الفبای زندگی (آشنایی با اصول و عوامل تحکیم خانواده )

نویسنده : جواد محدثی

پیشگفتار

بسم الله الرحمن الرحیم
کیست که نخواهد زندگی سعادتمندانه داشته باشد؟
کامیابی و سعادت، گمشده و مطلوب همگان است، لیکن اینکه کامیابی به چیست و سعادت در چیست و چگونه به دست می آید، سؤالی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول ساخته است.
اگر زندگی، برخوردار از صلح و صفا، محبت و احترام، قدر شناسی و همکاری، حق شناسی و مراعات حقوق و ادب و آداب شایسته باشد، برای افراد، بهشتی دوست داشتنی پدید می آورد. اما اگر زندگیها از روح تفاهم و معرفت و وفا تهی باشد و نزاع و کشمکش و کینه و کدورت و خود خواهی و خود محوری بر آن سایه افکند، جهنمی بیش نخواهد بود، فرساینده روح و شکنجه گر وجدان!
تا می توان زندگی را به بهشتی مطلوب تبدیل کرد، چرا زیستن در جهنمی سوزان؟ و تا می توان با همدلی و صفا و معنویت، زندگی مشترک را آراست، چرا اختلاف و درگیری و جدایی؟
در سایه زندگی مشترک زن و شوهر، فرزندان به دنیا می آیند، بزرگ می شوند و آداب اجتماعی می آموزند. روح و جان و فکر کودکان هم در همین کانون شکل می گیرد. تربیت فرزندان شایسته و با شخصیت و مفید به حال جامعه، آبرو بخش والدین و زینت بخش زندگی است. بر عکس، بی توجهی به تربیت فرزند، نسلی فاسد، بی هویت و مردم آزار پدید می آورد که مایه رنج روحی و بی آبرویی پدر و مادر و عامل انحطاط جامعه می شود. باز خواست خداوند در قیامت نسبت به این سهل انگاری در تادیب هم به جای خود.
کانون خانواده، هم می تواند مهد انسان سازی باشد، هم می تواند کانون بحران گردد؛ تا رفتار و منش والدین و اهتمامشان به مسائل مهم و حیاتی زندگی چقدر باشد و با بزرگ و کوچک و افراد خانواده و فامیل چگونه برخوردی داشته باشند.
درسهای زندگی را چه زمان باید آموخت؟
بسیاری پس از سپری شدن عمر و در سن پیری، با تجربه های تلخ و شیرین یک عمر، در می یابند، که چگونه باید زیست و چگونه باید معاشرت کرد و چگونه باید فرزند تربیت کرد و تدبیر امور زندگی را بر چه پایه ای باید استوار ساخت، ولی ... دیگر فرصت زیستن و مجال به کار بستن تجربه ها نیست.
اگر تجربه ها را در آغاز زندگی داشته باشیم، حیاتی پربارتر و سعادتمندانه تر خواهیم داشت.
اصول اولیه زندگی برین چیست و الفبای حیات برتر و زندگی مشترک و معاشرت شایسته کدام است؟ و روش مردم دوستانه و خدا پسندانه چیست؟
آنچه در این مختصر می خوانید، چیزی جز الفبای اولیه زندگی سعادتمندانه نیست. به یقین در متون و منابع و کتب مفصل تر، رهنمودهای فراوانی با الهام از مکتب وحی و تعالیم قرآن و عترت آمده است که می سزد آنها را بیاموزیم و به کار بندیم.
امید است الفبای زندگی که نخست در سال 79 طی ده شماره در مجله پیام زن منتشر شد، راهگشای کامیاب زیستن برای همگان، بویژه زوجهای جوان باشد که در آغاز راهند و فراز و نشیبهای زندگی در پیش است و آشنایی با آیین بهزیستی و مردم جوشی و سلامت خانواده، ضروری تر.
قم - جواد محدثی فروردین 80

نهاد خانواده و سازندگیهای ازدواج

نهاد خانواده

انسانها، گر چه واحدهای جدا از هم اند، اما عوامل مختلفی از این آحاد، مجموعه پدید می آورد و آنان را به شکلهای مختلفی با هم و مرتبط با یکدیگر می سازد.
خانواده، یکی از این گونه مجموعه هاست و از مقدس ترین نهادهای اجتماعی و پیوند دهنده افراد به شمار می آید.
آنچه افراد را وادار می سازد که با هم زندگی مشترک و جمعی داشته باشند و در واقع، زیر ساخت پدید آمدن این گونه نهادها نیاز متقابل آنان است، چه در مسایل فکری و حل مشکلات اجتماعی خود، چه در مسایل و زمینه های اقتصادی و اشتغال و معیشت، و چه از نظر روحی و عاطفی و غریزی.
بنیان نهادن نهاد خانواده هم تامین کننده نیازهای روحی و عاطفی انسانهاست، هم روحیه تعاون و ایثار را زنده و تقویت می کند و زمینه ساز بروز استعدادهای انسان می گردد. رمز و راز تاکید شدید اسلام بر ازدواج نیز در همین نکته نهفته است، زیرا با این برنامه، انسانها حیاتی فطری تر و رو به کمال تری می یابند. در بیان نورانی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) ازدواج به عنوان محبوب ترین بنیاد نزد خداوند به شمار آمده است:
ما بنی بناء فی الاسلام احب الی الله عزوجل من التزویج(1).
در حدیث دیگری از آن حضرت، ازدواج به عنوان آبادی یک خانواده، و در مقابل آن، طلاق به عنوان ویران شدن یک خانه با جدایی بیان گشته است. در این حدیث، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ضمن تاکید و تشویق بر ازدواج و عهده داری زندگی و مخارج یک زن، می فرماید: در اسلام، هیچ چیز نزد خداوند محبوب تر از خانه ای که با ازدواج، آباد می شود، نیست. در مقابل، هیچ چیز نزد پروردگار، نکوهیده تر از آن نیست که خانه ای در اسلام، به وسیله، ویران گردد:
ما من شی ء احب الی الله عزوجل من بیت یعمر فی الاسلام بالنکاح، و ما من شی ء ابغض الی الله عزوجل من بیت یخرب فی الاسلام بالفرقة یعنی الطلاق(2).
البته مهمتر از اصل این نهاد و تشکیل خانواده، انگیزه ای است که دو انسان را در سایه ازدواج، به هم پیوند می دهد و زندگی مشترکآغاز می شود. نهاد خانواده با آنکه مقدس و معنی بخش زندگی و آرامش بخش روح و سالم کننده اخلاق و نگهدارنده دین و تامین کننده خلا روحی است، اما اگر غفلت شود، یا انگیزه های ناسالم و غیر متعالی در آغاز کار وجود داشته باشد، یا توان مدیریت نسبت به این نهاد، ضعیف باشد، یا بنابر تفاهم و همدلی دو روح و دو فرد و گذشتن از برخی خودخواهیها نباشد، ممکن است این کانون یا از هم بپاشد و این بنا دچار زلزله اختلافات و تنشهای ویرانگر شود، یا پیوسته بحرانی و رنج آفرین باشد.