التوحید (ترجمه کتاب توحید شیخ صدوق پیرامون صفات و نشانه های خداوند متعال)

نویسنده : شیخ صدوق مترجم : مترجم و شارح:استاد علی اکبر میرزایی‏

مقدمه ناشر

چه سخنگوی خوبیست کتاب(1)
این سخن حضرت علی (علیه السلام) است درباره کتاب که از آن می توان نتیجه گرفت: کتاب خواندن چقدر خوب و مفید است و البته از آن مهم تر، انتخاب یک کتاب مناسب است. کتاب ما را به سفر می برد سفر به دنیای قصه ها، کتابها ما را سوار بر بال خیال به دنیای آرزوهایمان می برند، اما در این سیر و سفر بوسیله کتاب، باید با دقت انتخاب شود چون همانگونه که هر کسی را نمی توان به عنوان یک دوست انتخاب کرد، هر کتابی را هم نمی توان به عنوان یک کتاب خوب انتخاب کرد. زیرا کتاب خوب به ما کمک می کند تا بدانیم در دورترین نقطه دنیا مردم چگونه زندگی می کنند، و پاسخ همه پرسش هایمان را پیدا می کنیم. پس بیایید قدر این دوستان خوب و باوفا را بدانیم و گاهی با آنها همسفر شویم و برویم به سرزمین دانش و علم، به سرزمین حرف های تازه.
به قول (وُلتِر): برگ های کتاب به منزله بالهائی هستند که روح ما را به عالم نور و روشنایی پرواز می دهند.(2)
یا (ویکتور هوگو) می گوید: خوشبخت کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد یا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.(3)
از (دِکارت): نقل شده است مطالعه، یگانه راهی است برای آشنائی و گفتگو با بزرگان روزگار که قرن ها پیش از این، در دنیا بسر برده و اکنون در زیر خاک منزل دارند.(4) با توجه به این که کتاب قصص الانبیاء مرحوم سید نعمت الله جزائری و توحید شیخ صدوق با همت انتشارات علویون طراحی و در پیشدید شما عزیزان قرار گرفته است جا دارد از زحمات برادر عزیز و گرامی جناب حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر میرزائی کمال تشکر و امتنان را داشته باشیم، که با قبول رنجهای فراوان در ترجمه و تدوین این کتاب تلاش مضاعفی کردند.
الللهم فتقبل منا
عاطفه حمامیان قمی مدیر مسئول
انتشارات علویون

