شخص از آن حضرت پرسید: ریشه و اصل دین، یگانگی و عدالت خداوند است و دانش او هم زیاد است و هر انسان عاقلی، ناچار به قبول آن می باشد. پس چیزی بیان بفرمایید که فهمیدن آن برای ما آسان شود و آمادگی برای حفظ آن فراهم آید؟ حضرت فرمودند: اما درباره یگانگی خداوند (باید بگویم): یعنی آن چه برای تو (به عنوان یک انسان) جایز است، برای خدای تو، جایز نمی باشد. (یعنی آن خصوصیاتی که یک انسان دارد، خداوند ندارد. مثل اینکه ما چون با گوش می شنویم، پس این که خداوند شنواست یعنی با گوش می شنود.) و اما عدالت الهی یعنی این که آن چه تو را نسبت به آن سرزنش کرده است، به آفریدگار خود نسبت ندهی. (مثلا کسی چشم ندارد و نابیناست و نباید بگوید خدا مرا نابینا آفریده است. زیرا نابینایی بر اثر مسائل ژنتیکی است که پدر و مادر رعایت نکرده اند.)
2. حدثنا محمد بن أحمد الشیبانی المکتب (رضی الله عنه)، قال: حدثنا محمد بن أبی عبدالله الکوفی، قال: حدثنا سهل بن زیاد الادمی، عن عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی، عن الامام علی بن محمد، عن أبیه محمد بن علی، عن أبیه الرضا علی بن موسی (علیهما السلام)، قال:
خرج أبو حنیفة ذات یوم من عند الصادق (علیه السلام) فاستقبله موسی بن جعفر (علیهما السلام) فقال له: یا غلام ممن المعصیة؟ قال: لا تخلو من ثلاث: اما أن تکون من الله عزوجل، و لیست منه فلا ینبغی للکریم أن یعذب عبده بما لا یکتسبه، و اما أن تکون من الله عزوجل و من العبد، و لیس کذلک فلا ینبغی للشریک القوی أن یظلم الشریک الضعیف، و اما أن تکون من العبد و هی منه، فان عاقبه الله فبذنبه و ان عفا عنه فبکرمه وجوده.
2. امام جواد (علیه السلام) از پدرشان امام رضا (علیه السلام) نقل کرده اند که آن حضرت فرمودند: یک روز، ابو حنیفه به نزد امام صادق (علیه السلام) آمد و حضرت امام موسی کاظم (علیه السلام) به استقبال او آمد. ابو حنیفه از آن حضرت پرسید: ای پسر! (در آن زمان امام موسی کاظم، سن کمی داشتند) گناه از طرف کیست؟ آن حضرت فرمودند: گناه، از سه حالت خارج نیست: یا این که از طرف خدا می باشد، در حالی که این گونه نیست و سزاوار نمی باشد که به خداوند بخشنده چنین نسبتی بدهیم که بنده خود را به آن چه انجام نداده است، عذاب کند و یا هم از طرف خدا و هم از طرف بنده است که این گونه هم نیست، زیرا برای شریک قوی، سزاوار نیست که به شریک ضعیف خودش ظلم کند و یا این که گناه از طرف بنده است که این، صحیح می باشد. پس خداوند می تواند که به خاطر گناه بنده، او را عذاب کند و می تواند به خاطر بزرگی و بخشش خود، او را ببخشد.
3. حدثنا أبو الحسین علی بن أحمد بن حرابخت الجیرفتی النسابة قال: حدثنا أحمد بن سلمان بن الحسن، قال: حدثنا جعفر بن محمد الصائغ، قال: حدثنا خالد العرنی، قال: حدثنا هشیم، قال: حدثنا أبو سفیان مولی مزینة عمن حدث عن سلمان الفارسی (رحمهم الله) أنه أتاه رجل فقال:
یا أبا عبدالله انی لا أقوی علی الصلاة باللیل؟!
فقال: لا تعص الله بالنهار.
وجاء رجل الی أمیرالمؤمنین (علیه السلام) فقال: یا أمیرالمؤمنین انی قد حرمت الصلاة باللیل، فقال له أمیرالمؤمنین (علیه السلام): أنت رجل قد قیدتک ذنوبک.
3. حدیثی از سلمان فارسی نقل شده است که مردی به نزد ایشان آمده و گفت: ای ابا عبدالله! (کنیه سلمان فارسی بود) من به خواندن نماز شب قادر نیستم. (یعنی از خواب بیدار نمی شوم.)
سلمان فارسی گفت: در روز گناه مکن.
مردی به نزد امیر المؤمنین علی (علیه السلام) آمده و عرض کرد: ای امیر مؤمنان! از نماز شب، محروم می شوم (چه کنم؟) حضرت فرمودند: تو مردی هستی که گناهانت تو را به زنجیر کشانده اند.

6. باب انه - عزوجل - لیس بجسم و لا صورة