پندارها و گفتارهای غلط از دیدگاه قرآن

نویسنده : حجت الاسلام والمسلمین عارف

مقدمه

قرآن دریای بی کران و مواجی است که پر از گوهرهای گرانبها می باشد و باید آن گوهرها را جستجو نمود، به خصوص در زمان ما که نیاز شدیدی به راهنمائی های خداوند احساس میشود.
آن زمان که مشکلات همانند پاره های شب تار، ظاهر میشود و شما را فرا میگیرد بر شما لازم است که به قرآن رجوع کنید یعنی قرآن را ملاک اصلی قرار دهید.
بر اساس همین دستور، باید به مطالعه عمیق قرآن پرداخت. و برای درک بسیاری از آیه های قرآن باید از تاریخ و زندگی مردم در زمان پیامبر اسلام، یعنی آنگاه که آیات قرآن به مناسبتهای خاصی نازل می شد، مطلع بود.
و اینجانب (مولف) بتوفیق خداوند متعال بر آن شدم که دقتی در قرآن نمایم آن حقایقی که برای اجتماع امروز ما نیز بسیار مفید خواهد بود و روشنگر تاریکی هائی که در افکار و عقاید و اخلاق و فرهنگ و معارف دینی مردم می باشد استخراج کرده و به رشته تحریر در آورم از جمله آن حقایقی بود که هنگام خواندن قرآن به ذهن اینجانب رسید و آن آیه هائی که درباره بعضی از پندارها و یا گفتارهای ناصحیح و یا ناپسند بود و قرآن از آنها صریحاً و یا تلویحاً نهی می کند.
به فکرم آمد که پندارها و گفتارهائی که خداوند از آنها نهی کرده باید بسیار مهم و سرنوشت ساز باشند و نمی توان از آنها سرسری با مسامحه گذشت و لازم است که جمع آوری شوند و در دسترس مردم قرار داده شوند و همچنین راه گشائی برای اهل تهذیب و سیر سلوک و آنها که می خواهند عقاید و اخلاق خود را در راستای فطرت الهی قرار دهند بوده باشند.
و این مطالب، نسخه حکیمانه خداوند درباره پندارها و سپس گفتارها می باشد که با تفسیر و توضیح در اختیار مطالعه کنندگان قرار داده ایم
البته در آغاز تالیف این کتاب مقصد ما پرداختن به پندارهای غلط بود و لذا اقدام به جمع آوری آنها نمودیم و با توجه به شرایط زمان رسول خدا و جریان مناسب آن با این زمان توضیحاتی را بر آنها افزودیم.
اما پس از اقدام یعنی تمام کردن بحث پندارهای غلط ناگهان به فکر گفتارها غلط افتادم.
به معجم آیات قرآن و سپس به خود قرآن و تفسیر، مراجعه کردم دیدم: می توان گفتارهای غلط را هم نوشتاری و تشریح کرد و فایده های زیادی از این مطالب عائد ما و دیگران خواهد شد، لذا با عنایت خداوند اقدام به تالیف کتاب مورد نظر نمودم.
خطابات قرآن نسخه های شفا بخش برای امراض درونی و فکری است که نمی توان نسخه هائی حکیمانه تر از آن پیدا کرد و تنزل من القرءان ما هو شفا و رحمة....(1) چنان نسخه حکیمانه و جامعی است که ثقل اکبر هدایت انسانها است یعنی اگر حدیثی بما رسید و به توسط اهل دانش مشخص شد که آن حدیث متضاد با قرآن است معلوم می شود آن حدیث از معصوم صادر نشده و لو در کتاب حدیث به معصوم نسبت داده شده باشد. باید آن حدیث را کنار بگذاریم.
اگر چه قرآن در هزار و چهار صد سال پیش نازل شده و آیات آن ناظر به حوادث زمان خود و دوای درد اجتماع زمان خود بوده اما از آنجا که برای ابد نازل شده ناظر به حوادث آینده نیز هست.
قرآن همیشه تازگی دارد و از خطابات و دستورات کلی آن مسائل آینده نیز استخراج می شود.
یعنی قرآن با دو دیدگاه نازل شده دیدگاه زمان خود و دیدگاه زمان آینده تا وقتیکه بشری بر روی زمین زندگی می کند.
نهی و امر حکیم از اهمیت بسیار و بی نظیری برخوردار است و نمی توان به آنها بی اعتنائی کرد.
آنچه را نهی شده بسیار مهلک و مضر ضرر و هلاکت دنیوی و یا هلاکت روحی و معنویبوده، لذا از آن نهی فرمود