مقدمه مترجم و شارح

الحمدلله الاول کل اول، و الاخر بعد کل آخر، و باولیته وجب ان لا اول له و باخریته وجب ان لاآخرله.(5)
از صفات الهی چه بگویم که نه قدرت آن را دارم و نه می توانم درک نمایم؛ پس بهتر است کلام امام علی (علیه السلام) را که در ابتداء مقدمه آوردم، در وصف الهی ترجمه نمایم و اندکی تبیین سازم.
ایشان می فرمایند: ستایش مخصوص خداوندی است که ابتدای هر اولی است یعنی هر کس به نوعی در جنس خود اول است، باید بداند، قبل از او کسی بوده که او را آفریده است. مثل حضرت آدم (علیه السلام) که اولین بشر است، اما خداوند از او هم اول تر می باشد.
در ادامه فرموده اند: و خدایی که بعد از هر آخری، آخر است یعنی آخر هر آخری می باشد و در قسمت پایانی این فراز از سخنان خود می فرمایند: به خاطر اول بودنش، لازم است که نتوان برای او اولی در نظر گرفت و به خاطر آخر بودنش نمی توان پایانی برای او تصور کرد.
این عبارات به خوبی نشان می دهد که خداوند تا چه اندازه بزرگ است و بزرگی او به این است که نمی توان بزرگی اش را تصور نمود و به همین دلیل می گوییم: الله اکبر یعنی خداوند بزرگتر از آن است که وصف کنیم.
با نگاه و دقت در خود و اطراف، چه در آسمان و چه در زمین فقط گوشه ای از بزرگی او را می فهمیم که آن هم با دیدن فهمیده می شود و گرنه این که تا چه اندازه توانسته ایم همان دیدنی ها را درک کنیم، معلوم نیست.
در هر حال بعد از سال ها از خداوند همین را فهمیدیم که اول هر اول و آخر هر آخر است و نسبت به این که نوع اولی و آخری او چگونه است؟ هیچ درکی نداریم.
اما سوال این است که برای بهتر شناختن خداوند چه راهی وجود دارد؟
در جواب می گوییم: بهترین راه این است که در قرآن تدبر کنیم و روایاتی را که در واقع تفسیر قرآن است و از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت ایشان به ما رسیده است را مورد بررسی قرار دهیم و در نتیجه خداوند را در حدی که باید شناخت، بشناسیم.
کتاب (توحید) اثر شیخ بزرگوار صدوق (اعلی الله مقامه الشریف) چنین خصوصیتی دارد یعنی روایات پیرامون خداشناسی با دسته بندی موضوعاتی که در بحث خداشناسی مطرح است را بیان کرده است و بی نظیرترین و بهترین کتاب روایی در این زمینه می باشد و مانند این کتاب پیدا نمی شود.
بنابراین بر ما لازم است که اگر چه خود نمی توانیم درک واقعی از جایگاه خداوند داشته باشیم؛ اما با دقت در این روایات، به وظیفه خود در زمینه خداشناسی عمل کنیم.
اما یک وظیفه بر عهده مترجم چنین کتاب هایی است که در فهم بحث های خداشناسی برای مردمی که زبان عربی نمی دانند، مؤثر است و آن دقت در ترجمه و ساده و روان و به روز ترجمه کردن این روایات است، تا هم الفاظ روایات جزء به جزء ترجمه شوند و همه روان و همه فهم باشد و کسانی که با کتاب های ترجمه ای اینجانب آشنایی دارند، می دانند که سعی من این بوده است که تا حد امکان، این نکات را در ترجمه رعایت کنم.
ترجمه این کتاب که به دست حقیر انجام شده است را به روح ملکوتی مولف کتاب توحید یعنی شیخ صدوق (رحمهم الله) تقدیم می کنم؛ زیرا تلاش های شبانه روزی ایشان در عصری که جمع آوری روایات بسیار سخت و دشوار بود، سبب گردید چنین کتابی نوشته شود.
از خداوند متعال می خواهم که این اثر را مایه برکت در عمر و زندگی حقیر قرار دهد و ما را مشمول دعای حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد.
اللهم وفقنی بطاعتک و بعد معصیتک
مجمع علمی و پژوهشی منادیان اسلام
(پژوهشکده طلاب هرمزگانی حوزه علمیه قم)
قم - اسفند ماه 1386
علی اکبر میرزایی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الواحد الأحد الذی لا شریک له، الفرد الصمد الذی لا شبیه له، الأول القدیم الذی لا غایة له، الاخر الباقی الذی لا نهایة له، الموجود الثابت الذی لا عدم له، الملک الدائم الذی لا زوال له، القادر الذی لا یعجزه شی ء، العلیم الذی لا یخفی علیه شی ء، الحی لا بحیاة، الکائن لا فی مکان، السمیع البصیر الذی لا آلة له و لا أداة، الذی أمر بالعدل، و أخذ بالفضل، و حکم بالفصل، لا معقب لحکمه، و لا راد لقضائه، و لا غالب لارادته، و لا قاهر لمشیئته، و انما أمره اذا أراد شیئا أن یقول له کن فیکون، فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی ء، و الیه المرجع و المصیر.
و أشهد أن لا اله الا الله رب العالمین، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله سید النبیین و خیر خلقه أجمعین، و أشهد أن علی بن أبی طالب سید الوصیین و امام المتقین و قائد الغر المحجلین، و أن الأئمة من ولده بعده حجج الله الی یوم الدین، صلوات الله و سلامه علیهم أجمعین.
قال الشیخ أبو جعفر محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی الفقیه نزیل الری مصنف هذا الکتاب - أعانه الله تعالی علی طاعته، و وفقه لمرضاته - ان الذی دعانی الی تألیف کتابی هذا أنی وجدت قوما من المخالفین لنا ینسبون عصابتنا الی القول بالتشبیه و الجبر لما وجدوا فی کتبهم من الأخبار التی جهلوا تفسیرها ولم یعرفوا معانیها و وضعوها فی غیر موضعها و لم یقابلوا بألفاظها ألفاظ القرآن فقبحوا بذلک عند الجهال صورة مذهبنا، و لبسوا علیهم طریقتنا، و صدوا الناس عن دین الله، و حملوهم علی جحود حجج الله فتقربت الی الله - تعالی ذکره - بتصنیف هذا الکتاب فی التوحید و نفی التشبیه و الجبر، مستعینا به متوکلا علیه، و هو حسبی و نعم الوکیل.

مقدمه مولف

ستایش مخصوص خداوندی است که هیچ شریکی ندارد، تنهایی است که بی نیاز است و کسی شبیه او نیست، اولی است که همیشه بوده است و پایانی ندارد و پایانی است که همیشگی می باشد و انتهایی برای او نیست. وجود ثابتی است که نیستی در او جایی ندارد، پادشاه دائمی است که پادشاهیش نابود نمی گردد، توانایی است که چیزی او را ناتوان نمی سازد، دانایی است که هیچ چیز بر او پنهان نمی شود، زنده ای است که زنده بودنش به زندگی نیست، موجود پایداری است که در مکان قرار نمی گیرد، شنوای بینایی است که برای او ابزار و وسائلی نیست او کسی است که به عدالت دستور می دهد و با فضل می گیرد و با قاطعیت حکم می دهد، که دنباله ندارد و از خواست خود بر نمی گردد و هیچ کس بر اراده او پیروز نمی شود و کسی نمی تواند بر خواست او غلبه کند و هر چه بخواهد تا به وجود آید، می گوید: باش (و آن) به وجود می آید. او منزه است که هر چیزی به دست او و بازگشت همه چیز به سوی اوست. شهادت می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست که پروردگار جهانیان است و شهادت می دهم که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، بنده خدا و فرستاده اوست که سرور پیامبران و بهترین موجودی است که خداوند آفریده است و شهادت می دهم که حضرت علی (علیه السلام)، سرور جانشینان و پیشوای پرهیزکاران و رئیس پیشانی سفیدهای روز قیامت است و امامانی که فرزند آن حضرت هستند، تا روز قیامت، حجت های الهی که درود و سلام خداوند بر آنها باد. شیخ ابو جعفر محمد فرزند علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی که در شهر ری ساکن است و نویسنده این کتاب می باشد (خداوند، او را بر اطاعت خود کمک کرده و در راه خشنودی خود موفق کند) چیزی که باعث شد این کتاب را بنویسم، این بود که گروهی از مخالفین شیعه را دیدم که ما را به تشبیه و جبر نسبت می دادند زمانی که آنها در کتابهایشان، روایاتی را یافتند که نسبت به تفسیر آنها، عاجز و یا جاهل بوده و معانیشان را نمی فهمیدند و آنها را در جای خود به کار نمی بردند و با قرآن هماهنگ و مقابله نمی ساختند، به همین دلیل مذهب ما (شیعه) نزد آنها جلوه بدی پیدا کرد و راه ها بر آنها پوشیده شد و مردم را از دین اسلام منحرف کرده و حجت های الهی (ائمه معصومین) را انکار کردند. پس به خداوند متعال، به واسطه این کتاب درباره توحید و یگانگی او و نفی کردن تشبیه و جبر (و نسبت دادن آن به شیعه) تقرب جستم و به او توکل کردم و او مرا کفایت می کند و بهترین نگهبان می باشد.