حکیم اگر دوا دهد - در آن دوا شفا بود

من فکر می کنم هر کس که مختصر ایمانی داشته باشد مایل است بداند خداوندی که دانا و حکیم است و به اسرار جهان و اسرار وجود هر موجود و به رازهای وجودی ما مطلع است چه نوع پندار و تفکر و چه گفتاری را بیجا و باطل می داند؟
وقتی که دانستم پندار یا گفتارهای ناروا کدام است پندار و گفتار صحیح و منطقی هم برای ما روشن می شود.
ضمناً عقائد و افکار صحیح و نا صحیح که موجب پندار و گفتار است نیز روشن خواهد شد.
کتاب حاضر مهمترین حقایق را روشن می کند و آیات را در موضوع مورد نظر گرد آوری و با تبیین و تفسیر در اختیار افراد قرار می دهد.
در این نوشتار، تا حدودی بنا را بر اختصار گذاردیم زیرا تفصیل و تشریح مطالب، موجب گستردگی کتاب میشد و احتمالاً از حوصله خوانندگان و خارج می گردید.
کتاب حاضر دو جلد یعنی دو کتاب در یک مجلد یا دو فصل و موضوع مستقل در یک کتاب دو فصلی فراهم شده است فصل اول: پندارها:
که به عبارت است از چهل پندار و فصل دوم: گفتارها:
که عبارت است از هشتاد گفتار و دارای موضوعات و مطالب اعتقادی و اخلاقی و عرفانی و اجتماعی می باشد و در تصحیح اعتقاد و اخلاق و عرفان بسیار راه گشا است.
و کتاب حاضر میتواند برای بسیاری از سخنوران مختصر مجموعه ای آماده شده مورد استفاده قرار گیرد و ضمناً تاریخی فشرده از پیامبران و شایستگان است و مطالعه کنندگان این مجموعه یا پندار و افکار و روحیات و گفتار مردمی که در برابر پیامبران بودند و همچنین به تحمل و حلم و صبر و مقاومت پیامبران آشنا می شوند
و اگر قبلاً آشنا شده اند برای آنان تذکر و یادآوری خواهد بود که تذکر و یادآوری حقایق سرنوشت ساز و بسیار مفید و سازنده اخلاق و رفتار آنها خواهد بود.
نوشتاری که در مقابل شما قرار می گیرد از باب (ادب را از که آموختی) که به لقمان گفته شد جواب داد (از بی ادبان) بوده و یا از باب (تعرف الاشیاء با ضدادها یعنی هر چیز را با ضد خودش میتوان شناخت) گرد آوردیم بدین معنا که وقتی پندار و گفتار غلط را شناختیم طبعاً پندار و گفتار صحیح را هم میشناسیم.
سیر جان علی اکبر عارف

پندارهای غلط

بسم الله الرحمن الرحیم
پندار غلط اول (درباره این پندار که)

دنیا جای راحتی و خوشی است (حتی با وجود دشمنان مهاجم )

قرآن فرمود: آیا گمان کردید داخل بهشت می شوید، بی آنکه حوادثی همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟!
افرادی که گرفتاریها و ناراحتی ها به آنها رسید، و آنچنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادی که به او ایمان آورده بودند در دل خود می گفتند یاری خدا کی خواهد آمد؟! (به آنها گفته شد) آگاه باشید، یاری خدا نزدیک است!(2)
توضیح: مقدماتی که خداوند برای انسان مقرر کرده، بسیار عظیم است و هیچ موجودی و هیچ فرشته ای به چنین مقامی نمی رسد و از آنجا که خدا عادل است و بر قسط قیام دارد.(3) بطوریکه هر جنبنده ای به صورتی از مرجحات و امتیازات برخوردار شده که از طرف خداوند به او ستم نشده و بهره های ذاتی او مطابق عدل و فضل خداوند است. یعنی اگر از فضل خدا استفاده نموده قانون عدالت الهی تیز رعایت شده. مثلا اگر حیوانات از مواهب حیات راحت تر استفاده می کنند و
وابستگی آنها در راستای زندگی به ابزار! طبیعت کمتر است، نقطه ترقی آنها هم پایین نر از انسانهاهاست و درک لذائذ آنها هم محدودتر میباشد. و اگر فرشته، رنج و زحمت انسان را ندارد به مقامات انسان هم نخواهد رسید.
بنابراین اگر فرضا حیوانات احساس کنند که چرا انسان بالاتر از ما خلق شده جواب داده می شود.بار مسئولیت انسان هم از آنها سخت تر و شکننده تر است (هر که بامش بیش برفش بیشتر)مقام حقیقی انسانها به این خاطر از همه پدیده ها و موجودات بالاتر است که مشکلات آنها سهمگین تر و رنج و زحمت آنها از هر پدیده و حیوان بیشتر است.

ساکنان حرم سر و عفاف ملکوت - بامن راه نشین باده مستانه زدند
آسمان بار امانت نتوانست کشید - قرعه کار بنام من دیوانه زدند
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه - چون ندیدند حقیقت راه افسانه زدند

انسان،نه تنها در عمل با مشکلات رو برو است بلکه در انتخاب طریق نیز برای او مشکل پیدا می شود. لذا حافظ به این نکته اشاره کرده زیرا طریق حق از میان هفتاد و سه ملتی است که پیامبر فرمود: امت من، بعد از من، هفتاد و سه فرقه میشوند، یک فرقه آن رستگارند به اصطلاح حافظ، هفتاد و دو ملت آن، افسانه وار سخن می گویند و یک فرقه منطقی است و مستقیم می رود و از طریق قرآن و عترت خارج نمی شود.
بنابراین اگر انسانها ارزشی استثنایی دارند، گاهی در برابر هفتاد و دو راه انحرافی قرار دارند و باید مراقب خود باشند.
این نکته نیز قابل ذکر است که اگر مشکلات نباشد،غالب جوامع رو به رفاه طلبی و بی بند و باری و تبهکاری می روند، بلاها و مشکلات بیدار کننده می باشد.(4)
وقتی که بسیاری از مردم بواسطه دارا بودن نعمت های زیاد به ظلم و ستم و تباهی و غرور دچار می شوند، فقط مشکلات می تواند بیدار کننده آنها باشد، البته این به آن معنی نیست که انسانی، انسان دیگر را دچار سختی نماید. بلکه همه وظیفه داریم در رفع مشکل دیگری بکوشیم. و منظور از مشکلات، همان مشکلاتی است که خداوند مصلحت دانسته نه بی رحمی انسانها.

داد مر فرعون را صد ملک و مال - تا بکرد او دعوی عز و جل
در همه عمرش ندید او دردسر - تا ننالد سوی حق آن بد گوهر
داد او را جمله ملک این جهان - حق ندادش درد و رنج واندهان
زانکه درد و رنج و بار اندهان - شد نصیب دوستانش در جهان
درد آمد بهتر از ملک جهان - تا بخوانی تو خدا را در نهان
درد آمد بهتر از همیان زر - تاترا از خود بسازد با خبر
صبر کردن بهر این نبود حرج - صبر کن الصبر مفتاح الفرج
گفت پیغمبر دو قسم آمد بلا - که مثوبت که عقوبت شد روا
درد آمد مایه لطف خفی - جان انسان می کند پاک و قوی
درد و رنج از حق همه عدل است و داد - چون عروج رتبه بر آن بسته باد
هر عذاب دنیوی لطف خداست - جز عذابی که معاند را سزاست

شاعر دیگر گفته است

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست - هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست
گر بزنندم تیغ در نظرش بی دریغ - دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست
دلشده ای پای بند گردن جان در کمند - زهره گفتار نه کاین چه سبب وان چراست
مالک ملک وجود حاکم رد و قبول - هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست
تیغ بر آر از نیام زهر در افکن به جام - کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست
گر بنوازی بلطف ور بگذاری به قهر - حکم تو بر ما روان زجر تو بر ما رواست
هر که بجور رقیب یا بجفای حبیب - عهد فراموش کند. مدعی بیوفاست

نکته دیگری که در مورد شبیه بودن حال امت های انبیاء گذشته و امت پیامبر اسلام قابل تذکر است این است که این شباهت در مواجه شدن با رنج و بلا، در نتیجه زیاد بودن دشمنان انبیاء و مخالفان حق است که موجب به زحمت افتادن انبیاء و حق طلبان می شود، در واقع عددهای از افراد بشر از روی غرض و یا جهل این همه مشکل را بر سر راه حق طلبان، درست کرده و خداوند از آنها خواسته که مخاصمت در برابر حق را ترک کنند اما به خاطر هوا پرستی ترک نکرده اند.
بعبارت دیگر خداوند چنین چیزی یعنی درگیری با حق طلبان را نخواسته اما چون برنامه خداوند مهلت دادن است، مردم از مهلت سوء استفاده کرده و حق طلبان را با مشکلات و رنج ها رو برو نمایند، در عین حال حق طلبان از مشکلات، حسن استفاده را کرده و آن مشکلات را برای خود خیر و وسیله کمال دانستند و راه صحیح نیز همین است. پس بسیاری از رنجهای نیکان مولود اعمال و رفتار فاسدان است تجربه نشان داده غالب مردم زمام امر خود را کم و بیش بدست هوای نفس داده اند و متاسفانه از راهنمائی عقل و دین سرباز میزنند و کام جوئی را بر حق جوئی مقدم دانسته اند، چنانچه قرآن نیز فرموده اکثر هم لا یعقلون(5) بیشتر مردم تابع عقل نیستند.
غالباً در تاریخ امور مهم اجتماع و هم چنین ثروت بدست افراد نادان افتاده است لذا حافظ گفته است.

فلک(6) به مردم نادان دهد زمام مراد - تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ - دعای نیمه شب و درس صبحگاهت بس
نگویمت که همه ساله می پرستی کن - سه ماه می خور و نه ماه پارسائی کن(7)